ارتباطات انسانی

دانلود پایان نامه

شاید عده‌ زیادی تصور کنند که گفتوگو مهارت خاصی نمی‌طلبد اما در حقیقت چنین نیست. گفتوگو مهارت‌های ویژه‌ای نیاز دارد و قواعد و اصول خاصی را بر مشارکت‌کنندگان تحمیل می‌کند که با گپ و صحبت معمولی متفاوت است. حداقل شرط برای برقراری یک گفت‌وگوی اصیل و واقعی، حفظ احترام «دیگری» است. برای گفتوگو باید کانالهای ورود و خروج دادهها به مغز و قلب کاملاً باز باشند؛ لذا لازم است ابتدا خوب گوش دادن، احترام گذاشتن به خود و دیگران از طریق سکوت و تمرکز روی موضوع و برهم نزدن تمرکز دیگران به هر نحو، رعایت ایجاز، شفاف گفتن و شفاف شنیدن، منطقی بودن، رسا صحبت کردن، در ارتباط با موضوع و بدون حاشیه‎روی و تکرار سخن گفتن را در خود پرورش دهیم.
شایان ذکر است که توانایی افراد برای انجام یک گفتوگو و به عبارتی مهارت‌های گفت‌وگویی، اکتسابی است و بیش از همه می‌بایست در نظام آموزشی ایجاد گردد؛ شالوده این مهارتها باید از همان سالهای اولیه زندگی پیریزی شود، زیرا فراخاندیشی در همان سالهایی آغاز میشود که شخصیت و هویت کودک، به عنوان یک شخص متفکر در حال شکلگیری است. در طول دورهای که کودکان، بزرگتر و بزرگسال میشوند، تمایل روزافزونی به جزماندیشی و داشتن ذهن بسته در آنها وجود دارد. وقتی که ذهن بسته باشد، اعتقادات و باورها خودمحوراند و به عبارتی، آنچه که «من» باور دارم بسیار اساسیتر است از آنچه که من «باور دارم». افراد متعصب فاقد توانایی لازم برای ورود به گفتوگوی آزاد و مستدل هستند. نباید اجازه داد که چنین اتفاقی بیفتد. میتوان به کودکان آموزش داد تا ارزش و منزلت ظرفیت فکری خود را بدانند. همینطور، اصول استدلال کردن، نحوه استفاده از دلیل به عنوان ابزاری برای یادگیری، نحوه یادگیری از دیگران، چگونگی ایفای نقش در فعالیتهای گروهی و تحقیقاتی را میتوان به کودکان آموزش داد. برای رسیدن به چنین هدفهایی باید به آنها فرصت داد تا خودشان افکار و اندیشههای خود را کشف کنند، ایدههایشان را در قالب واژهها بیان کنند و نظریات خویش را ارائه دهند. آنان نیاز دارند که خود را به عنوان افرادی توانا، متفکر و با احساس کشف کنند. (فیشر 1386، 9-11)
از آنجا که دوره پیش‌دبستان و دبستان می‌تواند بهترین زمان برای پرورش و آماده کردن فکر و ذهن انسان‌های یک جامعه باشد، آموزش در این سنین از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چراکه می‎تواند خمیرمایه شخصیتی آنها را به تدریج و به نرمی از عواطف و احساسات به سوی قالب‌بندیِ عقل‌مدار هدایت کند. کودکان امروز در شکلگیری جامعه فردا نقش کلیدی را ایفا میکنند و میتوانند هنجارها و ناهنجاریهای اخلاقی و رفتاری را از نهادهای کوچکتری چون خانواده و مدرسه به بستر جامعه منتقل کنند و در آینده، اینگونه رفتارها را در نهاد خانواده خود بازتولید نمایند. کودکان بزرگترین سرمایه هر کشور به حساب میآیند و درحقیقت ثروت یک ملت و نیز کیفیت زندگی جوامع در چند دهه آینده به میزان سرمایهگذاری و نوع تربیت فرزندان آن جامعه بستگی دارد.
