ارتباطات میان فردی

دانلود پایان نامه

شرایط مربوط به پیام عبارت است از اینکه قابل اثبات و استدلال باشد و از جانب عقل و منطق حمایت شود، با احساسات، نیازها و انگیزههای مخاطب منطبق بوده و آرمان‌ساز وشوق‌برانگیز باشد، از تحرک و تازگی کافی برخوردار بوده تا گوینده از تکرار بیمورد پرهیز نماید و نحوه ارائه آن متناسب با تصمیم‌های گوینده برای انتخاب، تنظیم و ترتیب محتوای کلام باشد.
گفتوگو بایستی شرایط مربوط به طرفین از قبیل شناخت هدف و وجوه مشترک، پذیرش تفاوت‎ها، آگاهی از موانع و مشکلات و آفات آن، پذیرش اصل تسامح و دگرپذیری، احترام و درک متقابل، ملایمت و صداقت در گفتار، نقدپذیری، حفظ فضای دوستی و توجه به ارزش‌های اخلاقی و معنوی را لحاظ کند.
شرایط بیرونی:
نهادینه کردن فرهنگ گفتوگو در جامعه و برنامهریزی برای آشنایی افکار عمومی با فرهنگ مفاهمه و همچنین فضایی آزاد و به دور از تشنج و درگیری از زمینه‌های بیرونی لازم برای گفت‌وگو هستند. (منصورنژاد،1381: 58-55)
2-1-2 نظریههای گفتوگویی در ارتباطات میانفردی
گفتوگو موضوعی است میان‌رشته‌ای و بدین لحاظ در حوزه‌های بسیاری از جمله فلسفه، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، زبان‌شناسی، روانشناسی و علوم‌تربیتی‌ به آن پرداخته شده است و اما در اینجا با توجه به محدودیت حوزه‌ پژوهش، به بررسی نظریههای گفتوگویی در حوزه ارتباطات میانفردی قناعت کرده و از بررسی سایر حوزه‌ها چشمپوشی می‌کنم. نظریات ارتباطات میان فردی شامل نظریات تولید، دریافت و مبادله پیام از دیدگاه روان‌شناختی و جامعه‌شناختی اند که با توجه به محدودیت فضای پایان‌نامه صرفاً به ذکر کلیاتی درباب تقسیم‌بندی این نظریات بسنده می‌کنم.
مفهوم گفت‌وگو را در ارتباطات میان‌فردی به منزله فراگرد ارتباط و پیامی که رد و بدل می‌شود، درنظر گرفته می‌شود. براین اساس، نظریات تولید و دریافت پیام از سه توضیح روان‌شناختی استفاده می‌کنند که عبارتند از توضیح خصوصیات، توضیح حالات و توضیح فرایند. توضیح خصوصیات بر صفات ایستایی افراد و چگونگی ارتباط آن‌ها با ویژگی‌ها و متغیرهای دیگر، یعنی بر ارتباط بین انواع خاص شخصیت و انواع پیام‌های به‌خصوص تأکید دارد. این نطریه‌ها پیش‌بینی می‌کند که با شخص ویژه‌ای، خصوصیات خاصی باعث برقراری ارتباط به روش خاص گردد. مثلاً افرادی که دارای شخصیت استدلالی هستند، بحث کردن را دوست دارند.
توضیح حالات بر حالتی از ذهن تأکید می‌کند که فرد در دوره خاصی تجربه می‌کند. حالات بر خلاف خصوصیات، تقریباً ناپایدار و گذرا هستند. برخی از حالات خاص بر ارسال و دریافت پیام تأثیرگذار است برای مثال هنگامی که در موضوعی شدیداً خودآمیخته هستید به احتمال زیاد در ارزیابی مباحث مخالف با موضع خود، محتاطانه عمل می‌کنید.
توضیحات خصوصیات و حالات می‌توانند به‌طور هماهنگ با یکدیگر به کار روند. خصوصیات هم تا حدی رفتار را تعیین می‌کند و محققان سعی دارند که مشخص کنند کدام رفتار، خصوصیت‌مدار و کدام حالت‌مدار است. شیوه‌ای که افراد با آن ارتباط برقرار می‌کنند، احتمالاً حاصل هردوی آنهاست.
