تمام تکنیک­های کششی مبتنی بر یک پدیده­ی نوروفیزیولوژیک است که مستلزم بازتاب کششی می­باشد. دو تا ازگیرنده­های عصبی عضلانی که در بازتاب کششی مهم هستند، عبارتنداز: دوک عضلانی و اندام تاندونی گلژی. هردوی این گیرنده­ها به تغییرات طول عضله حساسند، ضمن اینکه اندام­های وتری گلژی تحت تاثیر تغییرات در تنش عضله نیز قرار می­گیرند (8). عمل اصلی این دوک­ها واکنش در برابر کشش به یک عضله، ازطریق عمل بازتاب، با انقباض قوی­تر جهت کاستن از این کشش است (10). دوک­های عضلانی دو نوع پایانه­ی حسی اولیه (І) و ثانویه (ІІ) دارند. انتهای تارهای عصبی آوران ثانویه ІІ نسبت به کشش عضلانی کمتر از تارهای عصبی آوران اولیه aІ حساس هستند. اختلاف اصلی بین پایانه­های عصبی آوران اولیه وثانویه، در نوع ارتباط و شکل اتصال آن­ها با سیستم عصبی مرکزی است. وقتی پایانه تار عصبی اولیه در اثر کشش عضله­ای فعال شود و ایمپالسی از تار aІ به نورون­های حرکتی آلفا هدایت شود، موجب تسهیل همان عضله کشیده شده و تعدادی از عضلات عمل کننده خواهد شد و همزمان از فعالیت عضلات مخالف جلوگیری می­کند. این پایانه­ها می­توانند به طور موثری تنش عضلانی، طول و سرعت کوتاه شدن عضله را در تمام دامنه حرکتی عضو تنظیم و کنترل کنند (1). هنگامی­که عضله توسط تنش یا کشش اضافی تحریک می­شود (10) و یا هنگامی ­که کشش عضله برای یک دوره­ی زمانی طولانی (دست کم 6 ثانیه) ادامه یابد (8)، اندام­های وتری گلژی به تغییر در طول پاسخ می­دهند و تنش را از راه فرستادن ایمپالس­های حسی خودشان به سوی نخاع افزایش می­دهند. برخلاف ایمپالس­های ارسالی از سوی دوک­های عضلانی (مقاومت بازتابی در مقابل کشش به وجود می­آورد)، ایمپالس­های ارسالی از سوی اندام­های تاندونی گلژی، سبب آرمیدگی بازتابی عضله مخالف می­شوند. این بازتاب آرمیدگی به عنوان یک مکانیسم محافظتی عمل می­کند (8). این گیرنده­ها به هنگام تحریک از انقباض عضلات موافق جلوگیری و عضلات مخالف را تحریک می­کنند (12).

Written by