بر این اساس، آموزش مهارتهای گفتوگویی از سنین پایین، از عناصر بنیادین برنامه درسی فلسفه‌برای‌کودکان است. حلقه کندوکاو کلاس فلسفه‎برای کودکان، ساختاری میان فردی دارد که در آن، آموزش تفکر در قالب گفتوگوی جمعی به وقوع میپیوندد، تفکر فردی و جمعی به هم میآمیزد و کودکان حقیقت را به یاری یکدیگرجست وجو میکنند. گفت‌وگو پدیدهای است میان فردی، که در آن فاعل شناسا محوریت خود را به ارتباط میان فردی میدهد. ساختار هستی شناسانه ارتباط گفت وگویی به نحوی است که می‎توان آن را عاملی مؤثر در تربیت کودکانی متفکر و اندیشمند به شمار آورد. (پازوکی و احدی،1390: 4)
با اینکه ضرورت و اهمیت گفتوگو در مواجهات انسانی، مراودات میان فردی و نقش آن در حل چالش‌های جهانی برکسی پوشیده نیست اما آنچه در اکثر پژوهشها مغفول مانده آن است که چگونه می‌توان به گفت‌وگوی آرمانی دست یافت و آن را در جامعه بسط و توسعه داد؟ برای نیل به گفتوگو لازم است چه مهارتها و ویژگیهایی در فرد تقویت شود؟، چه نوع گفتوگویی منجر به حصول فهم جمعی و تفاهم می‌شود؟، این گفت‌وگو بایستی چه ویژگیها و ابعادی داشته باشد؟ و …
از آنجاست که در این پژوهش قصد دارم ساختار گفتوگو در حلقه کندوکاو کلاس فلسفه‌برای‌کودکان را بررسی کنم تا از خلال آن، مهارتهای لازم برای شکل‌گیری گفت‌وگوی کندوکاوی را شناسایی کرده و کارکرد و پیامد آن را با توجه به نظر متخصصان تفسیر نمایم.
1-2 ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش
1-2-1 ضرورت نظری
گفتوگو به مثابه کنش مهم ارتباطی، از جمله موضوعاتی است که در رشته علوم ارتباطات کمتر مورد توجه قرارگرفته است و غالب پژوهشهای انجام شده، در حوزه ارتباطات جمعی بوده است. در این میان، انجام پژوهشی در حیطه ارتباطات انسانی و میان‌فردی، با نگاه موردی و خُردِ روش کیفی که به دنبال فهم و توصیف واقعیت ناب باشد، در حوزه تحقیقات علوم ارتباطات مهجور است. لذا امید می‌رود که پرداختن به این موضوعات، آن هم با نگاهی کیفی، بتواند افقهای روشنی را پیشِ‌ روی پژوهشهای ارتباطی قرار دهد و راهگشای آنان دراین عرصه باشد.
همچنین، این پژوهش با بررسی آموزش‎های گفت‎وگو محور، می‌تواند به غنای تحقیقات مرتبط با آموزش سواد رسانه‎ای بیفزاید؛ چراکه با توجه به پژوهش‌های پیشین، آموزش تفکر انتقادیِ مبتنی بر گفتوگو، می‌تواند تسریع‎کننده سواد رسانهای افراد باشد.
افزون بر موارد ذکر شده، پژوهش حاضر با مدنظر قراردادن کودکان و مسئله تعلیم و تربیت آنان، رویکردی میان رشتهای دارد و از آنجا که مطالعات و ادبیات میان‌رشته‌ای در پی نوعی انباشت و هم‌آوایی است، سبب اعتلای کیفی علوم انسانی و اجتماعی خواهد شد.
1-2-2 ضرورت عملی
جامعه‌ متکثر و متنوع کنونی با خرده‌فرهنگ‌ها و گرایش‌های فکری مختلف، بیش از هر زمان دیگری، به گفت‌وگو نیاز دارد چراکه به صورت اجزاء تکه‌تکه‌ای درآمده و شکاف عمیقی میان افراد، در حوزه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، مذهبی، علمی، هنری و… به چشم می‌خورد. آموزش گفتوگو از جمله سازوکارهایی است که به مساعد شدن زمینه پذیرش همگانی آن کمک می‌کند.
