ایمان به خدا

دانلود پایان نامه

« و الاداب حلل مجدده». این آداب وسنت های زیبا، که به زندگی نظم می دهد، در پرتوارزشهای اخلاقی حاصل می شود. در این صورت ارزش زیبای نظم در رفتار، گفتار ، لباس پوشیدن و سبک و شیوه ی زندگی فردی واجتماعی انسان مشخص می شود و نظم فردی و اجتماعى استقرار مى‏یابد.
حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام، پیدایش و تداوم این حقیقت (نظم آفرینی) را زمانی می دانند که حقوق رعایت گردد و نشانه‏هاى عدالت برقرارشود، سنّت ها پایدار شده و مردم در تداوم حکومت امیدوار گردند.
از نظر جامعه شناسی نیز بهنجاری ونظم در جامعه زمانی پدید می آید که افراد نسبت به وظایف خود آگاه باشند، وظایف خود را عمل نمایند. ونیز مردم بدانند دیگران از آنها چه انتظاری دارند وبتوانند رفتار دیگران را در اغلب موارد پیش بینی کنند.
نظم حاصل تلاش مصلحان بشریت و پیامبران پاک آسمانى، و رهبران جهادگر و ایثارگر بشرى است باید مورد توجه عهده داران فرهنگ و هنجارآفرینان باشد، زیرا بدون درک مسئولیت‏ها و تعهدات اخلاقى، نظم وآرامش دست یافته نمی شود.
لذا باید در برنامه ریزی ها نظم وتعهد به هنجارها، مورد توجه قرارگیرد. ضمن آنکه خود هنجارنیز، نظم آفرین باشد. به عنوان مثال هنجارهای دینی از جمله آداب نماز وروزه و…نظم آور است وبه افراد جامعه برنامه ی زندگی می دهد.
و)حیات آفرینی وافزایش ایمان: اگر رفتار وهنجاری در جامعه شکل گیرد، به طوری که عرف جامعه شود، اما منجر به این گردد که از ایمان انسان بکاهدوسبب وحشت واضطراب وترس گردد، هنجار مطلوبی به حساب نمی آید.
« ایمان دینی، نوعی هماهنگی میان انسان و آرمان های کلی جهان آفرینش است …. تلقی انسان را نسبت به جهان و خلقت دگرگون می سازد.»به گونه ای که اگر ایمان به اصول و قوانین تنظیم شده، براساس عدالت صورت گیرد، روح انسان، از زشتی تورم خود طبیعی نجات یافته، اعتدالی درروح او به وجود می آید که می تواند هنجارها را طبق آن، در حیات معقول به وجود آورد.
به هرحال اسلام، سلامت رفتارها و هنجارها را در گروایمان همراه با تعقل و اندیشه می داند. و بهترین چیزی که انسان ها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ایمان به خدا، پیامبر و جهاد در راه خداست.
اما زمانی که ایمان به معنای ایمان به خود طبیعی باشد نه تنها قلب آرامش و اطمینان خاطر پیدا نمی کند، بلکه او را به شرک و ظلم و گناه رهنمون می کند. چرا که این ایمان به خود طبیعی و طواف به دور خویشتن، در واقع کفر به خدا و همه ی اصول و ارزشهای انسانی است، و نتیجه ی آن حبط اعمال حسنه و سقوط و تباهی است.
لذا این نوع ایمان نمی تواند ملاک و معیاری برای ارزیابی هنجارها به شمار آید.
آیات فراوانی در قرآن مجید درباره ی ارزش زیبای ایمان وجود دارد،که مؤمنان می بایست دلهای خود را به آن آراسته نمایند.
بنابراین باید رفتارها وهنجارها براین منطق وارزش ایمانی شکل گیرد به طوری که:
1- ملاک و معیار دوستی ها و دشمنی ها، هنجارها وناهنجاریهای انسان، طبق خواست خداوند شود.
2-زمینه ی خروج از تاریکی و حضور در نور فراهم شود ، عقاید، فرایض و انحرافات ومنکرها برای او آشکار شده و بتواند از این امور دوری گزیند.
3-به شخصیتی سالم همراه با باورهای توسعه یافته و بهره مند از ثبات شخصیتو نیز مقاوم در اعتقادات تبدیل شود.
چنین شخصیتی، تمام رفتارهای حسنه ای که از او سر می زند، ناشی از افزایش ایمان است. بنا براین ایمان به عنوان ارزشی حیات آفرین می تواند ملاک و معیار سنجش هنجارها به شمار آید.و نقش سازنده ای در زندگی فردی واجتماعی انسان ایفا کند.
2-6-5. معیار گزینش برای متصدیان فرهنگ وهنجار آفرینان
علاوه بر اینکه هنجارها باید ارزیابی شوند افراد و متصدیان فرهنگ نیز باید مورد سنجش قرار گیرند. زیرا خواص و افراد صاحب منصب در محافظت و اجرای قوانین و هنجارها به طور عادلانه تأثیر به سزایی دارند. امام علی علیه السلام در گزینش متصدیان فرهنگ از هر گونه اعمال سلیقه و اظهارنظر شخصی نهی می کنند، به همین علت می فرمایند: «در امور کارگزارانت نیک بنگر و آنان را پس از آزمون به کار گمار، نه با سهل انگاری و خودرأیی، زیرا که سهل انگاری و خودرأیی موجب ستم و خیانت است.»
بر این اساس امام علیه السلام برای جلوگیری از اعمال سلیقه های متفاوت و شخصی افراد، ارزش ها وملاک هایی را برای ضابطه مند کردن افراد تعیین می کنند که به قرار زیر است :
الف) برخورداری از تجربه و کاردانی: « آنها را از میان مردمی با تجربه انتخاب کن.»
ب)برخورداری از حیا و پاکدامنی:« از میان ایشان افراد با حیا را برگزین.» امام علی علیه السلام حیا و عفت را موجب درستکاری و اصلاح می داند و می فرمایند : « صلاح و درستکاری از شرور بی حیا چقدر دور است.»
ج) برخورداری از حسن سابقه :«به مردم صاحب حسب و خوشنام از خانه انسانهای صالح که سابقه ای نیکو دارند بپیوند.»
به همین دلیل امام علیه السلام به معاویه خطاب می کند که چگونه بدون داشتن سابقه ی مسلمانی و برخورداری از نجابت و اصالت خانوادگی مدعی اداره امور مسلمانان است.
د ) برخورداری از آگاهی و بینش و تخصص: «برای سرپرستی کارها اهل دانش و سیاست را برگزین.»
هـ)برخورداری از تعهد و تقوا و دیانت : «برای سرپرستی کارها اهل ورع و تقوی را برگزین.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.