حداکثر تخفیف پیشنهادی تأمین کنندگان به کار گرفته شده است (گابالا، ۱۹۷۴)۸۷. برنامه ریزی خطی ((LP88 نیز از جمله روش هایی بوده است که استفاده از آن برای انتخاب تأمین کنندگان گزارش شده است. روش های مبتنی بر برنامه ریزی خطی با کمینه کردن هزینه خرید و موجودی با توجه به محدودیت هایی از قبیل ظرفیت تأمین کنندگان، میزان تقاضای خریدار، کیفیت و سرویس دهی تأمین کننده، تأمین کنندگان مناسب و میزان تخصیص سفارش به هر کدام از آن ها را نعیین می کنند (آنتونی و همکاران، ۱۹۷۷)۸۹ همچنین برنامه ریزی آرمانی(GP) از نوع خطی و غیر خطی نیز در انتخاب تأمین کننده به کار گرفته شده است.
در تحقیقاتی که این روش را مورد استفاده قرار داده اند، اهداف قیمت، سطح سرویس، تحویل و کیفیت به عنوان توابع هدف مدنظر محققین بوده است ( شرما و همکاران، ۱۹۸۹)۹۰. تحقیقات زیادی در زمینه برنامه ریزی ریاضی و همچنین رویکرد های تلفیقی صورت گرفته است.
چادوری و همکاران (۱۹۹۳)۹۱ مسئله انتخاب تأمین کننده را در حالتی بررسی می کنند که فرآیند انتخاب تحت تأثیر توابع هدف کیفیت ، زمان تحویل و قیمت قرار دارد. در مدل آن ها، نقاط شکست قیمت بر حسب حجم سفارشات خریدار، پیشنهاد می شود. آن ها در مقاله خود برنامه ریزی خطی و عدد صحیح صفر و یک را برای مدل بندی این مسئله به کار می گیرند.
وبر و همکاران (۱۹۹۳) یک رویکرد چند هدفه را برای تجزیه و تحلیل تبادلات موجود در مسائل چند معیاره ی انتخاب تأمین کننده به کار می برند.
کاکراواستی و همکاران (۲۰۰۲)۹۲ مدلی را برای یک شبکه زنجیره تأمین ، توسعه دادند که توابع هدف آن بر مبنای کاهش عدم رضایتمندی مشتری تعیین می شود. این عدم رضایتمندی بر حسب دو معیار قیمت و زمان تحویل ارزیابی می شود. مدل ارائه شده توسط آن ها، در دو سطح تصمیم گیری عمل می کند: سطح عملیاتی که تصمیمات مرتبط با بهینه کردن فعالیت های تدارکاتی و تولیدی را در بر می گیرد و سطح زنجیره که همه ی قیمت های خرید تأمین کنندگان را ارزیابی می نماید و ترکیب نهایی زنجیره ی تأمین را تعیین می کند. اما مقوله ی انتخاب تأمین کننده، صرفاً به تأمین قطعات تولیدی منحصر نمی شود.
دگرو و همکاران(۲۰۰۴)۹۳ در مقاله خود، یک مدل ریاضی برای انتخاب تأمین کنندگان یک خدمت یا سرویس ارائه می کنند و به طور همزمان سهم بازار هر یک از تأمین کنندگان را نیز تعیین می نمایند. روش به کار رفته در مقاله ی آن ها بر مبنای جمع آوری اطلاعات هزینه کل مالکیت، همه ی هزینه های مرتبط با فرآیند خرید را از طریق زنجیره ی ارزش کل، محاسبه می کند.
تالوری (۲۰۰۱) مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط( MILP)94 را در حالت تصمیم گیری جهت انتخاب تأمین کننده وقتی محدودیت خاصی از جانب خریدار اعلام می شود، با توجه به برآوردن تقاضا و در نظر گرفتن ظرفیت اراده کرد.
قدسی پور و اوبرایان (۱۹۹۷)۹۵ یک سیستم پشتیبانی تصمیم (DSS) برای کاهش دادن تعداد تأمین کنندگان بر اساس راهبرد تأمین بنا نمودند. آن ها برای حل مسئله انتخاب تأمین کننده یک مدل برنامه ریزی مختلط عدد صحیح با در نظر گرفتن محدودیت های تأمین کننده و محدودیت بودجه و کیفیت از طرف خریدار را همراه با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی ارائه نموده اند.
قدسی پور و اوبرایان (۱۹۹۸) در مقاله بعدی خود یک مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی و برنامه ریزی خطی ارائه نمودند که عوامل کمی و کیفی را در فعالیت های خرید در نظر می گرفت.