از سویی، پایههای تفکر عمیق و قوی را بایستی از کودکی بنا نهاد. کودکی که بیاموزد چگونه بیاندیشد، برای نظرات خود دلیل بیاورد، ایده‌های دیگران را بشنود و به آنها احترام بگذارد، و… در بزرگسالی، زمانی که در عرصه اجتماع، بار مسئولیتی را تقبل میکند، می‎تواند انسانی عمیق، متفکر، خردمند و منطقی بوده و قضاوت‌هایی صحیح و دقیق داشته باشد. همچنین، بسیار مهم است که کودکان نظرات دیگر، از جمله نظرات دوستان و اطرافیان خویش را بشنوند که این امر شامل دیدگاه‌های مذهبی، اخلاقی و سیاسی نیز می‌شود و هیچ زمینه‌ای برای این نوع درک، بهتر از گفتوگوی توأم با احترام وجود ندارد. در واقع، درک تفاوت‌های عمیق، بخشی از وظیفه مدارس دنیای امروز است. تربیت شهروندانی که بتوانند مسائل اجتماع مردم‎سالار را با ذهنی خلاق و نقاد بررسی کنند و در عرصه‎های مختلف مشارکت داشته باشند، از اهداف آموزش کندوکاو محور است.
علاوه بر این، رشد روزافزون اطلاعات و چالشهای مربوط به این حجم وسیع از دانش، به واسطه وجود تلویزیون، اینترنت و سایر رسانه‌ها، کودکان امروز را تحت تأثیر مسائلی قرار می‌دهد که خاص بزرگسالان است. در این خصوص، واکنش برخی والدین و مدارس آن است که باید ارزش‌های تجویز شده به کودکان آموزش داده شود و اما اگرچه آموزش این ارزش‎های سنتی اهمیت دارد، مسأله اصلی این است که آنها یاد بگیرند چگونه برای خود قضاوت‌های اخلاقی قابل قبولی داشته باشند.
باید توجه داشت، تغییر و تحولات جامعه کنونی، دگرگونی مداوم ارزشها را به دنبال دارد. در چنین جامعه‎ای، آنچه میتواند به یاری کودکان در برخورد با چالشهای ارزشی بیاید، همانا درست اندیشیدن و پرورش قوه تحلیل و قضاوت است که این مهم در سایه آموزش فلسفه (فلسفیدن) به کودکان حاصل می‌شود. اگر کودکان را از همان سنین پایین مورد تشویق قرار ندهیم، آنها هم فکر کردن را متوقف و از بازی با ایدهها خودداری می‌کنند. آنان باید یاد بگیرند، خلاقانه بیندیشند تا خود را برای زندگی در جهانی که به سرعت تغییر میکند، آماده سازند.
امید آن است که روند کلاسهای گفت‌وگو محور «فلسفه‌برای‌کودکان»، دانشآموزان را به افرادی تبدیل کند که آمادگی بحث و گفتوگوی عقلانی، منطقی و انتقادی را برای حصول مفاهمه دارند. همچنین، این نوع آموزش‎ها با تقویت مهارت تفکرانتقادی در کودکان، میتواند پایه و پیشنیازی برای آموزش سواد رسانه‌ای باشد.
1-3 اهداف پژوهش
1-3-1 هدف اصلی پژوهش
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ساختار و کارکرد گفتوگوهای کندوکاوی دانشآموزان دبستانی است.
1-3-2 هدفهای فرعی پژوهش
بررسی مؤلفهها و ابعاد گفتوگوی کندوکاوی
شناسایی مهارتها و ویژگیهایی تقویت شده در جریان گفتوگوی کندوکاو محور
کارکرد و پیامد آموزش مهارتهای گفتوگویی در بعد فردی و جمعی
تفسیر کنشهای مشاهده شده در روند تعاملات گفتوگوی کلاس «فلسفهبرای‌کودکان»
1-4 پرسش بنیادین پژوهش

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.