ارداویراف نامه

دانلود پایان نامه

” و اهورامزدا گفت یک ثلث از برسم را تو باید به طرف راه خورشید بگسترانی ( بکوئی ) ما استغاثه می کنیم ما خواستاریم که خوشنود سازیم من اهورامزدا را همچنین دوستی را من با این ور برقرار شده ، به یاری می خوانم . به سوی آتش و برسم و به سوی کف دست سرشار به سوی ور روغن و به سوی شیره ی گیاهان ( پورداود،1347 :567 ) . در وندیداد فرگرد21، بند 7 :
kārauuaiti. paēmauuaiti.
xṣ̌uuiptauuaiti. raoγnauuaiti.
mazgauuaiti. frazaiṇtiuuaiti.
frā. tē. hazaŋrəm. xąm.
21.7.e azəm. iδa. frasnaiieni.
21.7.f gaoδanəm. auui. haṇtacinā̊.
” کارورز [بارور ، آبستن ] دارنده ی شیر ، دارنده ی چربی [ فرآورده های شیری ] دارنده ی روغن … ( رضی،1376 : 1031 ) . raoɣnauuaiti – : به معنای دارنده ی روغن است . در هادخت نسک ، قطعه ی 22، فرگرد دوم بند 18 درمورد zaramaiia – raoɣna-” “صحبت شده است ؛  xvarəϑaną̇m. he. bərətaną̇mzarəmaiiehe. raoγnahe.
” اوخورش روغن بهاری برید چه خورش جوان نیک اندیش نیک گفتار نیک کردار نیک دین پس از مرگ ، این است خوراک زن بسیار نیک اندیش … “(میرفخرایی،134:1386) . روغن بهاری پاداش روان نیکوکاران است؛ در روایات پهلوی بخش 24 بند 17 : ” هرمزد گوید : شیر اسب ، روغن کره ، می شیرین و یا روغن بهاری بدو دهید . نخست روغن بهاری دهید ، زیرا روان پرهیزکاران که از جهان درگذشتند ، پس ایشان را تا تن پسین خوراک این است ” ( میرفخرایی،36:1367) . و یا در دادستان دینی پرسش 30 بند 13: u-š cim ī ān nām ēn kū andar gētīgīg xwarišn ān ī az gōspandān bar pāšom guft ēstēd andar ān ī gōspandān bar pad xwarišnīh šīr ud andar šīr roɣn ud andar roɣn ān(ī)pad wehīh stāyīd ēstēd ī dudīgar māh ī az sāl ka mihr pad gāw axtar bawēd gīrēnd ciyōn ān māh ī dēnīg zarmiyā xwānīhēd . nām āmārišn ud nimāyišn ēn kū-š handāzag ī gētīgīg ān ī pāšom xwarišn ī andar gētīgīg ” ودلیل این نام چنین باشد : گفته شده است بهترین خوراک زمینی ، روغن بهاری است و بهترین خوراک فرآورده ی گوسفندان است . در میان فرآورده ی گوسفندان برای خوردن شیر و از شیر روغن و از روغن آنچه به نیکی ستوده شده ( = روغن بهاری ) است که در ماه دوم سال که نهر در اختر گاو است ، بسازند ( جعفری دیهقی ،94:1998) . در گزیده های زادسپرم فصل هشتم بند چهارم که درباره ی کوشش اهریمن برای کشتن زرتشت است از واژه ی roɣn ī gāw – استفاده شده است . گزیده های زادسپرم فصل 8 بند4: ” ” frēstag ohrmazd wāng burd kū :” ma šaw ō jādūgān , če – t nē hēnd bēšazēnīdār , bē abāz ō xānag šaw ud (šōy ) dast , andar māl pad rōƔn ī gāw ī abar ātaxš burd …” ” فرشته ی اورمزد بانگ برد که به سوی جادوگران مرو … بلکه به خانه باز رو و دست را بشوی و به روغن گاو برآتش برده ( = داغ شده )، بمال …” ( راشد محصل،1366 :56). در بندهش توصیف دقیقی از سرنوشت روان در گذشته آمده است … “: پس برند آن همه روان را ، چه پرهیزگار ، چه نیز دروند . اگر پرهیزگار است اندر راه ، آن گاه او را گاو پیکری به پیش باز رسد فربه و پرشیر که روان را از او خوراک و چربی رسد . … اگر آن روان دروند باشد ، آنگاه او را گاو پیکری به پیش باز رسد ، خشک و ترا که روان را از او خشکی و چربی ترار رسد ” (بهار،288:1375) . در بند 26 خسرو قبادان و ریدگ ، از روغن زیتون به عنوان چاشنی برای پروردن و مزه دار کردن نوعی خوراک مرغ نام برده شده است . “…roɣn ī zaiit – …”. در بند 39 نیزحلوا را با پیه آهو “čarz ī āhūg ” و روغن گردو ” roɣn ī gōz ” تهیه می کنند . در بند 53 از ” pīh ī pāzan ” پیه پازن نام برده شده است . در بند 37 خسرو قبادان و ریدگ :   panjōm framāyēd pursīd<(an)> kū rōγn-xwardīg-ē kadām weh ud xwaštar از rōγn-xwardīg نام برده شده است . میرفخرایی آن را به معنی ” خوراک جنبی ،خوراک غیر اصلی ” ترجمه کرده است و در توضیح واژه ی xwardīg به متون دیگری استناد کرده است از جمله : وندیداد فرگرد 5 بند 144 : xwarišn ī sāxtag ēn kū : nān ī poxtag ud gōšt poxtag ud brištag , xwardīg kardag .
