امر به معروف و نهی از منکر

دانلود پایان نامه

لذا از دیدگاه دینی نمی شود به طور مطلق، عادت را خوب یا بد دانست، بلکه با توجه به مباحث و مصادیق جانبی آن بعضی عادت ها خوب و بعضی بد هستند. در این خصوص امام علی علیه السلام ، انسان را از شکستن طریقه و روش شایسته ی سنتهای قبلی که مردم به آنها عادت کرده اند منع می نماید.
ابن ابی الحدید در تشریح عادات ناپسندی که در قبل از خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام به وجود آمده بود می گوید:« 22سال پایبندی به شیوه ی تبعیض آمیز در توزیع بیت المال پس از پیامبر، انس وعادت مردم را به این روش برانگیخته وانگیزه ها وعلایق مادی را در آنها افزایش داده بود، به گونه ای که رفتاربرخلاف آن، دشوار وغیر قابل تحمل می نمود.»
قرآن نیز در خصوص گروهی که هنجارهای فرهنگی را نمی پذیرند وبی تفاوت شده اند می فرماید :
«همانا کسانی که کفر ورزیده اند برای آنها یکسان است که هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی. آنها ایمان نخواهند آورد. »
علامه طبا طبایی در علت آن می نویسد: « اینان کسانی هستند که کفر در دلهاشان ریشه کرده ، …کسی که کفر و جحودش سطحی است ، در اثر انذار و اندرز دست از کفر و جحودش بر می دارد و کسی که انذار و عدم آن به حالش یکسان است ، معلوم است که کفر و جحود در دلش ریشه دار گشته. »
پس تحصیل عادات و سازگاری با محیط اجتماعی اگر به عادت پذیری منفی به یک سری رفتارها و اعمال ناپسند صورت گیرد به طوری که: 1- ارزش ها وآموزشهای اخلاقی غیرقابل درک ویا کم اثر گردد ٢-عادت در شخص تولید تعصب شدید نسبت به رفتار و عقیده ای کند و قابلیت انعطاف فرد را از بین ببرد3- موجب توقف و رکود فکری گردد، در این صورت دشمنی می شود که بر انسان فرمانروایی می کند. امر تهذیب و اصلاح رفتار رامشکل می سازد به گونه ای که با فرمانبرداری از عادتهای ناپسند، انسان از رسیدن به درجه های والا باز می ماند.
در نتیجه می توان گفت ساخت ذهنی و نگرش های افراد که براساس عادت شکل گرفته در ساختار اجتماعی تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، به طوری که تسلط عادتها می تواندبرخی افراد تربیت نشده را نسبت به امور بی تفاوت سازد.
د ) بی دینی : دین عامل بازدارنده از ناهنجاری هاست. اما زمانی که فضای بی دینی و بی غیرتی در جامعه حاکم باشد، ملاحظه کاری وبی تفاوتی نسبت به اسلام وارزشهای آن به وجود می آید.
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: « گرفتار کسانی شدم که چون امر می کنم فرمان نمی برند و چون آنها را فرا می خوانم، اجابت نمی کنند … آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد و یا غیرتی که شما را به خشم وادارد ؟ »
بی دینی سبب می شودعده ای سازش در مقابل انحرافات جامعه از خود نشان دهند ونیز با پیروی از آرزوها فرمان خدا را پایمال کنند.
ه ) بی حیایی و بی شرمی : حیا صفت بسیار پسندیده ای است ؛ به طوری که با عقل و ایمان، یک پیوند ناگسستنی دارد و لازم و ملزوم هم هستند. در صورت بی حیایی، وقاحت و بی عفتی، بی تفاوتی در جامعه حاکم می شود وآثار زیانباری برای فرد واجتماع در بر خواهد داشت. امام علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند : «رأس هر بدی، بی حیایی است ؛زیرا که منشأ گناهان است.»
کسی که بی شرم باشد و در حضور دیگران مرتکب گناه شود از خدا نیز حیا نمی کند و وارد مرتع گناهان خواهد گردید. وهربدی وعیبی را به دلیل اینکه از خداوند حذر نکرده، با کمال بی عفتی و بی شرمی انجام خواهد داد، برای همین حضرت توصیه به حیا می کنند.