قدسی پور و اوبرایان (۲۰۰۱) یک مدل برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح جهت حداقل سازی کل هزینه های لجستیک شامل قیمت خالص، انبار داری، هزینه سفارش دهی و هزینه حمل و نقل ارائه نمودند.
ناراسیمهان و همکاران(۲۰۰۵) عملکرد تآمین کنندگان را از طریق مدل برنامه ریزی خطی اندازه گیری کردند و این روش را در سال ۲۰۰۵ تا ارزیابی نهایی تأمین کنندگان مورد استفاده قرار دادند. همچنین نتایج خود را با روش تحلیل پوششی داده ها نیز مقایسه کردند و مزایای روش خود را بیان کردند.
دمیتیس و همکاران (۲۰۰۸) یک مدل ترکیبی از فرآیند تحلیل شبکه ای و برنامه ریزی خطی چند هدفه ی عدد صحیح مختلط(MOMILP)96 را پیشنهاد می کنند که برای انتخاب بهترین تأمین کننده و تعیین مقادیر بهینه در بین تأمین کنندگان انتخاب شده ، فاکتور های محسوس و غیر محسوس را در نظر می گیرند. آن ها از ANP برای تعیین اولویت بین چهار دسته از معیار ها و از MOMILP برای به دست آوردن جواب های موثر با در نظر گرفتن ترجیحات تصمیم گیرنده ، استفاده می کنند.
ژی و وو(۲۰۰۷) یک مدل ترکیبی از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و برنامه ریزی چند هدفه ی عدد صحیح مرکب را برای پشتیبانی از تصمیمات انتخاب تأمین کننده در شرایط تخفیف معرفی نمودند، جائیکه تخفیف به مقدار کل سفارشات تعلق می گیرد. در مدل پیشنهادی آن ها یک مدل برنامه ریزی چند هدفه، به نحوی فرمول بندی می شود که به طور همزمان، تعداد تأمین کنندگان و مقدار سفارشات تخصیص یافته به هر یک تعیین گردد. توابع هدف به کار گرفته شده در این مدل چند هدفه ، حداقل کردن هزینه کل خرید، حداکثر کردن مقدار موزون خریداری شده، حداقل کردن تعداد محصولات معیوب و حداکثر کردن تعداد محصولات به موقع تحویل داده شده است، به نحوی که محدودیت های مربوط به تقاضا و ظرفیت تأمین برآورده شود.
واهوا و راونیدران(۲۰۰۷)۹۷ مسئله انتخاب فروشنده را به صورت یک مسئله چند هدفه با چندین خریدار و چندین فروشنده، همراه با تخفیف قیمت فرمول بندی کردند. آن
ها از سه تابع هدف حداقل کردن کالاهای مردودی، حداقل کردن زمان تحویل و حداقل کردن قیمت خرید استفاده کرده و مدل به دست آمده را با سه روش تابع هدف موزون۹۸، برنامه ریزی آرمانی و برنامه ریزی توافقی۹۹ حل نمودند و نتایج به دست آمده را با استفاده از روش مسیر مقدار۱۰۰ مورد مقایسه قرار دادند.
کارپاک و کاسوگانتی (۱۹۹۹)۱۰۱ برای فرآیند انتخاب تأمین کننده از برنامه ریزی آرمانی متقابل۱۰۲ استفاده کردند. آن ها از توابع هدف حداقل کردن هزینه بدست آمده ی محصول و حداکثر کردن کیفیت و قابلیت اطمینان برای شناسایی فروشندگان و تخصیص مقادیر سفارش در بین آن ها استفاده کردند.
کومار و همکاران(۲۰۰۲)۱۰۳ از برنامه ریزی آرمانی عدد صحیح مرکب فازی۱۰۴ برای مسئله انتخاب تأمین کننده استفاده کردند، جایی که تعدادی از پارامتر ها ذاتاً فازی هستند.
داهل(۲۰۰۳) از رویکرد برنامه ریزی چند هدفه ی عدد صحیح مرکب به منظور تعیین تعداد تأمین کنندگان جهت به کارگیری و مقادیر سفارش تخصیصی به هر یک از آن ها در حالت چند محصول و چند تأمین کننده استفاده نمود. فرآیند انتخاب بر مبنای توابع هدف قیمت، تحویل به موقع و کیفیت و با در نظر گرفتن محدودیت های ظرفیت تأمین کنندگان صورت می گیرد. همچنین، در این فرآیند تخفیف قیمتی که به تعداد کل سفارشات تعلق می گیرد، مورد بررسی قرار گرفت.
