اختلال اضطراب اجتماعی

دانلود پایان نامه

یک تمرین کوچک از بسیاری از تئوری‌ها بهتر است، بنابراین چرا تمرینی انجام ندهیم؟ پاره‌ای از کارهایی را که روزانه به‌طورمعمول انجام می‌دهید انتخاب کنید، مانند مسواک زدن یا شستن ظروف و تلاش کنید همان‌طور که کار را انجام می‌دهید توجه خود را به آن معطوف کنید و تمام حس خود را به تجربه آن کار بیاورید. اگر دندان خود را مسواک می‌زنید، به خود یادآوری کنید که شما در حال مسواک زدن هستید، موی مسواک را در برابر دندان و لثه‌ی خود احساس کرده و به آن گوش فرا دهید و خمیردندان را دردهانتان بو کرده و بچشید. اگر ظرف می‌شویید، بدانید که در حال شستن ظروف هستید و صدا و احساس آب را درک کنید، بوی صابون و جزئیات دیداری که ممکن است وجود داشته باشد، از قبیل نمایش رنگین‌کمانی حباب‌ها.‌این کارها را امتحان کنید و ببینید چه چیزی متوجه می‌شوید (کابات زین، 2003).
2-21-5- استرس و شرایط انسانی
علی‌رغم تحقیقات قابل‌توجه در حوزه‌ی استرس و اضطراب و روش‌های ظاهراً بی‌حدوحصر برای مدیریت استرس و کاهش آن، استرس حقیقت غیرقابل‌انکار زندگی ماست. استرس جزئی از شرایط انسانی است و همیشه بوده است. ما با آن زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم از بلاتکلیفی، مشکلات، بیماری، سالخوردگی، مرگ و عدم کنترل رویداد‌های زندگی فرار کنیم (مورون و همکاران، 2008).
ازآنجاکه شرایط همیشه بدین منوال است، زندگی مدرن ما مملو از تهدیدات جدید، از قبیل جنگ هسته‌ای،‌تروریسم، گرمای جهانی و سایر فجایع محیطی است، علاوه بر این حس بیگانگی و گسیختگی نیز دامن‌گیر بشر است. ما اغلب با خودمان احساس راحتی نمی‌کنیم یا اینکه نمی‌دانیم چطور با دیگران ارتباط برقرار کنیم و ما اغلب با جهان طبیعی احساس بیگانگی یا جدایی می‌کنیم. در سال‌های اخیر، تکنولوژی و سونامی ‌اطلاعات سرعت زندگی را تسریع کرده است و به نظر می‌رسد زندگی پیچیده‌تر شده است. ما می‌دانیم که گزینه‌های ارتباطی همچون تلفن همراه،‌ایمیل، پیام‌های فوری و متنی و سایت‌ها ارتباط اجتماعی ما را به‌صورت 24 ساعته در معرض حجم بی‌شمار درخواست‌ها و فعالیت‌های روزانه قرار داده است. ما همچنین با هجمه‌ی اخباری روبه‌رو هستیم که توسط این وسایل منتقل می‌شود و اغلب دربرگیرنده‌ی ضربه‌ها و غم و اندوه است و به این وسیله ما را به بیش از بیش در معرض نگرانی درباره‌ی رویدادهای جهان، بهای مراقبت بهداشتی، اپیدمی چاقی، محرومیت خواب، بحران‌های اقتصادی، تخریب محیط‌زیست و خیلی بیشتر از این موارد قرار می‌دهد حقیقت این است که مغز ما در مقابل رویارویی با مشکلات زندگی و بمباران اطلاعات مغلوب می‌شود و ما را مستعد ناکامی، نگرانی، وحشت‌زدگی و حتی قضاوت در مورد خود و ناشکیبایی می‌کند. با توجه به نکاتی که گفته شد این عجیب نیست که بسیاری از افراد به حدی دچار نگرانی و افسردگی می‌شوند که خواستار دارو برای بهبود خود و بازگشت توازن هستند. درحالی‌که دارو گاهی اوقات می‌تواند برای سلامتی و بهزیستی مناسب باشد، دستیابی به منابع درونی برای برخورد با استرس، درد و بیماری بسیار حائز اهمیت است. رشد تکنولوژی در عین اینکه برای ما پیشرفت به ارمغان آورده است، به‌طور همزمان خیلی از ما حتی همسایه‌ی خود را نمی‌شناسیم. ما بیشتر و بیشتر خریداری می‌کنیم اما بااین‌حال باز هم احساس می‌کنیم به حد کافی نداریم. سیستم آموزشی ما و جامعه به ما حقایق و اطلاعاتی را می‌آموزد اما اغلب به ما نمی‌آموزد که چگونه زندگی کنیم.‌این امر موجب می‌شود خیلی از ما احساس جداشدگی، گسستگی و نا‌ایمنی کنیم (نومن، 2014).
