آداب و رسوم

دانلود پایان نامه

ابتدای آیه 24 ، بحث آیه گذشته را در باره زنانى که ازدواج با آنها حرام است دنبال مى‏کند و اضافه مى‏نماید که ازدواج و آمیزش جنسى با زنان شوهردار نیز حرام است (وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ).
تنها استثنایى که به این حکم خورده است در مورد زنان غیر مسلمانى است که به اسارت مسلمانان در جنگها درمى‏آیند، اسلام اسارت آنها را بمنزله طلاق از شوهران سابق تلقى کرده، و اجازه مى‏دهد بعد از تمام شدن عده آنها، با آنان ازدواج کنند و یا همچون یک کنیز با آنان رفتار شود (إِلَّا ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ).
آیه 3 (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ ) خطاب به همه مسلمانان است که شما براى دورى از ستم کردن در حق دختران یتیم می توانید از ازدواج آنها خوددارى کنید و با زنانى ازدواج نمائید که موقعیت اجتماعى و فامیلى آنها به شما اجازه ستم کردن را نمی دهد و می توانید از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید. به هر حال آیه فوق دلیل صریحى است بر مسئله جواز تعدد زوجات منتها با شرائطى که به زودى به آن اشاره خواهد شد.
ذکر این نکته نیز لازم است که « واو» در جمله بالا به معنى«او»(یا) می باشد، نه اینکه منظور این باشد که شما مى‏توانید دو همسر به اضافه سه همسر به اضافه چهار همسر که مجموع آنها نه نفر مى‏شود انتخاب کنید زیرا اگر منظور این بود باید صریحا عدد نه ذکر شود نه به این صورت از هم گسسته و پیچیده به علاوه از نظر فقه اسلام این مسئله جزو ضروریات است که زائد بر چهار همسر مطلقا ممنوع است.
در ادامه آیه 3 خداوند دستور می دهد، همان طور که اگر می ترسید در مورد یتیمان گرفتار بی عدالتی شوید، در مورد زنان نیز چنین باشید و به شما اجازه داده می شود که، با رعایت عدالت از یک تا چهار همسر داشته باشید ( فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا ) و اگر می ترسید عدالت را در مورد همسران متعدد رعایت ننمایید، تنها به یک همسر اکتفا کنید تا از ظلم بر دیگران بر کنار باشید. این قانون اسلام است در مورد ازدواج با زنان و جوابی است به درخواست مردم از رسول اکرم 6که در آیه 127 همین سوره آمده است (وَ یَسْتَفْتُونَکَ فِی النِّساءِ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فِیهِن….‏). از تو مى‏خواهند که احکام خدا را در باره زنان بیان کنى. بگو: « خداوند حکم خود را در باره زنان بیان مى‏دارد » و ارتباط تنگاتنگ این دو آیه است که نشان می دهد نظر اسلام این است که مردان اجازه دارند با چهار زن البته به شرط رعایت عدالت ازدواج کنند و اگر ترس از عدم رعایت عدالت دارند به یک زن اکتفا کنند.
در باره عدالت همسران ، آنچه مرد موظف به آن است رعایت عدالت در جنبه های عملی و خارجی است چه این که عدالت در محبتهای قلبی خارج از قدرت انسان است که در آیه 129 به این امر اشاره شده است (وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ …..). در عین حال برای این که مردان از این حکم ، سوء استفاده نکنند به دنبال این جمله می فرماید؛ (فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَهِ) ولى شمابه کلى تمایل خود را متوجه یک طرف نسازید که دیگرى را به صورت بلا تکلیف در آورید، زیرا اینکار شما را نسبت به آنها به ستم مى‏کشاند. پس عدالتی که شرط گرفتن بیش از یک همسر می باشد، در آیه 129 کاملا توضیح داده شد. و این سه آیه کاملا با هم ارتباط دارند.
مساله ازدواج موقت در اسلام نیز در این سوره به آن اشاره شده است. (…فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً…) این قسمت از آیه 24، اشاره به مسئله ازدواج موقت و به اصطلاح( متعه) است و بر مردان دادن مهر زنان را در این نوع ازدواج واجب می کند و از آن استفاده مى‏شود که اصل تشریع ازدواج موقت، قبل از نزول این آیه براى مسلمانان مسلم بوده که در این آیه نسبت به پرداخت مهر آنها توصیه مى‏کند.
احکام ازدواج با کنیزان نیز در زیر مجموعه احکام نکاح قرار دارد که در این سوره به آن اشاره شده است. اما این نوع ازدواج در اسلام شرایطی دارد که آیه 25، شرائط ازدواج با کنیزان را بیان مى‏کند.
