استفاده از تلویزیون

دانلود پایان نامه

2-13-1-2برخورد منتقدانه با محتوای رسانه ها:
در این مرحله فرد باید بیاموزد که با پیام های رسانه ای برخوردی انتقادی داشته باشد و مهارت های لازم را برای تماشای منتقدانه کسب کند؛ زیرا جهانی که رسانه ها به ما نشان می دهند در واقع تصویری گزینشی است که ویژگی ها و شرایط لازم برای نمایاندن واقعیت کل جهان را ندارد، اما حقیقت به نظر می رسد. تمامی رسانه ها پیش از نشان دادن واقعیت، آن را به دقت گزینش، ویرایش، مونتاژ، طراحی و بازسازی می کنند. این تصویر که از عناصر مختلفی برای مقبول جلوه دادن آن درنزد مخاطبان استفاده شده است به قدری واقعی است که تشخیص آن را از واقعیت اصلی دشوار می سازد. بنابراین بین نحوه بازنمایی جهان توسط رسانه و نحوه ادراک ما از آن به عنوان مصرف کنندگان رسانه رابطه وجود دارد. زمانی که ما هیچ تجربه مستقیم و بی واسطه ای از افراد، سازمان ها، موضوع ها یا مکان های مختلفی که در رسانه ها نشان داده می شود نداریم، رسانه ها نقش واسطه را ایفا می کنند و ما از دریچه آنها به جهان می نگریم. پس رسانه ها یک نوع عادت رفتاری را به ما می آموزند که خود ما متوجه آن نیستیم. در حالی که باید واکنش و تحلیل انتقادی نسبت به پیام ها داشته باشیم و از طریق کشف لایه های درونی پیام های رسانه ای، مجموعه مهارت ها و توانایی های خود را برای مفهوم پردازی اطلاعات ارائه شده به چالش فرا خوانیم.
کسب توانایی زیر سئوال بردن صحت اطلاعاتی که از تلویزیون یا رسانه های مولتی مدیا دریافت می کنیم، ضمن آنکه موجب می شود تا ما وضعیت مصرف کننده منفعل به مصرف کننده نقاد و تحلیلگر تبدیل شویم باعث می شود تا از اغراض و اهداف پنهان، انگیزه ها، نگرش ها، ساز وکارهای تاثیرگذاری و نحوه استفاده رسانه ها از تمهیدات و سیاست های رسانه ای آگاهی یابیم و بدانیم در پس تصاویر و گفتارها، ارزش ها و ایدئولوژی خاصی به مخاطبان منتقل می شود.
3-13-1-2تحلیل زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تبلیغی محیط رسانه ها
این مرحله در برگیرنده کسب دانش کافی درباره زمینه های تاریخی، اقتصادی رسانه ها و منافع و علایق آنها در این حوزه هاست . بی تردید رسانه های مختلف، اهداف و برنامه های خود را بر حسب منافع واولویت های خاص خود تدوین و اجرا می کنند. باید ببینیم چه چیزی و چه کسی با چه کیفیت و میزانی به تصویر کشیده می شود. چه گروه ها وافرادی بیشتر در رسانه نمایش داده می شوند و علت مطرح شدن بیشتر آنها چیست . علاوه بر این ها لازم است بدانیم چه کسی یا چه چیزی بوسیله چه کسانی، چگونه، چرا و با چه اهدافی به تصویر کشیده می شود.
چیزی که بخش اعظم مردم نمی دانند این است که آنچه از طریق تلویزیون به فروش می رسد، نه تنها فروش کالاهای تبلیغ شده به مخاطبان بلکه فروش مخاطبان به پیام دهندگان است.
مقصود واقعی از پخش برنامه های بازرگانی کانال های تلویزیونی، اعم از خبری یا تفریحی، نه فقط سرگرم کردن ما بلکه یافتن مخاطبان و قراردادن آنان در یک حالت پذیرش است، به طوری که شبکه یا فرستنده تلویزیون بتواند زمانی در اختیار صاحبان کالاها قرار دهد تا کالاهای خود را بفروش رسانند . صاحبان کالاها بر اساس تعداد افرادی که احتمال دارد به تماشای تلویزیون بنشینند، پول می پردازند. صاحبان کالاها نیز اجناس خود را متناسب با نوع افرادی که تماشاگر آن خواهند بود، تبلیغ می کنند. مثلاً تبلیغ برای کودکان 7-2 که پدر و مادر خود را را وادار به خرید کالای مورد علاقه خود می کنند. بنابراین باید قادر به درک زبان رسانه ها باشیم و معانی و مفاهیم و نشانه های آن ها را بشناسیم.
