ارداویراف نامه

دانلود پایان نامه

spitama. zaraϑuštra. ižāca. āzūitišca. para. dasuuarəca. baēṣ̌azəmca. para. fradaϑəmca. varədaϑəmca. vaxṣ̌aϑəmca
para. yauuanąmca. vāstranąmca. uruϑəm “اکنون از این جایگاه و روستا برود ای اسپیتمه – زرتشت ، افزونی و فراوانی و درستی و درمان و آسایش و برکت و رویش ؛واز غلات و از کشتزارها ،افزایش و نمو “(همان ،639) . یا در(یشت 8 بند29 ) pa. dim.1 aδāt̰. viieiti.zraiiaŋhat̰. haca. vourukaṣ̌āt̰.hāϑrō.masaŋhəm. aδβanəm:uštatātəm. nimrauuaite.2tištriiō. raēuuā̊. xvarənaŋuhā̊.3ušta. mē.ahura. mazda.ušta. āpō. uruuarā̊sca.ušta. daēne.4 māzdaiiesne.5ušta.6 ā.bauuāt̰.7 daiŋ́hauuō.8us. vō. apąm. aδauuō.9apaiti.ərətā̊.10 jasā̊ṇti.aš.dānunąmca. yauuanąm.11kasu.dānunąmca. vāstranąm.12gaēϑanąmca. astuuaitinąm
“پس از آن او( تشتر) او را (اپوش را ) به مسافت یک هاثر از دریای فراخکرت دور براند . تشتر رایومند فرهمند ،خروش شادکامی و رستگاری برآورد خوشا به من ای اهورامزدا خوشا به شما ای آبها و گیاهها خوشا به دین مزدیسنا خوشا به شما ممالک آب جوشهای شما بدون مانعی به طرف محصول یا دانه های درست و چراگاه با دانه های ریز و به سوی جهان مادی روانه گردد”(بویس،32:1984) . یا در وندیداد(فرگرد 7 بند32) که درباره رفع ناپاکی و آلودگی از غلات است : dātarə. gaēϑanąm. astuuaitinąm. aṣ̌āum.
kat̰. tā. yauuaca. vāstraca. yaoždaiiąn. aŋhən
aṣ̌āum. ahura. mazda. yā. nasāum. auua.bərəta.
sūnō. vā. para.iristahe. maš́iiehe. vā
:اینچنین را از خشک غله ها ، این جنین را از تر [غله ها ، یا علف ها] … اینچنین را از آرد شده ها اینچنین را از آرد شده ها ،اینچنین را ازآرد نشده ها ،اینچنین را از سرشته[مخلوط] غله ها به این زمین فرو نهند، که ابر[آن] از هر چهار سو یک سو یک بار آب را بپاشند[پس از یکسال] بنابراین پاک می شوند . یا در بند23 ،فرگرد سوم وندیداد :
kō. tūirīm. imąm. ząm. mazišta. xṣ̌naoma. xṣ̌nāuuaiieiti:
āat̰. mraot̰. ahurō. mazdā̊: yat̰. bā. paiti. fraēštəm. kāraiieiti.
spitama. zaraϑuštra. yauuanąmca. vāstranąmca.
uruuaranąmca. xvarəϑōbairiianąm.
yat̰. vā. anāpəm. āi. āpəm. kərənaoiti.
yat̰. vā. āpəm. āi. anāpəm. kərənaoiti
“… کیست که چهارمین کسی که از زمین را بیش از همه شادکام کند ؟ اهورا مزدا پاسخ داد :کسی است که هرچه بیشتر گندم و[ دیگر] گیاهان و درختان بکارد … ” (رایشلت ،249:1968 ). احتمال دارد این واژه ی yauua- از ریشه ی yu- به معنای حمایت کردن و پشتیبانی کردن باشد . این واژه در ترکیبهای yauuō .čarāniia –(=غله زار) وyaon – /yauuan – (=انبار غله ،کشتزار غله ) مشتق از yauua – آمده است(بارتولومه،1266:1904) . در هفت ها ، یسنا 35 بند 6 : yaϑā. āt̰.1 utā. nā. vā.2 nāirī. vā.3vaēdā. haiϑīm.4aϑā.5 hat̰. vohū.+tat̰.ə̄ə-ād-ū.6 vərəziiōtūcā.7 īt̰. ahmāi.8fracā.9 vātōiiōtū.10 īt̰. aēibiiō.yōi. īt̰.11 aϑā. vərəziiąn.12yaϑā. īt̰. astī.