در حقیقت، استرس و اضطراب به نقطه‌ای رسیده است که ما شروع به نگران شدن در مورد نگرانی می‌کنیم. استرس و اضطراب روی سلامت جسمی اثر می‌گذارد و با تعداد بی‌شماری از حالات پزشکی ازجمله بیماری‌های قلبی‌– عروقی، سرطان و بیماری‌های تناسلی در ارتباط است. در سطح اجتماعی نیاز رو به افزایش برای درمان مشکلات مرتبط با استرس منجر به افزایش هزینه‌های پزشکی شده است که درنتیجه بسیاری از مردم قادر به پرداخت هزینه مراقبت‌های اولیه بهداشتی نیستند؛ و البته، مشکلات مختلفی که توسط استرس خلق می‌شود می‌تواند اثرات زیان باری روی کیفیت زندگی و بهزیستی داشته باشد (پیت و همکاران، 2012).
2-22- مروری بر پژوهش‌ها
مطالعات زیادی در زمینه اختلالات جنسی ازجمله کم‌کاری میل جنسی با رویکردهای درمانی مختلف همچنین در زمینه اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در اختلالات مختلف، انجام شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:
2-22-1- تحقیقات خارجی
آلتوف و نیدل (2015)، در یک مطالعه جامع به بازنگری عوامل روان‌شناختی و بین‌فردی مؤثر در بروز انواع اختلالات جنسی زنان پرداختند آنها در یک کار فرا تحلیلی با مطالعه 200 مقاله‌ای که از سال 1970 تا کنون در زمینه اختلالات جنسی زنان چاپ شده‌اند بیان کردند که در بین تمامی عواملی که در سطوح مختلف در بروز انواع اختلالات جنسی زنان نقش دارند، عوامل ارتباطات بین‌فردی، صمیمیت زوجی و عوامل فرهنگی بیشترین سهم را به خود اختصاص دادند و سایر عوامل بعد از آنها قرار می‌گیرند.
اسمیت و همکاران (2015)، در مطالعه‌ای روی 25 زن مبتلا‌به اختلال عملکرد جنسی 28 تا 70 سال کار کردند. آنها تأثیر آموزش‌های روانی گروهی را روی این افراد بررسی کردند و گزارش کردند که این افراد با این آموزش‌ها بهبود معناداری در اختلال عملکرد جنسی یافتند. به گزارش آنها این نوع مداخله در زمان کم و با صرف هزینه کمی‌ می‌تواند اثربخش باشد.
ناسیمنتو و همکاران (2015)، به بررسی نقش اضطراب و افسردگی در اختلالات جنسی زنان مبتلا‌به فشارخون بالا پرداختند و مشاهده کردند که بیماری فشارخون مزمن با اضطراب و افسردگی بیشتری همراه بود و اختلالات جنسی در زنانی که مبتلا‌به فشارخون مزمن بودند بیشتر از زنان فاقد این بیماری و یا زنانی که به‌تازگی دچار این بیماری شده بودند، بود.
کوکوفسکی و همکاران (2015)، به مقایسه اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و رفتاردرمانی شناختی گروهی کلاسیک بر روی اختلال اضطراب اجتماعی پرداختند و درنهایت گزارش کردند که گروه‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در مقایسه با رفتاردرمانی شناختی گروهی کلاسیک، اثربخشی بیشتری دارد و بررسی علائم افراد در جلسات پیگیری حاکی از این بود که گروه‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی اثر درمانی ماندگارتری در مقایسه با رفتاردرمانی شناختی گروهی کلاسیک داشت.
