اختلالات افسردگی

دانلود پایان نامه

افراد ذهن‌آگاه‌تر پاسخ‌های LPP (مؤلفه پتانسیل مرتبط با رویداد در نواحی قشر بینایی که با شدت هیجانی یک محرک تعدیل می‌شود) پایین‌تری نسبت به تصاویر ناخوشایند با برانگیختگی بالا دارند؛ ذهن‌آگاهی همچنین با پاسخ‌‌های LPP کمتری به تصاویر خوشایند با برانگیختگی بالا دارند. همچنین ذهن‌آگاهی احتمالاً پاسخ‌های عصبی را در مراحل اولیه پردازش عاطفی تعدیل می‌کند (وارن براون و همکاران، 2013).
هربرت و فورمن (2011) برخی از اهداف مداخلات ذهن‌آگاهی را این‌چنین برمی‌شمارند:
ارتقاء هشیاری ذهنی
بهبود خدمات بهزیستی روانی
کاهش علائم ناشی از اختلالات روانی
تعمق بخشیدن به احساس سرزندگی
معنا بخشی به حیات فردی
احساس رضایت از زنده‌بودن و زندگی
برخی از نقاط اثر تکنیک‌های مبتنی بر ذهن‌آگاهی عبارت‌اند از:
نظارت بر ارگانیسم خود و تحریکات درونی: شناخت، احساسات بدنی و وضعیت هیجانی
نظاره بر خود و تحریکات بیرونی: بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی
تسلط بر سیستم خودمختار (اتونوم) سیستم عصبی و منشأ رفتاری
2-21-3- حالات ذهن‌آگاهی
سالمون و همکاران (2011) سه حالت ذهن‌آگاهی را این‌طور توصیف می‌کنند:
ذهن معقول: بخش منطقی ذهن به‌طور عقلانی فکر می‌کند. از حقایق مطلع است برنامه‌ریزی می‌کند و مشکلات را حل می‌کند.
ذهن هیجانی: حالتی که هیجان افکار و رفتار را کنترل می‌کند. معقول و یا منطقی بودن درحالی‌که ذهن هیجان دارد مشکل است. مفهوم واقعیت احتمالاً تغییر داده می‌شود تا باحالت هیجانی فعلی تطبیق یابد.
ذهن عاقل:‌ترکیبی ‌از ذهن معقول و ذهن هیجانی توصیف می‌شود. ذهن عاقل هر دو را متعادل و ترکیب می‌کند و دیالکتیک هیجان و دلیل را باهم تلفیق می‌کند. ذهن عاقل علم به حقیقت را شامل می‌شود.
2-21-3- شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT)
شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی یک درمان مشتق شده از MBSR است که برای پیشگیری از عود دوره‌های افسردگی اساسی توسط زیندل سگال در 1992 میلادی در دانشگاه تورنتو طراحی شد. جان تیزدل در مرکز مطالعات پزشکی کمبریج انگلستان، مارک ویلیامز در دانشگاه والس در توسعه این شیوه درمانی نقش داشتند. بسیاری از بیماران افسرده با این شیوه درمانی بهبود می‌یابند ولی به علت پیش‌آگاهی منفی عوامل میان فردی، برخی از بیماران پس از بهبود اولیه دچار عود می‌شوند (سگال، 2002). سگال، تیزدل و ویلیامز توانایی مناسبی را در جلوگیری از عود بیماران افسرده توسط شناخت‌درمانی قائل هستند ولی قدرت جلوگیری از عود در بیماران افسرده تحت درمان دارودرمانی خیلی مناسب نیست؛ بنابراین آن‌ها در اندیشه توسعه یک راهنمای درمانی مناسب، مؤثر و کارآمد برای جلوگیری از میزان عود بیماران دچار اختلالات افسردگی اساسی پس از اتمام درمان برآمدند. بر اساس یافته‌های نظری و تجربی روی آسیب‌پذیری نسبت به عود دوره‌های افسردگی پس از بهبود آن‌ها توسعه دادند. یک مدل پیشنهادی که شناخت‌درمانی از عود جلوگیری می‌کند با تغییرات ضمنی در نسبت به محتوای تفکرشان و روابطشان با مردم بیشتر اهمیت دارد. محک افکار، نگرش‌ها و محتوای آن‌ها نیز اهمیت زیادی دارد (بک، 1979)، سگال، تیزدل و ویلیامز درصدد برآمدن تاکتیک‌های خطی و متمرکز شناخت‌درمانی را با شیوه‌های منعطف ذهن‌آگاهی کابات-زین‌ترکیب کنند و در این راه تیزدل بسیار مصمم و معتقد به اثربخشی ذهن‌آگاهی در پیشگیری از عود افسردگی بود اما همچنان در این راه سگال و ویلیامز در این اثربخشی تردید داشتند و بر این پتانسیل خیلی مطمئن نبودند (سگال و همکاران، 2002). ملاحظه برنامه درمانی کابات-زین توسط این درمانگران منجر به توسعه کمی و کیفی روش‌های درمانی جدید در طی سال‌های اخیر شد این درمان به‌طور مشخصی بر روی آموزش کنترل توجه و تمرکز داشت و مبنای درمانی