ایمان به خدا

دانلود پایان نامه

آیه51 یکى دیگر از صفات ناپسند یهودیان را منعکس مى‏کند که آنها براى پیشبرد اهدافشان آن چنان سازشکارى با هر جمعیتى نشان مى‏دادند که حتى براى جلب نظر بت‏پرستان در برابر بتهاى آنها سجده مى‏کردند و آنچه را که در باره عظمت اسلام و صفات پیامبر اسلام دیده یا خوانده بودند زیر پا مى‏گذاشتند. آنها به این هم قناعت نکردند، بلکه به کفار می گفتند راهشان از مسلمانان به هدایت نزدیکتر است (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‏ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا).
در این ارتباط آیه 53 (أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً) آنها را سرزنش کرده که از نظر موقعیت اجتماعى، آن ارزش را ندارند که بتوانند بین افراد قضاوت و حکومت کنند و هرگز مردم حق حکومت و قضاوت در میان خود را به آنها واگذار نکرده‏اند تا آنها بتوانند دست به چنین کارى بزنندو اگر چنان موقعیتى را پیدا کنند به هیچکس، هیچ حقى، نخواهند داد، و همه امتیازات را دربست به خودشان تخصیص مى‏دهند.
آیه 54 (أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً) ریشه قضاوتهاى نادرست یهودیان را حسادت آنها نسبت به پیامبر اکرم 6 و خاندانش بیان می کند. آنها بر اثر ظلم و ستم و کفران نعمت، مقام نبوت و حکومت را از دست دادند، و به همین جهت مایل نیستند این موقعیت الهى به دست هیچکس سپرده شود، و لذا نسبت به پیامبر اسلام و خاندانش که مشمول این موهبت الهى شده‏اند حسد مى‏ورزند.
در آیه 55 (فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ ) حاصل این حسادت را ایجاد دو دستگی در بین اهل کتاب و ایمان آوردن عده ای و کافر شدن و منع از ایمان آوردن گروهی دیگر بیان کرده است.
آیه 105 بیان می کند آنها به خدا وپیامبرانش کافر می شوند و مى‏خواهند میان خدا و پیامبران تفرقه بیندازند و اظهار می دارند که ما نسبت به بعضى از آنها ایمان داریم اگر چه بعضى دیگر را به رسمیت نمى‏شناسیم، و به گمان خود مى‏خواهند در این میان راهى پیدا کنند.
این آیه حال یهود و مسیحیان را روشن می سازد. یهود، مسیح را به رسمیت نمى‏شناختند، و هر دو پیامبر اسلام6 را، در حالى که طبق کتب آسمانى آنها نبوت این پیامبران بر ایشان ثابت شده بود، این تبعیض در قبول واقعیتها، که از هوا و هوس و تعصبات جاهلانه و احیانا حسادت و تنگ نظریهاى بى‏دلیل سرچشمه می گیرد، نشانه عدم ایمان به پیامبران و خدا است، زیرا ایمان آن نیست که آنچه مطابق میل انسان است بپذیرد، و آنچه بر خلاف میل و هواى او است رد کند، این یک نوع هوا پرستى است نه ایمان واقعی و لذا قرآن در آیات فوق این گونه افراد را با اینکه دم از ایمان به خدا و بعضى از انبیاء مى‏زدند، بطور کلى کافر دانسته‏ است (إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلًا أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا).
در آیه44 (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یَشْتَرُونَ الضَّلالَهَ وَ یُرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِیلَ) خداوند با تعبیرى حاکى از تعجب به رسول مکرم اسلام ،یکی از ویژگیهای مهم یهودیان را این می داند که به جاى اینکه با بهره ای که از کتاب آسمانیشان دارند، هدایت و سعادت براى خود و دیگران بخرند، هم براى خود گمراهى خریدند هم مى‏خواهند مومنان را گمراه کنند.
آیه 45 (وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِکُمْ…) آنها را دشمنان حقیقی مومنان معرفی می کند به گونه ای که جز با توکل و دوستی با خداوند نمی توانند از فتنه و فریب های آنها در امان بمانند.
آیه46 (مِنَ الَّذِینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ) جمعى از یهودیان را به تحریف سخنان الهی توصیف می کند. این تحریف ممکن است جنبه لفظى داشته باشد و یا جنبه معنوى و عملى، اما جمله‏هاى بعد مى‏رساند که منظور از تحریف در اینجا همان تحریف لفظى و تغییر عبارت است. می گویند، ما شنیدیم و مخالفت کردیم، (وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا ) به جاى اینکه بگویند، شنیدیم و فرمانبرداریم (سمعنا و اطعنا). تمام این کارها برای این بود که با زبان خود حقایق را از محور اصلى بگردانند و در آئین حق طعن زنند (لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ).
در آیه46 (مِنَ الَّذِینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لکِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً ) اشاره به صفت زشت مسخره کردن یهودیان می کند و قسمتی از سخنان عداوت‏آمیز و آمیخته با جسارت و بى ادبى آنها را بیان کرده( وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَع : بشنو که هرگز نشنوى).ایشان از جمله‏هایى که مسلمانان پاکدل در برابر پیامبر6مى‏گفتند سوء استفاده کرده و آن جمله‏ها را با معانى دیگرى به عنوان تکمیل مسخره های خود به کار مى‏بردند. مانند جمله «راعنا» که به معنى ما را مراعات کن و به ما مهلت بده بود و مسلمانان راستین در آغاز دعوت پیامبر6براى اینکه خوبتر و بهتر سخنان او را بشنوند و به دل بسپارند در برابر پیامبر6این جمله را مى گفتند، ولى این دسته از یهود این جمله را دستاویز قرار داده و آن را مقابل آن حضرت، تکرار مى‏کردند و منظورشان معنى عبرى این جمله که« بشنو که هرگز نشنوى» بود و یا معنى دیگر عربى آن را یعنى« ما را تحمیق کن » اراده مى‏کردند اشاره به اینکه کار پیامبر اسلام6 – العیاذ باللَّه- تحمیق و اغفال کردن مردم بوده است. این آیه اکثر ایشان را به سبب اعمالشان کافر می داند.