بروتو و باسون (2014) در یک کار تحقیقی درمان مبتنی بر ذهن‌آگاهی گروهی بر روی زنان مبتلا‌به اختلالات جنسی را بررسی کردند و گزارش کردند که این روش توانسته به کاهش علائم اختلالات جنسی در زنان کمک کند. آنها در یک پروتکل 4 جلسه ای تمرینات ذهن‌آگاهی را روی یک گروه 25 نفره انجام دادند و گزارش کردند که علائم اختلالات جنسی از جمله واژینیسموس با این تمرینات کاهش می‌یابد.
در یک پژوهش که توسط هوگ و همکاران (2014) در مورد مراقبه حضور ذهن برای اختلال اضطراب فراگیر انجام شد، 93 نفر با تشخیص اختلال اضطراب فراگیر به‌صورت تصادفی در برنامه 8 هفته‌ای درمان کاهش شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و آموزش مدیریت استرس از تاریخ 2009 تا 2011 شرکت کردند. ‌این پژوهش نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش نشانه‌های اضطراب در اختلال اضطراب فراگیر اثر دارد و چیره شدن به استرس را بهبود می‌بخشد.
دیاز و همکاران (2014) تأثیر تمرینات ذهن‌آگاهی در سیستم فعال‌سازی رفتاری و نظم‌جویی هیجان 15 نفر از زنان در سن یائسگی را بررسی کردند و مشاهده کردند که انجام مرتب تمرینات ذهن‌آگاهی حساسیت سیستم فعال‌سازی رفتاری را بهبود می‌بخشد و نظم‌جویی هیجانی افراد را ارتقاء می‌دهد.
مطالعات با استفاده از آنسفالوگرافی نشان داده است که مصرف برخی از انواع مواد مخدر اختلالات عملکردی جنسی ازجمله کم‌کاری میل جنسی را ایجاد می‌کند (هرناندز و همکاران، 2014).
یال، برتو و گرزاکا (2014) در یک مطالعه بر روی 924 نفر، به بررسی مقایسه میزان خیال‌پردازی‌های جنسی در افراد عادی و افراد مبتلا‌به کم‌کاری میل جنسی پرداختند و گزارش کردند که خیال‌پردازی‌های جنسی به‌طور معناداری در دو گروه متفاوت است و در مبتلایان به کم‌کاری میل جنسی کمتر از افراد عادی است به‌طوری‌که 40% از افراد مبتلا‌به اختلال کم‌کاری میل جنسی گزارش داده بودند که هرگز خیال‌پردازی جنسی نداشته‌اند.
لوری برتو (2013) در مقاله‌ای تحت عنوان Mindful sex برای اولین بار به‌صورت تجربی از درمان ذهن‌آگاهی برای درمان اختلالات جنسی استفاده کرد، وی که آموزه‌های ذهن‌آگاهی در دو قالب فردی و گروهی به کاربرد مشاهده کرد که تنش‌های جنسی افراد با این روش کم می‌شود و مشخصاً گزارش کرد که این روش می‌تواند به افرادی که مبتلا‌به درد مقاربتی هستند کمک کند. بروتو همچنین استدلال کرد که کاهش استرس جنسی افراد می‌تواند به درمان سایر اختلالات جنسی هم کمک کند. اگرچه که تا فهم کامل نحوه مکانیسم اثر این روش مسیر زیادی باید طی شود؛ اما او در این مقاله چشم‌انداز مثبتی را از ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات جنسی به تصویر می‌کشد (بروتو، 2013). بوئن و انکما (2013)، رابطه بین تمرینات ذهن‌آگاهی و تغییر الگوی مصرف مواد را در 281 نفر از دانشجویان بررسی کردند و ادعا کردند که تمرینات ذهن‌آگاهی به شکل معناداری می‌تواند الگوی مصرف مواد را در دانشجویان کاهش دهد.