“درست همان گونه که مرد و زنی می داند آن چه را که درست است ، پس بگذارید آن را [ هم چون ] دانه های خوب برای خود بکارد و بگذارید آن را همان گونه که هست به آنانی که آن را کشت خواهند کرد ، بشناساند “(میرفخرایی،44:1382) . بارتولومه vaēdā – را اسم و از ریشه ی + dauu – به معنی “فشردن و فشار وارد کردن ” می گیرد و ” شوق و اشتیاق ” معنی می کند . او āδū- را در ترکیب āδū- frāδana – ( یسنای 65 بند 1 و یشت 5 بند 1 ) صورت اوستای جدید همین واژه می داند و ترکیب را ” افزاینده ی شوق ” معنی می کند( بارتولومه،1904 :321) . میر فخرایی با استناد به هو مباخ می گوید : وی این واژه را ” دانه ” ، ” غله ” معنی می کند و یا “uk δ ” سغدی با همین معنی می سنجد ( میر فخرایی،1382 :60 ) . درون
درون نان گرد کوچکی که بدون خمیر مایه پخته می شود که به ایزد سروش نذر می شود(اوشیدری ،278،1371) . هنگامی که مؤمنان به انجام کارهای مذهبی می پرداختند ، مراسم درون یشت به جا می آورند و به این منظور در برابرنان مقدس ، درون یشت می خواندند . درون یشت برای عبادت یا شکرگذاری از خدایان است و می توان آن را به هریک از ایزدان تقدیم داشت . درون یشت همچنین به عنوان دعای غذا که آن واج نان خوردن گویند ، به کار می رود و در این مورد به اورمزد تقدیم می شود (بویس،1989 :8 ) . هات سوم تا هشتم یسنا ، به نام “سروش درون ” است . اما جای شگفتی است که در پنج هات سروش “درون ” نامی از این نوع نان و مراسم مربوط به آن نیست . در یسنا ، هات 11 بند 4 : us. mē.1 pita.2 haomāi. draonō.frə̄rənaot̰.3 ahurō. mazdā̊.aṣ̌auua haŋuharəne.4mat̰.hizuuō. hōiiūmca.5 dōiϑrəm ” از برای من هوم ، پدر پاک اهورامزدا از draona – دو آرواره با زبان و چشم چپ ارزانی داشت ” (پورداود،1337 :179) . پورداود به جای واژه ی draona – معادل قربانی را برگزیده است . در یشت 19 بند 8 : yauuat̰. anu. aipi. āite.1garaiiō. viṣ̌astarə.2 vīspəm.auuat̰. aipi. draonō. bažat̰.3aϑaurunaēca. raϑaēštāica.vāstriiāica. fṣ̌uiieṇte
” به هر اندازه که این کوهها امتداد یافته به همان اندازه او (آفریدگار ) آنها را بهره ی پیشوایان و رزمیان و برزیگران گله پرور بخش نمود (پورداود،1347:331 ) . یا در یسنا ، هات 10 بند 15 : auuaŋhərəzāmi.1 janiiaoš.2 ūnąm.3mairiiaiiā̊.4 əuuītō.xarəδaiiā̊.5yā. mainiieiṇti.6 dauuaiieiṇti.7āϑrauuanəmca. haoməmca.†hā. yā.8 dapta. apanasiieiti::yā. tat̰. yat̰. haomahe. draonō.nigā̊ŋhəṇti.9 nišhaδaiti.10nōit̰. tąm. āϑrauuō.puϑrīm.naēδa. dasti.11 hupuϑrīm.::
” به حلم کم و کاستی زن نابکار کوته خرد را که به فریفتن آتربان و هوم اندیشید (اما) خود او فریفته شد ،یکسر،نابود شد کسی که برآن شد سور هوم خود بخورد 0 هوم 9 به او پسران آتربان ندهد و نه پسر خوب (پور داود،1337 :176). در گزیده های بالا از اوستا ،” draona –” به معنای ” بخشی از غذا “است (کتول،665:2008) . اما رضی معتقد است” draona – ” به معنای یاوری ، بخشش و روزی نیز هست (رضی،1376 ،965) .بارتولومه نیز هردو نظر را تایید می کند (بارتولومه،1904 : 600). در متون پهلوی نیز واژه ی drōn –” ” دیده می شود . به عنوان مثال در ارداویراف نامه فصل 18 بند 18 – 20 : pas dēn dastwarān framūd kū anōš ī xwaš ud xwarišn ī hupuxt ud hubōy ud xwardīg ud sard ā bud may āwurd āwurdānušān drōn yašt … ” پس دین دستوران فرمودند که انوش (نوشدارو) خوش و خورش نیک پخته و خوشبوی و خوردی (خوراک ) و آب سرد و می آوردن و درون یشتندو … “(ژینیو،48:1372) . در کتاب روایات داراب هرمزد یار ج2 فصل 17 ، بند15 : ” این که چون در روزگارپیشین کسی سفری خواستندی که کمتر از دوازده فرسنگ بودی ، این یک درون یشتندی تا اندر آن سفر رنجی نرسید و کارها بر مراد بودی و شغل ها گشاده شدی ، و برهمه کس فریضه است که چون به سفری خواهند شدن این درون یشتن ” ( اونوالا،114:1922) .