باید و نباید

دانلود پایان نامه

اما در مورد حدیثی که از امام صادق آورده‌اید که ایشان فرموده‌اند «…لا تطف بقبر…» باید بگویم دو مسأله در این حدیث وجود دارد که بیانگر این است که مراد امام از تطف در اینجا طواف کردن به دور قبر، مانند همان طوافی که حجاج به دور خانه خدا می‌کنند نیست بلکه منظور چیز دیگری است. این دو مسأله عبارتند از، یکی معنای تطف است و دیگری سیاق کلام. ظاهراً به همین خاطر است که شما تقطیع حدیث نموده و فقط این قسمت از کلام امام را آورده‌اید زیرا خودِ سیاق در کشف این که کدام معنا از «تطف» در اینجا منظور است موثر خواهد بود و شما تعمداً چنین کردید تا خواننده را گمراه نمایید. کل حدیث چنین است، «لَا تَشْرَبْ وَ أَنْتَ قَائِمٌ وَ لَا تَبُلْ فِی مَاءٍ نَقِیعٍ وَ لَا تَطُفْ بِقَبْرٍ وَ لَا تَخْلُ فِی بَیْتٍ وَحْدَکَ وَ لَا تَمْشِ بِنَعْلٍ وَاحِدَهٍ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ أَسْرَعَ مَا یَکُونُ إِلَى الْعَبْدِ إِذَا کَانَ عَلَى بَعْضِ هَذِهِ الْأَحْوَال‏…».
«طوف» در لغت به معنای غائط نیز آمده است چنان که صاحب مجمع البحرین آورده:
والطوف: الغایط. ومنه الخبر (لایصل أحدکم وهو یدافع الطوف). ومنه الحدیث ( لا تبل فی مستنقع ولا تطف بقبر )
همین معنا را «ابن سلام» در غریب الحدیث آورده است و حدیث زیر را از ابن عباس شاهد بر این معنا گرفته است. «لا یصلین أحدکم وهو یدافع الطوف والبول».
علاوه بر این، احادیث و شواهد بسیار دیگری در کتب لغت و حدیث آمده است که بر این معنا دلالت می‌کند. «طاف» نیز به معنای رفتن به مستراح و قضای حاجت است چنانکه در «ترتیب اصلاح المنطق» آمده است. حال با توجه به این معنا و موضوع کل سخن که درباره پاره‌ای از اعمال روزمره است، مراد امام از «تطف» چرخیدن به دور قبر نیست بلکه مراد این است که در کنار یا بر روی هیچ قبری مدفوع و ادرار نکنید. چنانکه فرمودند نباید در هیچ آب راکدی ادرار کنید. پس این حدیث هیچ ارتباطی به بحث طوف به دور قبور ندارد. نکته‌ی دیگری که لازم به ذکر است این که این حدیث با عنوانی دیگر به جای کلمه «تطف» از محمد بن مسلم بیان شده است که بدین قرار است: «مَنْ تَخَلَّى عَلَى قَبْرٍ أَوْ بَالَ قَائِماً أَوْ بَالَ فِی مَاءٍ قَائِماً أَوْ مَشَى فِی حِذَاءٍ وَاحِدٍ أَوْ شَرِبَ قَائِماً أَوْ خَلَا فِی بَیْتٍ وَحْدَهُ أَوْ بَاتَ عَلَى غَمَرٍ فَأَصَابَهُ شَیْ‏ءٌ مِنَ الشَّیْطَانِ لَمْ یَدَعْهُ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ وَ أَسْرَعُ مَا یَکُونُ الشَّیْطَانُ إِلَى الْإِنْسَانِ وَ هُوَ عَلَى بَعْضِ هَذِهِ الْحَالات…‏». آقای جیزاوی اولاً در این حدیث و احادیث مشابه این حدیث معلوم می‌شود که مراد از «تطف» تغوط است و ثانیاً اگر آن را نپذیرد نیز دلیلی بر گفته شما نخواهد بود زیرا با وجود دو احتمال در معنای حدیث و با قطع نظر از رجحان یکی از آن دو، به شواهدی که ذکر شد حدیث مجمل شده و قابل استناد نمی‌باشد.
