انتخابات ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه

– حفظ برتری نظامی تل آویو- واشنگتن در منطقه ی خاورمیانه
– منسوخ سازی فعالیت های گروه های مقاومت و هسته های رادیکالیسم اسلامی
– شکاف بین دولت های اسلامی، شیعه و سنی
– حمایت از صنعت تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل
– محاصره و براندازی ایران
از دیگر موضوعات بسیار مهمی که در این مقطع زمانی (2001- 2005) مطرح شد موضوع هسته ای ایران بود. آمریکا و اسرائیل به شدت روی موضوع هسته ای مانور دادند و اعلام داشتند که فعالیت های هسته ای ایران مخفیانه بوده و ایران در پی دستیابی به بمب اتمی است. این دو کشور در سطح بین المللی نیز هجمه ی زیادی را بر علیه ایران آغاز نمودند و کشورهای غربی و اروپایی را نیز با خود همراه کردند. این فشارها به حدی بود که حتی ایران ناچار شد تاسیسات هسته ای خود را پلمپ کند.
از دیگر حوادث روی داده در این سال ها انقلاب های رنگی است که در تقویت جایگاه آمریکا در عرصه ی جهانی بسیار حائز اهمیت بود. این حوادث را که با عنوان انقلاب مخملی معروف شد می توان به کودتای مخملی نیز تعبیر کرد چرا که حوادثی کاملا برنامه ریزی شده و هدایت شده بود. از آن جمله می توان به
انقلاب رز گرجستان در 23 نوامبر 2003 (آذرماه 1382)،
انقلاب نارنجی اوکراین در 21 نوامبر 2004.
انقلاب لاله ای قرقیزستان در 24 مارس 2005 اشاره کرد.
همچنین انقلاب سرو لبنان که در پی ترور رفیق حریری در 14 فوریه 2005 در آستانه ی شکل گرفتن بود ولی به سرانجام نرسید و تنها حاصل آن خروج نیروهای نظامی و اطلاعاتی سوریه از لبنان در 26 آوریل 2005 بود.
اصولا تمامی این اتفاقات در راستای تقویت هژمونی جهانی آمریکا قابل تحلیل و بررسی می باشد مخصوصا در مورد لبنان که این امر کاملا مرتبط با سیاست های رژیم صهیونیستی است. زیرا «با توجه به پیوندهای استراتژیک آمریکا و اسرائیل در منطقه ی خاورمیانه و حمایت های مالی و تسلیحاتی گسترده ی امریکا از اسرائیل هرگونه تحلیلی که تهدیدهای امنیتی اسرائیل را با غفلت از نقش و تاثیر آمریکا در نظر گیرد، ناقص و گمراه کننده است.»
در آخر باید گفت تحقق خاورمیانه ی بزرگ می توانست به برتری سیاسی، اقتصادی و نظامی اسرائیل در منطقه بینجامد و باعث می شد اسرائیل احساس ناامنی نکرده و دارای هویت خاورمیانه ای گردد. اما در پی حوادث یازده سپتامبر و اشغال افغانستان و عراق و همچنین در محور شرارت قرار گرفتن ایران و از دیگر سو تشدید فشارها بر ایران به بهانه موضوع هسته ای و مطرح شدن طرح خاورمیانه بزرگ و وقوع انقلاب های رنگی، آمریکا و اسرائیل در موضع قدرت قرار گرفتند و اسرائیل خود را در آستانه تحقق اهدافش یعنی تضعیف ایران و کسب هویت منطقه ای و هژمون شدن می دید اما اوضاع آن گونه که آمریکا و اسرائیل مایل بودند پیش نرفت و بعد از روی کار آمدن دولت نهم در ایران و احیای مجدد تفکر انقلابی با الهام از آرمان های سال های اولیه انقلاب و حاکم شده گفتمان انقلابی متاثر از اندیشه های امام خمینی، وضع کاملا دگرگون شد که در فصل بعدی به تفصیل در مورد آن سخن خواهیم
جمع بندی
در این فصل ابتدا به بررسی سیاست های منطقه ای اسرائیل در دوره پهلوی دوم پرداختیم. این دوره از ابتدای شکل گیری رژیم صهیونیستی تا سال 1979 میلادی برابر با 1357 شمسی را شامل می شد. در این قسمت بیان شد که سیاست های منطقه ای اسرائیل ابتدا بر مبنای توسعه سرزمینی بوده و به تدریج پس از چند جنگ پیاپی و احساس انزوا در منطقه به سوی صلح و ایجاد امنیت برای خود روی می آورد. همچنین بیان شد که با توجه به سیاست های منطقه ای آمریکا و همچنین دکترین محورهای پیرامون اسرائیل بین ایران، آمریکا و اسرائیل اتحادی استراتژیک شکل گرفته بود.
