آیات و روایات

دانلود پایان نامه

برای روشن شدن این قسم از توحید لازم است که ابتدا به چیستی عبادت بپردازیم
2-4-3-1- عبادت چیست
آیت الله طاهری خرم آبادی در بیان چیستی عبادت چنین می‌گوید:
عبادت به معنای خضوع و تذلّل است؛ یعنی انسان به خود حالت ذلت و خضوع بدهد. بعضی عبادت را چنین معنا کرده اند: «غایه الخضوع» پاره ای نیز «عبادت» را به اطاعت معنا کرده‌اند… اما هیچ یک از این معانی مورد نظر قرآن نیست… زیرا هر خضوع و تذللی عبادت محسوب نمی‌شود، اگر چنین باشد باید اکثر مردم مشرک باشند، زیرا آنان در برابر هم خضوع و تذلل و احترام می کنند و دست آنها را می بوسند و خم و راست می‌شوند. آیا این واقعاً طرف مقابل را اطاعت کرده و مرتکب شرک شده است؟ قطعاً چنین نیست. …
خضوع فرزند در برابر پدر و مادر و شاگرد به استاد، هرگز عبادت و پرستش نیست یا سربازی که از فرمانده خود اطاعت می‌نماید او را پرستش نکرده است؛ پس معنای دوم و سوم عبادت نیز جامع و مانع نیست و محل بحث ما را شامل نمی شود. عبادتی که مرز بین توحید و شرک است، معنای خاصی دارد. … در فارسی معادل «عبادت»، «پرستش» است، هر خضوعی پرستش نیست مگر مجازاً اطلاق شود و إلّا خضوع کردن هرگز به معنای عبادت و پرستش نیست.در برخی آیات شریفه، خداوند به مومنین خطاب می کند که در برابر پدر و مادر خضوع کنید، آیا معنای آن این است که ما والدین را عبادت و پرستش کنیم؟ هرگز منظور خداوند این نیست؛ زیرا خداوند هرگز مردم را به شرک و عبادت غیر خدا فرا نمی‌خواند؛ درباره احترام به والدین می‌فرماید: «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَه وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا» همچنین در آیه دیگر می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ» در این جا مراد از «اذله»، یعنی در برابر مومنین خود را متواضع و کوچک می‌شمارند و خضوع و خشوع دارند. این جا منظور خداوند آن نیست که آنان مومنین را عبادت می کنند، چون هر خضوع و ذلتی عبادت محسوب نمی‌شود. …
برخی افراد در برابر حاکمان و سلاطین، سر تعظیم فرود می‌آورند و یا حتی در برابر آنان به حالت سجده می افتند، این تعظیم و به خاک افتادن به قصد عبادت انجام نمی‌گیرد، اگرچه به نظر ما برای غیر خدا احترامی مثل سجده کردن حرام می‌باشد، اما با این وصف این عمل را عبادت نمی‌گویند. حتی خود سجده کنند این کار را به قصد عبادت انجام نمی‌دهد.
در قرآن کریم در دو مورد درباره سجده به انسان ها سخن به میان آمده و هیچ کدام از آنها تقبیح نشده است: یکی سجده ملائکه برای حضرت آدم و دیگری سجده والدین حضرت یوسف بر او.
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَهِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»، «وَرَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا». قطعاً در این دو آیه شریفه مراد از سجده عبادت کردن نیست؛ زیرا اگر چنین باشد نتیجه آیه این می شود که همه ملائکه مشرک شده‌اند مگر ابلیس که سجده نکرد و یا در آیه دوم – نعوذ بالله – بگوییم حضرت یعقوب و همسرش بخاطر سجده کردن برای یوسف، مشرک شده اند و حال اینکه قطعاً چنین نیست، زیرا خضوع و تذلل گرچه به صورت سجده کردن باشد، عبادت محسوب نمی شود.
ایشان پس از بیان این مقدمات درباره چیستی عبادت می‌گوید:
با مراجعه به آیات و روایات روشن می‌شود که «عبادت» آن است که انسان هر کاری را که می کند – اعم از قولی و فعلی – باید طرف مقابل را معبود و رب و اله خود بداند تا عبادت بر آن صدق کندغ مثلاً اگر انسان در برابر شخصی خضوع و تذلل کند به این قصد و نیّت که او را خدا و رب خویش بداند طبیعتاً این عبادت محسوب می شود. … سجده و عبادت تنها برای مالک حقیقی جایز است. مالک حقیقی کسی است که حیات و ممات، روزی و صحّت و سلامت و همه چیز بنده و عبد در اختیار اوست؛ اگر او بخواهد من زنده هستم و اگر او نخواهد من زنده نخواهم بود، این مالک حقیقی است و در برابر چنین مالکی، کرنش و خضوع و سجده کردن به قصد این که او رب و اله من است، عبادت و پرستش اوست و به این امر شده ایم که خداوند را عبادت و پرستش کنیم.