وبر و همکاران(۲۰۰۰) رویکردی را برای تعیین تعداد فروشندگان با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده ها((DEA ارائه نمودند. آن ها ابتدا جواب های کارای یک مسئله برنامه ریزی چند هدفه را با تغییر اوزان توابع هدف آن و به ازای تعداد تأمین کنندگان متفاوت به دست آوردند. سپس با استفاده از مقادیر توابع هر یک از این جواب های کارا به عنوان ورودی مدل تحلیل پوششی دادها، تعداد تأمین کنندگان مورد نظر را که میانگین کارایی DEAآن ها ماکزیمم بود تعیین نمودند.
وبر و همکاران (۱۹۹۸) با استفاده از یک مسئله برنامه ریزی خطی چند هدفه، برای مذاکره با تأمین کنندگان انتخاب نشده، به منظور رسیدن به سطح جدیدی از معیار های تعریف شده که آن ها را قادر می سازد سهمی از تأمین آیتم مورد نظر را بدست آورند، سه حالت خاص را معرفی می کنند که برای بررسی هر یک از این حالات، سه روش حل، ارائه می گردد. یکی از این روش ها تحلیل پوششی داده ها است که وقتی تأمین کننده انتخاب نشده بخواهد با حفظ بازده به مقیاس۱۰۵ خود انتخاب شود، مورد استفاده قرار می گیرد.
ها و کریشنان(۲۰۰۸)۱۰۶ یک مدل ترکیبی از AHP، DEA و شبکه های عصبی را برای ارزیابی تأمین کنندگان پیشنهاد نمودند. در این مدل ترکیبی ابتدا با استفاده از AHP یک سطحی، معیار های وصفی به یک اندازه ی کمی منفرد متناظر تبدیل می شوند. سپس این اندازه ی کمی به همراه سایر معیار های کمی به منظور ارزیابی نهایی تأمین کنندگان به مدل DEA و یا شبکه عصبی ارائه می گردد.

۲-۴- ارزیابی تأمین کننده سبز:
با وجود فراوانی ادبیات ارزیابی تأمین کنندگان، تحقیقات بر روی ارزیابی تأمین کنندگان سبز یا ارزیابی تأمین کنندگان با توجه به فاکتور های زیست محیطی بسیار کمتر است. تعاریف بسیار زیادی توسط محققان برای مدیریت زنجیره تأمین سبز( GSCM) یا همان مدیریت زنحیره تأمین پایدار شده است. (بوون و همکاران(۲۰۰۱)۱۰۷؛ سیدیسم و همکاران(۲۰۰۱)۱۰۸ ؛ راو(۲۰۰۲)۱۰۹ ؛ ونگ و همکاران(۲۰۰۴)؛ هروانی و همکاران(۲۰۰۴)۱۱۰ ). اگر چه در ادبیات زنجیره تأمین مفاهیم مدیریت زنجیره تأمین پایدار و مدیریت زنجیره تأمین سبز معمولاً به جای یکدیگر به کار می روند، این دو مفهوم کمی با یکدیگر فرق دارند. مدیریت زنجیره تأمین پایدار در برگیرنده ابعاد اقتصادی و پایداری اجتماعی و زیست محیطی است. بنابراین مفهوم مدیریت زنجیره تأمین پایدار وسیع تر از مدیریت زنجیره تأمین سبز است و مدیریت زنجیره تأمین سبز بخشی از مدیریت زنجیره تأمین پایدار می باشد (فراهانی و همکاران،۲۰۰۹).
اما به انتخاب تأمین کننده سبز که از مهمترین اقدامات مدیریت زنجیره تأمین سبز می باشد کمتر پرداخته شده است.