” خوروش ساخته ( =پخته ) این است : نان پخته و گوشت پخته و برشته و xwardīg kardag” ؛ انکلساریا آن را گوشت قیمه شده ترجمه کرده است ، و در متن پهلوی شایست نشایست فصل 2 بند 48 : xwarišn ī sāxtag ēn, čiyōn : nān ī poxtag ud gōšt poxtag ud brištag , xwardīg kardag . ” خوروش ساخته ( =پخته ) این : نان پخته و گوشت پخته و برشته و xwardīg kardag “؛ تاوادیا xwardīg kardag را ” خوردنیهای تکه تکه ” ترجمه کرده است . در ارداویراف نامه فصل 3 بند9 نیز چنین آمده است : ud xwarišn ī hu – poxtag ud hu – bōy ud xwardīg ud sard āp ud may … ” خورش خوب پخته شده و خوش بو و xwardīg و آب سرد و می … ” و در روایت پهلوی فصل 2 بند 2 : n nē sāxtag āxwarišn ī sāxtag ī nān, gōšt ī poxtag ī brištag ud xwardīg ” پس در آن خانه ( حکم ) خورش ساخته ( = پخته ) ، خورش پخته ، یعنی نان و گوشت پخته ی برشته و خوردنی نپخته … ” ؛ میر فخرایی از مجموع شواهد ارائه شده چنین نتیجه می گیرد که خوردنی ها به دو دسته ی پخته شده و نپخته ، تقسیم می شدند و منظور از xwardīg همان خوردنی های حاضری است ( میر فخرایی ، 1367 89 ،90 ) . شکر از مواد اصلی برای تهیه ی انواع شیرینی ها و مرباهاست . واژه ی شکر از سانسکریت Skt. ṡárkarā-گرفته شده است و برای اولین بار در عهد ساسانی استفاده شده است (ویلم،2009) . ریدگ در بند 39 شیرینی ها را به دو طبقه ی تابستانه و زمستانه تقسیم بندی می کند. به نظر نگارنده طبقه بندی شیرینی جات در دودسته ی تابستانه و زمستانه ، به نوعی اشاره به تناسب این خوراکها با طبع گرم و سرد6 افراد دارد : pad hāmīn ān lawzēnag ud gōzēnag ud gōz afrōšag ud čarb afrōšag ud čarb-angust kē az čarz ayāb az ān ī āhūg kunēnd, pad rōγn ī gōz wirēzēnd ” به تابستان آن لوزینه ، جوزینه ، جوز افروشه ، چرب انگشت که از چرز یا از آن آهو سازند [و] به روغن گردو برشته سازند” (عریان ،57:1382) .کارگر می گوید جوز یا گوز همان گردو است که آن را چهار مغز هم می گویند زیرا که مغزش چهار پاره است (کارگر،1390 : 48 ). Lōzēnak-: معین آن را حلوای لوزینه ترجمه کرده است .لوز نیز همان بادام است (معین ،92،1368) . معادل پازند این واژه vādām – است (باغ بیدی،17:1391) . gōz – afrōša- : منشی زاده آن را مطابق واژه ی فارسی نو afroša – و آرامی/ hrušak-xrušak – می داند و مطابق زمخشری آن را حلوای سفید و یا xabīs- ” ” عربی می داند (منشی زاده ،71:1982) . čarb –afrōšak – : معین آن را جوز قند می خواند (معین،92:1368). Čarb – angušt- : معین آن را حلوائی می داند که به شکل انگشت می سازند (معین،92،1368) . نگارنده معادل حلوای انگشتو را پیشنهاد می دهد . بند 40 و 41 خسرو قبادان و ریدگ اختصاص به شیرینی های زمستانه دارد : pad zamestān ān lawzēnag, šiftēnag ud wafrēnag ud tabarzad ud gišnīz 40)” به زمستان ، آن لوزینه ، شفتینه ، برفینه و تبرزد و گشنیز گلاب …”. āwurd bē abāg parwardag ī az āb ī sēb bēh ī….(?) kard ēstēd ēč rōγn-xwardīg pahikār nēst.
