استادان دانشگاه

دانلود پایان نامه

افرادی که طرفدار نظریه کشتار یهودیان می باشند به دو موضوع مهم در این امر تأکید می کنند:
کشتار یهودیان حادثه ای است که در تاریخ بی نظیر است؛
این کشتار نقطه اوج تنفر ابدی و نامعقولانه ای است که غیر یهودیان از یهودیان در دل داشته اند.
بنابراین با توجه به این نوع تفکر، ظلم بی سابقه ای در حق یهودیان رواگشته است و بدین ترتیب باید از یهودیان دلجویی شود و در همین راستا دولت آلمان که مغلوب جنگ دوم جهانی نیز بود در طی توافقنامه ای مجبور به پرداخت میلیاردها دلار خسارت به یهودیان شده است. در اینجا این موضوع مطرح می شود که این خسارت ها به چه کسانی می شود و اینجاست که مبحث «بازماندگان» مطرح می شود.
واژه بازماندگان به آن دسته از مردم یهودی گفته می شد که به اردوگاههای نازی ها منتقل شدند و ناچار بودند در این اردوگاههای کار اجباری انجام دهند و گفته می شود که تعداد این بازماندگان حدود یک صدهزار نفر بوده است و مسلماً بعد از گذشت سال ها از این موضوع بیش از یک چهارم این افراد نباید زنده باشند، ولی به دلیل اینکه آنان در اردوگاهها به گفته یهودیان سختی های فراوانی متحمل شده اند، پس افرادی که از این اردوگاهها برمی گشتند در بین یهودیان از اعتبار خاصی برخوردار بودند، به همین دلیل بسیاری از افراد یهودی که در اردوگاههای کار اجباری نازی ها حضور نداشتند، خود را «بازمانده» معرفی می کردند. البته این اقدام افراد یک دلیل مهم دیگر نیز داشت و آن سود مادی این امر برای آنها بود، چرا که دولت آلمان به یهودیانی که در این اردوگاهها بودند خسارت پرداخت می کرد. اما آنچه در مورد هولوکاست بسیار قابل توجه است دو موضوع باشد:
اول: بزرگ نمایی این کشتار آن هم با چندین سال تأخیر و سپری شدن زمان از موقع وقوع آن.
در همین راستا نورمن جی. فینکل شتاین چنین می گوید: «نخستین خاطره ای که خود من از فاجعه یهود کشی دارم به زمانی مربوط می شود که از مدرسه به خانه برگشتم و دیدم مادرم به صفحه تلویزیون چشم دوخته است و محاکمه «آدولف آیشمن (1961) را تماشا می کند. در آن هنگام فقط شانزده سال از پایان جنگ می گذشت اما به نظر من چنان می‌آمد که دره ای عبور ناپذیر اردوگاهها مرگ را از پدر و مادر من جدا می کند. در اتاق نشیمن ما عکس هایی از خانواده مادرم آویزان بود ولی من هیچ پیوندی میان خودم و آن عکس ها احساس نمی کردم …
اما نکته بسیار مهمتر این است که به جز آن خاطرات بسیار مبهم، من به خاطر نمی آورم که فاجعه یهودکشی کمترین تأثیری بر دوران کودکی من نداشته باشد. دلیل اصلی چنین وضعیتی این بود که در بیرون از خانواده من ظاهراً هیچ کس به این مسئله اهمیتی نمی داد، دوستان دوران کودکی من همه چیز می خواندند و درباره وقایع روز با هیجان بسیار بحث و جدل می‌کردند، ولی صادقانه می گویم که حتی یکی از دوستان من یا والدین آنها در مورد سختیهایی که پدر و مادر من تحمل کرده بودند چیزی نمی پرسیدند. این سکوت احترام آمیز نبود، بی اعتنایی محض بود. با توجه به این واقعیت طبیعی است که انسان از دیدن آن همه همدردی و دلسوزی که در دهه های بعد نثار قربانیان می شود دچار ناباوری و بدگمانی می‌شود. این وضعیت بی تردید حاصل استقرار صنعتی بود که از اسطوره یهودکشی تغذیه می‌کرد».
اصولاً پرداختن به موضوع هولوکاست چندین سال بعد از این موضوع آغاز شد و در این زمینه بزرگ نمایی های زیادی صورت گرفت و فیلم ها و داستان ها و مطالب زیادی در مورد هولوکاست مطرح شد. در همین رابطه فینکل شتاین می گوید که «غالب استادان دانشگاه ها ]در آمریکا[ می توانند شهادت دهند در میان دانشجویان دوره کارشناسی شمار کسانی که می‌توانند بگویند کشتار یهودیان به دست نازی ها در چه زمانی اتفاق افتاد و چه تعداد یهودی به قتل رسید، چندین برابر کسانی است که از زمان وقوع و تعداد کشتگان جنگ داخلی آگاهی دارند. واقعیت این است که یهود کشی تنها رویداد تاریخی ای است که امروز در کلاس های دانشگاه بجد مطرح می شود. آمار نشان می دهد که آمریکائیانی که از این فاجعه خبر دارند بسیار بیشتر از آمریکائیانی است که از حمله به پرل هاربور آگاهی دارند.»
