ارزش‌ها و باورها

دانلود پایان نامه

در حقیقت، هدف گفتوگو تـأیید یا رد تفکر دیگری یا خود نیست، بلکه فهم هستی و درک صحیح ارزش‌ها و باورهای دیگری است. هدف از گفتوگو شناخت است نه توجیه، تعهد است نه حل یا انکار تعارض و در نهایت همکاری است نه رقابت. در واقع در یک گفتوگوی حقیقی، هدف دستیابی به یک توافق نیست، بلکه بیشتر، درک یک حقیقت و حصول به فهم است. (نیستانی، 1388: 25)
لغت دیالوگ (گفتوگو) از واژه‌های یونانی دیا و لوگوس گرفته شده است که اولی به معنای «ازطریق» و دومی به معنای «معنی» می‌باشد. در اصل، دیالوگ یا گفتوگو «جریان داشتن معنی» است. (اسحاق،1380 :5)
جریان گفتوگو، الگویی تراکنشی دارد. اگرچه در غالب مدل‎های ارتباطی پیشین، بیشترِ توجه به گوینده پیام و چگونگی تدوین آن اختصاص داشت اما الگوی تراکنشی، از زاویه‌ای تازه و از منظر شنونده پیام، به فراگرد ارتباطات می‌نگرد.(Wolvin,2010:2) اغلب ما تصور میکنیم که وقتی با دیگری در حال گفتو‌گو هستیم، در حال انجام عملی گسسته می‌باشیم چرا که به ظاهر دیگری صحبت میکند، بعد یک گسست در صحبت او به وجود میآید، شما صحبت میکنید. نوبت گسست در صحبت شما که رسید، او صحبت می‌کند و الی آخر. اما واقعیت این است که ارتباط یک فراگرد پیوسته است زیرا وقتی در گفتوگو هستیم، واژههایی که انتخاب می‌کنیم و شیوه‌ای که آن واژه‎ها را به کار میبریم عملاً شکل گرفته از رفتار ارتباطی است که طرف مقابل در حال به کار بردن آن، رو به ماست. در الگوی تراکنشی ارتباط، نمیتوان «ارتباط» را یک امر منفرد، بلکه باید آن را دارای حالتی وابستگانه دانست. به بیانی دیگر، ارتباط چیزی نیست که برای دیگران انجام میدهیم، بلکه چیزی است که بطور مشترک با آنها انجام می‌دهیم. در نتیجه، موفقیت هر یک از دو طرف، وابسته به طرف دیگر نیز هست. (Adler،نقل شده در محسنیان‌راد،1391: 39) وقتی کنش متقابل بین دو نفر، به چیزی بیش از تبادل پیامهای لفظی منجر شود و آن دو به این درک مشترک برسند که یکدیگر را می‌فهمند، دوست دارند، می‌شناسند و به هم نیاز دارند آن‌گاه، ارتباط ماهیت تراکنشی به خود میگیرد. (محسنیان‌راد،1391 :39)
اما آنچه بایستی مورد توجه قرارگیرد، تفاوت مفهوم ارتباط با گفت‌وگو است؛ هر ارتباطی را نمی‌توان گفت‌وگو نامید چرا که با نگریستن به ارتباطات پیرامونمان درمی‌یابیم بسیاری از مواقع، طرفین با هم مکالمه می‌کنند ولی نقد و فهمی مشاهده نمی‌شود، در حال صحبت هستند، ولی شنیدنی صورت نمی‌گیرد زیرا یکی با صدای بلند و دیگری با صدای آرام برای حمله یا دفاع حرف میزند، چه با خود و چه با دیگری. بر این اساس لازم است میان این مفهوم و سایر انواع مشابه، تمایز قائل شویم از این روکه بررسی تفاوت مفهومی گفتوگو و سایر ژانرها میتواند برخی وجوه آن را روشنتر کند.