پس عبادت یعنی خضوع لفظی و یا عملی که از اعتقاد به الوهیت و ربوبیت معبود سرچشمه گیرد، به تعبیر دیگر، عبادت اظهار بندگی و عبودیت در برابر کسی است که او را خدا و مدبر امور ]بطور استقلال[ می داند و شئون مختلف انسان از قبیل مرگ، حیات، رزق، سعادت، و شقاوت به دست اوست.
مرحوم کاشف الغطاء نیز در همین زمینه در کتاب منهج الرشاد که رد بر افکار و اندیشه‌های ابن تیمیه است می‌گوید:
لاریب انه لا یراد بالعباده التی لا تکون إلا الله، و من أتی بها لغیر الله فقد کفر، مطلق الخضوع و الخشوع و الانقیاد، کما یظهر من کلام اهل اللغه، و إلا لزم کفر العبد و الأُجراء، و جمیع الخدّام الأُمراء، بل کفر الأبناء فی خضوعهم للآباء، و جمیع من تواضع للإخوان، أو لأحد من أصحاب الإحسان.
و إنّما الباعث علی الکفران، الانقیاد لبعض العباد مع اعتقاد استحقاقهم ذلک بالاستقلال من دون توجه الأمر من الکریم المتعال، و أنّ لهم تدبیراً و اختیاراً.
بی گمان مراد از عبادتی که می‌گوییم نباید جز برای خدا باشد و هر که بدان غیر خدا را عبادت کند کفر ورزیده است، تمامی گونه‌های خضوع، خشوع و اطاعت نیست. این حقیقت از سخن اهل لغت آشکار می شود و گرنه کفر غلامان و مزدوران و تمامی خادمان فرمانروایان بلکه کفر فرزندان هنگام کرنش در برابر پدران و مادران و کفر هر آن که در برابر برادران یا نیکوکاران تواضع کند، لازم می‌آید.
در حقیقت آنچه مایه کفر می‌شود، اطاعت از برخی بندگان خداست، بدین باور که آنان در ذات خویش و بدون این که کار را به خدا نسبت دهیم شایستگی این اطاعت را دارند و نیز صاحب تدبیر و اختیارند.
با توجه به آنچه بیان کردیم در توضیح توحید عبادی می‌گوییم:
عبادت و بندگی و خضوع در برابر کسی از این نظر که خداست و یا کارهای خدایی انجام می دهد، از آن خداست و جز او نباید کسی را پرستش نمود، زیرا خضوع و بندگی در برابر کسی بخاطر یکی از دو ملاک زیر باید باشد و هیچ کدام از این دو ملاک در غیر خدا وجود ندارد:
معبود از نظر کمال به حدی برسد که از نقص و عیب پیراسته باشد، برتری او ایجاب می‌کند که هر فرد با وجدانی در برابر آن خضوع نماید و او را تا حد بندگی پرستش کند.
موجودی را از آن جهت بپرستیم که پدید آورنده جهان و انسان، بخشنده جسم و جان و دهنده نعمت و برکت است و اگر یک لحظه رشته ی فیض او گسسته گردد، اثری از هستی نمی‌ماند.
بنابراین توحید عملی یا توحید در عبادت یعنی یگانه پرستی، به عبارت دیگر، در جهت پرستش حق یگانه شدن. البته عبادت از نظر اسلام مراتب و درجاتی دارد. روشن ترین مراتب عبادت، انجام مراسم تقدیس و تنزیه است که اگر برای غیر خدا واقع شود مستلزم خروج کلی از جرگه اهل توحید و از حوزه اسلام است. و از نظر اسلام پرستش منحصر به این مرتبه نیست؛ هر نوع جهت اتخاذ کردن، ایده‌آل گرفتن و قبله معنوی قرار دادن، پرستش است. آن کسی که هواهای نفسانی خود را جهت حرکت و ایده‌آل و قبله معنوی خود قرار بدهد آنها را پرستش کرده است. أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ آن کسی که امر و فرمان شخص دیگری را که خدا به اطاعت او فرمان نداده، اطاعت کند و در برابر او تسلیم محض باشد او را عبادت کرده است:
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.