آیت الله جوادی آملی

دانلود پایان نامه

وجود برخی اختلافات درمیان مسلمین در مسأله توحید و شرک، ضرورت آشنایی هر چه بیشتر ما را با این مسأله اساسی آشکار می‌سازد تا در سایه ی چنین بینش وسیعی اختلافات از میان برخیزد و اتهامات بی اساس دفع گردد.
2-4- مراتب توحید
پس از آنکه از مفهوم توحید و اهمیت آن آگاهی یافتیم به بررسی توحید می پردازیم. توحید دارای 15 مرتبه است که در ادامه به توضیح این مراتب می‌پردازیم و در واقع عقیده تشیع را درباره هر یک از آنها بیان می‌کنیم. اقسام توحید عبارتند از
2-4-1- توحید در ذات
آیت الله جوادی آملی در توضیح توحید در ذات آورده:
توحید ذاتی در اصطلاح رایج، بدین معناست که خداوند یگانه بوده، هیچ مثل و مانند و شریک و همتایی ندارد، اما گاه توحید ذاتی به معنای گسترده تری بکار می‌رود و علاوه بر معنای فوق، شامل بساطت ذات الهی و سلب ترکیب از خداوند نیز می‌گردد در این دیدگاه عام، توحید ذاتی مشتمل بر دو مطلب است .
الف) خداوند احد و یکتاست، یعنی هستی محض است که درون او جزء راه ندارد، بر خلاف شیء مرکب که از چند جزء تشکیل می‌شود، ذات او از هر جهت بسیط و «لا جزء له» است و در او دو «تا» و سه «تا» و هیچ گونه ترکیبی فرض ندارد. این بُعد از توحید ذاتی در واقع برابر با نفی هر گونه کثرت «درون ذاتی» از خداوند سبحان است.
ب) خداوند واحد و یگانه است یعنی خداوند هستی محض است که «لا شریک له» و «لیس له فی الأشیاء شبه». این بُعد از توحید به معنای نفی کثرت «برون ذاتی»؛ یعنی در کنار ذات خداوند ذات دیگری که آن هم خدا باشد وجود ندارد.
بُعد نخستِ توحید ذاتی را می توان «نفی ترکیب» و بُعد دوم را «نفی تعدد» از ذات خداوند دانست، به تعبیری بُعد اول را توحید احدی و بُعد دوم را توحید واحدی نامید.
2-4-1-1- توحید ذاتی در قرآن
توحید خدای سبحان و تنزیه ذات او و نفی هر گونه تقسیم یا ترکیب بیرونی، وهمی و عقلی از او جزو معارفی است که در قرآن نیز بدان پرداخته شده است.در زیر به برخی از این آیات اشاره می‌کنیم:
«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ»: درباره مفردات آیه بین مفسران اختلاف است. برخی از مفسران همچون فخر رازی و آلوسی می‌گویند: آیه در صدد نفی مماثلت و مشابهت از مثل خداست. وقتی کسی شبیه مثل خدا نبود مسلماً شبیه خود خدا هم نخواهد بود؛ پس خدا یقیناً بی مانند است.بسیاری دیگر از مفسران چون مرحوم طبرسی و علامه طباطبایی کاف را زائد می‌دانند که برای تأکید نفی آمده است. ولی همه مفسران بر این معنا متفق‌اند که آیه در صدد نفی نظیر و مانند برای ذات خدا و بیانی جامع برای همه اوصاف سلبی حق تعالی است. ذات الهی از هر جهت غیر متناهی و غیر محدود است و سایر موجودات متناهی و محدوداند و ذات نامحدود را نمی‌توان با پدیده های محدود قیاس و تنظیر کرد.
«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ * وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ»: این سوره شریفه خدای تعالی را به یکتایی ذات می‌ستاید که همه چیز در همه نیازهای وجودی به او رجوع می‌کنند و او را در ذات و صفات و افعال شریکی نیست. این همان توحید ویژه قرآن است که مبنای همه معارف اسلامی قرار گرفته است. واژه «اَحد» مانند «واحد» از ریشه «وحدت» گرفته شده جز این که «اَحد» وصف چیزی است که نه در خارج و نه در ذهن، کثرت نمی‌پذیرد؛ از این رو داخل در عدد نیست. بر خلاف «واحد» که کثرت پذیر است، چون هر واحدی دومی و سومی- در خارج یا ذهن یا به فرض عقل – دارد.
«سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» : خدای سبحان در ذات خود واحد است، بدونه آنکه شریک و مماثلی در ذات ذاشته باشد و نیز در صفات ذاتی، مانند حیات و علم و قدرت که عین ذات او هستند در شئون خود که از لوازم ذات اوست، مانند آفرینش، مالک بودن، عزت و کبریایی واحد است.
قرآن درباره باری تعالی از وحدتی سخن می‌گوید که با فرض هر کثرت و تمایزی در ذات و صفات ناسازگار است؛ از این رو همه آیاتی که خدا را به «قهاریت» وصف می‌کند، ابتدا وصف وحدت را بیان می‌دارد تا این نکته را گوشزد کند که وحدت خدا به هیچ فرض کننده‌ای اجازه فرض مماثل را برای خدا نمی‌دهد چه رسد به اینکه در خارج چنین اتفاقی افتاده است. وصف خدا به وحدت چیره بر هر شزیک فرضی برای غیر خدا از معبودهای فرضی جز اسم باقی نمی‌گذارد؛ یعنی الهه مشرکان فقط دارای اسم اله‌اند و هیچ سهمی از مسمّای آن ندارند.
2-4-2- توحید در صفات
آیت الله جعفر سبحانی در این باب چنین معتقد است که:
مقصود از توحید در صفات این است که صفات خدا عین ذات اوست. یعنی اگر می‌گوییم خدا عالم است به این معنی نیست که ذات خدا جدا و علم او جداست، بلکه معنای آن این است که خدا عین علم است. همینطور وقتی گفته می‌شود خدا توانا و زنده است معنایش این نیست که توانایی و زنده بودن، زائد بر ذات او است بلکه منظور این است که ذات او، عین قدرت و حیات است، زیرا در غیر این صورت نتیجه این می‌شود که خدا از دو جزء (ذات و صفات) مرکب باشد در حالی که ترکیب مستلزم احتیاج و نیاز است و نیاز با خدا بودن که باید از هر جهت غنی و بی نیاز باشد سازگار نیست.
هرگاه بگوییم که خدا از ترکیب ذات و صفات پدید آمده است در این صورت خداوند مرکبی می‌شود که به اجزاء خود احتیاج دارد؛ یعنی اگر هر یک از این دو جزء نباشد خدایی وجود نخواهد داشت. این جا است که از روی برهان فلسفی می‌گویند ذات خداوند عین صفات اوست و ذات او همان علم و قدرت و دیگر صفات ذاتی است.
همچنان که ذات خدا عین صفات اوست همچنین هر یک از صفات او عین دیگری است؛ یعنی حقیقت علم او غیر از قدرت او نیست تا بگوییم قسمتی از ذات او را علم و قسمت دیگر را قدرت تشکیل می دهد، بلکه سراسر ذات او علم و قدرت و دیگر صفات ذاتی او می‌باشد و نیز صفات او عین یکدیگر هستند زیرا اگر چنین نباشد باز موضوع ترکیب ذات پیش می‌آید و ترکیب همان طور که گفته شد با خداوند بودن سازش ندارد.
این جا است که از روی برهان فلسفی می‌گویند: ذات خداوند عین صفات او و ذات او همان علم و قدرت و دیگر صفات ذاتی او است. و همچنان که ذات خدا عین صفات اوست، همچنین هر یک از صفات او عین صفات دیگر است؛ یعنی حقیقت علم او غیر از قدرت او نیست تا بگوئیم قسمتی از ذات او را علم و قسمت دیگر را قدرت تشکیل می‌دهد، بلکه سراسر ذات او علم و قدرت و دیگر صفات ذاتی او می‌باشد و نیز صفات او عین یکدیگر هستند زیرا اگر چنین نباشد باز موضوع ترکیب ذات از دو جزء پیش می‌آید و ترکیب همانطور که گفته شد با خداوند بودن سازش ندارد.
2-4-3- توحید عبادی یا عملی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.