41) ” اما پالوده ایی که از شیره ی سیب و به سیمین تهیه شده باشد ، هیچ حلوایی برابری نتواند کرد …”(عریان،1382 :57) . Vafrēnak – : نوعی شیرینی سرد است و به نظر می رسد واژه ی فارسی نو barf – از آن مشتق شده باشد .معین به آن رو یخی می گوید(معین ،92:1368) . علم اشتقاق fāludaj – را اینگونه بیان می دارد : واژه ی فالودج عربی است و خود مشتق از saocaiiaca. kərənauuantəm. baosauuasca.
varaxəδrā̊sca.3 varō.žintəm.
uruuarō.straiią̇sca. kərənauuantəm.*
āat̰.1 [tą̇m.*] tum. nišhiδōiš.†
gāϑā̊sca. srāuuaiiō.2
apasca. vaŋuhīš.
” … آنگاه که تو دیگر را می دیدی که [هوم ها] را بدون آمیختن با شیر می ساخت و … شاخه های [آن را] می گستراند و گستردنی های گیاهی می ساخت … “( میر فخرایی ،63:1386) . آیین هوم بخشی از مراسم یسنه است برای نثار هوم موبد چهارزانو می نشیند ، گیاه هوم را می ساید و شیر ، آن را با آب مقدس می آمیزد اما در ایران ، این گیاه زردرنگ با ساقه ی طلایی ، دارای گره هایی نزدیک به هم بوده است و به موجب یسنا ، هات 9 – 11 ،در بلندای کوهها ی بلند روئبده است . آریائیهای قدیم هوم را می جوشاندندتا قوام آید و رنگ بگیرد و برآن بودندکه نوشیدن آن باعث شادمانی و فرح و تندرستی می شود (رضی،1381 :2395) . در منابع پهلوی ، از هوم بسیار یاد شده است.هوم ، رد وسرور گیاهان است و به هنگام فرشگرد و رستاخیز ، جاودانی و انوشگی از وی پدید آید. در مینوی خرد بخش 61، بند 7 : ” 28 و99999 فروهر پارسایان به نگاهبانی آن گماشته اند و کر ماهی پیوسته پیرامونش می گردد و حیوانات و زیانکار و موذی را از آن می داند”( تفضلی ،130:1354). منظور از این هوم ، همان هوم سپید است. هوم سپید که آن را گوکرنه gokarana- هم خوانند در عمق دریای فراخکرت = وئوروکشه رسته است وهمه ی مردمان اکسیر جاودانگی را در هنگام باز سازی جهان از آن دریافقت می دارند (هینلز،30:1381). به موجب گزیده های زادسپرم بخش 6 : kū-š frawahr andar hōm . u-š andar pēm ī gāw be dahīhist. pad frāz– xwarišnīh (ī) pidarān , mādarān , any be ō hambawišn mad … ” که فروهراو در هوم (بود ، سپس ) در شیر گاو داده شد . با خوردن پدر و مادر( از آن شیر) بار دیگر در وجود آمد “(راشد محصل،1366 ،55) . و در فصل 19، زرتشت به نزد گروهی از فرزانگان رسیده و می پرسد driyōšān parwardan ud wāstar ō gōspandān dādan . ēzm ō ātaxš burdan ud hōm ō āb rēxtan … “چیست روان را فریادرس تر . و در پاسخ گفتند: درویشان را دستگیری کردن . گوسفندان را علف دادن . آتش را هیزم دادن . هوم به آب ریختن … “(همان ،65 ) . در یسنای نهم ، بامدادان زرتشت مشغول آماده کردن هوم است. اشاره ای در “گزیده های زادسپرم، بخش 21 ، بند 1 هست که : uzīdan ī-š panj rōz ī jašnzār , māh ī ardwahišt rōz day- pad- mihr , bāmdād , zarduxšt hōm hunīdan rāy , frāz ō bār ī dātī āb šud … “(پس از ) سپری شدن 5 روز جشنزار ، ماه اریبهشت روز دی به مهر ( = روز پانزدهم ) ، بامداد زرتشت برای کوبیدن هوم به کرانه ی آب دائیتی فراز رفت ..