امیرالمومنین

دانلود پایان نامه

قاعده آنان در این مسأله چنین است: که اخبار فراوانی وجود دارد که تأویل شرک به خدا و شرک در عبادت، شرک در ولایت و امامت است، یعنی: کسی را که از اهل امامت نیست، در امامت با امام شریک قرار دهی و اینکه با ولایت آل محمد ولایت غیر آنان را اتخاذ کنی. مثلاً خداوند متعال فرموده: وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ. معنای این آیه نزد شیعیان چنین است: یعنی اگر در ولایت، غیر ایشان را شریک کنی. یا مثلا درباره آیه: ذَلِکُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ می‌گویند: مراد آیه کفر ورزیدن به ولایت علی است و مراد از وَإِن یُشْرَکْ بِهِ یعنی کسی که ولایتی برای او نیست. مثلاً درباره این سخن قرآن أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ آمده که ابو عیدالله گفته: منظور انتخاب امام هادی با امام ضلالت در یک زمان واحد است.
وی سپس می‌گوید با این وجود امام صادق از چنین تفسیری بیزاری جسته و برای این گفته خود به آنچه در تفسیر البرهان بحرانی آمده استناد می‌کند
جاء فی (تفسیر البرهان) للبحرانی: عن حبیب بن المعلى الخثعمی، قال: ذکرت لأبی عبد الله (علیه السلام) ما یقول أبو الخطاب؟ فقال: «أَجلِ إلیَّ ما یقول». قلت: یقول فی قوله عزوجل: وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ أنه أمیر المؤمنین (علیه السلام) وَ إِذا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ فلان و فلان! فقال أبو عبد الله (علیه السلام): «من قال هذا فهو مشرک بالله عز و جل- ثلاثا- أنا إلى الله منه بری‏ء- ثلاثا- بل عنى الله بذلک نفسه.
در تفسیر البرهان بحرانی آمده است که حبیب بن معلی خثعمی گفت: آنچه را که ابوالخطاب بیان می‌کرد برای امام صادق بیان کردم. پس فرمود: بگو برایم آنچه را که می‌گوید. گفت: درباره این سخن خداوند متعال «وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ» می‌گوید که مراد امام علی است. و «وَ إِذا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ» فلانی و فلانی (ابوبکر و عمر). پس امام فرمود: کسی که چنین چیزی را بگوید مشرک است به خداوند متعال – و سه بار فرمود: من از آنها بیزارم – سه بار فرمود: مقصود خداوند متعال از این جمله خودش است.
4-8-2- پاسخ به شبهه و اقوال آقای جیزاوی
آقای جیزاوی باز هم برداشت و گمان خود را به شیعیان نسبت داده‌اید. باز بدونه آنکه مفهموم سخن را بفهمید بر شیعیان حمله ور شدید و به مسلمین تهمت زده‌اید. چقدر نیکو بود اگر قبل از نوشتن پیرامون هر شبهه‌ای آن را با علمای شیعه در لبنان و یا عراق و ایران در میان می‌گذاشتید. البته انتظار بی جایی است زیرا دأب پیروان محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه و ملکه انگلستان و مادرشان «ام آی سیکس» بر بی منطقی و تهمت و إفترا بنا شده است.
بدون شک بر اساس ادلّه بسیاری که از طریق آیات قرآن و روایت پیامبر و ائمه رسیده است، خداوند متعال هم در ذات و هم در صفات و هم در افعال و هم در عبادت یگانه است و هر چه غیر از اوست خلق او بوده و محتاج به او می‌باشد. بنابراین احدی در جمیع مراتب توحید با او شریک نیست.
با توجه به این مقدمه می‌گوییم: اولاً آنچه که در روایات فوق و امثال آن آمده، بیان تأویل و باطن قرآن با اشاره‌ی لطیفی است که به آن خواهیم پرداخت. آقای جیزاوی آیا نه این است که قرآن ظاهری دارد و باطنی؟ آیا نه این است که به گفته‌ی خود قرآن آیاتش دارای تأویل هستند و آن را هم جز خدا و راسخان در علم کسی دیگر نمی‌داند؟ آیا نه این است که تأویل قرآن بسا با ظاهر آن بسیار تفاوت داشته باشد؟
در فصل سوم این رساله اثبات کردیم که ائمه حجت‌های خداوند متعال هستند و لذا ایشانند که راسخ در علم هستند و از تأویل آیات باخبرند. حال در پاره‌ای از سخنان خود پاره‌ای از تأویلات برخی آیات را بیان کرده‌اند. چنین امری چه ارتباطی با شرک دارد؟! به خصوص که شیعیان تأویل این آیات را از حجت خدا گرفته‌اند و آنچه امام فرموده بر ما و شما حجت است.
ثانیاً تأویل به شرک برای شریک گرفتن غیر امام با امام به این جهت است که خداوند متعال (به ادله فراوانی از جمله حدیث متواتر غدیر) امیرالمومنین علی را خلیفه و امام و جانشین پیامبر معرفی کرده است و لذا هر کس غیر او را خلیفه پیامبر بگیرد به خداوند متعال شرک ورزیده است؛ زیرا در انتخاب امام از غیر خداوند متعال اطاعت کرده است که آن نیست جز هوای نفس خود و شیاطین همراهش. پس چون اطاعت خدا و امام منتخب از جانب وی را وا نهاده و شیطان و را اطاعت کرده و به امام معرفی شده از جانب آنان ایمان آورده مشرک است به خداوند متعال. با توجه به آنچه گفتیم معنای حدیثی که در تفسیر آیه 12 سوره غافر گفته شده نیز معلوم می‌گردد؛ زیرا مقصود این است که وقتی ولایت امام علی از جانب خدا ابلاغ و اعلام می‌شود کافر می‌شوید زیرا ولایت او را نمی‌پذیرید و ردّ بر قول خدا می‌کنید در حالی که روشن است ردّ بر قول خدا کفر است.
