امپراطوری عثمانی

دانلود پایان نامه

فلسطین از جمله سرزمین های باستانی جهان به شمار می رود که از زمان های بسیار دور محل اقامت مردم و اقوام گوناگون بوده است. گفته می شود که زندگی شهر نشینی در این قسمت از جهان سابقه ای بسیار طولانی دارد و احتمالا قدیمی ترین شهر جهان، شهر”اریحا” است. با توجه به اکتشافات و کاوش هایی که توسط باستان شناسان در این محل صورت گرفته است؛ قدمت این شهر، مربوط به عصر حجر یعنی هفت هزار سال پیش دانسته شده است.
یکی از مهم ترین قبایلی که قبل از نفوذ بنی اسرائیل به فلسطین در این قسمت زندگی می کردند و یک دوره ی تمدنی داشتند « فیلیستین ها» بودند. فیلیستین ها احتمالا از نژاد سومری یا آریایی بودند که ظاهرا درکرت (جزیره ای در یونان) اقامت داشند. در قرن دوازده قبل از میلاد مسیح به طمع تسخیر مصر، محل سکونت خود را ترک کرده و به مصر حمله کردند و بعد از جنگ با مصری ها شکست می خورند و دیگر به سرزمین خود برنگشته، در سواحل فلسطین و در شمال شرقی دریای مدیترانه اقامت می کنند، بدین ترتیب نام فلسطین از این قبیله ی کرتی یعنی ” فیلیستین ها” گرفته شده است.»
البته در دوران باستان علاوه بر فیلیستین ها قبایلی چون کنعان ها و حیتی ها نیز در این منطقه می زیسته اند.
اما در مورد چگونگی حضور بنی اسرائیل در سرزمین فلسطین باید گفت که برای اولین بار در حدود 2500 سال پیش از تولد مسیح کنعانی ها به منطقه ی کنونی فلسطین مهاجرت کردند.
در سال 1805 قبل از میلاد، حضرت ابراهیم علیه السلام از شهر اور عراق که در آن زمان مرکز کلدانی ها بود به سوی فلسطین مهاجرت کرد و در آن سرزمین سکنی گزید. در همین جا بود که حضرت ابراهیم از همسر دوم خود هاجر صاحب فرزندی به نام اسماعیل شد ولی سرانجام مجبور شد حضرت اسماعیل علیه السلام و هاجر را در سرزمین مکه رها کند. حضرت ابراهیم علیه السلام در سرزمین فلسطین از همسر اول خود ساره دارای فرزندی شد که او را اسحاق نامید و از اسحاق حضرت یعقوب به دنیا آمد.
حضرت یعقوب ملقب به “اسرائیل” نیز بودند که معنای لغوی اسرائیل، بنده ی خدا، است. و از این جهت است که به یهودیان قوم بنی اسرائیل نیز گفته می شود.
«حضرت یعقوب دارای دوازده فرزند بود که یهود از نام چهارمین فرزند ایشان یعنی “یهوذا” گرفته شده است. یهوذا و برادرانش به اتفاق پدرشان یعقوب در کنعان زندگی می کردند.»
سابقه ی زندگی خاندان یعقوب در فلسطین چندان طولانی نشد چراکه پسران یعقوب به دلیل حسادت به برادرشان یوسف، او را به چاه افکندند ولی با تقدیر الهی، حضرت یوسف از حضیض چاه نجات یافت و عزیز مصر شد. در پی وقوع خشکسالی و قحطی در سرزمین فلسطین گذران زندگی بر خاندان یعقوب دشوار گردید. بلاخره آوازه ی عدالت عزیز مصر و کمک او به قحطی زدگان، برادران یوسف را به مصر کشاند. دیدار و آشنایی با برادر، منجر شد که ابتدا خاندان یعقوب و در پی آن به تدریج دیگر قبائل بنی اسرائیل به مصر کوچ کنند. آن ها کم کم به رفاه و آسایش فراوانی دست یافتند اما زمانی که رمسیس دوم (فرعون) روی کار آمد، به شدت بر بنی اسرائیل سخت گرفت و آن ها را مورد ظلم و ستم قرار داد. روزگار برای بنی اسرائیل به سختی سپری می شد تا اینکه حضرت موسی از میان قوم بنی اسرائیل به پیامبری برانگیخته شد و ضمن دعوت فرعون مصر به یکتاپرستی، رهبری قوم یهود را نیز بر عهده گرفت.
