احترام به دیگران

دانلود پایان نامه

ب) گذشت به رفع احتمال خطا و شبهه می پردازد: مواردی که احتمال خطا وشبهه ای وجود دارد، بهتر است از اجرای حدود خودداری شود. چرا که اگر در عفو اشتباه شود بهتر از آن است که در مجازات اشتباه گردد.اما زمانی که اعمال ناشایست در روح و جان ملکه ی انسان شده باشد قطعاً باید قاطعیت به خرج داد.
ج) عفو برای برقراری عدالت است: عفو و گذشت به معنای عدم اجرای عدالت نیست و اجرای عدالت تنها به اجرای مجازات منحصر نمی شود. امام علی علیه السلام می فرمایند: «چون جرم کسی نزد تو ثابت شد، عدالت را به نیکی اجرا کن؛ زیرا عدالت همراه با عفو و گذشت برای انسان عاقل شدیدتر (کارسازتر) از اجرای مجازات است.»
د )عفو برای باز گرداندن انسان های خطاکار به دامان لطف و رحمت الهی است:برخی رفتارها و گناهان تنها بهحوزه ی اجتماعی موکول نمی شود بلکه می تواند راه را برای اجرای مجازات برای حاکمان شرع ببندد و در عوض او را به توبه و انابه به درگاه الهی دعوت کند.
روایت شده است که فردی به زنا اقرار داشت امام با ناراحتی فرمودند: «چقدر قبیح است که فردی از شما مرتکب این گونه جرایم شود و خود را در حضور مردم رسوا نماید. آیا نمی تواند در خانه اش توبه کند؟ به خدا قسم، توبه ی این فرد بین خود و خدا، بهتر از اقامه ی حد توسط من بر او است.»
بر این اساس امام متقیان به حکمرانان خود دستور می دهند که برای حفظ کرامت انسانها عیوب مردم را بپوشانند.« همانا مردم عیوبی دارند که رهبر امت، در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است، پس مبادا آنچه را بر تو پنهان است، آشکار گردانی و باید آنچه را هویدا است ، بپوشانی.»
4-1-3-4-4.حسن ظن به دیگران
یکى از عواملى که زمینه ی مساعد براى ارتباط سازنده با دیگران را فراهم مى‏کند و از بسیاری از ناهنجاری ها جلو گیری می کند، خوش گمانى به دیگران است. خوش گمانی نوعی برخورد سازگارانه می باشد و بدگمان بودن عاملى مخرب در روابط است و موجب سردى و گریزان شدن از ارتباط با اعضاى جامعه مى‏شود. در قرآن کریم خداوند متعال بدگمانى نسبت به دیگران را نهى فرموده است.
بدگمانى دو اثر نامطلوب خواهد داشت: نخست این که شخص بدگمان از اداى تکلیف خود نسبت به دیگران باز مى‏ماند و به این سبب از کمال انسانى خود دور مى‏افتد و دوم آن که روابط اجتماعى دشوار و سرد مى‏شود. لذا به دلیل آثار سویى که بدگمانى دارد اسلام انسان‏ها را به حسن ظن دعوت مى‏کند و اصل را در مورد افراد مسلمان بر درستى قرار دهد . امیرالمؤمنین علیه السلام مى‏فرمایند :
«کار برادرت را بر بهترین وجه حمل کن تا زمانى که چیزى خلاف آن بر تو آشکار آید و به سخن برادرت گمان بد مبر در حالى که براى سخن او محمل نیکو مى‏یابى.»
بر اساس این توصیه، باید تا جایى که مى‏توان اعمال برادران مؤمن راتفسیر نیکو نمود.
البته توصیه به حسن ظن و نهى از بدگمانى به معناى توصیه به ساده‏دلى و خود فریبى نیست. مؤمن زیرک است و باید رفتار خود را با هوشیارى انتخاب نماید.
لذا براى جلوگیرى از گسترش بدگمانى در جامعه باید از بدگویى دیگران پرهیز کرد، گفتار و رفتار خود را اصلاح و ظاهر و باطن خود را یکى کرد و از مواضع تهمت یعنى کارهایى که بدگمانى دیگران را بر مى‏انگیزد دورى نمود.
مسلماً بدگمانی و سوء ظن به دیگران نتیجه ای جز از بین رفتن الفت و همبستگی، سلب اعتماد نسبت به یکدیگرچیزی ندارد و در نهایت تفرقه و جدایی را در بر خواهد داشت و همچنین انسان ها را از بسیاری از هنجارها گریزان می کند.
4-1-3-4-5.همدلى و خیرخواهى
خیرخواهی در فرهنگ اسلام انسان ساز است و از منزلتی والا برخوردار است. و یکی از رفتارهای سازگارانه به شمار می آید. به طوری که زمینه ارتباطات حکیمانه ای را ایجاد می کند. این احساس موجب مى‏شود مؤمنان به یکدیگر نزدیک شوند و خیرخواه هم باشند، از خوشحالى دیگران شادمان شوند و از بدحالى آنها نیز اندوهگین گردند. انسان مؤمن، دیگر مؤمنان را همچون خود مى‏داند و هر چه را بر خود نمى‏پسندد بر دیگران نیز نمى‏پسندد و آن چه را براى خود نیک مى‏شمارد براى آنان نیز نیک مى‏داند.