و)سستی و مسامحه در امر به معروف ونهی از منکر : بی شک برای قوت و استحکام جامعه، توصیه به ارزش ها وهنجارها ومعروف ها وباز داشتن از بدی ها و اصلاح توده های نا آگاه لازم وضروری است، و سستی و مسامحه و بی توجهی در این امر، زمینه ی رشد ناهنجاری ها را در جامعه فراهم می نماید.
به عبارتی برچیده شدن بساط امر به معروف و نهی از منکر به معنای برچیده شدن دین و آئین الهی است،که به همراه خود انسانها رامسخ کرده، همچون مردگان در میان زندگان جلوه می دهد.
چنین جامعه ای منکر را با زبان ودست وحتی قلب رها ساخته اند.آن چنان بی تفاوتند که تنها زشتی ها در جامعه نهادینه می گردد.در این صورت کسی نیز باقی نمی ماند که کار زشت را دگرگون سازد، لذا شروران و پلیدان در جامعه افزون می گردند. و سیطره ی شروران به معنای تعطیل و بسته شدن همه ی درهای خیر و نیکی به روی مردم است. در چنین جامعه ای از عبادات الهی خبری نیست و امور بر قوام خود باقی نخواهد ماند. در این صورت، تمام زمینه ها برای” بروز استعدادها و قابلیت های مجرمانه “هموار می شود.و بر اساس سنت تغییر ناپذیر آفرینش «تا تلاشی پیگیر و همه جانبه برای پیکار با خیانت، ربا، دزدی، کم فروشی، خونریزی به ناحق ، دروغ ، تهمت ، غصب ، قطع رحم ، شرک ، پیوند با شرک ، زنا و … و امثال این امور که در اسلام به عنوان گناه شناخته شده ، تحقق نیابد ، دل بستن به تداوم انقلاب اسلامی فریبی بیش نیست .»
پس لعنت خدا برکسانی باد که به معروف امر می کنند اما خود به جایش نمی آورند و منکر را نهی می کنند و خود بدان دست می یازند.
ز)ذلت پذیری : از جمله عواملی که باعث بی تفاوتی می شود، وجود خصیصه ی نامطلوب ذلت است. اگر فرد یا جامعه ای بخواهد به عزت و عظمتی برسد نباید تن به ذلت بدهد.
حضرت علی علیه السلام این مسأله را در مورد بی تفاوتی نسبت به جهاد و ترک آن، مطرح نمودند. زیرا عده ای جهاد را خوشایند دانسته واز آن فرار می کنند، ولی به عقیده ی امام، فرار از جنگ لباس ذلت و خواری بر تن کردن است واین نهایت بی تفاوتی است. حضرت می فرمایند:«به شما حمله می کنند شما حمله نمی کنید؟! با شما می جنگند و شما نمی جنگید ؟! »
در آخر امام چنین افرادی را به کودک صفتان بی خرد تشبیه می نماید که با نافرمانی و ذلت پذیری، رأی و تدبیر امام علیه السلام را برای برپایی دین وهنجارهای الهی تباه نموده اند.
ح) نبود نظام پاداش وجزا و تساوی نیکوکار و بدکار : یکی از دلایلی که سبب می شود افراد نسبت به تعهداتشان بی تفاوت گردند، همین مسأله ی نبود نظام پاداش وجزااست. امام علی علیه السلام می فرمایند :
« هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشد، زیرا نیکوکاران به نیکوکاری بی رغبت و بدکاران در بدکاری تشویق می گردند، پس هر کدام از آنان را براساس کردارشان پاداش ده.»
روش پیامبران الهی نیز به گونه ای بود که نیکوکار وبدکار را با بشارت و انذار به سوی مقصد کمال راه می بردند» و هرگز با آنها یکسان برخورد نمی نمودند.
ولی با این همه، به دلیل نادیده گرفتن برخی ارزش ها و هنجارهای مطلوب و قرار ندادن پاداش وجزا بر آنها، برخی قوانین جزایی و هنجارها ی الهی اجرا نمی گردد. وغالب افراد بشر به جای بهره گیری از عنایات الهی و رسولان درونی وبیرونی، راه انحراف وکژی را در پیش گرفته اند.
3-3-3.روش حکومتداری
حاکم وحکومت برای یک جامعه یک ضرورت قطعی است،تا جایی که حاکمیت غیرحق، ازهرج ومرج وفقدان حکومت برتر است. همچنین نوع حکومت و رهبری در شکل گیری هنجارها و اهداف جامعه وتداوم آن تأثیرگذار است. اما حاکمان چگونه مردم را به سوی سعادت سوق می دهند؟

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.