ادبیات داستانی

دانلود پایان نامه

در «ادبیات داستانی» آمده است:
«زاویهی دید یا زاویهی روایت نمایش دهندهی شیوهای است که نویسنده به وسیلهی آن، مصالح و مواد داستان خود را به خواننده ارائه میکند و در واقع رابطهی نویسنده را با داستان نشان میدهد. نویسنده با یاری زاویهی دید موضوعی را نقد یا مطرح میکند.» (میرصادقی، 1376،302)
در واقع زاویهی دید، مسئول روایت داستان است و میتواند به شکل اول شخص، دوم شخص یا سوم شخص، وظیفهی نقل داستان را به عهده بگیرد.
زاویهی دید به دو بخش کلی تقسیم میشود: «زاویهی دید درونی و بیرونی.»
«دید صرفاً بیرونی که به توصیف کنشهای محسوس میپردازد، بدون اینکه هیچ گونه تفسیری را همراهشان کند و هیچ گونه تأثیری بر اندیشهی قهرمان داستان داشته باشد… درونیترین دیدها دیدی است که تمامی اندیشههای شخصیت را به ما بنمایاند.» (تودوروف، 1379،6)
زاویهی دید درونی که همان «من روایتی» است، در شکلهای «راوی قهرمان» یا «دیدگاه قهرمان» و «راوی ناظر» یا «دیدگاه شاهد» در داستان ظاهر میشود و به صورت ضمیر اول شخص، روایت داستان را به عهده میگیرد. زاویهی دید بیرونی، با ضمیر سوم شخص و به شیوههای «دانای کل» و «زاویهی دید عینی و نمایشی» به کار میرود. شیوهی دانای کل به دو صورت جزئیتر «مداخلهگر» و «بیطرف» تقسیم میشود.
«نویسندهی دانای کل بیطرف، البته نمیتواند با صراحت و از حلقوم شخص خود، از شخصیتهایش دفاع یا انتقاد کند، اما میتواند از حلقوم شخصیتهایش هرچه دل تنگش میخواهد بگوید… .» (ایرانی، 1380،383)
اما، نویسنده در دانای کلّ «مداخلهگر» میتواند «ضمن روایت داستان، هر کجا که دلش خواست به ابراز نظر، اظهار فضل، فلسفهبافی و حتی دفاع یا انتقاد از پندار و گفتار و کردار شخصیتهایش هم بپردازد.» (همان، 387)
زاویهی دید در «عناصر داستان» به پنج گروه تقسیم شده است:
1- من روایتی: که در آن از زاویهی دید اول شخص استفاده شده و نویسنده در حکم روایت کنندهی داستان است.
2- دانای کل: داستانهایی که از زاویهی دید سوم شخص به سیر وقایع داستان نگاه میکند و نویسنده چون گویندهای، رفتار و اعمال شخصیتهای داستان را به خواننده گزارش میدهد. (میرصادقی، 1376، 395-394)
3- روایت یادداشت گونه: رمانهایی است که یادداشتهای روزانه یا هفتگی یا… تکوین داستان را موجب میشود. (همان، ص 408)
4- تک گویی: صحبت یک نفرهای است که ممکن است مخاطب داشته باشد، یا نداشته باشد و این مخاطب ممکن است خواننده باشد. (همان، 410)
شیوهی تک گویی به سه نوع تقسیم میشود: الف) تک گویی درونی ب) تک گویی نمایشی ج) حدیث نفس یا خودگویی.
نوع دیگری از زاویهی دید که زیر مجموعهی پنج نوع ذکر شده است، زاویهی دید متغیر و جا به جا شونده است و آن است که داستان از زوایای دید مختلف روایت می شود. (داد، 1380،156)
صحنه
به جز موارد ذکر شده عناصر دیگری نیز وجود دارد که ارتباط تنگاتنگی با زاویهی دید دارد. این عناصر، در کتاب «عناصر داستانی» با نامهای «صحنهی فراخ منظر، صحنهی نمایشی و فاصلهی هنرمندانه ذکر شده است:
«به طور کلی «صحنهی فراخ منظر» اغلب برای جنبههای عام و عمومی به کار برده میشود و «صحنهی نمایشی» ثبت کنندهی لحظههای خاص است؛ لحظههایی که هرگز دوباره تکرار نمیشود.» (میرصادقی، 1376، 420)
«فاصلهی هنرمندانه» شاید فاصلهی مطلوبی باشد که در آن چشمانداز داستان برحسب کل یا جزءِ آن بنا میشود.» (همان، 422)
«صحنه و صحنه پردازی: Setting»
همان طور که هریک از عناصر داستانی، با وظیفهی خاص خود وارد داستان میشوند، صحنه نیز به عنوان یک عنصر و مهرهای سازنده در داستان، با پذیرش وظایف خود ایفای نقش میکند. صحنه به عنوان عنصری مهم در داستان دارای هدفی مشخص است و در پیش بردن طرح و نشان دادن شخصیتهای داستان بسیار مؤثر است. «آنسن دیبل Ansen Dibel» در اهمیت صحنه به این نکته اشاره کرده است و معتقد است:
«یک صحنه میتواند نکات زیادی را به خواننده انتقال دهد، حالات نگرشها، احساسی از زمان، پیشبینی قبل از وقوع و بازتابی از آنچه که گذشت، اما مهمتر از همه اینکه یک صحنه باید طرح را به پیش برد و شخصیتهای داستان را نشان دهد.» (فرد، 1377، 67)
از نظر «جیمز. بی. هال» دلیل اهمیت صحنه «مخرج مشترک طرح، ساختار، شخصیتپردازی، ملاحظات موضوعی، اکتشاف شخصیت داستانی و کنش داستان میباشد.» (همان، 91)
«جمال میرصادقی» در صفحات 452-451 کتاب «عناصر داستان»، وظایف اصلی صحنه را به سه دستهی کلی تقسیم کرده است که در اینجا به اختصار ذکر میشود:
1. فراهم آوردن محلی برای زندگی شخصیتها و وقایع داستان.
2- ایجاد فضا و رنگ مطابق با حال و هوای داستان؛ حالت شادمانی یا غمانگیزی، شومی، ترسناکی و شاعرانهای که خواننده به محض ورود به دنیای داستان حس میکند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.