ارزشهای فرهنگی

دانلود پایان نامه

دین، دارای خاستگاهی فوق فردی و جمعی یعنی ماورایی است؛ اگر چه دارای تجلیات فردی و اجتماعی نیز می باشد و در ظرف فرد ظهور می یابد و در صحنه جامعه جلوه گری می کند ولی از فرد و جمع ناشی نمی شود.
اما گاهی عده ای طبق دیدگاههای انسان محورانه‌، رفتار می نمایند، در حد و حدود الهی وهنجارهای دینی دخالت کرده، از ناحیه خود حکم و قانون صادر می کنند و اموری را به دین اضافه یا کم می کنند. به طوری که از دین برداشتهای متفاوتی شده؛ دین به ادیان مختلف انشعاب پیدا می کندو رفتارهایی در هر مذهب محدود و گاهی گسترده می شود.
اما باید توجه نمود که « دین داری، غیر از دین فهمی است، دین فهمی علم به دین و معارف الهی است و دینداری دردِ دین داشتن و ایمان به آن معارف است. دینداری بدون دین فهمی ممکن نیست یعنی ایمان بدون علم نمی شود. انسان پس از آنکه مطلبی را فهمید می تواند آن را محترم شمرد و گردن نهد و یا اینکه به آن ایمان نیاورد و با وی مخالفت کند.»
به طوری که امام علی علیه السلام در بدفهمی دینداران و تغییر ارزشها توسط آنها، می فرمایند :«بدانید که پس از هجرت دوباره چونان اعراب بادیه نشین شده اید و پس از وحدت و برادری به احزاب گوناگون تبدیل گشته اید.» و« از اسلام تنها نام آن، و از ایمان جز نشانی را نمی شناسید! شعار می دهید، آتش آری، ننگ هرگز! گویا می خواهید اسلام را واژگون، و پرده ی حرمتش را پاره کنید.»
ملاحظه می شود به دلیل دخالت بشر در دین الهی، در واقعیت و حقیقت آن تفاوت ایجاد می شود. و این یکی از دلایلی است که مردم نسبت به دین و هنجارها و ارزشهای آن، گریزان می گردند .
در هر حال از جمله عواملی که سبب می شود جاده های دین محو و مضمحل گردد، می توان به موارد زیر اشاره نمود:
3-2-9-2-1. نبود معرفت توحیدی
نبود معرفت دینی یعنی شناخت نادرست نسبت به دین، به گونه ای که دین از حقیقت خود یعنی “توحید” دور شود و سر از شرک وبی خدایی در آورد. این سخن از فرمایش علی علیه السلام در رسیدن به معرفت توحیدی در دین استنباط می شود: «سرلوحه دین شناختن اوست و درست شناختن او، باور داشتن او و درست باور داشتن او، یگانه انگاشتن او می باشد.»
این عبارت می گوید :« اولین چیزی که در دین شناسی باید دانسته شود، معرفت توحید است، بنابراین، دینی که در آن خدای واحد حضور نداشته باشد اصلا دین نیست و دین نامیدن آن غلط و یا مسامحه می باشد.»
لذا حضرت علی علیه السلام، با تأکید به معرفت توحیدی، با ارائه دلیل عقلیِ کاملا مشخص، کسانی که اختلاف در دین ایجاد می کنند و دین را به نام ادیان معرفی می کنند را، محکوم می نمایند:
« خدایشان یکی، پیغمبرشان یکی، و کتابشان یکی است. آیا خدای سبحان، آنها را به اختلاف امر فرمود، که اطاعت کردند؟ یا آنها را از اختلاف پرهیز داد و معصیت خدا نمودند ؟ آیا خدای سبحان دین ناقصی فرستاد و در تکمیل آن از آنها استمداد کرده است ؟ آیا آنها شرکاء خدایند که هر چه می خواهند در احکام دین بگویند و خدا رضایت دهد ؟»
همه پیامبران، انسانها رابه یک دین و یک راه و یک مقصد اصلی دعوت کرده اند. مؤید این برداشت کلامی است که شهید مطهری در این مقوله آورده است : « قرآن کریم با اصرار و ابرام این مطلب را تأکید می کند که دین در همه منطقه ها و جامعه ها، و در همه دوره ها و زمان ها یکی بیش نیست.» دین حقیقت واحدی است که همه به یک جا ختم می شود: « أَلَا إنّ شَرَائِع الدِینِ وَاحِده وَ سُبُلَهُ قَاصِدَه» ارزشها و اصول حلال و حرام و مبانی واجبات و محرمات در میان همه ی امت ها و ملت ها مشترک و یکسان است. و راه های رضایت و کراهت خداوند نیز برای همیشه به یک جا منتهی می شود.