(راشد محصل ،1366 :66) . زرتشت قربانی کردن حیوان و نوشیدن شراب سکرآور هوم را که نزد مردم هند و ایرانیان‏ بی‏اندازه اهمیت داشت،حذف کرد.زرتشت معتقد بود که مشروب سکرآور چطور ممکن است به نیکی مدد کند و در مورد حیوانات میگفت آیا بهتر بیست که‏ گاو دهقان شهرنشین بجای قربانی برای خداوندی که جسم ندارد و محتاج به غذا نیست بکارهای مفید مزارع گماشته شود. در یسنا ، هات 32 ، بند7:
aēṣ̌ąm. aēnaŋhąm. naēcīt̰.1 vīduuā̊. aojōi.2 hādrōiiā.3yā. jōiiā.4 sə̄ṇghaitē.5 yāiš. srāuuī.6 xvaēnā. aiiaŋhā.7yaēṣ̌ąm. tū.8 ahurā.9 irixtəm.10 mazdā.9 vaēdištō.11 ahī ” پس اهورامزدا داننده ی قانون ها را با خود گفت با حکمت ، یافت نمی شود ، سرورزی ، نه داوری ، بنا بر قانون مقدس ، چون تو آفریننده ایی ، برای چوپان و کشاورز آفریده است . این مهر (سرود ، گفته دینی ) از چربی (درباره ی چربی ) را اهورامزدا یک اندیشه (متحد ، به طور هم فکر ) ساخته است ، برای گاو ( ظهارپای مفید ) و شیر برای خواهنده ی خوراک ؛ آن مطابق با دستور و فرمان”( زنر ،400:1384). دراین عبارات زنر ایده ی جایگزینی شیر و چربی را به جای گوشت و هوم در مراسم قربانی مطرح می سازد ،هرچند ایرانیان باستان این تحول را مقطعی پنداشته و به عادات سابق خویش برمی گردند ، : ” زرتشت مانند هر نوآوری، مورد بی‌مهری سنت‌پرستان قرار گرفت و به دلیل ناتوانی اجتماعی و اقتصادی قادر به ایجاد تحولی اساسی در جامعه خود نبود …. او با شهریاران و پیشوایان بزرگ آریایی در افتاد و جهان‌بینی سیاسی خود را_ که دگرگونی در نظام اجتماعی، مذهبی و سنتی زمان بود ـ نظم داد” (بویس، 1374: 276( .دلیل این دگرگونی ، گرایشی است که پس از زرتشت به آیینهای باستانی پدید آمدبه طوری که بسیاری از آنها را وارد دین زرتشتی کردند ، به گونه ایی که هات 9 تا 11 یسنا در یاد کرد نیک گیاه هوم و نوشابه ی هوم است . هوم جایگاه مهمی در آیین نیایش پیدا می‌کند و پرستش هوم را نشانه تلفیق آیین زردشت با دین دیرینه ایرانیان پس از مرگ زردشت می‌دانند.ولی، چنان که اشاره شد، زردشت پرستش هوم را می‌پذیرفت و افراط در آن را می‌نکوهید.لذا، آنچه در میان است افزایش ارزش و اعتبار”دین کیهانی” هند و ایرانی است نه تلفیق آیین زردشت با این دین.یشت‌ها سرودهایی است برای خدایان متعدّد.زرتشت از برخی از این خدایان، مثلا مهر، بی‌خبر است.در یشت‌ها، برخی از شخصیت‌های ایزدی یا تشخّص و تجسّم واقعیات دینی نیز نیایش می‌شوند(مثلا در هوم یشت، یشت بیستم). درباره هوم افسانه‌ای پرداخته می‌شود: به هنگامی که زرتشت آتش را تقدیس می‌کرد و گاهان را می‌خواند، هوم به او نزدیک شد و از او خواستار گشت که او را بچیند و بفشرد.زردشت، در پرسشهایی که از هوم می‌کند، در می‌یابد که ویونگهان نخستین کسی بود که هوم را فشرد و به پاداش اینکار فرزندی یافت” که دیندارترین کسان است” (یشت 20:45).قربانی‌های خونین(یشت 11:4-7)همراه جم و مناسک هوم ستایش می‌شود و این به معنای ترفیع مقام میراث هند و ایرانی است که مخالفت‌های شدیدی برانگیخته است.در حقیقت، قربانی‌های خونین بعدا به کلّی از میان رفت و هوم، به عنوان نوشابه مسکر، جای خود را به آمیزه‌ای از شیره گیاهان و آب و شیر داد (الیاده ،56:1379). از زبان زرتشت در یسنا چنین ستایشی از هوم آمده است : ” آنگاه زرتشت گفت : درود برهوم ، هوم نیک هوم خوب آفریده … ” و یا در بندهش آمده است که در روز رستاخیز ، سوشیانس گاوی می کشد و از آمیختن چربی آن با هوم نوشیدنی می سازد که هرکه از آن بنوشد عمر جاودانه خواهد یافت ؛ و یا در گزیده های زادسپرم آمده است : ” آنکه او را فروهر اندر هوم دوردارنده ی مرگ است بر زمین پیدا شود ، او که نامش زرتشت ، پسر اسپیتمه است ” (آیدنلو ،67:1387) . نجاری درباره ی مفهوم “مستی” و ارتباطش با هوم می گوید: یکی از انتظارات و پاداش های مورد اشاره در بند ١٧ از یسنه ی نهم، پاداش “مستی” است maδǝm)) . بنا به نظر شوارتس می توان چنین گفت که، مستی برآمده از هوم، سرچشمه ی “فهم و درکی و هیانی و الهی” است و باعث ادراک مفا هیم مذهبی و آیین دین بهی، بدون نیاز به تفسیر و تو ضیح می شو د. چنانکه در یسنه نهم و در بند ٢٢ : “……هوم نیز به آن ها که ]خواهان] و نسک پرسان بنشینند، افزونی و فرزانگی می بخشد”. و یا بند ٢5: “….خوشا به تو که در می یابی سخنان بسیار درست گفته شده را! خوشا به تو که نمی پر سی سخن درست گفته شده را با پرسش درباره ی آن “. همچنین در بند پایانی می خوانیم که سخن از manah)) منش و اندیشه است و اینکه هوم به دفاع از اندیشه و منش باورندگا ن دین بهی فراخوانده می شود ( نجاری ،5:1388) . به نظر نگارنده فرای دیدگاه عرفانی به هوم ، از تاثیر هوم و ایجاد حالت رخوت و مستی برجسم نمی توان چشم پوشی کرد .دلیل حذف نوشیدنی هوم در دیدگاه زرتشت سکر آور بودن آن است و به نظر می آیداین پیامبرایرانی برآثار سوء مصرف آنچه که سبب رخوت و سستی در انسان می گردد، آگاهی کاملی داشته است ، و به نظر نگارنده بهتر است یکی از ویژگی های این شخصیت تاریخی و دینی ایرانی ، را علم به خواص خوراکها و نوشبدنی ها را برشمرد .
maδu- / hura-
در وندیداد ، فرگرد 5 بند 52 ، زنی که بچه اش سقط شده است ، بعد از انجام درمانهای ویژه ایی ، وی را تحت رژیم غذایی خاصی قرار می دادند ، که نوشیدنی ویژه ایام نقاهت وی بنا براین بند :” anāpa – ” است یعنی “می بی آب [که آب اندر آن نبود ](رضی،1376،321) .مراد از این شراب نوعی می خالص است. به نظر نگارنده دلیل استفاده از می بی آب ، شاید کاهش درجه ی درد و حالت تسکین در بدن مادری بوده که طفلش سقط شده است . در فرگرد 8 بند 22 وندیداد
8.22.e barəsma. vā. aṣ̌aiia. frastarətəm:
8.22.f vasō. pascaēta. mazdaiiasna. ahe. nmānahe. miiazdəm. daiϑiiārəš.
8.22.g gaoməṇtəm. maδumaṇtəm.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.