الف: وضعیت تندرستی

شامل نوع CP، اختلالات آناتومیکی، شدت اختلالات حرکتی درشت و ظریف می باشد (118, 119).

ب: کارکردها و ساختارهای بدن

کارکردهای بدن به کارکرد فیزیولوژیکی سیستم بدن و ساختار بدن به بخش های آناتومیکی بدن اشاره دارد. شاخص های مرتبط با کارکرد و ساختار بدن شامل اختلالات شناختی، صرع[1]، معلولیت های یادگیری، درد سفتی، اختلالات بینایی و ارتباطی، قدرت عضلانی، انعطاف پذیری، تعادل و……. می باشد (118, 120)

ج: فعالیت

بر طبق مدلICF، مفاهیم فعالیت به ظرفیت کودک برای انجام دادن فعالیت های روزانه اشاره دارد. فعالیت ها به اجرای یک تکلیف یا عمل به وسیله شخص شامل ایستادن، راه رفتن، دویدن، پریدن، بالا رفتن از پله و ….. اشاره دارد (120).

د: مشارکت

مشارکت عملکرد واقعی کودک در زندگی روزمره اش می باشد (114). مشارکت به عنوان درگیری فرد در موقعیت های زندگی تعریف می شود که شامل تفریح و فعالیت های ورزشی مانند رفتن به مدرسه، درگیر شدن در روابط اجتماعی و فعالیت های در وقت آزاد می باشد.

و: عوامل فردی

شامل سن، جنس، جو انگیزشی و لذت، خلق و خو، آزادی ادراک شده در فعالیت های اوقات فراغت، آسیب، نبود انرژی، ترس از آسیب های رشدی، نگرش، خودپنداره، پیشینه زندگی کودک و عوامل فیزیولوژیکی می باشد (121, 122).

ه: عوامل محیطی

محدودیت های بیرونی آن هایی هستند که خارج از منابع فردی کودک قرار دارند که می تواند به ویژه در شرایط حمایت و مداخله بر پیامدهای حرکتی تاثیر بگذارند. بنابراین تاثیرهای عوامل بیرونی نسبت به عواملی که به طور مستقیم بر زندگی کودکان تاثیر می گذارند، بسیار متغیرتر می باشد و بیشتر به صورت غیرمستقیم و از طریق تعدادی مراحل به ترتیب می توانند روی کودک اثر گذار باشد. این محدودیت های بیرونی شامل زمینه های محیط یادگیری کودک و متغیرهای تکلیف مانند تمرین سازماندهی شده برای فرایندهای یادگیری می باشد (74). در مداخله بوم شناختی (زیست شناختی)[2]، ساجدن و هندرسون (2000) محدودیت های محیطی را به اجزای منزل (محیط خانه)، مدرسه، سلامت (بهداشت) و جامعه تقسیم کرده اند. همه این عوامل اثر مستقیم یا غیر مستقیم بر پیامدهای حرکت دارند. در منزل مقدار زمان در دسترس یک عامل مهم به عنوان روال روتین خانواده است. در مدرسه تعداد کارشناسانی که در دسترس هستند و تخصیص منابع ممکن است اثرات متفاوتی بر پیامدهای حرکت داشته باشند. مشارکت[3] یک عامل ضروری برای یک کودک با فلج مغزی می باشد، بنابراین حمایت جامعه و در دسترس بودن فعالیت هایی مانند اوقات فراغت یک عامل تعیین کننده در پیامدهای و نتایج مربوط به تندرستی می باشد. عوامل خانه، مدرسه، بهداشت و جامعه به عنوان متغیرهای ضروری در زندگی روزمره کودک با فلج مغزی می باشد. دو کودک با منابع های یکسان و با وضعیت های مشابه (مانند همی پلژی متوسط فلج مغزی) ممکن است عوامل شخصیتی مانند الاستیستی (حالت ارتجاعی) و انگیزش یکسانی داشته باشند، اما به دلیل این که آن ها در مجموعه های محیطی متفاوتی قرار داشته اند، پیامدهای حرکتی و زندگی آن ها می تواند متفاوت باشد (123).

مثال های از عوامل محیطی (119, 124):

  • آژانس های حمایت از سلامت و آژانس های آموزشی
  • حمایت در خانه
  • پشتیبانی و سازمان در مدرسه
  • دسترسی به فعالیت های جسمانی
  • تجهیزات و امکانات آموزشی
  • وضعیت های اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی
  • فرصت های موجود در جامعه
  • وسایل کمکی
  • توقعات و انتظارات (والدین و مدرسه)

محدودیت های محیطی می تواند تحت کنترل والدین، معلمان یا درمانگران باشند و یا به طور طبیعی در محیط اتفاق می افتد

[1] . Epelipsy

[2] . Ecological intervention

[3] . Participation

Written by