در ادامه مشخص شد که وقوع انقلاب اسلامی در ایران، سیاست های منطقه ای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا را با چالش جدی مواجه کرد چراکه درست در زمانی که آمریکا فکر می کرد بر مناقشات خاورمیانه فائق آمده است، انقلاب اسلامی در ایران به وقوع پیوست که به دنبال آن تمامی سیاست های آمریکا در منطقه را با مشکل اساسی روبه رو کرد. از سوی دیگر عدم به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی ایران و حمایت ایران از گروه های مقاومت اوضاع خاورمیانه را دوباره پیچیده و دگرگون نمود. در ادامه با بررسی سیاست های منطقه ای اسرائیل در چارچوب استراتژی خاورمیانه ای آمریکا مشخص شد که اسرائیل همیشه به دنبال پیمان با یک هژمون جهانی بوده است تا بر مشکلات خود در منطقه فائق آید و البته فروپاشی شوروی و بحث نظم نوین جهانی و خاورمیانه جدید زمینه ها را برای تحقق خواسته های آمریکا و اسرائیل و تضعیف ایران و جبهه مقاومت فراهم آورد و در ادامه مشخص شد که بعد از حوادث 11 سپتامبر و اشغال افغانستان و عراق زمینه برای فعالیت اسرائیل بیش از پیش مهیا شد. از دیگر سو با محور شرارت خوانده شدن ایران توسط جرج بوش، فشارها بر ایران زیاد شد و مطرح شدن موضوع هسته ای این فشار را دو چندان کرد علاوه بر این با مطرح شدن بحث خاورمیانه بزرگ به نظر می رسید که خواسته های اسرائیل و توفیق در کسب هویت منطقه ای و هژمون منطقه ای شدن در آستانه تحقق است ولی اوضاع آن طور که اسرائیل انتظار داشت پیش نرفت.
فصل چهارم:
راهبردهای سیاست خارجی دولت نهم
پیشگفتار:
در این فصل به بررسی راهبردهای سیاست خارجی دولت نهم خواهیم پرداخت. اما اول برای درک بهتر دلایل اتخاذ راهبردهای دولت نهم در سیاست خارجی به بررسی شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی در آستانه روی کار‌آمدن دولت نهم خواهیم پرداخت و سپس به بررسی دیدگاه های دولت نهم در مورد هولوکاست و دلیل تشکیک در موضوع هولوکاست خواهیم پرداخت و پس از آن سیاست های دولت نهم را در زمینه پرونده هسته ای ایران را بررسی می کنیم و در ادامه اقدامات دولت نهم در تلاش برای تشکیل جبهه ضد امپریالیستی را در راستای افزایش عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران مورد کنکاش قرار خواهیم داد و سرانجام در آخر تلاش دولت نهم برای ایجاد اتحاد در جهان اسلام برای بیداری ملت ها و برای مقابله با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده را به عنوان یکی از راهبرد دولت نهم در سیاست خارجی را بررسی خواهیم کرد.
شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی در آستانه روی کار‌آمدن دولت نهم:
دولت نهم هنگامی که در سال 1384 روی کار‌آمد شرایط خاصی در عرصه داخلی و مخصوصاً در عرصه منطقه ای و بین المللی حاکم بود. برای فهم بهتر دلایل اتخاذ راهبردهای سیاست خارجی در دولت نهم، فهم شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی در آستانه روی کار آمدن این دولت الزامی به نظر می رسد به همین دلیل قبل از بررسی راهبردهای سیاست خارجی دولت نهم، بهتر دیدیم ابتدا به طور مختصر این شرایط بپردازیم. به همین دلیل ابتدا به بررسی شرایط داخلی و سپس منطقه ای و بین المللی می پردازیم.
الف) شرایط داخلی در آستانه روی کار‌آمدن دولت نهم:
سال 1384 برای اهالی سیاست در ایران سال بسیار مهمی محسوب می شد، البته به نظر می‌رسد صحیح تر این باشد که گفته شود این سال نه تنها برای اهالی سیاست، که برای اکثریت مردم ایران سال مهم و متفاوتی بود؛ چرا که در این سال قرار بود نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شود. از سوی دیگر با توجه به تحولات منطقه ای و حوادث روی داده در عراق و افغانستان بسیاری از کشورهای دیگر نیز مشتاق بودند نتیجه انتخابات این طوری رقم بخورد که به ضرر آنها تمام نشود.
انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران از همان ابتدای شروع نخستین زمزمه های‌آن، با توجه به تعدد کاندیداها و تنوع افکار و سلایق به انتخاباتی غیر قابل پیش بینی معروف گشت. در این انتخابات با توجه به حوادث روی داده در کشورهای همسایه ایران و شرایط منطقه ای و بین المللی، اهمیت اتخاذ سیاست خارجی در آینده در برابر این تحولات مهم به نظر می رسید و هر یک از کاندیداها وعده های متفاوتی در مورد اتخاذ سیاست خارجی مناسب به مردم می داد.
در این انتخابات از فردی چون هاشمی رفسنجانی که خود را فراجناحی معرفی می کرد و به دلیل سرشناس بودن احتیاجی به سفرهای انتخاباتی نمی دید، حضور داشت تا افرادی چون مصطفی معین و مهرعلیزاده و کروبی که نمایندگان گرایشات مختلف در جبهه اصلاحات بودند به میدان آمده بودند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.