2-1-1-1 تفاوت گفت‌وگو با سایر ژانرهای مشابه
گفتوگو و مذاکره
«مذاکره به معنای «به انجام رساندن در جریان معامله» است. بر این اساس، مذاکره صرفاً هدفی عملگرایانه را دنبال می‌کند و حوزه‌ کارکرد آن از گفت‎وگو به مراتب محدودتر است.» (پایا،1381: 65)
گفتوگو و گپ و صحبت
صحبت کردن وقتی اتفاق می‎افتد که شخص با دوستان و خانواده، درباره تجربههای خود سخن میگوید یا از ورزش، سیاست، مسائل اجتماعی و خانوادگی وحوادث دیگری حرف میزند. در واقع، صحبت کردن فاقد جدیت و هدف است، هر کس میتواند از هر دری سخن به میان آورد و هیچ کس قصد و منظور مشخصی ندارد. شاید بتوان صحبت کردن را یک گپ دوستانه و غیررسمی دانست که بهانهای میشود تا افراد به یکدیگر نزدیک شوند. صحبت کردن یکی از رایج‌ترین انواع ارتباط کلامی میان انسانها است. در این نوع ارتباط، افراد نه در پی دستیابی به حقیقت، نه در سودای دانایی و نه به دنبال پرورش قوای ذهنی هستند. (نیستانی، 1388: 37) گپ مکالمهای است که مهمترین خصیصهاش بیهدفی است و چون بیهدف است سرسری، بدون اعتنا و دقت، پیوسته و بیوقفه و با سرعت نامتناسب انجام مییابد. گپ زدن در واقع نوعی پرسه‌زنی و هرزهگردی گفتاری است؛ و حال آنکه مهمترین ویژگی گفتوگو هدفمندی است. (ملکیان،1390 :129)
گپ آشتی‌طلبانه است و گفت‌وگو مفاهمه‌جویانه و اغلب با چه خبر شروع میشود. از آنجایی که در گپ هر فرد حق خود میداند هرچه میخواهد بگوید لذا کانون ندارد و بنابراین یک روند نیست، فاقد انسجام و یکپارچگی است و معمولاً بدون تدارک فکری انجام میشود. البته ویژگیهای گفتوگو مثل انتقال، کشف ایده و معنا، و فهمِ نو میتواند به طور تصادفی در گپ نیز روی دهد. هدف گپ، رضایتمندی از با یکدیگر بودن و همزیستی کلامی است و بنابراین تلاش میشود تا چندان بر تفاوت‎ها و اختلافات فکری تأکید نشود. همچنین گپ در سطح معمول و مرسوم، اعجاب انگیز، وجدآور یا غافلگیرکننده نیست. در این سطح معنا و حقیقت نو و مشترکی خلق نمی شود که شگفتی‎ساز باشد، اگر هم پدید آید جنبه تصادفی دارد. (قاضی‎مرادی،1391: 111-105)
گفتوگو و مناظره
مناظره به طور معمول دارای یک هدف آشکار است؛ پیروزی و غلبه بر دیگری. در مناظره کسی به دنبال رسیدن به حقیقت نیست و نمیخواهد مشکلی از زندگی را حل کند. در مناظره مسابقه برد وباخت است و افراد در رفع اشتباههای خویش هیچ‌گونه تلاشی نمیکنند. در این نوع ارتباط، برخلاف گفتوگو فرض آن است که تنها یک پاسخ صحیح وجود دارد. غالباً رفتار متخاصمانه است و افراد به دنبال پیدا کردن ضعفها و عیوب مواضع فکری یکدیگرند. (نیستانی،1388: 42)
گفتوگو و مباحثه
بحث کردن ریشه مشابهی با لغت پرکاشنیا کانکاشن دارد و به معنای تکان دادن مغز است. انگیزه زیربنایی در بحث کردن، نه آموختن از یکدیگر بلکه پیروزی می‌باشد. مباحثه برخلاف گفتوگو که درصدد باز کردن امکانات و دیدن اختیارات و انتخابهای جدید است به تصمیمگیری توجه دارد. مباحثه درپی نتیجهگیری و خاتمه دادن به مسأله است و گفت‌وگو برای شناسایی ماهیت انتخاب. گفتوگو برانگیختن بینش است و بینش راهی برای تنظیم مجدد اطلاعات؛ به ویژه تصورات از پیش مسلّم فرض شدهای که افراد مطرح میکنند. (اسحاق،1380: 23)
مباحثه امری جدی است و مشارکت‌کنندگان در آن، اهداف و مقاصد و محتوای از پیش تعیین شده‌ای دارند. در بحث، افراد خود را موظف به اجرای قواعد حاکم بر آن میدانند و اگر کسی بخواهد قواعد را زیر پا گذارد، از سوی مشارکت‎کنندگان طرد میشود. بنابراین، نشستها و گفتوگویهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادیِ اندیشیمندان را میتوان نوعی مباحثه دانست. هدف بحث، برتری و توفق بر دیگری است و اما در گفتوگو افراد دیدگاههای یکدیگر را نقد می‌کنند تا به یک شناخت مشترک برسند؛ شناختی که منجر به فهم درست می‎شود. (نیستانی،1388 : 39و40)
همانطور که گفتیم اگرچه جروبحث هدفمند است ولی هدف آن اثبات برتری خود بر دیگری از راه حمله به او و دفاع از خود در برابر حملات وی می‎باشد. در صورتی که هدف گفتوگو حل یک مسأله نظری یا رفع یک مشکل عملی است که همه دستاندرکاران گفتوگو با آن مواجهاند. در جروبحث، هریک از شرکت‎کنندگان هدف خاص خود را دارد که نه فقط غیر از هدف شرکتکننده دیگر بوده، بلکه مخالف و ضد آن است. اما در گفتوگو، همه شرکتکنندگان هدف واحد و مشترکی دارند. در جروبحث، حتی اگر شرکت‎کننده‎ای به سخن دیگری گوش دهد فقط بدین قصد است که از سخن او با خبر شود تا بتواند به آن حمله برد یا از خود در برابر آن گفته دفاع کند. از این رو هیچ یک از طرفین در واقع در حال سکوت نیستند، چرا که یکی به آوای بلندتری که ناظر هم میتواند بشنود و دیگری به آوای آهستهتری که البته برای ناظر شنیدنی نیست در درون خود، در حال سخن گفتن است. هر دو سخن میگویند، یکی با آوایی بلندتر و دیگری به آوایی خفیف و نجواگونه. این هیاهو و غوغای درونی، فرد را از فهم درست سخن دیگری محروم می‌کند. در گفتوگو اما، همه هم و غم شرکتکنندگان مصروف حل یا رفع مسأله واحد و مشترکی است، نه غلبه بر یکدیگر. در اینجا، سخن گفتن و گوش دادن واقعی در کار است. فهم درست سخن دیگری و امکان نقد آن، در سایه سکوت راستینی فراهم می‌شود که نتیجه دغدغه جدی برای رفع مسأله مشترک است.