اولین شرط ازدواج با کنیزان این است که کسانى که قدرت ندارند با زنان آزاد، ازدواج کنند مى‏توانند با کنیزان ازدواج نمایند زیرا مهر و سایر مخارج آنها معمولا سبکتر و سهل‏تر است ( وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلاً أَنْ یَنْکِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُم‏). البته منظور از ازدواج با کنیزان این نیست که صاحب کنیز با کنیز ازدواج کند، بلکه با شرائط خاصى که در کتب فقهى ذکر شده مى‏تواند همانند همسر با او رفتار نماید، بنا بر این منظور ازدواج افراد غیر مالک با کنیز است. در عبارت (مِنْ فَتَیاتِکُمُ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمانِکُمْ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْض‏)(25)، تعبیر به «مؤمنات» نشان می دهد که باید حتما کنیز مسلمان باشد تا بتوان با او ازدواج کرد و بنا بر این با کنیزان اهل کتاب ازدواج صحیح نیست.
شرط بعدی در ازدواج با کنیزان، اجازه مالک آنهاست (فَانْکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ ) و بدون اجازه او این ازدواج باطل است.
درآیه 25 از جمله (وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) استفاده مى‏شود که باید مهر متناسب و شایسته‏اى براى آنها قرار داد، و آن را به خود آنان داد.
با توجه به عبارت (مُحْصَناتٍ غَیْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ ) یکى دیگر از شرائط این ازدواج آن است که کنیزانى انتخاب شوند که مرتکب عمل منافى عفت، نگردند خواه به صورت آشکار بوده باشد (غیر مسافحات) و یا به صورت انتخاب دوست پنهانى (و لا متخذات اخدان).
عبارت (ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْکُمْ ) از آیه 25 نشان می دهد این ازدواج با کنیزان براى کسانى است که از نظر غریزه جنسى شدیدا در فشار قرار گرفته‏اند و قادر به ازدواج با زنان آزاد نیستند، بنا بر این براى غیر آنها مجاز نیست و عبارت ( وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَکُمْ ) گویای این مطلب است.
2-1-2-1-1-2- مهریه
یکی از حقوق مسلم زنان در ازدواج که شرع اسلام هم قبول داشته، می پذیرد و بر آن تاکید دارد بحث مهریه می باشد. در عصر جاهلیت نظر به این که برای زنان ارزشی قائل نبودند، آداب و رسوم غلط و ظالمانه ای را در این باب اجرا می کردند. اسلام بر تمامی این رسوم ظالمانه خط بطلان کشید و مهر را به عنوان یک حق مسلم به زن اختصاص داد. در 10 آیه از سوره مبارکه نساء در مورد مهر زنان و برخی از جزئیاتش توضیح داده است، که به بررسی آن می پردازیم .
درقسمتی از آیه 24 شرط صحت ازدواج موقت، تعیین مهر از طرف مردان برای زنان دانسته شده است، همان طور که در ازدواج دایم تعیین مهر، شرط صحت می باشد (….. وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً ).
بعد از آنکه اصل وجود مهریه در هر دو نوع ازدواج دایم و موقت در اسلام واجب اعلام شد در ادامه ذکر این نکته جا دارد که مقدار تعیین شده می تواند با رضایت طرفین تغییر کند و تغییر مقدار، لطمه ای به اصل عقد وارد نمی کند (….. وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً) (24).
در ابتدای آیه 4 خداوند خطاب به مردان می گوید که مهر زنان را به طور کامل به عنوان یک بدهى یا یک عطیه به آنها بپردازید (وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه).
در آغاز آیه براى حفظ حقوق زنان با صراحت دستور می دهد که باید تمام مهر را به آنان پرداخت کنند، ولى در ذیل آیه براى احترام گذاردن به احساسات طرفین ومحکم شدن پیوندهاى قلبى و جلب عواطف می گوید که، اگر زنان با رضایت کامل خواستند مقدارى از مهر خود را ببخشند براى شما حلال و گوارا است و می توانید آن را به ایشان ندهید (فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً) (4).
در آیه 127 خداوند به شرح احکامی مهم در مورد زنان می پردازد تا سوال مردم از رسول6مبنی بر فتوا خواستن در مورد زنان پاسخ داده شود. یکی از این موارد، سفارش به پرداختن حقوق دختران یتیم است. گاهی برخی از مردان بدون اینکه حق دختران یتیم را به ایشان بدهند می خواستند با آنها، اگر صاحب جمال بودند ازدواج کنند. ازدواج با دختران یتیم در صورتی که حق آنها به طور کامل داده شود بلامانع است (وَ یَسْتَفْتُونَکَ فِی النِّساءِ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فِیهِنَّ وَ ما یُتْلى‏ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ فِی یَتامَى النِّساءِ اللاَّتِی لا تُؤْتُونَهُنَّ ما کُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ …..).
از آنجا که قوانین اسلام بسیار عادلانه از طرف خداوند قرار داده شده است در ادامه آیه 25 عبارت (وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) نشان می دهد که باید برای ازدواج با کنیزان، مهر متناسب و شایسته‏اى براى آنها قرار داد، و آن را به خود آنان داد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.