بدکارکردی جنسی

دانلود پایان نامه

یکی از اهداف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات ذهن‌آگاهی در احقاق جنسی زنان مبتلا‌به HSDD بوده و همان‌طور که نتایج نشان داد که تمرینات ذهن‌آگاهی احقاق جنسی شرکت‌کنندگان را افزایش داد. هرچند که تا کنون مطالعه‌ای در زمینه ذهن‌آگاهی و احقاق جنسی انجام‌نشده اما نتایج به‌دست‌آمده با نتایج تحقیقات بروتو (2013) همخوان است، او در مقاله خود با عنوان Mindful Sex این‌گونه بیان می‌کند که تمرینات ذهن‌آگاهی با افزایش ذهن‌آگاهی به کاهش اضطراب جنسی زنان مبتلا کمک می‌کند و با افزایش درک و پذیرش فرد از خودش و توجه به بدن خودش (کشف جغرافیای بدن)، جرئت ورزی جنسی فرد زیاد می‌شود و همین امر می‌تواند عملکرد جنسی فرد را بهبود ببخشد. پژوهش ‌اندرس (2002) و دیویس و همکاران (2006) بیان می‌کند اضطراب داشتن از صحبت کردن در مورد مسائل جنسی با رضایت جنسی پایین همخوان است و برای زنان و خصوصاً برای آن‌هایی که در مورد خیلی چیزها در طول تجارب جنسی مضطرب و نگران هستند، رابطه‌ی جنسی رضایت‌بخش نخواهد بود. برای مثال، اگر زنی در مورد ظاهر جسمی خود دل‌مشغولی دارد که چگونه او در نظر همسرش به نظر می‌آید یا اینکه او در حال انجام رابطه جنسی در طول تجارب جنسی به‌اندازه کافی خوب عمل می‌کند، همسرش چگونه فکر می‌کند؟ و افکاری از این قبیل که باعث می‌شود ذهن او برای لذت بردن از سکس تمرکز نداشته باشد؛ بنابراین اگر ذهن زن بر روی احساسات و رضایت تمرکز نکند رابطه جنسی رضایت‌بخش نخواهد بود و این دقیقاً نقطه مقابل رویکرد درمانی ذهن‌آگاهی است که به فرد می‌آموزد در لحظه و حال باشد و به‌جای تحلیل و قضاوت در مورد خودش صرفاً به آنچه در جریان است توجه کند و به‌عنوان یک تجربه آن را بپذیرد (کابات زین، 1990). شفیعی (1384) در پژوهش خود نشان داد که بین تمایلات جنسی و احقاق جنسی رابطه‌ی معناداری وجود دارد و تمایل جنسی قادر به پیش‌بینی احقاق جنسی است. تحقیقات درباره‌ی احقاق جنسی نشان می‌دهد که احقاق جنسی بالاتر به لذت جنسی بیشتری مرتبط می‌شود. برای زنان، سطوح بالاتر احقاق جنسی، با رضایت بالاتری از آمیزش جنسی و تعداد دفعات بیشتر ارگاسم رابطه دارد (منارد و آفمن، 2009). به‌عبارت‌دیگر احقاق جنسی ارتباط زیادی با میزان رضایت جنسی دارد و میل جنسی با احقاق جنسی یک رابطه متقابل دارند و افزایش احقاق جنسی منجر به افزایش میل جنسی در افراد می‌شود و آنها جرئت بیان نیازهای خود را می‌یابند بنابراین می‌توانند از رابطه جنسی با همسر خود بیشتر و به شیوه دلخواهشان لذت ببرند. کوری و همکاران (2011) در طی مطالعه‌ای که به مشکلات ارگاسم در زنان پرداخته بودند؛ دریافتند که زنان مبتلا‌به اختلالات جنسی از میان باورهای مربوط به بدکارکردی جنسی، باور محافظه‌کاری جنسی (مانند: «زنان نجیب و محجوب هیچ فعالیت