در مورد بزرگ نمایی ها که در این زمینه شده می توان به کتاب «پرونده نقاشی شده» اثر جرزی کوزینسکی اشاره کرد که بسیار در مورد تنفر غیر یهودیان از یهودیان اغراق کرده است. یا کتاب «قطعات» نوشته ویلکومیرسکی است که برنده چندین جایزه مختلف نیز شده است، ویلکومیرسکی در این کتاب به شرح زندگی خود پرداخته است و خاطرات خود را در مورد اردوگاههای کار اجباری نازی ها و رنج یهودیان بیان کرده است اما بعداً مشخص شد او اصلاً یهودی نیست و در اردوگاههای کار اجباری نیز نبوده است بلکه تمام طول جنگ طول جنگ دوم جهانی را در یک دهکده کوهستانی در سوئیس به سر می برده است، و نام اصلی وی هم «برونو دوسکر» بوده است. در پی آشکار شدن این موضوع در اکتبر 1991 ناشر آلمانی کتاب «قطعات» تمام نسخه های این کتاب را از کتاب فروشی ها جمع کرد.
اصولا باید گفت که استفاده سیاسی و ابزاری یهودیان از هولوکاست در چهارچوب منافع آنها بوده است، به عنوان مثال قبل از روی کار آمدن حزب اسلام گرای عدالت در ترکیه، با توجه به روابط نزدیک ترکیه و اسرائیل، هر گاه موضوع نسل کشی ارمنی ها مطرح می شد، یهودیان سعی می کردند که این موضوع را کم اهمیت جلوه دهند به طوری که ایالات متحده آمریکا نیز از این امر حمایت می کرد، علی رغم اینکه ارمنی ها هم کیش آنها بودند، اما در زمینه هولوکاست هیچ نوع مسامحه ای در کار نبود در همین زمینه فینکل شتاین می گوید: «ترکیه مرتکب نسل کشی ارمنیان شده است، از متحدان اسرائیل است و همین مسئله گناه ترکیه را تخفیف می دهد، حمایت نخبگان یهود از ترکیه چنان است که حتی سخن گفتن از کشتار ارمنیان گناهی بزرگ تلقی می شود … .
شورای فاجعه یهودکشی آمریکا به دستور اسراییل، نام ارمنیان را از فهرست قربانیان نسل کشی در موزه یادمان یهودکشی واشنگتن حذف کرد. و گروه فشار یهودیان در کنگره اجازه نداد که یک روز به یادبود نسل کشی ارمنیان اختصاص یابد.» این موضوعات بیانگر این امر می باشد که یهودیان از موضوع هولوکاست به عنوان ابزاری در راستای پیشبرد سیاست ها ومنافع خود استفاده می کنند.
دوم: ممنوعیت انکار هولوکاست:
یکی از دیگر موضوعاتی که در مورد هولوکاست بسیار جالب و عجیب است موضوع ممنوعیت انکار هولوکاست است.
بدین صورت که «در 8 جولای 1986 میلادی مجلس اسرائیل (کنست) در یک اقدام تحت عنوان ممنوعیت انکار هولوکاست به تصویب رساند»
موضوع ممنوعیت انکار هولوکاست به برخی از کشورهای اروپایی نیز سرایت کرد و بدین ترتیب هر کس که درباره موضوع هولوکاست به تحقیق می پرداخت و به نتایجی متفاوت از نظر صهیونیست ها می رسید مورد محاکمه و مجازات قرار می گرفت.
بسیاری از محققان تاریخ و دانشمندان بودند که در مورد موضوع هولوکاست به تحقیق پرداختند ولی به دلیل اینکه ،نتایج تحقیقات آنها مورد دلخواه یهودیان و رژیم صهیونیستی نبود، مورد هجمه قرار می گرفتند و به محاکمه کشانیده می شدند.
همین موضوع که تحقیق در مورد یک واقعه تاریخی با مجازات و محاکمه روبرو می شود باعث شده که بسیاری از افراد و محققان به این امر معترض باشند.
حال در اینجا این نکته مطرح می‌شود چرا اینقدر یهودیان در زمینه هولوکاست بزرگ نمایی می کنند وانکار آن با مجازات رو به رو می شود.