نسی(۱۹۹۷)۱۱۱ یک سیستم رتبه بندی سبز تأمین کنندگان برپایه AHP را ارائه داد که عملکرد زیست محیطی تأمین کنندگان را در ۴ بخش تعیین می کرد که عبارت بودند از : توانمندی های سبز، بهره وری سبز، مجموع خالص هزینه ها در طول عمر مفید محصول و تصویر سبز تآمین کنندگان. والتون و همکاران( ۱۹۹۸)۱۱۲ فلوچارت ساده ای برای تعیین معیار ها و روش های مناسب به منظور ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در مدیریت محیطی ارائه نمودند. انارسون(۱۹۹۸)۱۱۳ با استفاده از دیاگرام استخوان ماهی ایشیکاوا به ارزیابی تأمین کنندگان از نقطه نظر محیطی پرداخته است. ژو و گنگ(۲۰۰۱)۱۱۴ مدلی برای انتخاب تأمین کنندگان در سازمان های بزرگ و متوسط در چین ارائه کردند که در آن به ارزیابی پرخه حیات پرداخته اند. هندفیلد و همکاران(۲۰۰۲)۱۱۵ از AHP برای ارزیابی تأمین کنندگان مختلف استفاده نموده اند. هامفریس و همکاران (۲۰۰۳)۱۱۶ معیار های محیطی که بر سیاست خرید کارخانجات تأثیر می گذارند را شناسایی نموده و آن ها را به دو گروه معیار های محیطی کیفی و کمی تقسیم نموده اند. سپس یک سیستم پشتیبان تصمیم(DSS) بر پایه دانش ایجاد کرده اند که معیار های محیطی در فرآیند انتخاب تأمین کننده مورد استفاده قرار می گیرد. آن ها همچنین در سال ۲۰۰۳ سیستم مشابه دیگری با استفاده از تجزیه و تحلیل چند شاخصه۱۱۷ ارائه نموده اند. چن(۲۰۰۵)۱۱۸ انتخاب تأمین کننده را به دو
مرحله تقسیم کرده است. در مرحله اول عملکرد محیطی به عنوان حداقل الزامات مد نظر قرار گرفته و در مرحله دوم معیار هایی همچون کیفیت، موعد تحویل و شاخص های عمومی عملکرد مورد استفاده قرار می گیرند. فقط تأمین کنندگانی که گواهی ISO 14000 دارند در مرحله دوم مورد ارزیابی قرار می گیرند. هامفریس و همکاران(۲۰۰۶) یک سیستم سلسله مراتبی فازی به منظور تسهیل فرآیند انتخاب تأمین کننده با استفاده از معیار های محیطی ارائه کرده اند. لو و همکاران(۲۰۰۷)۱۱۹ یک فرآیند تصمیم گیری چند هدفه برای کمک به مدیران زنجیره تأمین سبز جهت ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی((FAHP120 ارائه کردند. کنان و همکاران(۲۰۰۸)۱۲۱ از مدل سازی ساختاری و AHP برای تجزیه و تحلیل و انتخاب تأمین کننده استفاده نموده اند. یان(۲۰۰۹)۱۲۲ از AHP و الگوریتم ژنتیک برای ارزیابی تأمین کنندگان در زنجیره تأمین سبز استفاده نموده است. تسای و هونگ(۲۰۰۹)۱۲۳ از برنامه ریزی پویای فازی۱۲۴ برای ارزیابی تأمین کنندگان استفاده کرده اند. لی و همکاران(۲۰۰۹)۱۲۵ از AHP توسعه یافته فازی۱۲۶ برای ارزیابی تأمین کنندگان استفاده نموده اند. در جدول ۲-۲ مرور مختصری بر روی برخی مقالات موجود در زمینه انتخاب تأمین کننده سبز و روش های استفاده شده در این مقالات که در بالا اشاره شد صورت گرفته است.
جدول ۲-۲- برخی مقالات مربوط به روش های انتخاب تأمین کننده سبز
نویسنده
روش
مطالعه موردی
توضیحات
Noci
AHP

یک پروسه ارزیابی در ۴ مرحله برای انتخاب تأمین کننده سبز در نظر گرفته شده است.
Handfield et al.
دلفی۱۲۷ و AHP
تولید کننده ماشین، تولیدی پوشاک، تولیدی کاغذ
۵۲ شاخص با استفاده از روش دلفی به دست آمده، سپس ۶ معیار مهم برای انتخاب تأمین کننده در نظر گرفته شده است.
Humphreys et al.
AHP،CBR
صنعت ارتباطات
۷ معیار اصلی که هم کیفی و هم کمی هستند در نظر گرفته شده است.
Lee et al.
دلفی، FEAHP
صنعت High Tech در کشور تایوان
معیار های بررسی شده در این مقاله مربوط به صنعت High Tech کشور تایوان است.
Kannan et al.
AHP
شرکت اتومبیل سازی در هندوستان
۴ معیار اصلی و برای هر کدام از معیار ها ۲ زیر معیار در نظر گرفته شده است.

۲-۵- جمع بندی ادبیات:
با توجه به مباحث عنوان شده در مرور مدل های مختلف ارائه شده جهت ارزیابی تأمین کننده سبز، دو وجه برجسته می باشد. وجه اول اینست که اکثر مطالعات انجام شده در زمینه انتخاب تأمین کننده سبز، از روش تحلیل سلسله مراتبی(AHP) استفاده شده

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید