امام زمان (عج)

دانلود پایان نامه

اگر در جامعه انجام دادن کارها از سر بی علاقگی باشد و بستری نیکو در جهت تحقق هنجارها وجود نداشته باشد، سختی ها بر انسان عارض می شود و مسئولیت و کار در فضای اجبار و اکراه صورت می گیرد و در نهایت منجر به هنجارگریزی می گردد. امام علی علیه السلام در اهمیت این فضای میل و رغبت می فرمایند :
«دل ها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دل ها را آنگاه به کار وادارید که خواهشی دارند و روی آوردنی، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری،کور می گردد.»
همراه نمودن افراد جامعه بدون میل درونی، جامعه را دچار نفاق و دورویی می کند. در نتیجه «انسان باید خود بخواهد که بندهای اسارت از او گشوده شود، وگرنه کسی نمی تواند انسانی را که نمی خواهد پذیرای هدایت شود، به راه هدایت بکشاند.»
لذا درمسیرزندگی، برای قرار نگرفتن در مهلکه ها، باید هم از درون وهم ازبیرون ایجاد انگیزه نمود تا مرزهای حلال و حرام، واجب و مستحب و … رعایت گردد.
در این راستا به کار گرفتن عوامل و زمینه هایی که افراد به کار و مسئولیتشان علاقمند شوند، و دل بسپارند قابل اهمیت وضروری است:
5-1-1. بهره برداری صحیح از اراده
اساساً میل و انگیزه و خواست فرد، در تعیین راه و سرنوشت او، بسیار مؤثر است و ایستادگی انسان در مقابل هنجارگریزی ها با جلوه کردن” اختیار و اراده ی انسان” امکان پذیر است.لذا در این راستا امام علی علیه السلام، بر این حقیقت تأکید کرده و با احترام و توجه کافی به اراده و خواسته های مردم، به این مطلب اشاره دارند.احترام به خواست و اراده ی مردم، زمینه ی رفتار خودجوش می گردد، حتی بدون نیاز به نظارت و کنترل، با استفاده از خرد و اندیشه، هنجارها رعایت می گردند وارزش ها حفظ می شود.
امام علی علیه السلام در دوران حکومت خود حتی در سخت ترین اوضاع و احوال سیاسی، مردمان را با زور و فشار در مسیر تربیت نکشاندند و از روشهای استبدادی برای راه بردن آنان وام نستاندند؛ تا مردم به اکراه واجبار عمل نمایند. چرا که کراهت نسبت به عملی موجب فرار مردم از هنجارها وایجاد حس نفرت در افراد می شود. به همین علت است که امام علی علیه السلام در خطاب به یکی از کارگزاران خود می فرمایند :« و اذا قمت فی صلاتک للناس فلاتکونن منفرا و لامضیعا »چون با مردمان نماز می گزاری، چنان گزار که نه آنان را بِرَمانی( به گونه ای نباشد که خستگی و نفرت ایجاد کند) و نه نماز را ضایع گردانی.
شهید مطهری درباره ی پرهیز از فضای تنفیر چنین می گوید :« تنفیر یعنی فرار دادن ؛ گاهی انسان می خواهد انذار بکند؛ اشتباهاً انذار را با تنفیر اشتباه می کند…..در روح انسان هم گاهی بعضی از دعوت ها نه تنها سوق دادن نیست، بلکه تنفیر و نفرت ایجاد کردن و فراری دادن است و این یک اصل روانی است. لذاست می بینیم وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم معاذبن جبل را به یمن برای دعوت و تبلیغ مردم فرستادند، به او فرمودند : «یا معاذ، بشر و لاتنفر یسر و لاتعسر» شما که برای تبلیغ اسلام می روی اساس کارت تبشیر و مژده و ترغیب باشد. کاری بکن که مردم مزایای اسلام را درک کنند و از روی میل و رغبت به اسلام گرایش پیدا کنند و نفرمود « و لاتنذر» زیرا انذار جزء برنامه ای است که قرآن دستور داده است. کاری نکن که مردم را از اسلام متنفر کنی کاری نکن که عکس العمل روحی مردم، فرار از اسلام باشد و این نکته بزرگی است.»
از آنجایی خدای رحمان شریعت خود را مبتنی بر راه های “سهل و آسان”قرار داده نه تکلیف بر سختی. لذا راه هدایت را بر همگان هموار نمود، پس باید بر اساس منطق قرآنو اسلام عمل کرد، تا انسان ها بتوانند به راحتی به طاعت الهی تن دهند و دچار دین زدگی نگردند « وَ سَهّل لَکُم سَبِیل الطاعه.»
امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد این حقیقت می فرمایند :
«سپاس خدای را که راه اسلام را گشود و درآمدن به آبشخورهای آن، را ه را بر تشنگان آسان فرمود.»
بنابراین راه ایجاد انگیزه و بهره برداری صحیح از اراده آن است که امور بر مبنای آسان گیری و بیانگر عواقب نیکو و پسندیده باشد. چنانکه در مورد گرویدن زرتشتیان به اسلام این گونه بود تا ایرانیان ناگزیر نباشند میان اسلام و مرگ، یکی را بر گزینند.آسان گیری همراه با نیکوکاری و اخلاق حسنه سبب می شود، خواست ها و هدف ها ، با علاقه واراده شکل بگیرد. « »
5-1-2. ایمان وانگیزه ی الهی داشتن
رفتارها حاصل انگیزه های افراد است وچون هرفرد از افراد جامعه، دارای شخصیتی متفاوت از دیگران است، رفتارهای متفاوتی از آنها سر می زند. اما یک انگیزه ای که ریشه در سرشت انسان دارد ایمان به خدا ویک احساس نیاز به آفریدگار و پناه بردن به او است که در این صورت انسان به امنیت و آرامش دست می یابد.و از طرفی چون انسان ها درخسارت و زیانکاری هستند،لازم است رفتارهایش جهت گیری شود، به عبارتی در جهت قرب الهی و محور دین باشد، دراین صورت تمام ارتباطات انسان وفعالیتهای او تأثیرات مطلوبی بر فرهنگ آن جامعه خواهد گذاشت.
لذا در اندیشه ی توحیدی امیرالمؤمنین علیه السلام ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی بسیار ذکر شده است. به عنوان مثال امام در عهدنامه ی خود به مالک اشتر، در آغاز یاد آور باورهای والای ایمانی می شوند سپس به مسائل سیاسی، اجتماعی می پردازند. تا در ابتدای امر رفتارها به گونه ای پایه ریزی شوند که به زندگی بشر رنگ الهی دهند. و در جامعه به تشخیص حق و باطل منجر شود. وانگیزه ی او را به رعایت هنجارها تحریک کند. به عبارتی مجموعه ی اعتقادات وباورهای صحیح الهی، جامعه را بر روال صحیح اجرا، و پیاده شدن هنجار ها قرارمی دهد.
5-1-2-1. راه های تقویت انگیزه های الهی
الف)محبت وعشق به خداوند
وجود محبت و عشق به خداوند انسان را متوجه عمل به دستورات حضرت حق می کند.در نتیجه از درون، انسان نسبت به احکام الهی هدایت شده و از رفتارهای زشت ونا مطلوب دور می گردد. انسان با داشتن آن، قادر خواهد بود اعمال خود را، خالصاً لِوجه الله انجام دهد، انس و پیوند با خدا بیشتر شده و عرصه ی جان را از نفوذ انگیزه های غیر الهی، وابستگی ها وعشق های دروغین محافظت نماید. واین اشتیاق انسان به معنویت، حسی نورانی و باطراوات در انسان بر می انگیزاند.
ب)احساس حضورخداوند
در جریان زندگی اگر بر این باور شود که خدا در همه جا حاضر و ناظر استو در اعمال پنهانی هیچ گواه ونماینده ای مانند او نیست؛ خداوند سریع الحساب است و رفتار و گفتار ما را حسابرسان دقیق الهی ثبت و ضبط می کنند، و اعمال از نیک و بد ما را فروگذار نخواهند کرد ، ذره ای از اطاعت الهی کوتاهی نمی کنیم.
چنین بینشی، درِ معرفت و حکمت را به سوی انسان می گشاید و قدرت تحمل حوادث وقدرت بر اراده وتصمیم های مفید را ایجاد می کند، احساس حضور خداوند سبب می شود، شهوات وهوای نفس خویش را سرکوب کند و به اطاعت الهی مشغول شود در این صورت رحمت الهی پی در پی شامل او می شود.
انسان با این تفکر، عملکرد خود را با آداب و شرایط در دین، همسان می سازد. و سبب می شود فرد طی آن بدون اعمال نظارت از بیرون و خارج، خائف الهی شده،به انجام مسئولیتها و وظایفش متمایل گردد.
ج)اعتقاد به منجی بشریت
ایمان به اینکه نجات دهنده ای برای انسان هست تا در پرتو ولایت وحکومت ایشان، زندگی و امورات سامان بگیردو همچنین انتظار برای فرجبه انگیزه ی آمادگی برای ظهور و سربازی نمودن ایشان، این اعتقاد وانگیزه در اوتقویت شده، عمل به تکلیف و اطاعت پروردگار می نماید.
در این صورت دیگر دست به فساد وگناه نمیآلاید، همواره خود را درمحضر امام زمان (عج)می ببیند واز آن امام حی و زنده حیا می کند. چرا که حضرت، مراقب اوست و اعمال و رفتارش را چه خوب و چه بد می بیند. 
د)اشتیاق به بهشت وترس از آخرت

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.