جنسی را خودشان آغاز نمی‌کنند»، «رسیدن به ارگاسم را فقط می‌توان برای مردان قابل‌قبول دانست») و باورهای مربوط به سن و ظاهر جسمی ‌(مانند: «رابطۀ جنسی تنها برای زنان زیر 30 سال است»، «زنانی که ازنظر جسمی جذاب نیستند، نمی‌توانند ارضا شوند») بیشتر دارا بودند. نوبره و گویا (2006) به باورهای پیرو سنت (باورهای محافظه‌کارانه) به‌عنوان عامل مشترک در اکثر زنان دارای بدکارکردی جنسی ‌اشاره‌کرده‌اند. با توجه به نتایج پژوهش‌های بالا این احتمال وجود دارد که زنانی که دارای باور محافظه‌کاری جنسی و باور مربوط به سن و ظاهری جسمی بیشتری هستند، به‌احتمال بیشتری درگیر بدکارکردیهای جنسی از جمله اختلال ارگاسمیک و یا کم‌کاری میل جنسی می‌شوند و یا برعکس. زنان دارای این باور می‌پندارد که مقاربت جنسی قسمت عمده یک رابطۀ جنسی است و نقشی پذیرا و منفعل در رابطۀ جنسی پیش می‌گیرند؛ بنابراین رابطۀ جنسی آنها با احتمال بیشتری گرفتار رکود و عدم تنوع شده و بعد از مدتی آنها از رابطۀ جنسی سرخورده و دل‌زده می‌شوند و امکان دارد که کمتر تمایل به انجام دادن این رابطه داشته باشند؛ چراکه یک رابطۀ جنسی خوب، شور و هیجان جنسی هر دو شریک جنسی را می‌طلبد و تمامی یک رابطۀ جنسی متمرکز بر انجام آمیزش جنسی نیست، چه‌بسا گاهی یک معاشقۀ ساده بتواند لذتی بیشتر از خود مقاربت جنسی برای زوجین فراهم نموده و کیفیت روابط جنسی و زناشویی بعدی را نیز افزایش دهد، پژوهش‌های بسیاری پیوستگی میان عشق و رابطۀ جنسی را نشان داده‌اند (اوحدی، 1385)؛ در روش درمانی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی از جلسه چهارم به بعد مستقیماً روی خطاهای شناختی فرد کار می‌شود و زمانی که شما در کار با بیمار HSDD هستید لاجرم به شناخت‌های ناکارآمد در حوزه مسائل جنسی و تابوهای موجود نیز می‌پردازید بنابراین با اصلاح این خطاها فرد هرچه بیشتر به حقوق طبیعی خود پی برده و جرئت و جسارت بیشتری در بیان نیازهای خود می‌یابد. از طرف دیگر این احتمال وجود دارد که ایجاد و بروز بدکارکردی جنسی در زنان، به واسطه سرکوب نیازهای آنها و عدم ابراز آنچه مطلوب و مورد علاقه آنهاست باشد که از احقاق جنسی پایین ناشی می‌شود لذا افزایش احقاق جنسی به افزایش تمایل به برقراری رابطه جنسی مطلوب می‌انجامد و ازآنجایی‌که بخش عمده‌ای از تمرینات ذهن‌آگاهی به توجه و آگاهی از بدن معطوف می‌باشد و به‌نوعی باعث آشتی فرد با بدن خویش و به‌تبع آن بااندام‌های جنسی خود می‌شود می‌تواند جرئت و جسارت فرد را در بیان خویش افزایش دهد. قیصری و کریمیان (1392) مدل رضایت جنسی را بر اساس متغیرهای رضایت از رابطه، کیفیت زناشویی، دفعات آمیزش، تمایلات جنسی و احقاق جنسی را طراحی کرده‌اند که در شکل زیر آمده.

دفعات

آمیزش

فراوانی
سکس

کیفیت

زناشویی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.