مبارزات حضرت موسی با فرعون مصر به نتیجه ای نرسید و سرانجام حضرت موسی در سال 1290 قبل از میلاد، به قوم بنی اسرائیل دستور داد که برای رهایی از ظلم و ستم فرعون به سوی فلسطین کوچ کنند. بدین ترتیب بود که بنی اسرائیل به رهبری موسی علیه السلام مصر را ترک گفته و به سوی فلسطین رهسپار شدند؛ در نزدیکی فلسطین حضرت موسی عده ای را به همراه یوشع به فلسطین فرستاد تا از وضع آنجا اطلاع کسب نمایند. هیئت اعزامی پس از مراجعت گزارش داد که جمعیت ظالم و سرکشی در آنجا زندگی می کنند. حضرت موسی به قوم بنی اسرائیل دستور داد که به جنگ این قوم ظالم بروند ولی بنی اسرائیل از این امر سر باز زدند و فرمان حضرت موسی را اطاعت نکردند. لذا حدود چهل سال در بیابان های آنجا سرگردان شدند.
«بعد از وفات حضرت موسی علیه السلام، یوشع بن نون، از سبط ابریم، جانشین حضرت موسی و رئیس بنی اسرائیل گردید و در صدد تصرف فلسطین برآمد. او ابتدا جاسوسانی را به فلسطین فرستاد تا از وضع آنجا اطلاعاتی کسب کنند. سپس توانست بنی اسرائیل را از اردن به حرکت دراورده؛ درحالی که صندوق عهد به وسیله ی کاهنان پیشاپش قوم در حرکت بود؛ از رودخانه ی اردن عبور کرده وارد فلسطین شدند.»
بعد از ورود قوم بنی اسرائیل به فلسطین، این قوم به تدریج قدرت یافتند و اولین دولت یهودی را بین سال های 1095 -1055 قبل از میلاد و به پادشاهی طالوت تشکیل دادند و پایتخت خود را شهر حبرون( خلیل) قرار دادند.
پس از طالوت، داوود به پادشاهی رسید. او در سال 1049 قبل از میلاد پایتخت را به یبوس (بیت المقدس) منتقل کرد. بعد از حضرت داوود، فرزند ایشان حضرت سلیمان به مقام نبوت رسید و نیز پادشاهی قوم یهود را بر عهده گرفت. در تفکر قوم یهود این دوران، دوران طلایی محسوب می شود.
ولی پس از مرگ سلیمان نبی بین قوم یهود تفرقه افتاد و دولت بنی اسرائیل به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد. دولت شمالی به پایتختی سامره (نابلس) تشکیل شد و دولت جنوبی به پایتختی اورشلیم (بیت المقدس) شکل گرفت. این دو دولت حدود دویست سال با یکدیگر در جنگ و منازعه بودند و در حالی که تمام توان خود را از دست داده بودند؛ “سرجون” امپراطور آشور در 722 قبل از میلاد برآن ها پیروز شد و فرمان اخراج همه ی یهودیان را از فلسطین صادر کرد. «البته پس از سقوط نینوا توسط کلدانی ها در سال 614 قبل از میلاد، یهودیان برای از بین بردن رابطه ی کلدانی ها و مصری ها که بر کنعان حکومت داشتند وارد عمل شدند و در نتیجه جنگ دامنه داری را بین آن ها پایه گذاری کردند، ولی سرانجام پادشاه بابل “نبوخذ نصر” در سال 562 قبل از میلاد بر رقبای خود پیروز شد و در صدد انتقام جویی از یهود برآمد به همین دلیل وی اورشلیم را خراب کرد و تمامی یهودیان را به اسارت گرفت و در بابل اسیر کرد تا اینکه کوورش پادشاه ایران دوباره یهودیان را از اسارت نجات داد و آن ها را دوباره به فلسطین بازگرداند.»
یهودیان این تاریخ را با فراز و فرود ادامه دادند تا اینکه با ظهور اسکندر و شروع کشورگشایی های او دوباره موقعیت یهودی های فلسطین به خطر افتاد. اسکندر قصد فتح بیت المقدس را داشت ولی رئیس یهودی شهر قدس به استقبال او رفته و شهر را تسلیم وی کرد. از آن به بعد فلسطین جزئی از یونان گشت. در ادامه، پس از شکست جانشینان اسکندر، فلسطین تحت سلطه ی رومیان قرار گرفت.
در زمان نرون قیصر روم، یهودیان فلسطین دست به شورش می زنند که با عکس العمل شدید امپراطور روم مواجه می شوند. امپراطور روم شهر قدس را محاصره می کند و سپس آن را به آتش می کشد و یهودیان را به شدت سرکوب می کند به گونه ای که بسیاری از یهودیان به عراق، مصر، یمن و اروپا فرار می کنند.