آقای جیزاوی شما قطعه‌ای از حدیثی را که هیچ ارتباطی با بحث طواف بر قبور ندارد به عنوان رد این عمل از سوی ائمه آورده‌اید که البته عامدانه چنین کرده‌اید تا خوانندگان نا آگاه از حقیقت را منحرف نمایید، اما همانطور که می‌دانید و در کتب معتبر ما دیده‌اید دلایلی بر جواز بلکه رجحان طواف به دور قبور معصومین وجود دارد. دختر رسول گرامی اسلام حضرت زهرا بعد از آن ماجرای شوم که به دست امامانتان ابوبکر و عمر بن خطاب صورت گرفت از شدت ناراحتی به مزار شریف پیامبر رفته و ضمن طواف قبر آن جناب به شکوه و زاری پرداختند.
«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فِی قِصَّهِ فَدَکَ قَالَ فِی آخِرِهِ وَ دَخَلَتْ فَاطِمَهُ الْمَسْجِدَ وَ طَافَتْ بِقَبْرِ أَبِیهَا وَ هِیَ تَبْکِی وَ تَقُولُ إِنَّا فَقَدْنَاکَ فَقْدَ الْأَرْضِ وَابِلَهَا الْخَبَرَ»
«عَنِ الْأَئِمَّهِ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِکَ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَبِّلْهُ وَ قُلْ بِأَبِی وَ أُمِّی یَا آلَ الْمُصْطَفَى إِنَّا لَا نَمْلِکُ إِلَّا أَنْ نَطُوفَ حَوْلَ مَشَاهِدِکُمْ وَ نُعَزِّیَ فِیهَا أَرْوَاحَکُمْ الزِّیَارَهَ »
آقای جیزاوی شما که طواف بر دور قبور را بدعت و حرام می‌دانید پاسخ دهید که چرا هر بار که به زیارت حج رفته و به طواف خانه خدا می‌پردازید بر قبر حضرت اسماعیل طواف می‌کنید؟! چون در حین طواف به دور کعبه باید از نیم دایره حجر اسماعیل عبور کرد و نمی‌توان از بین نیم دایره و کعبه میان بُر زد و عبور نمود. با این عمل نیز حجر اسماعیل همانند کعبه هفت مرتبه طواف می‌شود. حال پاسخ دهید که چرا خودتان به دور قبر آن حضرت طواف می‌کنید؟!
آقای جیزاوی شما بر چه اساس می‌گویید: «…هذه النصوص المرویه کذباً عن أئمتهم…» ؟ اگر کلام ائمه را حجت نمی‌دانید که ما در فصل سوم این رساله مقام عصمت، امامت و ولایت و جانشینی آنان را بر اساس عقل و نقل و قرآن اثبات نمودیم بنابراین شما با رد نصوص محکم و مسلّم ایشان و خیانت در امانت رسول مکرم اسلام به آن بزرگواران کافر گشته‌اید. اگر می‌گویید شما این روایات را به دروغ به ائمه نسبت داده‌اید می‌پرسیم چه دلیلی برای این ادعای خود دارید؟ روایتی که ذکر کردید همه مستند و از کتب معتبر بوده و نویسندگان آنها از ثقات شیعه هستند. اگر روایات ما دروغ است پس روایاتی را هم که شما از رسول خدا نقل می‌کنید و در مسانید و صحاح شما آمده همه دروغ است و آنها را از خود ساخته‌اید و به رسول خدا نسبت داده‌اید و با این کار شرع خدا را تغییر داده و نحله مشرکین را اختیار کرده‌اید. به هر صورت هر دلیلی که برای قوّت و صحت احادیث خودتان بیاورید به همان دلیل نیز احادیث ما از قوّت و صحت برخوردار است.
