الگوهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

ه) از سر محبت و شفقت باشد نه از سرخشونت
تشویق وتنبیه ها،به هیچ وجه نباید به صورت انتقام گیرانه باشد، بلکه باید برای اصلاح فرد، آن هم از سر محبت و خیرخواهانه باشد «اگر خدمتگزارت خدا را نافرمانی کرد، او را تنبیه کن، ولی اگر شخص تو را نافرمانی کرد، او را ببخش.»
و) احساس امنیت کند
ابن شهر آشوب نقل کرده است که روزی امیرمؤمنین علی علیه السلام خدمتگزار خود را چند بار فراخواند ولی او پاسخ نداد. آن حضرت در پی او آمد و او را جلوی در خانه یافت از او پرسید : چه چیز تو را واداشت که پاسخم نگویی ؟ گفت : « در اجابت سست بودم و از عقوبت احساس امنیت نمودم. پس حضرت فرمود: «الحمدالله الذی جعلنی ممن تأمنه خلقه ؛ سپاس خدایی را که مرا از آنان قرار داده است که مردم از جانب او احساس امنیت می کنند.»
ز) رعایت حال ناتوانان را بکند
در سیره قضایی امام علی علیه السلام این مورد تأکیدشده است، ایشان در مورد بیماران و کسانی که از لحاظ جسمی و روحی، زجری متحمل شده اند، و یا زنان حامله را به دلیل آنکه ممکن است به حمل آسیب برسد، اجرای مجازاتشان را به تأخیر می انداخت.
قابل ذکر است که اگرمجازات از حد طاقت فرد خارج باشد، این مانعی برای اجرای آن نخواهد بود، زیرا معیار، حد طاقت در تکلیف مطرح است نه در تنبیه. مثلاً حدود الهی در مورد افراد نابالغ اجرا نمی گردد و در چنین مواردی، به تشخیص حاکم شرع، فرد را تعزیر می کنند.
ح)مایه ی پندپذیری باشد
مجازاتی که شخص خطاکار خود را مستحق آن بداند، در واقع هشداری است از بیرون، و بیداری از درون برای او رخ می دهد که سبب پندپذیری او می گردد و موجبات بازدارندگی او را از رفتارهای نا شایست فراهم می نماید. چرا که «العاقل من اتعظ بغیره»
ط) سبب محرومیت از حقوق انسانی نگردد
انسانی که دچار هنجارگریزی و خطا گشته، اگر رفتاری با او شود که احساس کینه در او بروز کند، نه تنها اصلاح نمی گردد، بلکه زمینه ی روانی و مقدمه ی رفتارهای نابهنجار دیگر در او به وجود می آید. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام برای جلوگیری از رفتارهای ناشایستِ احتمالی بعد از مجازات، جراحتِ مجرمان را، مداوا می نمودند و از آنان به نیکی پذیرایی می کردند و به رفع احتیاجات آنان می پرداختند. براین اساس امام علیه السلام خودسری های قضات و برخوردهای ناصواب آنها را مورد توبیخ قرارمی دهند و توصیه می کنند که نباید در کیفر خطاکار تندروی شود. اگر هم چنین شد شایسته نیست غرور ِقدرت، آنها را از پرداخت خون بها باز دارد و سرکشی کنند.البته مصداق های تاریخی در این مورد فراوان است.
در هر حال باید به تناسب وضع و حال افراد رفتار نمود و با در نظرگرفتن قوانین و مقررات، انگیزه ی هنجارهای مطلوب را در جامعه به وجود آورد.
5-1-4. قرارگرفتن در مسیر رقابت های سالم همراه با تقوا
رقابت به مفهوم ایجاد انگیزه های روانی، در جهت ارزش هایی که جامعه به آن پایبند است. البته با تأکید به اینکه در این رقابت ها، انسان دچار آفت نگردد. در این بین تقوا به عنوان یک ارزش ومراقب درونی، نفس را تحت محافظت قرار می دهد تا به ارتکاب گناه یا خطا دچار نگردد، یعنی هوشیارانه به محض وسوسه ی لغزش، بر آن چیره می شود.
انسان در زندگی اجتماعی به طور طبیعی رقابت های اقتصادی، سیاسی، علمی، و انواع دیگر رقابت ها که در میان مردم و در فرهنگ های مختلف بشری رواج دارد، را می آموزد و به آن سمت سوق داده می شود، اما اگر توجه به آفت های احتمالی آن نکند، رقابت های او ناسالم خواهد شد.
بر این اساس رقابت صحیح وسالم، رقابتی است که در تقوای خدا و کار نیک و پایبندی به ارزش های والای انسانی و پیروی از روش الهی در زندگی باشد. تقوا تنها انگیزه ای است که به کار انسان صبغه ی الهی و عبادی می بخشد. می تواند بهترین و مهمترین انگیزه و زمینه ای برای انجام اعمال صالح (آن هم به بهترین شکل)گردد.
گرچه انگیزه های مختلفی مانند وجدان اخلاقی، شرافت انسانی، حیثیت اجتماعی، اخلاق جمعی، آداب معاشرت، ترحم، عطوفت، نوع دوستی و … برای انجام کار نیک وجود دارد، اما باید اصل، بر” عبادت و عبودیت” باشد. لذا خداوند برای ایجاد زمینه ی تقوا در انسان می فرماید : «ای مردم ! پروردگاری را که شما و پیشینیانتان را آفریده، عبادت کنید تا زمینه ی تقوا را در شما ایجاد کند.‎»
لذا رقابت بر سر تقوا، و مبادرت بر اعمال نیکو، به تصریح و ضمانت امیرالمؤمنین علیه السلام، عامل بازدارنده ی درونی از انحرافات و پلیدیها ست. «فان التقوی الله… نجات من کل هلکه»انسان در پرتو آن از رقابت های وهمی ناسالم در امان میماند و به انجام اعمال صالح رغبت بیشتری پیدا می کند.
در غیر این صورت دلی که از تقوای الهی خالی باشد فتنه های دنیا آن را پر می کند. بسیاری از مشکلات و مفاسد اجتماعی (طلاق، جنایت، تقلب در معامله ها و …) را در پی خواهد داشت.
لذا رابطه ی تقوا با عمل صالح رابطه ی طرفینی است که موجب می شود افراد جامعه مبادرت به انجام هنجارهای مطلوب نمایند. در نتیجه رابطه ی تقوا با عمل صالح رابطه ی طرفینی و متقابل است.
5-1-5. ارائه الگوهای عملی وجهت گیری مطابق آنها
نقش الگوها در سازمان دادن به شخصیت و رفتار آدمی بسیار مؤثر است و باعث می شود انسان هدف و راه تربیت را فراموش نکند ودر راه صفات وکمالات آنان گام بردارد؛ البته « این نقش از خانواده آغاز می شود و پس از آن فرد تحت تأثیر الگوهای اجتماعی و سیاسی و … قرار می گیرد. هر چه قدرت نفوذ الگوها بیشتر و همسانی و زمینه ی پذیرش آماده تر باشد، همسانی در جهات مختلف و نمونه برداری کاملتر صورت می گیرد.»
لذا در این الگوپذیری ها، متابعت از پاکان و صالحان و به عبارتی اولیاءالله، به عنوان الگوهای بهنجار وارسته وکامل می توانند انسان را از زشتی ها و هنجارگریزی ها دور سازد.
از آن جایی که سلامت جامعه به قشر بالای جامعه وابسته است؛ از این رو باید در جهت الگوهای مطلوب و شایسته حرکت کرد و با شناساندن الگوهای صحیح دینی، شخصیتهای مذهبی، علمی، سیاسی و… ، به رفتار و هنجارهای مطلوب دست یافت. در غیر این صورت، الگو ها وسیله ی انحرافات می گردند.
بنابراین باید تأثیر پذیران وتأثیر گذاران (الگوها) به نکات زیر توجه کنند:
5-1-5-1. رعایت حد وحدود در الگو پذیری
سیره ی زندگانی و منش ائمه علیهم السلام این حدود را به مسلمانان عرضه می کند، تا از این طریق شمایی از رفتارها و باورها در ذهن پدید آید و از آن ها پیروی شود.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.