اطاعت و بندگی

دانلود پایان نامه

الف)فشار و شدت مقابله کنندگان را فرونشانده و به رنگ خود در می آورد.حتی قلب های مقاوم علما و دانشمندان که از سلامت فکر و اندیشه برخوردار بودند را منحرف و کج می نماید. « رشته ی سخن به دست ظالمان بی منطق می افتد و هر چه می خواهند می گویند و مردم مجبورند عملی کنند.»
ب)نظام فکری ناسالمی، فراگیرمی شود.افکار و اعتقادات مردم هدف گیری می شود و مردم به اختلافات فکری و مذهبی کشیده می شوند.تمدنی مبتنی بر ارزش های پوچ فکری اخلاقی به وجود می آید ودر چنین نظام فکری، جاهلیت و دستاوردهایش ظهور پیدا می کند.
مردمِ زمانِ به حکومت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و نیزعرب ها ی پیش از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم، به عنوان یک نظام فکری جاهلی به حساب می آیند.چرا آنها که از ارزشها دور شده اند و تمایلات فردی و گروهی شان، جامعه را جهت می داد. که در چنین جامعه هایی، افراد به سمت سرگردانی و بی هدفی سوق داده می شوند.
2-6-2-6. تحریف و تخریب فرهنگ
گریزان شدن از هنجارهای اصیل دینی، سبب می شود ،آنچه که نو پدید آمده (بدعت ها)، همانند هنجار و سنتهای پسندیده، قلمداد شود.در این صورت ارزشهای منتسب به هنجارهای دینی، خود به خود زیر سؤال رفته، میزان پایبندی نسبت به اخلاق و رفتارهای نیکو و انسانی روز به روز کاهش یافته، در این صورت روش کسانی که به ارزش ها و هنجارهای الهی پایبند نیستند، در فرهنگ جامعه رخنه می کند. افراد جامعه به ارزش ها و هنجارهایی تن می دهند که دشمنان اسلام برای آنها معرفی می کنند.توطئه های دشمنان و تبلیغات و تهمت های آنان به دین اسلام به عنوان اینکه دین اسلام، دین زر و زور است، می تواند به عنوان یک خرده فرهنگ منحرف از جوامع دیگر، فرهنگ اصیل اسلام را مورد تهاجم قرار دهد، به طوری که مسلمانان با بهترین فرهنگ، چنان می شوند که تنها با نام اسلام و ایمان ارتباط بر قرار می کنند.
خداوند در مورد ترفند دشمنان که چطور فرهنگ جامعه را به گمراهی می کشانند می فرماید :
« بسیاری از اهل کتاب از روی حسدی که در دلشان است دوست دارند که شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر بازگردانند !»
اگر با هدف آنها، جامعه ی مسلمان پیش رود، با التقاط و در آمیختن حق و باطل، جامعه با تخریب وتحریف فرهنگ مواجه خواهد شد و ارزشها و هنجارهای غیردینی جایگزین می گردد. از این طریق افراد جامعه بدون درک محتوا و عمق فرهنگ از جانب دیگران، دچار عقب ماندگی می گردند.
چنانکه بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم تدریجا بنی امیه در دستگاه های اسلامی نفوذ کرد و مردم را به رویگردانی از پذیرش فرهنگ دینی وا داشت.
2-6-2-7. عذاب الهی وهلاکت جامعه
اصل در هدایت الهی آن است که خداوند با رحمت خویش، انسانها را در مسیر تکامل قرار دهد. در این مسیر، خداوند گناهان را حرام کرد و راه اطاعت و بندگی را آسان نموده است؛ تا راه گناه بسته شود. اما سنت الهی بر این است که با شیوع زشتی ها و علاقه نسبت به گناهان، برای هر ملت و تمدنی اجلی و مهلتی قرار دهد. و این لطف و اراده ی حکیمانه ی الهی است که حتی زمانی که انسانها مرتکب اعمال ناشایست قرار می گیرند برای تنبه مجازات شوندوآن فضای شهوت آلود، مستحق بلا وهلاکت گردد.
