ایمان به خدا

دانلود پایان نامه

منافقان، کافر هستند و به حتم در زمره آنها قرار دارند (یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا کَلِمَهَ الْکُفْرِ)، (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ‏). به همین دلیل ما به این گروه از کافران، در خلال مباحث اشاره کرده ایم.
افترا زدن از ویژگیهای مخالفان حق است. در آیه 48 به مفسده بزرگ شرک از جنبه الهی توجه شده است. در واقع مشرک با شرک، دروغی بزرگ به رب وتنها خالق هستی زده است (…وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِیماً). آیات 50 و 78 و 141 نیز به وجود همین خصوصیت در مخالفان حق اشاره کرده است (انْظُرْ کَیْفَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ کَفى‏ بِهِ إِثْماً مُبِیناً)(50)، (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِک‏) (78)، (فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ) (141).
ضلالت، گمراهی و نیافتن راه هدایت از خصوصیات دیگر مخالفان حق است که در آیات88و 143 به آن اشاره شده است (وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً ) (88)، (وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً ) (143).
پیروی از شیطان و دل بستن به وعده های دروغین او و در نتیجه پرستش خدایان دروغین و شریک قرار دادن برای خداوند یکتا و کفر ورزیدن، از دیگر خصوصیات آنها می باشد؛ (وَ یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِیداً) (60)، (یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُوراً ) (120)، (إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ إِناثاً وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلاَّ شَیْطاناً مَرِیداً) (117)، (وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیدا) (116)، (وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً ) (136)، (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعِیداً) (167).
در ادامه برای اینکه بحث در این زمینه طولانی نگردد به ذکر ویژگی و آیات مربوطه اکتفا می کنیم. انکار و مسخره کردن آیات الهی از جانب ایشان (اَن اِذا سمعتُم آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها…) (140). تلاش برای مکر زدن به خداوند ( إِنَّ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُم‏) (142)، (یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُم‏) (108). سوگند دروغ خوردن (ثُمَّ جاؤُکَ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِیقاً) (62). سستی و ریا کردن در نماز که جلوه ای از رابطه با خداوند است و در انفاق که جلوه ای از رابطه با مخلوق است (وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاهِ قامُوا کُسالى‏ یُراؤُنَ النَّاسَ…) (142)، (وَ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ) (38). بخل شدید و فراتر از آن امر کردن مردم به بخل ورزیدن ( الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ) (37). کتمان نعمت های الهی؛ (لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدِیثاً) (42)، (وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏ً) (37). عدم ایمان به خداو روز قیامت؛ (وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَرِیناً فَساءَ قَرِیناً) (38)، (وَ ما ذا عَلَیْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ) (39)، (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک‏ً ) (60)، ( إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّه…) (167)، ( إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا…) (168). پذیرفتن داوری طاغوت در حالی که باید به آن کفر بورزند و فقط و فقط داوری و قضاوت رسول6 را بپذیرند ( یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ ) (60)، (فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُم‏..) (65).
خودستا و مغرور، ( إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً ) (36). باز داشتن مردم از راه خداوند ( إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّه…) (167)، ( …یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُوداً ) (61). از مردم می ترسند ولی از خداوند ابایی ندارند ( یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَه…) (77)، ( یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ…) (108). مخفی کاری شدید که نمود آن در نجوا کردن و جلسات شبانه گرفتن می باشد (…وَ اللَّهُ یَکْتُبُ ما یُبَیِّتُون…) (81)، (لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُم…) (114).
شایعه پراکنی (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِه‏…) (83). تلاش مستمر برای گمراه کردن مردم (وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواء…) (89)، (إِنَّ الْکافِرِینَ کانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِیناً) (101).
احساس ذلت شدید به طوری که برای جبران آن پیوسته با یکدیگر طرح دوستی می ریزند و از غیر خداوند عزت می طلبند ( الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعاً ) (139)، در حالی که طبق آیات این سوره مادامی که به راه حق برنگردند در ذلت می مانند و مومنان بر ایشان مسلط می شوند (..فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً(90)، (…وَ أُولئِکُمْ جَعَلْنا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطاناً مُبِیناً) (91) ، ( وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً) (141).
خیانت کار و گناه پیشه(..وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً) (105)، (… إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوَّاناً أَثِیماً) (107) و چون هر گناهی نوعی از ظلم نیز می باشد، ایشان ظالم نیز معرفی شده اند ( إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُو..) (168) .عدم تدبر در قران کریم و فهم این که به عنوان معجزه ای از طرف رسول6برای مردم می باشد و در نتیجه رو گرداندن از آن (أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً) (82).ارتداد و عدم ثبات در دینداری (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً…) (137) ،(مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِکَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ…) (143). بسیار از مرگ هراس دارند و می ترسند (…وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى‏ أَجَلٍ قَرِیب‏…) (77)، (أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَه…) (78). فرو رفتن در فتنه ها با دعوت شدن به سوی آن(کُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَهِ أُرْکِسُوا فِیها) (91).