برنامه هشت جلسه‌ای شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای کاهش علائم افسردگی توسط سگال و همکاران در سال 2000 تدوین شد و چندین مطالعه اثربخش آن را در کاهش علائم افسردگی و عدد آن نشان داده‌اند. (چیزا و همکاران، 2010؛ بران هوفر و همکاران 2009، ون آلاردن، 2012، امیدی و همکاران 2013 و استراس و همکاران، 2014).
بن (2013) پژوهشی را با عنوان حضور ذهن و اضطراب جنسی: نقش کنترل توجه و پردازش تهدید، انجام داد. ‌این پژوهش کنترل توجه و نشخوار نگرانی را به‌عنوان عناصر کلیدی روابط بین دور کردن حضور ذهن و اضطراب شناسایی کرده است. در ابتدا در یک مجموعه منظم از آزمایشات، اثرات 2 جنبه مختلف حضور ذهن (توجه متمرکز و مراقبه گشاینده) روی میزانی از عملکرد سیستم توجه ظاهر شد و در مطالعه بعدی اثرات وسیع‌تر مداخله حضور ذهن را روی دو مقیاس ارزیابی تهدید (تکان مردمک چشم) و توجه به تهدید (تکلیف مشخص) آزمایش کرد و درنهایت از یک مدل جدید از اضطراب) برای آزمایش اثرات توجه متمرکز و مراقبه گشاینده برای خودمختاری و از مقیاس خودگزارشی اضطراب استفاده کرده است. یافته‌های این پژوهش با شواهدی که ذهن‌آگاهی، توجه اجرایی را افزایش می‌دهد همسو بود و نشان داد که دور کردن حضور ذهن می‌تواند با ناهنجاری‌هایی در پردازش تهدید ارتباط داشته باشد و نشان داد که ذهن‌آگاهی اضطراب جنسی را کم می‌کند و بهبودی در عملکرد توجه می‌تواند بعد از درمان‌های مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای اضطراب جنسی ایجاد شود (بن، 2013).
در یک پژوهش که توسط ‌هایدیسکی (2013) در مورد ارزیابی ‌درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای نوجوانان 13 -18 ساله دارای اختلال کاستی توجه، بیش فعالی و والدینشان انجام شد، 18 نفر از نوجوانان و 17 نفر از والدینشان در جلسات گروه موازی 8 هفته‌ای شرکت کردند شرکت‌کنندگان نشانه‌های اختلال کاستی توجه، بیش فعالی، مشکلات درونی و برونی‌سازی، محدودیت عملکردی، عملکرد خانواده و استرس والدین و حضور ذهنی را گزارش کرده بودند. نتایج اندازه‌گیری‌های پی‌درپی کاهشی را در بعد از مداخله در مشکلات رفتار بی‌توجهی و مشکلات روابط با همسالان نوجوانان و کاهش در استرس والدین و افزایش در حضور ذهن والدین، نشان داد. علاوه بر آن بهبودی در نشانه‌های نوجوانان و حضور ذهن والدین تا 6 هفته بعد از پایان مداخله باقی‌مانده بود و در زمان پیگیری، والدین کاهش زیادی در استرس والدینی و نوجوانان کاهش در مشکلات درونی سازی را گزارش کردند. رویهم‌رفته نتایج نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند درمان نویدبخشی برای نوجوانان دارای اختلال کاستی توجه، بیش فعالی و خانواده‌هایشان باشد (هایدیسکی، 2013)
در پژوهشی که توسط اسپک و همکاران (2013) با عنوان درمان مبتنی بر حضور ذهن در نوجوانان دارای اختلال اوتیسم انجام شد، 42 شرکت‌کننده به‌صورت تصادفی در درمان مبتنی بر حضور ذهن 9 هفته‌ای با گروه کنترل شرکت کردند. نتایج کاهش معناداری را در اضطراب، افسردگی و نشخوار این گروه در مقابل گروه کنترل نشان داد. بعلاوه اثر مثبت در گروه مداخله افزایش‌یافته بود. نتایج این پژوهش نشان داد که نوجوانان دارای اختلال طیف اوتیسم می‌توانند از درمان مبتنی بر حضور ذهن اصلاح‌شده بهره ببرند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.