اما در مورد بیان اقوال باطل شخصی به ظاهر شیعه به نام دکتر موسی موسوی درباره غلو بودن زیارت مشاهد و استغاثه به ائمه باید بگویم اولاً وی از نظر شخصیتی و اعتقادی دارای مشکلات بسیار بوده است که به هیچ وجهی با عقاید شیعه مطابقت ندارد بلکه به شدت نزدیک به عقاید اهل سنت و وهابیت است. برای اطلاع بیشتر به کتاب «مع الدکتور موسی الموسوی فی کتابه الشیعه و التصحیح» نوشته دکتر علاءالدین میر محمد قزوینی مراجعه نمایید. ثانیاً تشیع یک فرهنگ است، یک مکتب است، یک اعتقاد است؛ بنابراین کسی تا به آن اعتقادات معتقد نباشد شیعه محسوب نمی‌شود. با اطلاق اسم چیزی بر کسی آن شخص شامل آن چیز نمی‌گردد. اگر امروز یک یهودی از اسرائیل نزد شما بیاید و بگوید من مسلمانم اما اعتقادم همان اعتقاد یهود است آیا شما اسلام او را قبول دارد؟ مسلماً خیر، چون اسلام یک سری اعتقادات و باید و نبایدها است نه صرف اسم؛ پس اگر کسی صرفاً اسم مسلمان را بر خود بگذارد و بر خلاف اعتقادات مسلمانان سخن بگوید و عمل نماید مسلمان نیست. تشیع یا تسنن یا مسیحی زمانی برای یک شخص ثابت می‌شود که به اعتقادات موجود در آنها معتقد باشد. آیا اگر شخصی بگوید من یک سنیِ حنبلیِ وهابی هستم اما عمر و ابوبکر و عثمان را به رسمیت نمی‌شناسم و برای آنان محلی از اعراب قائل نیستم و به احمد بن حنبل نیز اعتقادی ندارم و او را امام مذهب خود نمی‌دانم و احکام خود را نیز از هیچ یک از مذاهب اهل سنت نمی‌گیرم و روز و شب هم محمد بن عبدالوهاب را لعن می‌کنم… شما باز او را به عنوان یک سنی حنبلی وهابی می‌پذیرید؟ آیا این ادعای او را تأیید می‌کنید؟ مسلّم است که هرگز چنین نخواهید کرد؛ زیرا واقفید که باید اعتقادی در کار باشد تا ادعای مدعی مورد تایید واقع گردد. در واقع اسم باید خبر از مسمی خود بدهد و مسمی هم در اینجا اعتقادات است پس اگر کسی گفت من شیعه هستم اما به امامان شیعه حمله ور گردید و پاس داشتن آنان و استمداد از ایشان را خرافه و غلو می‌داند از نظر ما نه تنها شیعه نیست بلکه دقیقاً مانند خودتان وهابی می باشد ولو در ایران و در یک خانواده شیعه و بسیار متدین و از شخصی عالم زاده شده باشد. بنابراین با فرض وجود چنین شخصی و حتی مشهور بودن وی او شیعه محسوب نمی‌شود. لذا استناد شما به اقوال اشخاصی از این دست که اعتقادشان موافق با اعتقادات شماست در این قبیل مباحث صحیح نبوده و فاقد اعتبار است.
4-2- شبهه دوم و پاسخ به آن: تحلیل و تحریم توسط ائمه
4-2-1- اقوال آقای الجیزاوی
آقای جیزاوی شبهه‌ی دوم را چنین آورده است: «اعتقاد الرافضه أن الأئمه یحرمون ما یشاؤون ویحلون ما یشاؤون». آنگاه در توضیح آن می‌گوید:
کذلک تعتقد الرافضه بأن أئمتهم لهم حق التحریم و التحلیل و التشریع.
همچنین رافضی ها (شیعیان) معتقدند که ائمه شان از حق تحلیل و تحریم و تشریع برخوردارند.
وی سپس در اثبات عقیده شیعیان در این امر به احادیثی اشاره می‌نماید که به قرار زیر است.
عن ابی جعفر ثانی: … ثم خلق – ای الله – محمدًا و علیًّا و فاطمه، فمکثوا ألف دهر، ثم خلق جمیع الأشیاء، فأشهدهم خلقها، وأجری طاعتهم علیها، وفوض أمورها إلهیم، فهم یحلون ما یشاؤون ویحرمون ما یشاؤون.
از امام جواد :… سپس خلق کرد محمد و علی و فاطمه را، آنگاه آنها هزار روز توقف کردند، سپس جمیع الشیاء را خلق کرد و آنها( محمد و علی و فاطمه) را شاهد بر خلقتشان گرفت و جاری کرد طاعت و فرمان برداری از آنها را بر اشیاء و تفویض کرد امور آنها را به ایشان، پس ایشان حلال می کنند هر چه را که خواهند و حرام می کنند آنچه را که خواهند.
عن ابی جعفر قال: من احللنا له شیئًا أصابه من اعمال الظالمین فهو له حلال؛ لأن الأئمه منا مفوض الهیم، فما أحلوا فهو حلال، وما حرموا فهو حرام
امام باقر فرمودند: هر کس که ما برایش حلال کنیم چیزی را که از اعمال ستمکاران به او رسیده، برای او حلال است؛ چرا که امورات به ائمه، از خانواده ما توفیض شده، پس هر چه را ایشان حلال نمایند حلال است و هر چه را حرام نمایند حرام است.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.