خود به مراجعین دچار افسردگی اساسی کمک می‌کرد تا در حین درمان و پس از اتمام آن در مرحله پیگیری نشخوار فکری خود را کاهش دهند و توجه زدایی از سلسله افکار مخرب منفی را در خود انجام دهد. ذهن‌آگاهی در قالب رفتاردرمانی شناختی با مهارت‌های توجه زدایی، تمرکززدایی و کنترل توجه به مراجع کمک می‌کند اجتناب‌های شناختی، حالات هیجانی منفی درونی و احساسات بدنی خود را پایش نموده و با تمرین‌های ویژه‌بر آن‌ها کنترل بیابند در این نوع تکنیک‌های ذهن‌آگاهی که در قالب رفتاردرمانی شناختی توسعه یافت، مراجع یاد می‌گیرد که چطور افکار منفی نشخوار شونده را که به ذهن وی وارد می‌شوند پایش نموده و بدون تمرکز و توجه به آن‌ها این افکار منفی را از فضای ذهن خود خارج نماید البته تکنیک‌های دیگری هم مورداستفاده رفتاردرمانی شناختی قرار می‌گیرند، اما درمجموع جزء شیوه‌های ذهن‌آگاهی دارای ماهیتی سخت و پیچیده هستند (سگال، 2002). معمولاً شکل استاندارد MBCT یک برنامه درمانی گروهی 8 هفته‌ای است که با 12 مراجع دارای دوره‌های افسردگی که پس از درمان قبلی عود نموده کار می‌کند. هفتگی 2 تا 2:30 ساعت جلسات طول می‌کشند. در حال حاضر شکل‌های مختلفی از ذهن‌آگاهی که در شناخت‌درمانی قالب یافته وجود دارد به‌عنوان‌مثال MBCT برای کودکان (سمپل، لی و میلر، 2006)، MBCT برای افسردگی متضمن و یا عودکننده این درمان در شمال امریکا و انگلستان جزء آموزش‌های تخصصی برای درمانگران به شمار می‌رود (کنی و ویلیامز، 2007). امروزه از شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی علاوه بر افسردگی در درمان اختلالات دیگری نیز استفاده می‌شود و خیلی مورد توجه محققان و درمانگران قرارگرفته است که در بخش مرور پژوهش‌ها به آنها اشاره می‌شود (بروتو، 2014)
2-21-4- ذهن‌آگاهی همه‌روزه
ذهن‌آگاهی شیوه‌ی یادگیری این است که چگونه به‌طور مستقیم با زندگی خود روبه‌رو شوید؛ زیرا این در مورد زندگی شما است و هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند این کار را برای شما انجام دهد و یا بگویید دقیقاً چطور این کار را انجام دهید. خوشبختانه،‌این امر چیزی نیست که شما بخواهید به دست بیاورید یا کسب کنید. شما آن را در وجود خود دارید؛‌این امر در واقع بودن در زمان حال است. در حقیقت، در همان لحظه‌ای که شما تشخیص می‌دهید در زمان حال هستید، شما در آماده شده و در زمان حال قرار دارید. لحظه‌ای که می‌بینید به‌وسیله‌ی افکارتان گیر افتاده‌اید، شما آزادید تا از خود را از این دام رهایی بخشید (کابات زین، 1994، 2003)
ذهن‌آگاهی راه زندگی کردن است که می‌تواند از دو راه تمرین شود: رسمی و غیررسمی. تمرین رسمی به معنای اختصاص دادن زمان در هرروز و با قصد قبلی به نشستن،‌ایستادن، یا دراز کشیدن و تمرکز روی تنفس، احساست بدنی، صداها، دیگر حس‌ها، یا افکار و هیجانات است. تمرین غیررسمی شامل آوردن آگاهی اندیشناک به فعالیت‌های روزانه از قبیل خوردن، ورزش کردن، انجام کارهای روزمره، ارتباط با دیگران و اساساً هر عملی که انجام می‌دهید چه در کار، چه در خانه و یا هر جای دیگری که هستید. ذهن‌آگاهی فراتر می‌رود و شما را به اختصاص یک‌لحظه در زمان دعوت می‌کند. ازآنجایی‌که ما تنها در زمان حال زندگی می‌کنیم، چرا برای هرلحظه در حال وجود نداشته باشیم؟ شما چیزهای زیادی را از دست خواهید داد اگر دائماً انرژی خود را صرف پیش‌بینی آینده و یا نشخوار راجع به گذشته کنید؛ و همان‌طور که شما از حالت درونی خودآگاه می‌شوید – افکار، هیجانات، احساسات و فرآیندهای ذهنی‌تان – بهتر خواهید خفت، بهتر می‌توانید با موقعیت‌های استرس آمیز کنار بیایید، عزت‌نفس خود را بهبود ببخشید، اشتیاقتان را برای زندگی و کار تجدید کنید و به‌طورکلی احساس بهتری پیدا کنید (کابات زین، 2003).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.