اعتقادات مذهبی

دانلود پایان نامه

* «حبیب: تو عروس بزرگهای، خودت صاحب اختیاری، برو شبونه میون ابروتو وردار که فردا دو عروس در خانه داریم. داماد هم که از موی سفیدش حیا نمیکنه، که با تو سفید شده این مو، فروغ زمان» (مرکز: 607)
4. شخصیتپردازی در فیلمنامه به صورت غیرمستقیم، یعنی از طریق کردار و گفتارهای شخصیتها صورت گرفته است و راوی مستقیم از زبان خود به معرفی ابعاد شخصیتی افراد فیلمنامه نپرداخته است.
5. گفتگو که از شیوههای شخصیتپردازی است و در شناخت شخصیتها نقش پراهمیتی دارد، در این فیلمنامه اهمیت بررسی دارد. گفتگو تقریبا در همهی موارد متناسب، با موقعیت اجتماعی شخصیتها است. تنها در مورد شخصیت «مجید» گاه نویسنده این تناسب را رعایت نمیکند. گاه صحبتها و حاضر جوابیهای «مجید» با موقعیت ذهنی او تناسب ندارد و خواننده را به شگفتی وامیدارد.
* «… ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه، چون زنگاشو زده …» (مرکز: 576)
کشف چنین ایهامی در کلمهی «زنگ زدن»، معمولا از ذهنی زیرک و نکته سنج برمیآید.
* «داداش حبیب، ما داداشیم، از یه خمیریم، اما تنورمون علیحده است، تنور شما عقدی بود، مال ما تیغهای صیغهای، کلهی شما شد عینهو نون تافتون گرد و تلمبه قلمبه، کلهی ما شد عینهو نون سنگک» (مرکز: 576)
استفاده از صنایع ایهام، تناسب و استعاره در یک جمله، آن هم از یک ذهن معیوب عجیب و غیرمنتظره است.
* «… ای وای که چقدر دشمن داری خدا، دوستاتم که مائیم، یه مشت عاجز علیل ناقص عقل، که در حقشون دشمنی کردی.» (مرکز: 577)
یا آنجا که خطاب به «آقازاده خانم» و «فروغالزمان» که قصد رفتن به روضه را دارند، میگوید:
* «التماس دعا، خوش به سعادتتون که میرین روضه، جاتون وسط بهشته، ما که دنیامون شده آخرت یزید، کیه که ما رو ببره روضه، مجید آقا تورو چه به روضه، روضه خودتی، گریهکن نداری، والا خودت مصیبتی، دلت کربلاست …»
و دربارهی برادرش حبیب میگوید:
* «… بعد آقام نشست پای روضهی من و غم منو خورد …» (مرکز: 588)
6. موضوع قابل توجه دیگر این است که همهی شخصیتهای داستان به نوعی دارای اعتقادات مذهبی نشان داده شدهاند. حتی نویسنده «اقدس» را که سالهای عمرش را به نحو ناشایستی پشت سر گذاشته است، از این ویژگی بینصیب نگذاشته است؛ آنجا که «اقدس» در بازی گل و پوچ به مجید کلک میزند، «مجید» کشیدهی محکمی به او میزند.
* «اقدس: تو که گفتی با دم نرم و نازکم میزنم، این بود دم نرم و نازکت، ایشالله که به دو دست بریدهاش، جفت دستات از بیخ قلم شه.» (مرکز:594)
و یا شنیدن چنین کلامی از «دکتر» که شغل و زندگیاش دلالی زنان برای مردان بود، کاملا غیرمنتظره و عجیب است.
* «… کلام خداست، خدا میگه بهترین زینت واسهی زن نجابته …» (مرکز: 598)
اگر اعتقاد شخصیتهایی نظیر «اقدس» و «دکتر» را اعتقادی قلبی در نظر بگیریم، با ادعایی باورنکردنی مواجه میشویم، زیرا چنین مواردی در واقعیت روزمره بسیار کمیاب و میتوان گفت نایاب است. مگر اینکه هدف نویسنده مثبت جلوه دادن این شخصیتها و محکوم و مجبور نشان دادن آنها باشد که حتی در این صورت نیز، غیرواقعی بودن این مطلب نقض نمیشود.
از منظر دیگر، میتوان چنین اعتقادی را در حد اعتقادات شنیداری و تکیه کلامهای روزمره به حساب آورد که این طرز نگرش به این شخصیتها، نگرشی صحیحتر و مورد قبولتر است.
«فروغالزمان» و «آقازاده خانم» با اشتیاق و علاقهی فراوان به روضه و پای منبر میروند. «آقازاده خانم» ارزش روضه را این چنین بیان میکند:
* «اگه این شبای جمعه خونهی خانم آقام نبود، آدم یه دو قطره اشک نمیریخت سبک بشه، غمباد میگرفت …» (مرکز: 590)
چنین اعترافی از جانب مادر خانواده، ویژگی مذهبی عادی بسیاری از عوام میباشد، تطبیق اندوه و مصیبتهای قهرمانان مذهبی با شرایط خانوادگی و شخصی خود یا تصور مصیبتهای آن بزرگان در چارچوب زندگی شخصی خود، که باعث اندوه خوردن و اشک ریختن و نهایتا سبک شدنشان میشود.
پس رفتن به چنین مجالسی به عنوان شاخهای فرعی از یک مذهب با عظمت، نمیتواند دلیل ایمانی راسخ باشد؛ چنانچه در زندگی شخصی «آقازاده خانم» میبینیم حضور در چنین محافلی نتوانسته است او را از حسد که از خصلتهای مورد نکوهش در مذهب است، باز دارد، حسدی که مانع ابراز مهر مادریاش نسبت به «مجید» میشود، ولی «آقازاده خانم» ماجرا را چنین برای «حبیب» شرح میدهد:
* «آقازاده خانم: بلاخره دیدی این پسرهی دیوونهی بداصل، چه خاکی به سرمون کرد مادر… خدا برای هیچ تنابندهای نخاد داغ عزیز ببینه؛ حیوونو با قفس مجید کرد تو دیگ نونو خفش کرد. بزرگ خونه تویی، خودت یه جوری، نرم نرم حالیش کن، بچهام پس نیفته …» (مرکز: 602)
این گونه روی آوردن به مذهب، در شخصیت «فروغالزمان» نیز مشاهده میشود؛ آنجایی که وقتی از عشق و زندگی سرخورده و ناامید میشود، مجاورت حرم امام رضا (ع) را انتخاب میکند و این تسلیم میتوانست نوعی تسکین برای روح شکست خوردهاش شود.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.