سومین دیدگاه مورد استفاده در نظریه‌های دریافت و تولید پیام، توضیح فرایند است. در اینجا روش واقعی دریافت و تولید پیام مورد توجه قرار می‌گیرد. توضیح فرایند با سازوکار ذهن انسان سروکار دارد و تأکید آن بر روش‌های جمع‌آوری و تنظیم اطلاعات، چگونگی استفاده از حافظه، شیوه تصمیم‌گیری افراد برای نحوه عملکرد و گفتار، و مجموعه‎ای از موارد مشابه است.(لیتل جان،1384: 297-253) این سازوکارهای رواشناختی در تولید و دریافت پیام می‌تواند ماهیت یک جریان ارتباطی را شکل دهد و آن را به سمت انواع ارتباط گفت‌وگویانه و یا سایر شکل‌های ارتباطی سوق دهد، اختلال ارتباطی و عدم تفاهم را نیز در بسیاری از موارد می‌توان با این نظریات تفسیر کرد.
در بخش دیگر نظریات مرتبط در حوزه ارتباطات میان فردی، به فرایندهای شناختی پرداخته می‌شود که در سازوکار ارتباطات میان‌فردی مؤثرند و به کمک آن‌ها اطلاعات در ذهن تنظیم و کنترل می‌شود. این نظریات به فرایند تفسیر و درک معنا، چگونگی بسط آن، چگونگی درک محتوای پیام‌ها و قصد ارتباطگران و چگونگی ارزیابی علل رفتار و گفتار می‌پردازند. این نظریات، همچنین به سازماندهی اطلاعات می‌پردازد؛ اینکه چگونه اطلاعات مختلف در نظام شناختی ما تلفیق می‌شود و بر نگرش‌های ما تأثیر می‌گذارد، درباره اطلاعاتی که با نگرش‎های ما سازگار است چگونه فکر می‎کنیم. فرایند قضاوت؛ چگونگی مقایسه اطلاعات جدید با آنچه می‌دانیم و انتظار داریم، نقش انحراف یا دوری از انتظارات و چگونگی ارزشیابی اطلاعات از دیگر مباحثی است که این دسته از نظریات به آن می‌پردازد. (لیتل جان، 1384: 359-310) این نظریات به فهم جریان ارتباط و اختلال در آن کمک می‌کند اما از میان نظریات مرتبط در حیطه ارتباطات میان‌فردی، صرفاً به آنهایی می‌پردازم که مستقیماً به جریان گفت‌وگو در کلاس «فلسفه‌برای‌کودکان» مرتبط میشود و در چارچوب مفهومی پژوهش مورد استفاده قرار می‌گیرد.
2-1-2-1 گفتوگوی سقراطی (نمونهای از گفتوگوی انتقادی)
پیشینه گفتوگو به زمانی بازمیگردد که بشر سخن گفتن را فرا گرفت. مشهورترین گفتوگو که سابقه آن به آغاز تاریخ فلسفه باز میگردد، دیالوگهای سقراط با همنشینان و شاگردانش است. به اعتقاد سقراط، معرفت در ژرفای روح انسانها نهفته است و تنها دشواری، کشف و آشکار ساختن آن در اشخاص می‌باشد. سقراط تنها وظیفه خود در جریان گفتوگو را ایفای نقش «ماما» برای کمک به انسانها جهت کشف حقیقت میدانست. سقراط با کسی وارد گفتوگو میشد و میکوشید تا به افکار او درباره موضوعی پی‌برد. مثلاً اعتراف میکرد که نمیداند شجاعت چیست و از طرف مقابل میپرسید که آیا از این موضوع هیچگونه آگاهی دارد یا نه؟ یا اینکه بحث را به سمتی میکشاند تا آن شخص کلمه شجاعت را به کار برد، آنگاه از او میپرسید «شجاعت چیست؟» و اعتراف میکرد که خود نیز نمیداند و یا دوست دارد بداند. از این رو پرسشهایی میپرسید و اجازه میداد تا طرف دیگرِ گفتوگو، بیشتر سخن بگوید. در عین حال وی جریان بحث و گفت‌وگو را زیر نظر میگرفت و به جایی میرساند که کافی نبودن تعریف پیشنهاد شده را آشکار ساخته و متقابلاً طرف گفتوگو تعریف تازه یا اصلاح شدهای عرضه نماید و بدین ترتیب جریان بحث ادامه مییافت؛ خواه با موفقیت نهایی یا بدون آن. (پاول،1390)