در ارتباط با این موضوع آیه 155 (وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلًا) جمله ای از یهود را بیان می کند که آنها از روی مسخره به پیامبرانشان می گفتند و علت ایمان نیاوردنشان را مهر شدن دلهایشان بیان می کردند که در ادامه خداوند جوابشان را می دهد که عامل بی ایمانی آنها فقط خودشان هستند.
آیه 153 اشاره به ویژگی بهانه جویی یهودیان کرده و شاهد آن درخواست یهود از رسول اکرم6 که از ایشان تقاضا مى‏کردند که کتابى از آسمان(یک جا) بر آنها نازل کندو آنها در این تقاضاى خود حسن نیت نداشتند. در ادامه این آیه، ضمن دلدارى به پیامبرش، سابقه لجاجت و عناد و بهانه‏جویى یهود را در برابر پیامبر بزرگشان موسى بن عمران بازگو می کند، اینکه آنها از موسى چیزهایى بزرگتر و عجیب تر یعنی دیدن خدا به صورت اشکار را تقاضا کردند. این درخواست عجیب و غیر منطقى که بدون شک از لجاجت وعناد سرچشمه گرفته بود، سبب شد که صاعقه آسمانى به خاطر این ظلم و ستم آنها را فرا گیرد.
سپس به یکى دیگر از اعمال زشت آنها که مساله « گوساله‏پرستى» بود، اشاره مى‏کند ولى با اینهمه براى اینکه آنها به راه باز گردند و از مرکب لجاجت و عناد فرود آیند، خدا آنها را بخشید اما باز آنها از خواب غفلت بیدار نشدند و از مرکب غرور و لجاجت پائین نیامدند (یَسْئَلُکَ أَهْلُ الْکِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَکْبَرَ مِنْ ذلِکَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَهُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِکَ) (153).
در ارتباط با لجاجت یهودیان و عدم دست برداشتنشان از این ویژگی ناپسند، آیه 154 ( وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِیثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِی السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً ) به این مطلب اشاره می کند که خداوند کوه طور را بر بالاى سر آنها به حرکت در آورد، و در همان حال از آنها پیمان گرفت که به عنوان توبه از گناهانشان از در بیت المقدس با خضوع و خشوع وارد شوند، و نیز به آنها تاکید کرد که در روز شنبه دست از کسب و کار بکشند و راه تعدى و تجاوز را پیش نگیرند و از ماهیان دریا که در آن روز صیدش حرام بود استفاده نکنند و در برابر همه اینها پیمان شدید از آنان گرفت اما آنها به هیچیک از این پیمانهاى مؤکد وفا نکردند و همچنان لجاجت ورزیدند.
آیه 155 (فَبِما نَقْضِهِمْ مِیثاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیاتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ) تعدادی دیگر از اعمال زشت و خطرناک یهودیان را بیان می کند که پیمانشان را شکستند و آیات خدا را انکار کردند و پیامبران را به ناحق کشتند.
آیه 161 ( وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ) یهودیان را با ویژگی زشت رباخواری، با اینکه از آن نهى شده بودند، و همچنین خوردن اموال مردم به ناحق معرفی کرده است.
2-1-4-1-2- ویژگیها و اعمال یهودیان و مسیحیان
در آیه 49 (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُم‏ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ) به یکى از صفات نکوهیده که در بین گروهی از اهل کتاب، رایج بود اشاره می کند و آن خودستایى و خویشتن را پاک نشان دادن و فضیلت براى خود ساختن است. یهود و نصارى براى خود امتیازاتى بی اساس و پایه قائل بودند.
آیه 50 (انْظُرْ کَیْفَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ ) نیز خطاب به پیامبر6آنها را که فضائل دروغین می سازند و به خدا نسبت می دهند دروغگو معرفی می کند.
آیه 150 ( إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلًا أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا) به خصوصیتی از مسیحیان و یهودیان اشاره می کند که تفرقه انداختن بین رسولان الهی است. این آیه حال آنها را روشن می سازد که نبوت رسولان و پیامبر اسلام6را در حالى که طبق کتب آسمانى بر ایشان ثابت شده بود به رسمیت نمی شناختند. این تبعیض در قبول واقعیتها، یک نوع هوا پرستى است نه ایمان واقعی و لذا قرآن در آیات فوق این گونه افراد را با اینکه دم از ایمان به خدا و بعضى از انبیاء مى‏زدند، بطور کلى کافر دانسته‏ است.
در آیه 156 (وَ بِکُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى‏ مَرْیَمَ بُهْتاناً عَظِیماً) در مورد یهودیان بیان می کند که آنها در راه کفر آن چنان سریع تاختند که به حضرت مریم پاکدامن، مادر پیامبر بزرگ خدا که به فرمان الهى بدون همسر باردار شده بود تهمت بزرگى زدند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.