به نظر می رسد، با تکیه بر موضوع هولوکاست یهودیان مجاز خواهند شد برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی برای خود یک سرزمین داشته باشند. و در ضمن آنها حق خواهند داشت با توجه به مظلوم نمایی در زمینه هولوکاست به هر نحو که شده از خود دفاع کنند، و اصولاً باید گفت که یکی از دلایل تشکیل رژیم صهیونیستی هولوکاست می باشد، در همین راستا فینکل شتاین می گوید: «این عقیده که غیر یهودیان همواره از یهودیان نفرت داشته اند از سویی ضرورت تشکیل یک دولت یهودی را توجیه می کند. اما از سوی دیگر دشمنی با اسرائیل را نیز موجه جلوه می دهد، بر اساس این دیدگاه، یک کشور یهودی تنها پناهگاهی است که یهودیان می‌توانند در هنگام بروز یهودکشی به آنجا پناه ببرند و از سوی دیگر هر نوع حمله ای به این کشور یهودی و حتی هر حرکت دفاعی در مقابل این کشور به معنای حرکت در مسیر یهودستیزی است.»
علی رغم تمامی این موضوعات رژیم صهیونیستی با حمایت رسانه های جمعی کشورهای متحد خود توانسته بود هولوکاست را امری قطعی و خدشه ناپذیر جلوه دهد، با توجه به این موضوعات که ذکر رئیس دولت نهم در ابتدای روی کار‌آمدن با الهام از گفتمان انقلابی سالهای اول انقلاب در مورد موضوع فلسطین در نشست جهان بدون صهیونیسم چنین موضوع گیری می کند: «واقعاً ماجرای فلسطین چیست؟ آیا درگیری در فلسطین جنگ بین یک عده یهودی و غیر یهودی با مسلمانهاست؟ جنگ بین یهودیها یا سایر مذاهب است؟ جنگ بین یک کشور با بقیه کشورهاست؟ جنگ بین یک کشور با دنیای عرب است؟ آیا دعوا سر سرزمین محدود فلسطین است؟ به نظرم پاسخ همه این سئوالات منفی است.
تأسیس رژیم اشغال گر قدس حرکتی سنگین از جانب نظام سلطه و استکبار علیه دنیای اسلام است. بین دنیای استکبار و جهان اسلام نبردی تاریخی در جریان است و عمق این نبرد به صدها سال می رسد. در این نبرد تاریخی بارها وضعیت جبهه عوض شده است. یک دوره ای مسلمان غلبه و حرکت فعال و رو به جلو داشتند و دنیای استکباری در حال عقب نشینی یک دوره نیز جنگ و گریز بود و در طول سیصد سال اخیر متأسفانه دنیای اسلام در حال عقب نشینی از مقابل جبهه استکبار بود. نمی خواهم ریشه یابی کنم به چه دلیل، ما همین سیر تاریخی را مطرح می کنیم. صد سال قبل آخرین سنگرهای جهان اسلام فرو ریخت و دنیای استکبار رژیم اشغالگر قدس را به عنوان سرپل نظام سلطه در قلب دنیای اسلام برپا کرد. سرپل یعنی چه؟ «سرپل» یک اصطلاح جنگی و نظامی است. وقتی دو لشکر، دو کشور یا دو گروه با هم درگیر هستند، اگر یک گروه حرکتی انجام بدهد و در جبهه مقابل قطعه ای از زمین را در اختیار بگیرد و آنجا مستقر بشود، قوای خود را پیاده کند، استحکامات بسازد، خودش را تقویت کند و آنجا را به عنوان پایگاهی برای توسعه سرزمینی قرار بدهد، به آن سرپل می گوییم. این کشور اشغال گر در واقع سرپل دنیای استکبار در قلب جهان اسلام است. یک پایگاهی درست کردند تا از آن پایگاه سلطه خودشان را بر کل جهان اسلام توسعه دهند.»
این سخنان احمدی نژاد با واکنش های زیادی رو به رو شد ، صهیونیست ها و متحدان همیشگی آن شدیداً این سخنان احمدی نژاد را محکوم کردند اما احمدی نژاد به سخنان خود در مورد رژیم صهیونیستی و هولوکاست ادامه داد وی در اجلاس سران اسلامی در مکه دو سئوال در مورد هولوکاست مطرح کرد:
تحقیق و بررسی در خصوص واقعه هولوکاست صورت پذیرد.
چرا فلسطینیان باید تاوان این واقعه را که هیچ نقشی در آن نداشته اند را باید پرداخت کنند؟
این سخنان احمدی نژاد در مکه بازتاب گسترده ای در رسانه ها پیدا کرد و کشورهای متحد رژیم صهیونیستی شدیداً آن را محکوم کردند. اما دولت نهم نه تنها از این مواضع خود کوتاه نیامد بلکه بر آن اصرار نیز می ورزید، در همین زمینه محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم در سخنرانی خود در جمع مردم زاهدان چنین به اظهارنظر پرداخت:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.