امام علیه السلام دراین باره می فرمایند :
«مردم ! از مثل های قرآن درباره ی کسانی که عذاب وکیفر شدند، وروزهای سخت آنان وآسیب های شدیدی که دیدند،آگاهید. پس وعده ی عذاب خدا رادور مپندارید ، وبه عذر اینکه آگاهی ندارید خود را گرفتار نسازید، وانتقام خدا را سبک ، وخود رااز کیفر الهی ایمن مپندارید.»
در نتیجه طبق سنت، با باز شدن راه گناهان و…، انحطاط و نابودی جامعه حتمی است. درهر صورت بلاها دامن گیر جامعه ای می شودکه خود با دست خویش آن را به تباهی کشیدند.
نتیجه
نتیجه‏ى نهایی که از بررسى این فصل حاصل مى‏شود این است که هر جامعه ای اگر بخواهد بالنده شود ناچار باید فرهنگ خود را در عرصه اجتماع تعمیق بخشد. بررسى تاریخ اسلام به خوبى نشان مى‏دهد که اگر بلافاصله بعد از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و اله و سلّم سکان کشتى جامعه در اختیار امام على علیه السّلام قرار مى‏گرفت ، ارزشهاى والاى اسلامى، فرهنگ جامعه را تحکیم مى‏بخشید.لذا به ارتباط میان هنجارها ونقش آنها در غنی سازی فرهنگ پرداخته می شود.در جهت تقویت فرهنگ، با توجه به نقش فرهنگی وعامل دگرگونی جامعه ها، لازم است حکومتی دینی تشکیل شود وبا در نظر گرفتن سه ارزش اعتقادات، عدالت وامنیت در جهت آن تلاش نمود .همچنین با توجه به تغییراتی که در طول زمان به وجود می آید، لازم است ارزشها هنجارهاو فرهنگ همواره با معیارهایی، مورد ارزیابی قرار گیرند.در این راستا شناخت پیامدهای ناشی از ناهنجاریها نیز ضرورت دارد.
فصل سوم:ریشه ها وعوامل هنجارگریزی
در اقیانوس پهناور روح و نفس انسان، امواج سهمگینی وجود دارد که همواره انسان را تهدید می کنند، که اگر مهار نشوند نظم طبیعی و روح را بر هم زده و سبب ناهنجاری و گریز از سنت های پسندیده در جامعه می گردد.
در این فصل نمونه هایی از عوامل درونی وفردی ونیز عواملی که مربوط به جامعه می شود را، با توجه به سخنان پرفیض علی علیه السلام به عنوان ریشه های هنجارگریزی در نهج البلاغه مورد بحث و بررسی قرار داده می شود .
3-1. محرومیت از سلامت جسم وجان
« هر موجود زنده ای از ساده ترین تا کامل ترین آنها می کوشد که حیات خود را به هر وسیله ی ممکن حفظ نماید …. انسان از نظر صیانت ذات مطلوب ( شخصیت ایده آل انسان یا شخصیتی که می خواهد باشد) و صیانت تکاملی ذات (تقوی) از سایر موجودات دیگر مستثنی می باشد.» بنابراین باید در جهت سلامت جسم وروان در دست یابی به کمال وشخصیت ایده آل ومعنوی خود کوشا باشد. لذا « معیار سلامتی در یک جامعه بستگی به میزان موفقیت انسان در حفظ خود در ابعاد مختلف وجودی خویش دارد. چنانکه در تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامتی عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و معنوی. و بر همین اساس میزان توسعه درهر کشور مورد ارزیابی قرار می گیرد.»
پس باید به ابعاد وجودی انسان از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی توجه نمود. امیر المؤمنین علی علیه السلام در یک جمله اهمیت آن را ذکر می کنند:« آگاه باشید از جمله بلاهاست نداری، سخت تر از نداری، بیماری تن است و سخت تر از بیماری تن، بیماری دل است.»
3-1-1. تفاوتهای فردی وتأثیر متقابل جسم وروح
گاهی احساس ضعف در تفاوت های فردی و عدم قبول آنها، زمینه ی بروز هنجارگریزی ها را به وجود می آورد. در بیان تفاوتهای فردی، می توان اشاره به جنسیت زن و مرد، سن، وراثت وتفاوتهای روحی وروانی نمود.
در این زمینه امام علی علیه السلام تفاوتهای فردی را مربوط به سرشت انسانها می داند و می فرمایند:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.