رابطه مؤمنین با یکدیگر رابطه‏اى همدلانه و خیرخواهانه است که با رغبت و رضایت و وجود روحیه ی سازگارانه صورت مى‏گیرد و آن ناشى از پیوند مشترک آنها با خدا و پیوند نزدیک آن ها با یکدیگر است.
انسان سازگار با پیوند روحى میان مؤمنان موجب جلب محبت و رحمت الهى می گردد. لذا خداوند این خیرخواهى را دوست دارد. از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است: «خداوند سبحان دوست دارد نیت انسان براى مردم نیکو باشد.»
لذا احساس یگانگى با مؤمنان و خیرخواهى براى آنان موجب خوش خلقى در روابط متقابل تعاون و همکارى نسبت به هم و بسیارى از آثار خوب دیگر مى‏شود. این آثار هر یک خود عامل سازگارى بهتر اعضاى جامعه مى‏شود و زندگى براى رسیدن به کمال را آسان‏تر و دلپذیرتر مى‏سازد.
4-1-3-4-6.فروتنى و احترام به دیگران
تواضع حالتى درونى است که نمى‏گذارد انسان خود را از دیگران برتر ببیند. با احترام و بزرگداشت دیگران ارتباطات اجتماعی مستحکم می شود واز ناهنجاری های بسیاری جلوگیری می کند.
تواضع و فروتنى در برابر دیگران موجب خشنودى خداوند است و در دنیا، بزرگى و عزت مى‏آورد. کسى که خویشتن را کوچک نمى‏شمارد و احساس ضعف و کمبود در برابر دیگران ندارد مى‏تواند براى خدا در برابر بندگان او فروتنى کند. وکسى که معیار نیکى و بزرگى را نزدیکى به خداوند مى‏داند، در برابر مؤمن فروتن مى‏شود و این فروتنى را مایه رفعت مقام خویش در نزد خداوند مى‏شمارد. خداوند نیز بندگان خویش را به سبب فروتنى ستوده است آن گاه که فرمود: « » و بندگان خداى رحمان آنانند که روى زمین به نرمى گام بر مى‏دارند.
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در توصیف متقین می فرمایند : «مشی و روش متقین فروتنى است. »و تواضع را از اخلاق انبیاء شمرده اند « اگر خدا رخصت کبر ورزیدن را به یکى از بندگانش مى‏داد به یقین چنین منتى را بر پیامبران برگزیده و دوستانش مى‏نهاد؛ لیکن خداى سبحان خودبزرگ بینى را بر آنان ناپسند دید و فروتنى‏شان را پسندید پس پیامبران گونه‏هاى خود را بر زمین چسبانیدند و چهره‏هاى خود را به خاک مالیدند و در برابر مؤمنان فروتنى نمودند.»
«احترام به شئون مردم و حفظ حریم و شخصیت دیگران از ویژگی انسانهای بهنجار است. این مسأله اخلاقی و انسانی و اجتماعی است که در فضایی فراتر از محدوده ی حقوق مدنی سیر می کند و در ارتباط با حیثیت و آبرو و آزادی اشخاص است که باید مصون از تعرض باقی بماند.» لذا اکرام و حفظ حرمت مؤمن، سبب می شود افراد به آن هنجارها پایبندتر گردند و روابط اجتماعی پایداری را به وجود آورند.
لذا در فرهنگ اجتماعی اسلام در پیروی از سیره ی عملی پیشوایان بزرگوار، مجازات هر چند جنبه ی پیشگیرانه و اصلاحی دارد، اما بایداجرای آن در آخرین مرحله قرار گیرد تا نوعی حقه و کینه در اجتماع پدیدار نگردد، و زمینه ی نابهنجاریهای دیگر فراهم نشود.
4-2.واکنش و برخورد قاطعانه
در فرهنگ اسلامی و سیره ی نهضت أنبیاء بر این واقعیت تأکید شده که انسان موظف است همواره، شرایط انجام تکلیف در برابر خداوند را فراهم آورد. این در حالی است که اگر جو جامعه به سمت هنجارهای نامطلوب، همانند فساد و نفاق پیش رود؛خطاکاری و انحراف، انسان را از مسئولیت وتکلیف در برابر خداوند می رهاند. و از طرفی خداوند راه هر توجیهی را فروبسته و حجت را تمام کرده است، قبل از گرفتار شدن انسان به کیفر و عذاب های سختی که در انتظار هر کس می تواند باشد، انذار داده است. این نشان می دهد انسان باید نسبت به عواقب و سرانجام کارها و رفتارهای خود و جامعه آگاه و مسئول باشد.
پس حق ندارد در برابر ناهنجاریها کوتاه آید، به بیان امام علی علیه السلام « من لم یصلحه حسن المداراه ، یصلحه حسن المکافاه » کسی که با خوشرفتاری اصلاح نشود، با خوب کیفر کردن اصلاح می شود.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.