ایمان به خدا

دانلود پایان نامه

2-1-5-3-1- ضابطه مندی مشیت الهی در بخشش گناهان
آیات 48 و 116 در این سوره مبارکه به این نکته اشاره دارد که خداوند هرگز شرک را نمى‏بخشد و پائین‏تر از آن را براى هر کس بخواهد و شایستگى داشته باشدمى‏بخشد (إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء…) (48 و 116).
این دو آیه بیان مى‏کند که همه گناهان ممکن است مورد عفو و بخشش واقع شوند، ولى«شرک» به هیچ وجه بخشوده نمى‏شود، مگر اینکه از آن دست بردارند و توبه کنند و موحد شوند. توبه و بازگشت از گناه، همه گناهان حتى شرک را مى‏شوید، مراد از این آیات، امکان شمول عفو الهى نسبت به کسانى است که توفیق توبه نیافته‏اند، یعنى قبل از آنکه از کرده‏هاى خود پشیمان شوند و یا بعد از پشیمانى و قبل از جبران اعمال بد خویش از دنیا بروند.
عفو الهى که شامل افرادى مى‏شود که شایستگى آن را دارند، همانطور که در آیات 48 و 116 همین سوره آمده است.
2-1-5-3-2- ضابطه مندی مشیت الهی در تزکیه انسانها
در آیه 50 ( بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ) ذکر شده که خداوند هر که را بخواهد مى‏ستاید. تنها او است که از روى حکمت و مشیت بالغه بدون کم و زیاد، افراد را طبق شایستگیهایى که دارند، مدح و ستایش مى‏کند و هرگز به هیچ کس، سر سوزنى‏ ستم نمی کند.
در حقیقت فضیلت چیزى است که خداوند آن را فضیلت بداند نه آنچه خودستایان براى خود از روى خودخواهى قائل مى‏شوند و به خویش و دیگران ستم مى‏کنند. قرآن در آیات دیگری نیز این قانون مهم را بیان کرده است (فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏).
2-1-5-4- بی فایده بودن فرار از مرگ
آیه 78 (أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَه…) قانون مهم عمومی بودن مرگ برای همه انسان ها را یاد آوری می کند. اینکه هیچ چیز حتى برجهاى محکم نمى‏تواند جلو مرگ انسان را بگیردو اصولا مرگ یک واقعیت بزرگ است و باید براى استقبال از مرگ توام با افتخار آماده شد و توشه ای برای زندگی ابدی خود پیش فرستاد. در سوره های دیگری نیز این حقیقت به صورت آشکارترى بیان شده است (قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیکُم ).
2-1-5-5-کردار انسان ها علت بدیهایی که به وی می رسد و رسیدن همه نیکیها از طرف خداوند
در آیه 79 (ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ) قانون مهمی را ذکر کرده اینکه تمام نیکیها، خیرات، پیروزى‏ها و حسناتی که به انسان ها مى‏رسد از ناحیه خدا است و اگر آنچه از بدیها و ناراحتیها و شکستها دامنگیرایشان مى‏شود از ناحیه خود شان است.
2-1-5-6- شریک بودن امر کننده به اعمال نیک یا بد، در عواقب عمل
آیه 85 (مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَهً حَسَنَهً یَکُنْ لَهُ نَصِیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَهً سَیِّئَهً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها) یکى از منطق‏هاى اصیل اسلام را در مسائل اجتماع روشن مى‏سازد و تصریح مى‏کند که مردم در سرنوشت اعمال یکدیگر از طریق شفاعت و تشویق و راهنمایى شریکند، بنا بر این هر گاه سخن یا عمل و یا حتى سکوت انسان سبب تشویق جمعیتى به کار نیک یابد شود، تشویق کننده سهم قابل توجهى از نتائج آن کار خواهد داشت بدون اینکه چیزى از سهم فاعل اصلى کاسته شود.