مبنای پرسشگری سقراطی این ایده است که هر تفکری یک منطق یا ساختار دارد که فقط تا حدودی تفکر نهفته در خود را آشکار میکند؛ فقط قطعهای بسیار کوچک از نظام درهم تنیده باورهایی که خود بخشی از آن است. استفاده از پرسشگری سقراطی بر این نکات دلالت دارد: هر تفکر مفروضاتی دارد، ادعاهایی مطرح می‌کند یا معنایی می‌آفریند، دلالت‌های ضمنی و پیامدهایی دارد، روی بعضی موارد متمرکز می‌شود و سایر موارد را به پس‎زمینه می‌راند، صرفاً بعضی مفاهیم، ایده‌ها یا ملاک‌ها را به کار می‌گیرد، و اینکه هر ملاک به چه نسبت روشن یا مبهم، عمیق یا سطحی، انتقادی یا غیرانتقادی، تک‌منطقی یا چندمنطقی است. (پاول،1390)
گفتوگوی سقراطی را میتوان رویکردی برای پرورش تفکر انتقادی دانست. اساس این گفتوگو، پرسش‌هایی است که به وسیله دانشآموز یا معلم طرح میشود. دراین رویکرد، دانشآموز فرصت مییابد تا مهارت اندیشیدن بر پایه استدلال و منطق را در خود پرورش دهد و در واقع تکنیکی است که اندیشیدن انتقادی به پدیده‌های هستی را ممکن می‌کند. در این رویکرد، معلم و دانشآموز میکوشند در کندوکاوی منطقی به کشف حقیقت نائل آیند. (نیستانی،1388: 170-166)
بحث سقراطی که تفکر در خلال آن استخراج و کاویده میشود، به افراد امکان میدهد تا با آشکار ساختن تفکر خود، آن را بپرورانند ومورد ارزیابی قرار دهند. بحث سقراطی با ترغیب شرکت‌کنندگان، با کاستن از سرعت فکر کردن و دقیق شدن روی موضوعات، به آنان فرصت میدهد تا ایده های خود و باورهایی که به طور خودجوش پیدا کرده‌اند، بپرورانند و محک بزنند. بحث سقراطی پربار، حس کنجکاوی درباره معنا و همچنین درستی افکار، شنیدهها و خواندهها را به افراد منتقل میکند و این پیام روشن را به آنها میدهد که انتظار است فکر کنند و باورهای همه را جدی بگیرند. (پاول،1390)
گفتوگوی سقراطی چهار ویژگی اصلی دارد: 1. با چیزهای واقعی شروع میشود و در تماس با تجربههای واقعی باقی میماند. به عبارت دیگر، تجربه و نمونه‌های واقعی نقش بسیار مهمی در آزمودن ادعاهای کلی وجهانشمول دارند. 2. درک کاملی بین شرکت‌کنندگان وجود دارد. 3. افراد تا زمانی که به یک سؤال فرعی پاسخ داده شود، به آن پایبندند. 4. تلاش برای اجماع وجود دارد. ( Dieter Krohn به نقل ازDavey chesters,2012,54 )
انواع سه گانه بحث سقراطی
پرسشگری سقراطی را میتوان به سه صورت کلی دسته‌بندی کرد:
پرسشگری خودجوش یا برنامه‌ریزی نشده
اگر کنجکاوی و حیرتمان را همواره زنده نگه داریم، موقعیت‎های بسیاری پیش خواهد آمد که خود به خود از دیگران خواهیم پرسید منظورشان چیست و سپس با آنها بررسی کنیم که آیا مفهوم مدنظرشان درست است یا نه. برای مثال اگر در کلاس دانشآموزی بگوید «فلان زاویه در یک شکل هندسی با زاویه دیگر برابر است»، ممکن است به فکرمان خطور کند که چطور میتوان این ادعا را ثابت یا رد کرد. اگر یک نفر بگوید «امریکایی‌ها عاشق آزادی هستند»، در این فکر فرو میرویم که معنی این گزاره دقیقاً چیست؟ آیا مثلاً بدان معنی است که امریکاییها بیشتر از مردمان دیگر آزادی را دوست دارند؟ از کجا می‌توان این را فهمید؟
این گونه بحثهای خودجوش، شیوههایی از گوشدادن نقادانه و نیز بررسی باورهای بیان شده در اختیارمان می‌گذارند. اگر گفتهای، سؤال برانگیز، گمراه‌کننده و یا نادرست به نظر برسد، پرسشگری سقراطی راهی برای کمک به خوداصلاحگر شدن، به جای تکیه کردن به اصلاحگری معلم یا سایرین پیش پا می‌گذارد. بحث سقراطیِ خودجوش، به ویژه زمانی مفید است که افراد به قضیه‌ای علاقهمند میشوند، مسئله مهمی را مطرح می‌کنند، در آستانه درک یا تلفیق بینشی نو قرار میگیرند و یا وقتی که بحث به بن‌بست میرسد، آشفته یا خصومت‌آمیز میشود. پرسشگری سقراطی محملی است برای اقدامهای خاص که به واسطه آن می‌توان از علاقه افراد بیشترین بهره را برد، به طور مؤثر با مسئله برخ

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.