امیرالمومنین

دانلود پایان نامه

3-2-2-5- آیه ولایت
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ
یکی از دلیل های شیعه برای امامت و ولایت بلافصل امیرالمومنین علی آیه ولایت است. برای استدلال به آیه لازم است ابتدا چند موضوع به اثبات برسد:
3-2-2-5-1- دلالت کلمه «انما» بر حصر
کلمه «انما» بر اساس تصریح علمای لغت و ادب- دلالت بر حصر دارد، یعنی در لغت عرب برای حصر وضع شده است. تفتازانی از ادیبان برجسته زبان شناس عرب در این باره نوشته است: «انما افاده معنای حصر می‌دهد» همچنین ادیبان گفته‌اند «إنما بیانگر اثبات عبارت بعد از خود و نفی غیر از آن است به طور مثال وقتی گفته شود «إنما زید قائم» این عبارت بیان از اثبات قیام زید و نفی قعود آن است.
اما اینکه فخر رازی گفته است:
«انما» برای حصر نیست دلیل آن قول خداوند است: «انما مثل الحیاه الدنیا کماء انزلنا من اسماء…» یعنی: «محققا مثل زندگی دنیا مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کردیم» بی شک زندگی دنیا تنها این یک مثل را ندارد و مثلهای دیگری هم برای زندگی دنیا هست بنابراین «انما» در این آیه دلالت بر حصر ندارد.
در پاسخ می‌گوییم: حصر در اینجا برای مثال بکار نرفته است بلکه برای مفهوم مثال که همان فنا و نابودی و بی ارزشی دنیا است بکار رفته است بنابراین هر چند برای برای زندگی دنیا مثالهای مختلفی وجود دارد اما مفهوم همه آنها یک چیز است و آن بی ارزشی دنیا است.
3-2-2-5-2- معنای ولی
برخی از مفسران اهل سنت برای دور کردن مخاطبان خویش از معنای روشن آیه معانی بسیاری برای ولی ذکر کرده‌اند تا بگویند این کلمه لفظ مشترکی است که معانی مختلفی دارد و ما نمی‌دانیم که خداوند در این آیه کدام یک از آن معانی را اراده کرده است پس آیه مبهم است و دلالت بر چیزی ندارد!
در پاسخ به این نظر می‌گوییم معمولا در کتابهای لغت برای یک لفظ موارد استعمال و معانی مختلفی آورده می‌شود این بدان معنی نیست که این لفظ برای هر معنایی وضع جداگانه‌ای داشته و مشترک لفظی است، و هر یک از آن معانی، معنای حقیقی وی محسوب شوند. اشتراک لفظی(که یک لفظ دارای چند معنی باشد و هر یک معنای حقیقی وی شمرده شود) بر خلاف اصل است، و طبق آنچه ائمه لغت و ادب تصریح کرده‌اند، اصل بر عدم اشتراک است. جمال الدین هشام مصری صاحب کتاب «مغنی اللبیب» که از امامان بزرگ نحو و ادب اهل سنت است – هنگامی که درآیه کریمه إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ بر اساس قرائت رفع «ملائکتُه» سخن برخی از علمای نحو را که خبر «إنّ» را «که یصلّی است» محذوف و در تقدیر دانسته اند نقل می‌کند. – می‌گوید:
و أمّا قول الجماعه فبعید من جهات: إحداها اقتضاؤه للإشتراک، و الأصل عدمه لما فیه من الإلباس حتی إنّ قوماً نفوه. ثم المثبتون له یقولون: متی عارضه غیره ممّا یخالف الأصل کالمجاز قدَّم علیه.
سخن اینان از جهاتی دور از واقعیت است: اول به لحاظ اینکه گفتار آنان لازمه اش این است که صلاه را مشترک لفظی بدانیم در حالی که اشتراک خلاف اصل است تا آنجا که عده ای آن را اصولاً مورد انکار قرار داده اند و کسانی هم که آن را ثابت دانسته اند جایی که امر دائر بین مجاز و اشتراک باشد مجاز را بر اشتراک مقدم دانسته اند.
فیروز آبادی صاحب قاموس هم در کتابی که درباره صلوات نوشته و آیه «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ…» را تحقیق کرده سخن مذکور را از ابن هشام نقل کرده است.
بر این اساس «ولیّ» مشتق از ولی و ولایت است و این کلمه اگر چه در معانی مختلفی به کار رفته است اما معنای اصلی آن سرپرستی و اولویت و صاحب اختیاری است.
ابن منظور در لسان العرب می‌گوید:
و الولیّ ولیّ الیتیم الّذی یلی أمره و یقوم بکفایته، و ولیّ المرئه الّذی یلی عقد النکاح علیها. و فی الحدیث: أیّما امرئه نکحت بغیر إذن مولیها فنکاحها باطل. و فی روایه: “ولیّها” أی متولّی أمرها
ولیِّ یتیم کسی است که عهده دار کار یتیم است و به امور او قیام می‌کند. ولیِّ زن کسی است که سرپرستی عقد نکاح او را به عهده دارد. در حدیث است: هر زنی بدون اذن مولای خویش (سرپرست خود) ازدواج کند ازدواجش باطل است. در روایتی «ولیها» به جای کلمه «مولیها» آمده که به معنای سرپرست و صاحب اختیار وی می باشد.
فیومی در المصباح المنیر می‌گوید:
الولیّ فعیل به معنی فاعل من ولیه اذا قام به. و منه «الله ولی الذین آمنوا» و الجمع اولیاء قال ابن فارس: و کل من ولی أمر احد فهو ولیّه. و قد یطلق الولیّ أیضاً علی المعتِق و العتیق، و ابن العم و الناصر … والصدیق و یکون الولیّ بمعنی مفعول فی حق المطیع، فیقال: المومن ولیّ الله.
ولیّ بر وزن فعیل به معنی فاعل است (گفته میشود) ولیه در صورتی که به امر کسی قیام کند و عهده دار کار وی شود. از این قبیل است آیه کریمه (الله ولی الذین آمنوا) یعنی خداوند صاحب اختیار و اولی به تصرف در امور مومنان است. ابن فارس گفته است: کسی که عهده دار امور کسی باشد «ولیّ او» خواهد بود و گاهی «ولیّ» در (معانی دیگری مانند) آزاد کننده بنده، بنده ای که آزاد شده، پسرعمو، یاور … و دوست…. به کار می‌رود.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.