حکم تنها برای خداست و بنده تنها باید از فرمان او اطاعت کند در حالی که چنین کسی شیطان و هوای نفس خود را در اطاعت و فرمانبرداری و عبودیت شریک خدای خود گرفته و از فرمان او اطاعت کرده است. از بیانات فوق جواب حدیثی بعدی نیز که در تفسیر «أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ» آمده است روشن می‌گردد؛ زیرا اگر کسی تنها فرمان او را بپذیرد جز حضرت علی کسی را جانشین پیامبر نمی‌داند؛ بنابراین کسی که امامی جز او برای خود بر گزیند و امامی دیگر را با وی در امامت شریک قرار دهد در حقیقت خدای دیگری غیر از الله را برای خود برگزیده و فرمان او را اطاعت کرده است؛ زیرا خداوند متعال جز علی کسی دیگر را خلیفه پیامبر قرار نداده است.
اما در پاسخ به حدیثی که از امام صادق آورده‌اید مبنی بر این که امام احادیث فوق را مردود دانسته است باید بگویم. حدیث مورد استناد شما حدیث نقضی نیست و ارتباطی هم با آنچه شما می‌گویید ندارد. همانطور که در حدیث آمده است ابو‌الخطاب اعتقاد داشت که مراد از «وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ» حضرت علی است. یعنی او الله را همان علی می‌دانست و معتقد بود همان خداوند یکتا که به ذات خویش قائم است حضرت علی بوده است و معتقد بود که مراد از «وَ إِذا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ» عمر و ابوبکر هستند که در برابر خدا یعنی حضرت علی طغیان کرده‌اند و مردم نیز به آنان روی آورده‌اند. آقای جیزاوی لازم است بدانید که ابو الخطاب از غلات بوده و بعدها نیز ادعا کرد که امام صادق خداست و او را به پیامبری مبعوث کرده است. حال این عقاید کفر آمیز یک شخص غالی که مورد لعن شیعه و ائمه نیز هست چه ارتباطی با شیعیان دارد؟ اعتقاد شیعه مشخص و معلوم است و آن اینکه اهل بیت را عبد حقیقی خداوند متعال می‌دانند که در مقام عبودیت و بندگی حضرت حق احدی به پایه و مقام آنان نمی‌رسد و ایشان نیز به همین بندگی افتخار می‌کردند. معنای احادیث هم که معلوم شد و ارتباطی با آنچه شما برداشت کرده‌اید ندارد. علاوه بر آن بدانید که کلمات ائمه همانند قرآن دارای محکمات و متشابهات هستند که قسم دوم را باید به قسم نخست ردّ کرد.
4-9- شبهه نهم و پاسخ به آن: ولایت ائمه اساس توحید است
4-9-1- اقوال آقای جیزاوی
وی شبهه نهم خود را با این عنوان آغاز کرده، «اعتقاد الرافضه أن الولایه للأئمه أصل التوحید»، آنگاه می‌نویسد:
جاءت روایاتهم لتجعل المغفره و الرضوان و الجنات لمن اعتقد الأمامه
در روایاتشان آمده: مغفرت، رضوان و بهشت را برای کسی قرار داده‌اند که معتقد به امامت است
من ذلک ما نسبوه إلی أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَصَبَ عَلِیّاً عَلَماً بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَهُ کَانَ کَافِراً وَ مَنْ جَهِلَهُ کَانَ ضَالًّا وَ مَنْ نَصَبَ مَعَهُ شَیْئاً کَانَ مُشْرِکاً وَ مَنْ جَاءَ بِوَلَایَتِهِ دَخَلَ الْجَنَّهَ .
از آن جمله آنچه به ابی جعفر() نسبت می‌دهند اینکه او گفت (فرمود): همانا خداوند متعال علی را پرچمی قرار داد بین خود و خلقش؛ پس هر کس او را شناخت مومن است و هر کس او را انکار کرد کافر است و هر کس به وی جهالت ورزد (او را به امامت نشناسد) در گمراهی است و هر کس چیزی و کسی را به او منصوب کند و با او شریک گرداند مشرک است و هر کس ولایت او را پذیرفت داخل بهشت می شود.»
وی پس از بیان حدیث فوق سوال ذیل را مطرح کرده است
قلت: من خلال هذا المعتقد نقول: ما ذنب الذین ماتوا فی الأمم السابقه، و لم یعلموا بعلی رضی الله عنه و لا بأهل بیته؟
می‌گویم: با وجود چنین اعتقادی می‌گوییم: آنهای که در امتهای گذشته مرده‌اند چه گناهی کرده‌اند که نه علی رضی الله عنه را می‌شناختند و نه اهل بیت را؟
4-9-2- پاسخ به شبهه و اقوال آقای جیزاوی
آقای جیزاوی درباره اینکه اساس و مبنای اعتقاد به توحید با پذیرش ولایت ائمه محقق می‌شود قبلاً بطور مفصل در جاهای مختلف این رساله سخن گفته‌ایم و ظاهراً شما نیز قصد بیان این شبهه را نداشتید زیرا در جاهای دیگر کتابتان این مسأله را به اشکال مختلف مطرح کرده‌اید و مقصود شما در اینجا همان سوالی است که مطرح نمودید ما نیز به همین سوال پاسخ می‌دهیم.
در پاسخ به این سوال که «اگر توحید بر پایه پذیرش ولایت ائمه استوار است، پس امت‌های گذشته چه گناهی کرده‌اند که با کفر از دنیا رفته‌اند؟ زیرا در زمان آنان ائمه حضور نداشتند.» می‌گویم:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.