4-13-1-2رسانه ها، ارزش ها و دیدگاه ها را جایگزین می کنند
رسانه ها بدان علت که ساخته و پرداخته هستند، از کسی یا چیزی که دست کم برای فرد یا افراد سازنده آن اهمیت دارد پیامی به همراه دارند .رسانه ها قصه گو نیز هستند. حتی برنامه های بازرگانی هم هر کدام داستان کوتاه و ساده ای دارند و داستان ها مستلزم شخصیت، زمان و مکان و طرحی هستند که هر کدام شروع و پایانی دارند . واکنش های موجود درطرح داستان، صرفا از راه هایی هستند که به وسیله آن ارزش ها در یک برنامه تلویزیونی، فیلم سینمایی یا پیام بازرگانی گنجانده می شوند .
انواع پیام ها و توانایی آنکه اطلاعات را در « رمز گشایی » فراگیری نحوه کلیه اشکال آن خلق، تولید و منتقل کند.
5-13-1-2برداشت افراد مختلف از یک پیام رسانه ای واحد، متفاوت است
به علت تفاوت های سنی، تربیتی و آموزشی، هیچ دو نفری را نمی توان یافت که یک فیلم واحد را همانند یکدیگر ببینند و یک قطعه موسیقی واحد را همانند یکدیگر بشنوند . حتی اعضای یک خانواده نیز یک نمایش تلویزیونی را مثل هم نمی بینند. این مفهوم نظریه ای را که می گوید تماشاگران تلویزیونی و دریافت کنندگان پیام ها صرفاً مخاطبانی انفعالی هستند که مورد هدف رسانه ها قرار دارند را رد می کند؛ زیرا اکثر مخاطبان حتی نوجوانان نیز همواره می کوشند مفهوم آنچه را که می بینند، می شنوند یا می خوانند، درک کنند . هر چه راجع به آنچه در اطراف ما می گذرد پرسش های بیشتری مطرح کنیم، پیرامون پذیرش یا رد پیام های رسانه ای و اطلاعات دریافتی، آگاهی بیشتری کسب می کنیم، خواه این اطلاعات از یک سریال کمدی تلویزیونی، یک بازی رایانه ای، یک نوار موسیقی، یک پیام بازرگانی مطبوعاتی یا تلویزیونی و یا یک فیلم سینمایی دریافت شده باشد . بنابراین ملاحظه می شود که یکی از پیامدهای تحلیل و درک پیام های رسانه ای، بالا رفتن آگاهی در جامعه است که می تواند منجر به تقویت ساختارهای دموکراتیک جامعه شود .
بر اساس این رویکرد شهروند مسئول، آگاه، پردازشگر، موثر و کارآمد بوجود می آید که پایه و اساس آینده جامعه دموکراتیک است . افراد باید پیوسته به میزان اطلاعات خود بیفزایند و سعی کنند این تکه های اطلاعاتی را به گونه ای سازماندهی نمایند که در جای خود و به نحو احسن از آنها بهره مند شوند . ترکیب اطلاعات، پردازش، ارزیابی و نقادی آن نیز اهمیت دارد و افراد باید همواره سعی کنند به اطلاعات خود عمق ، وسعت و جهت بیشتری دهند و از سطحی نگری اجتناب نمایند .