بعد از آشکار شدن حق از در مخالفت با پیامبر(ص) در می آیند و از راهى جز راه مومنان پیروى می کنند (وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِین‏) (115). هر گاه خطا یا گناهى مرتکب شوند آن را به گردن بى‏گناهى می افکنند و با این کاردچار بهتان و گناه آشکارى می شوند (وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِینا) (112). یاد خدا به مقدار کم (…وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا) (143). آری این گروه با توجه و هشیاری، خدا را جز اندکی یاد نمی کنند و اگر هم الطافی از سوی خداوند به آنان بشود و با قلب در یابند اعمالشان زشت و راهشان منحرف است باز به سعادت نمی رسند. علت آن بی اعتنایی و عمل نکردن به علمی است که خداوند به ایشان داده است. اگر انسان به علمش هرچند کم باشد عمل کند خداوند بر علمش می افزاید و در نتیجه رشد می کند ولی چنان چه به دانسته هایش عمل نکند، هرگز نمی تواند پله های ترقی معنوی را بپیماید هرچند بسیار کتاب بخواند و در محضر اساتید گوناگون بنشیند. در احادیث امامان هم به این مطلب اشاره شده است و علم نوری است که خدا در قلب هر کس بخواهد می اندازد.
2-1-3-2- توصیه های خداوند درنحوه برخورد با مخالفان حق
2-1-3-2-1- توصیه های خداوند درنحوه برخورد رسول6با مخالفان حق
در تعدادی از آیات سوره مبارکه نساء خداوند خطاب هایی را به شخص رسول گرامی اسلام6 در مورد نحوه برخورد با مخالفان حق دارد که بی شک هدف از آن الگو گرفتن مومنان و اجرای دقیق این توصیه ها می باشد. در آیه 63 خداوند سه دستور مهم به رسول6در برابر نافرمانیهای آنها می دهد. اول اینکه که از مجازات آنها صرفنظر کن( فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ) که دقیقا این فرمان در آیه 81 نیز به رسول گرامی اسلام 6 داده شده است. فرمان بعدی (وَ عِظْهُمْ) آنها را موعظه کن و اندرز بده و در آخر با بیانى رسا که در دل و جان آنها نفوذ کند، با ایشان صحبت کن و نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما ( وَ قُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِیغاً).
عدم حمایت و پشتیبانی ازآنها در آیه 105 و 107 ذکر گردیده است (وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً…) (105) ،(وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ‏..) (107). در آیه 106 خداوند به پیامبر6دستور مى‏دهد که از پیشگاه خداوند طلب آمرزش کند(وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ).
2-1-3-2-2- توصیه های خداوند درنحوه برخورد مومنان با مخالفان حق
درآیه 109 خداوند روى سخن رامتوجه طایفه و اقوام خیانتکار که مومنان از انها دفاع می کردند نموده استدلال می کند، گیرم که شما در زندگى این جهان از آنها دفاع کنید ولى کیست که در روز قیامت بتواند از آنها دفاع نماید و یا به عنوان وکیل کارهاى آنها را سامان بخشد و گرفتاریهاى آنها را بر طرف سازد؟!(ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا فَمَنْ یُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَمْ مَنْ یَکُونُ عَلَیْهِمْ وَکِیلًا).
آیه 88 (ما لَکُمْ فِی الْمُنافِقِینَ فِئَتَیْنِ وَ اللَّهُ أَرْکَسَهُمْ بِما کَسَبُوا أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلا) به بعد دیگری از شفاعت در مورد مخالفان حق اشاره کرده است و مومنان را خطاب قرار داده که چرا در باره منافقین دو دسته شده‏اید؟در حالى که خداوند به خاطر اعمالشان، افکار آنها را به کلى وارونه کرده است و هر کس را خداوند گمراه کند راهى براى او نخواهید یافت. مومنان نباید فریب اظهار توحید و ایمان آنها را ‏بخورند و در مقام شفاعت از آنها بر ‏آیند و در آیه 84 اشاره شد (مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَهً سَیِّئَهً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها) آنها با این کار، خود را در سرنوشت شوم آنها سهیم مى‏نمایند.
آیه 140 (…إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِه إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ) به مومنان دستور داده هنگامى که بشنوند افرادى نسبت به آیات قرآن کفر مى‏ورزند و استهزاء می کنند، با آنها ننشینند تا از این کار صرفنظر کرده، به مسائل دیگرى بپردازند و اگر در اینگونه مجالس شرکت کنند همانند آنها ،خائن به دین الهی بوده و سرنوشتتان با آنها یکی است.
2-1-3-3- پیامد اعمال
در این قسمت فقط به ذکر شماره آیات مرتبط با هر کدام از پیامدها بسنده می کنیم. پیامد دنیوی اعمال آنها را در خط « قوانین تکوینی » و پیامد اخروی اعمال آنها را در خط « قیامت»، بررسی خواهیم کرد.
2-1-3-3-1- دنیوی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.