قابل ذکر است که بعد از تقسیم امپراطوری عظیم روم به روم غربی و روم شرقی، فلسطین تابع حکومت بیزانس، روم شرقی، گردید. در سال 614 میلادی در جنگی که بین ایرانیان و رومیان رخ داد، فلسطین میدان این جنگ ها بود که با شکست رومیان از ایرانیان فلسطین توسط ایرانیان آزاد شد و یهودیان فراری از عراق، یمن، مصر و سوریه دوباره به فلسطین بازگشتند و کلیساهای مسیحیان را ویران کرده، هزاران نفر از مسیحیان را کشتند. البته دیر زمانی نپایید که رومیان مجددا به فلسطین حمله کردند و بار دیگر فلسطین به زیر سلطه ی رومیان درآمد.
با ظهور اسلام در جزیره العرب و شکل گیری حکومت اسلامی، مسلمانان به مرور زمان قدرت گرفتند و به مقابله با امپراطوری های عظیم زمان خود برخاستند. نخستین رویارویی میان مسلمانان و رومیان که حاکم بر فلسطین بودند در جنگ موته صورت گرفت که سرانجام در سال 13 هجری شمسی (634 م) مسلمانان با شکست رومیان، فلسطین را به دست آوردند.
در توافق نامه ای که میان “عمر” و نمایندگان بیت المقدس به امضا رسید به مردم بیت المقدس در جان و مال و معابد و کلیساها امان و آزادی داده شد و به درخواست ساکنان بیت المقدس مقرر شد که حتی یک یهودی حق نداشته باشد در بیت المقدس بماند، در مقابل نصرانی های این شهر نیز قبول کردند که جزیه بپردازند.
فلسطین سال های متمادی تحت قیمومیت مسلمانان قرار داشت تا اینکا حاکم مصر در سال 256 هجری شمسی (877 م) با اشغال فلسطین این کشور را تابع مصر کرد.
سلطه ی مصریان بر فلسطین همچنان ادامه داشت تا این که در سال 478 هجری شمسی سپاهیان اروپا با شکست دادن قوای مصر وارد بیت المقدس شدند. این جنگ آغازی بود بر سلسله جنگ هایی میان مسلمانان و مسیحیان که به جنگ های صلیبی معروف گشت.
این جنگ ها حدود یک قرن ادامه داشت و در طول این مدت فلسطین میان مسلمانان و صلیبی ها دست به دست می شد تا اینکه در سال 566 هجری شمسی (1187 م) شهر قدس تسلیم صلاح الدین ایوبی گردید. البته در سال 571 هجری شمسی (1192 م) جنگ سوم صلیبی آغاز شد که سرانجام در سال 1192 میلادی قرارداد صلحی میان میان دو سپاه منعقد گردید که براساس آن مقرر شد که بیت المقدس قبله ی اول مسلمین در دست مسلمانان باقی بماند و مسیحیان هم برای انجام مراسم خود آزاد باشند.
این قرارداد چندان به درازا نکشید و پس از مرگ صلاح الدین ایوبی دوباره فلسطین به دست اروپایی ها افتاد و بعد از آن در پی ضعف رومیان در برابر لشکریان مغول، پادشاه مصر از فرصت استفاده کرد و قدس را آزاد کرد اما بعد از آن فلسطین توسط مغولان اشغال شد ولی مدتی بعد دوباره مصریان فلسطین را بازپس گرفتند. و فلسطین سالیان متمادی در دست مسلمانان بود تا اینکه ناپلئون بناپارت در پی دستیابی به هندوستان در سال 1178 (1799 م) به فلسطین و مصر یورش برد و این مناطق را اشغال کرد، در این مقطع فلسطین متعلق به امپراطوری عثمانی بود اما سرانجام در جنگ جهانی اول بعد از تجزیه ی امپراطوری عثمانی، فلسطین تحت قیمومیت انگلیس درآمد.
با توجه به مطالب فوق در طول تاریخ سرزمین فلسطین آبستن حوادث بسیاری بوده است و فراز و فرودها و جنگ های بسیاری پشت سر گذاشته است. اما در قرن اخیر این سرزمین شاهد موضوعی بسیار تازه و البته بغرنج بوده که تا امروز نیز ادامه داشته و آن چیزی جز پیدایش رژیم صهیونیستی و تلاش یهودیان جهان برای استقرار در فلسطین نیست.
صهیون که نام کوهی در بیت المقدس است و گاهی به صورت عام بر سرزمین بیت المقدس نیز اطلاق می شود؛ سمبل افرادی گشته که به این سرزمین علاقه دارند و به آن ها صهیونیست گفته می شود. صهیونیست ها ابتدا گرایشات مذهبی صرف داشتند و با سکنی گزیدن در کوه صهیون و ترک زندگی مادی به عبادت در آن دیار مشغول می شدند، ولی به مرور زمان و پس از رنسانس در قرون 17 و 18 میلادی کم کم صهیونیست سیاسی متولد شد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.