دسترسی به سطوح بالای اطلاعات می تواند نگرش های معقول و ثابتی به فرد بدهد، بطوری که او را توانمند می کند تا از سطح دانش و فهمیدن به سطوح بالاتر حرکت کرده و خود تولید علم نمایند و اطلاعات را به نقد کشیده یا به آن بیفزایند . دسترسی به اطلاعات امروزه به سادگی صورت می گیرد؛ زیرا در خصوص موضوعات معین، اطلاعات گوناگونی از رویکردها و مناظر مختلف وجود دارد و امکان روز آمد کردن اطلاعات به راحتی و با سرعت زیاد فراهم است، از طرف دیگر فراهم آمدن امکان تعامل در رسانه های جدید موجب شده است که فرد صرفاً شنونده و پذیرنده دیدگاه های دیگران نباشد بلکه خود بعنوان یکی از طرفین ماهر و فعال در مباحث شرکت جوید . این مسئله باعث می شود که افراد هم فرصت و جرات ابراز عقاید خود را داشته باشند و هم مسئولیت عقاید و رفتارهای خود را بپذیر ند و فعالانه دست به گزینش و پردازش اطلاعات بزنند و به آسانی یکسری اطلاعات بسته بندی شده را قبول نکنند.(نصیری، بهاره: 1384)
6-13-1-2ارتباطات اجتماعی سالم به وسیله اطلاعات و دانش
اطلاعات یک منبع ارزشمند است و به افراد امکان انجام کارهایی را می دهد که در صورت نبودن آن نمی توانستند امور مورد نظر خود را پیش برند. یک ضرب المثل قدیمی می گوید: «دانش قدرت است» به این معنی که آگاهی توانایی انجام کار و بهر ه گیری از فرصت هایی را فراهم می آورد. هر نوشته، قطعه موسیقی، تابلوی نقاشی، معادله ریاضی و حتی هر نگاه یا لبخند یا اشاره، نوعی پیام محسوب می شود و حاوی مقداری اطلاعات است . احتمالاً مهم است یادآور شویم که واقعیت عینی معینی به نام «اطلاعات» وجود ندارد و این کلمه توصیف کننده از مفاهیم است . علی الاصول اطلاعات درباره چیز معینی، واقعه ای یا اندیشه ای وجود دارد و محصول مشاهده و احساس است.( محسنی، منوچهر:1380)
اولین اطلاعاتی که ما دریافت می کنیم از دیدن وقایع، لمس چیزها ویا شنیدن صداهاست . می توان اطلاعات را دسته ای از مفاهیم تعریف کردکه ذهن ما آن را دریافت می کند، هوشیارانه ضبط می کند، به آن معنی می دهد و معمولاً موقعیت ما را از لحاظ دانایی و آگاهی تغییر می دهد. در مواردی واژه اطلاعات مترادف با دانش یا دانایی به کار می رود. وقتی ما به اطلاعات تازه ای دسترسی پیدا می کنیم عکس العمل ما این است که ببینیم با دانایی ها و باورهایی که ما در آن زمینه داریم چه هماهنگی دارد، چرا که معمولاً به ندرت اتفاق می افتد در بزرگسالی اطلاعاتی را به دست آوریم که پیش از آن هیچ نوع اطلاعات، باور یا پیش داوری درباره آن نداشته باشیم . در طول سال ها عملاً، ذخیره قابل توجهی از اطلاعات را در مورد موضوعات بسیار متنوع کسب می کنیم، به اغلب این ذخیره های خاص و طبقه بندی شده به هنگام عبور چیزهایی اضافه می شود و به تعداد بالنسبه کمتری یا اطلاعات تکمیلی افزوده می شود یا تلاش می شود ابهامات آنان برطرف شود . دانایی اعم از آنکه در مورد یک شخص باشد یا در مورد یک موضوع معین، معمولاً هیچ گاه حالت دائمی ندارد؛ چرا که مرتب به آن اطلاعات افزوده می شود. گاهی در عمل مشاهده می شود که دانش بیش از اقلام اطلاعاتی تغییر می کند؛ چرا که با افزودن یک جزء نوین اطلاعاتی ممکن است کل دانش فرد در مورد آن موضوع معین تغییر کند، بی آنکه بقیه اجزاء طلاعاتی سازنده آن دانش تغییر کرده باشند . اگر ما از خودمان سئوال کنیم که آ یا همان فرد دیروز هستیم، جواب بدون تردید این است که خیر؛ زیرا از دیروز تا به حال معمولاً اطلاعات جدیدی به ذهن ما وارد شده است، مگر اینکه تمام مدت را در خواب گذرانیده باشیم بنابراین نوعی تنظیم مجدد اطلاعاتی در ذهن ما صورت گرفته است . ذهن و وضع دانایی ما همیشه در حال تغییر است و حتی اگر برخی از افراد در معرض ضعف حافظه نیز قرار داشته باشند، تغییر در مورد آنها نیز قابل تایید است . اما چگونه می توانیم سطح آکاهی ها و اطلاعاتمان را نسبت به رسانه ها بالا ببریم؟ زیرا ما همگی تحت تاثیر اطلاعات رسانه ها هستیم. در این زمینه ما نیاز به یکسری ابزار و مواد اولیه داریم که ابزار همان توانایی ها و مهارت های ما هستند و ماده اولیه همان اطلاعات، آگاهی ها و دانش ما از رسانه ها و جهان پیرامونمان است. در واقع اگر ما مقدار زیادی اطلاعات داشته باشیم ولی مهارت هایمان اندک و ضعیف باشند، قادر نخواهیم بود هیچ بهره ای از آن اطلاعات ببریم. ( W. James Potter. 1998 )
2-1-14 آموزش رسانه چیست؟
متون رسانه ای، اغلب چندین زبان یا گونه های ارتباط را – تصاویر بصری(ثابت یا متحرک)، صوت(صدا، موسیقی یا کلام) و زبان نوشتار – با هم ترکیب می کنند. آموزش رسانه، در صدد است تا توانایی گسترده ای را، نه تنها در رابطه با متون چاپی، بلکه در ارتباط با سایر نظام های نمادین متشکل از تصاویر و اصوات، رشد دهد. این توانایی اغلب به عنوان گونه ای از سواد رسانه ای برای جوانان به اندازه ی سواد خواندن و نوشتن سنتی با ارزش است.