گفتوگو و گفتمان
گفتمان که گاهی اشتباهاً به جای گفت‎وگو به کار میرود، کمترین شباهت مفهومی را با آن دارد چراکه گفتمان، مجموعه‎ای از اندیشه‌هاست با موضوع، روش، مفاهیم و بنیادهای نظری مشترک که در لوای گفتمان، کنار هم قرار میگیرند. (نیستانی،1388: 45)
در فرایند گفتوگو، فهم سخن دیگری زمینهساز نقد آن می‌گردد، و آن نقد سبب میشود که طرف مقابل مدعای خود را واضح کند یا دلیل خود را قویتر سازد. و این ایضاح مدعا یا تقویت دلیل، افراد را به فهم عمیقتر سخن و نقد دقیقتر آن رهنمون میشود و با این سیر دیالیکتیکی گام به گام به حل مسأله نزدیکتر و نزدیکتر میشویم. (ملکیان،1390: 131-129)
در نهایت، گفتوگو را میتوانیم روندی بدانیم که طی آن مردم در ارتباط با هم فکر میکنند. با هم اندیشیدن بدین معنی است که افراد دیگر نمیتوانند صرفاً موضع خود را به عنوان موضع نهایی تلقی کنند بلکه بایست موضع و نظرشان را متقن و قطعی ندانند و به احتمالات و امکاناتی که صرفاً در ارتباط با دیگران حاصل می‌شود، توجه کنند؛ احتمالات و امکاناتی که در غیر گفت‌وگو پدید نخواهد آمد. (اسحاق،1380: 6)
2-1-1-2 شرایط و پیشزمینههای گفتوگو
گفتوگو برقراری نوعی ارتباط و مفاهمه طرفینی است که تحقق آن منوط به پیش‌نیازها و شرایطی می‎باشد که موجب عملی شدن اهداف و مقاصد گفتوگو می‌گردد و عبارتند از: روشن بودن هدف گفتوگو، آشنایی طرفین آن با موضوع، ابعاد و شرایط گفتوگو، وجود مشکل یا معضلی برای گفتوگو، روشن بودن قواعد (پذیرش حجیت عقل، حسن نیت طرفین، رعایت اخلاق گفتوگو و…)، تمایل طرفین به گفتوگو، اعتقاد به کثرت ذهنی، برابری موضع گفتوگو، مشخص بودن نقطه آغاز گفتوگو و بازیگران این میدان. (منصورنژاد،1381: 54)
گوینده یا پیام‌گذار؛ مخاطب یا پیام‌گیر، پیام یا گفتار، و ابزار یا وسایل از عناصر جریان گفت‌وگو هستند که بدون وجود هریک از آنها گفتوگو انجام نمیپذیرد. با توجه به وجود این عناصر اصلی و ویژگی‌های هر یک از آنها، می‌توان شرایط و زمینه‌های گفت‌وگو را به دو دسته شرایط درونی و بیرونی تقسیم کرد:
شرایط درونی:
شرایط مربوط به گوینده که شامل شناخت پیام، شناخت مخاطب، توجه به ظرفیت‌های مخاطب، شناخت نیازهای مخاطب و زمینه‌سازی است. باید توجه داشت که به خاطر دیالیکتیکی بودن این نوع ارتباط، جای مخاطب و گوینده مدام درحال عوض شدن است.
مخاطب علاوه بر شناخت و آگاهی از موضوع مورد گفتوگو، بایستی با دقت به سخنان گوینده توجه کرده، گوش فرا دهد و سپس خود نیز به طور فعال تبادل نظر نماید.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.