در فرگرد 2 ، بند 10 نیرنگستان : ārd ī drōn rāy pad pādyābtar dārišn … ” … آردی که برای درون فراهم می آورند، باید پاک باشد …”(نیرنگستان،58،1995) .چاکسی به استناد به هیربدستان و نیرنگستان طرز تهیه ی درون را توضیح می دهد : “درون از آرد خشک و پاکیزه ی گندم آسیاب شده به دست می آید و فقط توسط موبد با آب پاکیزه مخلوط شده و چنگ زده می شود (چوکسی،555:1955) . در زراتشت نامه فصل 76 – 77 بند 1162تا1164 مراسم درون یشت گشتاسب و خاندانش شرح داده می شود : “زراتشت فرمود یشتن درون چو شد سوی برهان دین رهنمون نهادند برآن درون چار چیز می وبوی و شیر و یکی نار نیز چو یشتن مز آن را به دستاو زند زراتشت پیغمبرارجمند (بهرام پژدو،77:1338) . در روایات پهلوی فصل 56 آمده است : arzōmandīh ī drōn ud mēzd rāy nibēsīhēd drōn pad hangōšīdag ī gētīg nihād estēd u-š girdīh ēdōn čiyōn gētīg ī gird ast u-š kanārag kōf ī harburz abzāyišn ī mayān ī drōn mardōm ud stōr ud urwar gōšudāg čagād ī dāidīg pad mayān ī drōn nihād čim ēn kū čagād ī dāidīg pad mayān ī gēhān ast .” ” درباره ی ارجمندی درون و میزد نوشته می شود و درون به همانند گیتی نهاده شد و گردی آن [نان فطیر] همانند گیتی است و کناره ی آن همانند کوه البرز است . سوراخ میان درون به منزله ی مردم و ستاره و گیاه است … ( میر فخرایی،67:1367) . مزدیسنان این نان را در مراسم گوناگون مذهبی برای امشاسپندان و ایزدان و فرروهرهای در گذشتگان آماده می کنند و خیرات می کنند . در مراسم ” سروش درون ” این نان خورده می شود . به جز نان درون که ویژه ی مراسم مذهبی است ، در متون دیگر به انواع دیگری از نان ها اشاره شده است .به عنوان مثال در وندیداد فرگرد 6 بند 7 : cuuat̰. xvarəϑəm. frabarāt̰. cuuat̰. yaom. frabarāt̰: duua. danarə. tāiiūirinąm.
aēuua. danarə. xṣ̌aodrinąm “چه اندازه خوروش فراز برد ، چه اندازه غله فراز برد ؟ [آنگاه گفت اهورامزدا ]دو دنر از نان خوروش ها … (رضی،1376 :838). Tāiiūiri –” ” نام خوراکی است که به درستی شناخته نشده است .در ترجمه ی پهلوی به معنای “نان کم مایه و سهل الهضم ) را است . جکسون آن را به شوربا و سوپ جوجه ترجمه کرده است .شپیگل شوربای گوشت یا آش گوشت ترجمه کرده است . کاربرد واژه هنگامی است که برای زن دشتان خوراکهای ویژه ایی در نظر می گیرند(همان،1381 :595). دوان Tāiiūiri –” ” را یک غذای جامد می داند که متضاد xšaodri –” “به معنی غذای مایع است . گروهی xšaodri –” ” را مایعی الکل دار می دانند ، اما دوان می گوید وقتی زن دشتان است با دو نوع غذای ( danarǝ of tāiiūiri- ) و (- of xšaodri danarǝ) تغذیه می شود که یکی غذای مایع است در دیگری غذای جامد است(دوان،90:2003) . به گمان نگارنده از جهت جامد بودن غذا بودن و نیز توجه به ترجمه ی پهلوی واژه ، بهتر است همان است که ترجمه ی” نان کم مایه و سهل الهضم” دارمستتر را بپذیریم ، چرا که با توجه به وضعیت مزاجی زن دشتان ، منطقی تر آنست که وی با غذایی جامد تغذیه شود تا آش گوشت دار . دربند 51 خسرو قبادان و ریدگ از غذایی به نام “آبکامه ” (ābkāmak ) نام برده شده است:      bistag gurgānīg ka pad sōrābag brēzēnd, naxōd ī tarr kē abāg āb-kāmag xwarēnd.