آموزش رسانه، به عنوان فرایند تعلیم، آموزش و فراگیری درباره ی رسانه هاست. سواد رسانه ای برایند و حاصل دانش و مهارت هایی است که دانش آموزان به آن نیازمندند. سواد رسانه ای ضرورتا شامل خواندن و نوشتن رسانه هاست. هدف آموزش رسانه، رشد و ارتقای فهم انتقادی و مشارکت فعال است.بطوری که جوانان را در تفسیر و ارائه داوری های آگاهانه به عنوان مصرف کنندگان رسانه، آماده می سازد. البته همچنین آنان را در مقام شخصی خویش، به سوی تولیدکنندگان رسانه می راند. آموزش رسانه درباب رشد و ارتقای توانایی های خلاقانه و انتقادی جوانان است.
آموزش رسانه همانگونه که پیش از این بیان شد، در باب تعلیم و فراگیری درباره ی رسانه هاست. این نکته نباید با آموزش و فراگیری از طریق رسانه ها یا با رسانه خلط شود؛ برای مثال، استفاده از تلویزیون یا رایانه به عنوان ابزاری جهت آموزش علوم یا تاریخ. البته رسانه های آموزشی این چنینی نیز روایت ها و بازنمایی هایی از جهان فراهم می کنند و به همان دلیل معلمان رسانه اغلب تلاش می کنند تا استفاده ی ابزاری رسانه ها را به مثابه کمک های آموزشی یا وسایل کمک آموزشی، به چالش کشند. تاکید بر این مسئله بویژه در رابطه با علاقه و اشتیاق فراوان امروزین به بهره گیری از فناوری های نوین در آموزش مهم جلوه می کند، آنجا که رسانه ها اغلب به مثابه ابزاری خنثی در رسانش اطلاعات دیده می شوند.
به هر حال با وجود مباحث مثمر ثمر در این حوزه هاف اموزش رسانه را نباید با فناوری آموزشی یا رسانه های آموزشی اشتباه گرفت.(باکینگهام، دیوید، 1954: 31)(؟)
2-1-15 آموزش رسانه، چرا؟
چرا ما باید به جوانانمان را در باره رسانه ها تعلیم و آموزش بدهیم؟ عمده ی مبانی عقلانی آموزش رسانه، با استناد به معنای اماری استفاده از رسانه در زندگی کودکان امروزین شکل گرفته است. پیمایش ها، به طور مکرر نشان می دهد که در بسیاری از کشورهای صنعتی، کودکان وقت بیشتری را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند، تا زمانی که در مدرسه سپری می کنند؛ یا به هر فعالیت دیگری جدای از خواب دست می زنند(برای مثال لیوینگستون و بویل 2001؛ ریدوت و دیگران.1999). اگر ما به این زمان، وقتی را که کودکان به فیلم ها، مجلات، بازی های رایانه ای و موسیقی عامه پسند، اختصاص می دهند، احتساب کنیم، آنگاه آشکار می شد که رسانه ها عمده ی فعالیت های مربوط به اوقات فراغت آنان را تشکیل می دهد.
البته همه ی این ها به معنای این نیست که رسانه ها ابرقدرتند یا این که آن ها ضرورتا یک بینش خاص، یکتا و یکدست را از جهان ترویج می کنند؛ هرچند که رسانه ها در هممه جا حاضر و غیر قابل گریزاند. رسانه ها در تارو پود و روال زندگی روزمره جا افتاده اند و عمده ی منابع نمادینی را که ما در تماس هایمان، در تفسیر پیوندها و روابط مان و در تعریف هویت هایمان بکار می بریم، فراهم می کنند. همان گونه که راجر سیلورستون(1999) بیان کرده است، رسانه ها اکنون :در هسته ی تجربه، در قلب توانایی یا نا تواناییمان از هم حسی با دنیایی است که در آن زندگی می کنیم”.به همین خاطر است که ما باید به مطالعه ی رسانه ها بپردازیم.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.