ادبیات داستانی

دانلود پایان نامه

2- کشمکش(Conflic): «مقابلهی دو نیرو یا دو شخصیت است که بنیاد حوادث را میریزد. (همان، 73-72)
کشمکش به چهار نوع کلی تقسیم میشود که ممکن است در یک داستان، هر چهار نوع آن یا یکی از آنها وجود داشته باشد:
«1- کشمکش جسمانی 2- کشمکش ذهنی 3- کشمکش عاطفی 4- کشمکش اخلاقی» (میرصادقی، 221،1377)
3- هول و ولا یا حالت تعلیق (Sus pens)
«کیفیتی است که نویسنده برای وقایعی که در داستان در حال تکوین است، میآفریند تا خواننده را کنجکاو و نسبت به ادامهی خواندن داستان مشتاق کند. هول و ولا ممکن است به دو صورت در داستان به وجود آید: یکی آنکه نویسنده رازی را در داستان مطرح کند تا خواننده مشتاق دریافت و درک آن شود، یا شخصیت و شخصیتهای داستان را در وضعیت و موقعیت دشوار قرار دهد، به طوری که خواننده را نسبت به سرنوشت آنها کنجکاو کند. (همان، 298)
4- بحران (Crisis):
بحران وقتی است که نیروهای متقابل در داستان برای آخرین بار با هم تلاقی میکنند و عمل داستانی را به نقطهی اوج یا بزنگاه میکشانند و موجب دگرگونی زندگی شخصیتهای داستان میشوند و تغییری قطعی در خط داستانی به وجود میآورند. (همان، 41)
5- بزنگاه یا نقطهی اوج (Climax)
«لحظهای است در قصّه، داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و داستان منظوم که در آن بحران به نهایت خود میرسد و بزنگاه داستان را به وجود میآورد. بزنگاه یا نقطهی اوج داستان نتیجهی منطقی حوادث پیشین است که همچون آبی در زیر زمین جریان داشته و از نظر پنهان مانده است و جاری شدن آب روی زمین، پایان ناگزیر آن است.» (میرصادقی، 44،1377)
6- گره گشایی (Denouement؛Resolution )
«حادثه یا حادثههایی است که به دنبال بزنگاه اصلی Major Climax پیرنگ پیش میآید و به معنای باز شدن گره افکنیهای پیرنگ در پایان داستان و نمایشنامه است، به عبارت دیگر گرهگشایی، پیامد وضعیت و موقعیت پیچیده یا نتیجهی نهایی رشته حوادث است.» (همان، 230)

«درون مایه:Theme) )»
«جمال میرصادقی» در «عناصر داستان» درون مایه را چنین تعریف کرده است:
«درون مایه، فکر اصلی و مسلّط در هر اثری است، خط یا رشتهای که در خلال اثر کشیده میشود و وضعیت و موقعیتهای داستان را به هم پیوند میدهد. به بیانی دیگر، درون مایه را به عنوان فکر و اندیشهی حاکمی تعریف کردهاند که نویسنده در داستان اعمال میکند، به همین جهت است که میگویند درون مایهی هر اثری جهت فکری و ادراکی نویسندهاش را نشان می-دهد. (میرصادقی، 174،1376)
«کامران پارسینژاد» در «ساختار و عناصر داستان» شیوههای مطرح شدن درون مایه را به دو دستهی کلّی تقسیم کرده است:
«1- در لا به لای کلام و اندیشهی شخصیت داستان یا راوی 2- در دل حوادث و کنشهای موجود در طرح.» (ایرانی، 114، 1374)
موضوع: Subject، Topic
«جمال میرصادقی» در «عناصر داستان» در تعریف موضوع چنین اظهار نظر کرده است:
«موضوع شامل پدیدهها و حادثههایی است که داستان را میآفرینند و درون مایه را تصویر میکند، به عبارت دیگر، موضوع قلمرویی است که در آن خلاقیت میتواند درون مایه خود را به نمایش گذارد.» (میرصادقی، 217،1376)
میان موضوع و درون مایه چند تفاوت وجود دارد. «دکتر شمیسا» در کتاب «نقد ادبی»، چهار مورد از تفاوتها را ذکر کرده است که سه مورد آن به داستان مربوط میشود:
«تم، موضوع گسترده و بنیادی اثر است که معمولاً آشکار و صریح نیست و در همهی اثر پخش است، اما موضوع مطلبی است که اثر، ظاهراً دربارهی آن سخن میگوید یا میخواهد بگوید. موضوع، فشرده (Condensed) و تم، گسترده (Expanded) است. موضوع را میشود آگاهانه پروراند، مثل موضوعات إنشاء (علم بهتر است یا ثروت؟) اما تم، معمولاً ناخودآگاه و عمیق است. (شمیسا، 373،1378)
«میرصادقی» در «ادبیات داستانی» در این باره مینویسد: «درون مایه چیزی است که از موضوع به دست میآید و تفسیر یا بینشی است دربارهی موضوع.» (میرصادقی، 1376،300)
در «واژه نامهی هنر داستان نویسی» میخوانیم:
«درون مایه هماهنگ کنندهی موضوع با شخصیت، صحنه و عناصر دیگر داستان است.» (میرصادقی، 1377،248)
«دیدگاه یا زاویهی دید: Point of View»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.