در واقع نام دین ومذهب، حقیقتی است یگانه، عامل اتحاد وانسجام است. که در واقع منشعب شده، و ادیان را به وجود آورده است ومنجر شده انسان از معرفت توحیدی دور بماند، وگرنه وسیله ای برای نفاق و ازهم پاشیدگی و منشأ بزهکاری وهنجار گریزی می شود.
لذا امیرالمؤمنین علیه السلام از خداوند خواستار است دین هایمان را به سلامت دارد وما را از گرایشهای شائبه آمیز ادیان حفظ فرماید.
3-2-9-2-2. گمراهی و لغزش خواص
باید توجه نمود که بشر بارها توانسته از عالی ترین وسیله (دین) بدترین هدف را برگزیند. در متون دینی دست برد و آن را دچار کاستی و اعوجاج کند وهویت معوج وناقص دین، انسانها را به انحراف سوق دهد.
در این راستا عالمان و نخبگان و به عبارتی خواص جامعه، در نتیجه ی قدرتی که به دست می آورند در کنش های تاریخی جامعه مؤثر واقع می شوند. آنها به عنوان متولیان فرهنگ، می توانند در ایجاد جریانهای فکری وارزشهای فرهنگی نقش مهمی ایفا نمایند.
در این راستا مسأله ی مهمی که عالمان دینی وخواص دچار آنها می شوند،گمراهی و بهره برداری ابزاری از دین وسوء استفاده از نقش فرهنگی اجتماعی خویش است. به طوری که« وقتی گروهی از نخبگان دچار انحراف شوند تأثیری که بر جامعه خواهند داشت بسیار عمیق تر از انحراف سایر گروه هاست.»
به همین دلیل حضرت علی علیه السلام می فرمایند : « زله العالم تفسد العوالم؛ لغزش عالِم ، عالَم ها را خراب می کند. »
به طور کلی می توان گفت فعالیتها، تصمیمات و ایده های خواص جامعه، به این گونه است که:
الف)در واقع آنان، آنچه را از کتاب خدا نازل شده را آگاهانه کتمان می کنند. «این کار به خاطراین نبود که گرفتار اشتباهی شده باشند بلکه با علم به خدا دروغ می بندند.»آنها از عدم خلوص نیت برخوردارند.
ب)آنان دارای افقهای فکری ومنافع مادیند. « دنیاگرایی نخبگان فرهنگ و دین، باعث می شود آنها از فرهنگ و دین در جهت کسب منافع مادی خویش بهره برداری ابزاری کرده، بخشهایی از معارف و حقایق آن فرهنگ و دین را در معرض اطلاع دیگران قرار ندهند. در چنین شرایطی، فرهنگ دچار تحریف و به تدریج استحاله خواهد شد. »
ج)آنان به دلیل گمراهی، قرآن وحق را بر امیال خود تطبیق می دهند، جرائم بزرگ را سبک می شمارند و ادعا می کنند از شبهات و بدعت ها به دورند در حالی که در آن غوطه ورند و راه خطا و باطل را نمی دانند.
د)عمل به رأی، (تفسیر به رأی) از خطاهایی است که توسط خواص به وجود آمده است که سبب می شود بسیاری از افراد، به پیروی از آنها دانسته یا نا دانسته، خطاهایی مرتکب شوند و بدین وسیله، ضربه هایی اساسی بر پیکر دین خدا، وارد گردد. براین اساس امام علی علیه السلام روایات رانقادی می کنند ودلایل اختلاف در نقل احادیث که سبب برداشتهای نادرست واختلاف در دین می شود را درسه بخش عنوان می نمایند.
ه-آمیختن کذب به واقع توسط عالمان موجب می شود که افراد سست اراده وبی اطلاع از ارزشهای دین در مسیر انتخاب حق و باطل دچار تردید و اشتباه شوند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.