2-1-5-7- عمومی بودن رنج و سختی برای همه انسان ها
آیه 104 (إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ) به مومنان توصیه کرده است که هرگز در برابر دشمنان سرسخت حالت دفاعى به خود نگیرند و سختی ها و ناراحتیها را مخصوص خود ندانند بلکه همیشه در مقابل آنها روح تهاجم را در خود حفظ کنند، و این قانون را یادآوری می کند که رنج و سختی برای همه انسان ها وجود دارد، فقط مومنان به سبب ایمان به خدا و قیامت مشکلات را تحمل کرده و از اجر اخروی بهره می برند ولی کافران چنین امیدی ندارند.
2-1-5-8- وجود داشتن همه عزت ها تنها در نزدخداوند
آیه 139 (الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِین‏ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعاً ) مذمت می کند کسانی راکه کافران را، به جاى مومنان دوست خود بر مى‏گزینند و مى‏خواهند از آنان کسب عزت و آبرو کنند با اینکه همه عزتها مخصوص خدا است. زیرا عزت همواره از علم و قدرت سرچشمه می گیرد و اینها که قدرتشان ناچیز و علمشان نیز همانند قدرتشان ناچیز است، کارى از دستشان ساخته نیست که بتوانند منشا عزتى باشند. بسیاری از مفسران نیز این اصل را به عنوان یک قانون تکوینی پذیرفته اند.
2-1-5-9- استبدال
یکی از سنت ها و قوانین الهی که در برخی از آیات قرآن از آن یاد شده است استبدال به معنای جایگزینی قومی مؤمن به آیات خداوند به جای قوم کافر و تکذیب گر می باشد. آیه 133 (إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ وَ کانَ اللَّهُ عَلى‏ ذلِکَ قَدِیراً) در این سوره در بردارنده این قانون مهم الهی و حتمی الوقوع می باشد. این وعده خداوند قطعی است و خداوند بر اجرای آن قادر و کسی نمی تواند مانع تحقق آن گردد.
2-1-5-10- عدم موفقیت کافران برای تسلط بر مومنان حقیقی
آیه 141( الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ إِنْ کانَ لِلْکافِرِینَ نَصِیبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً ) گروهی از منافقان را توصیف کرده که با فرصت‏طلبى مخصوص خود می خواهند در صورت پیروزى مومنان در افتخارات و حتى در غنائم آنان شرکت جویند و از طرفی دیگر در صورت پیروزى کفار نیز خوشحالند و با مصمم ساختن آنها در کفرشان و جاسوسى به نفع آنان، مقدمات این پیروزى را فراهم می سازند. خداوند قانونی کلی را بیان می کند تا هشداری برای منافقان و کافران باشد اینکه هیچگاه خداوند راهى براى پیروزى و تسلط کافران بر مسلمانان قرار نداده است البته به شرط اینکه مومنان در ایمانشان ثابت قدم باشند.
2-1-5-11- موجود بودن همه پاداش ها تنها در نزد خداوند
آیه 134 (مَنْ کانَ یُرِیدُ ثَوابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ کانَ اللَّهُ سَمِیعاً بَصِیراً) خطاى تارکین تقوا و ترس از خدا و نادیده گرفتن دستورات او را روشن مى‏سازد، به این بیان که اینگونه افراد اگر به خاطر پاداش‏هاى مادى و درآمدهاى دنیوى تقوا را ترک و وصیت خداى تعالى را نادیده مى‏گیرند، باید بدانند که امر بر آنان مشتبه شده، زیرا هم ثواب و پاداش‏هاى مادى و دنیوى نزد خدا است و هم پاداش‏هاى اخروى، با این حال چرا کوته ‏نظرى مى‏کنند و نظر خود را به آنچه پست و بى مقدار است مى‏دوزند و آنچه شریف‏تر و ارزشمندتر است نمى‏خواهند و حد اقل چرا هر دو نوع پاداش را نمى‏خواهند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.