” اما آن بزغاله دو ماهه … رودن ، موی برگرفته [و] چوم به آبکامه اندوده شد “(عریان ،56:1382) .کریستین سن می گوید این غذا عدسی است که با عصاره ی زیتون مخلوط شده باشد اما وی در ملحقات کتاب تصحیح کرده است مراد از آبکامه عدس است که با آب کامه خورده شود (کریستین سن،334:1332) . معین آن را نخود تازه می داند که با آبکامه خورند (معین،92:1368) . منشی زاده واژه ی” “nōxōt ī tarun –را به معنای نخود تازه می داند که احتمال می دهد واژه ی فارسی نوnōxd – čhi- ” ” برگرفته از آن باشد (منشی زاده ،71:1982) .عریان به آن کامه جوین می گوید (عریان،56:1382) . نگارنده احتمال می دهد به دلیل لذیذ بودن این نوع غذا و آب افتادن کام از طعم خوشایند این غذا ، آن را چنین نام گذاشته اند و بعلاوه احتمال دارد خوراک ها را با نوع خاصی نان سرو می کردند ؛ در بند 26 خسرو قبادان و ریدگ :    ”  bē abāg karak ī kadagīg ī juwān k ē pad šāhdānag ud kāmag ī jawēn ud rōγn ī zaytān parward ēstēd <ēč murw> tāxt nēst ranjāg kardan ” . “اما با ماکیان گشن که با شاهدانه و کامه جوین وروغن زیتون پرورده شده باشد … “(عریان،56:1332) .
ماهیار نوابی کامه جوین را “خمیر آرد جو” می داند که سه دانگش آرد و یک دانگش آب باشد ( نوابی،76:1346) . در بند 21خسرو قبادان و ریدگ از خوراک سپید با نام برده میشود ، gāw frabīh pad spēd-bāg xūb poxtan pad šakar ud tabarzad ” . ” … سینه ی گاو فربه (را) سپید با ، خوب پختن و با شکر و طبرزرد خوردن ” ،کارگر این خوراک را در واقع نان خوروشی می داند که از شیر و ماست و غیره با طعم ترش می پختند (کارگر،1390 : 46). در بند 98درخت آسوریک به اعتقاد نوابی افروشه نام نوعی نان است : ud man šīr, panīr    bēd afrōšag ud māst ” ”
“و از شیر من ، پنیر دیگر افروشه و ماست ( می سازند ) ” نوابی می گوید افروشه نوعی نان خورشی است مانند نانی که اکنون در گیلان از شیر و تخم مرغ و شکر تهیه می کنند (نوابی،1346 :76) . در آغاز دینکرد7 بند 13واژه ی غله استفاده شده است : ” درخت هدیش( =کاخ ،آبادی ، خانه و نیز مینو ) برپارسایی ارزانی ، به سوی مشی و مشیانه و خواست از کاشتن غله ، نان را از مشی و مشیانه ؛ و او را دادند ؛ … ” (بهار ،206:1375) . گندم
غلّه دیگری که نام آن در اوستا ذکر شده است گندم است . gaņtumō- در فصل 10 نیرنگستان ، فرگرد ذکر شده است 1: harw cē jōrdā sardag šāyēd , gandumagen we hast az hān gyāg paydāg : gaņtumō yauuanąm ratufriš … ” هر نوع غله ایی مجاز است ، گندم بهترین است … از تمام انواع غلات ، تنها گندم رتو را شایسته است … “(نیرنگستان،1995 :60 ) . همچنین در تیشتر یشت او خشکی را (اپوش) از دریای وروکش دور می راند… چه بخت خوشی ای سرزمین ها، جوی های شما بی هیچ مانعی برای گندم درشت دانه و علفزارهای ریزدانه و دنیای مادی جاری می شود (پانئینو،53:1990) . در مینوی خرد فصل 15 بند 13 از گندم یاد شده است : az jōrdāyān gannum meh ud veh guft ēsted ” و از غلات گندم ، مهتر و بهتر گفته شده است “(تفضلی،1354 :37) .
جو ،یونجه

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.