برداشت های ذهنی

دانلود پایان نامه

ی دارند در معرض خطر ابتلا به بیماریهایی مانند: افسردگی، بیماری و مرگ زود رس قرار میگیرند. یکی از روش های ساده از پیری جلوگیری میکند ورزش است. بدون فعالیت و کار انرژی خیلی زود تحلیل میرود. افرادی که تحرک کمتری نسبت به افراد پر تحرک دارند در خطر ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار میگیرند. ئرزش کردن برای تمام افراد و هر گروه سنی مفید است (ایلخانی،1387.)در گذشته فیزیولوژیست ها معتقد بودند که فقط تمرینات ورزشی در زمان جوانی به استقامت دوران پیری کمک میکند در حالی که تحقیقات اخیر نشان میدهد که ورزش برای هر فردی در هر سنی مفید است و یکی از خواص ورزش و فعال بودن جلوگیری از پیری است. از فواید مهم ورزش رابطه ی ان با سالم نگه داشتن عضلات است. ورزش و تمرینات جسمانی موجب افزایش هجم عضلات شده و این امر به نوبه خود باعث میشود فیزیولوژی بدن قوی تر عمل کند. با توجه به وزن سن و سلامتی جسمانی سه هفته پیاده روی موجب کاهش کلسترول خون می شود تمرینات ورزشی که در دوران جوانی شروع می شود. پوکی استخوان در سنین بعدی میگردد و استخوانها تحمل بیشتری برای وزن بدن پیدا میکنند . در نهایت ورزش موجب افزایش هجم عضلات و توان و قدرت فرد، افزایش در میزان متابولیسم، تحمل قند، کاهش کلسترول، تنظیم حرارت بدن و استخوان میگردد. کیفیت زندگی و شاخص خوشبختی. اما بیشتر از ان بد نیست بر مهمترین ویژگیهای جهان معاصر که زندگی انسان در متن ان جریا دارد، نگاهی کوتاه بیافکنیم(خوشدل.1386.).
جهان معاصر جهانی است پر طوفان و بحران خیز .جامعه جهانی اکنون در چرخش گاه تمدنی بی سابقه قرار گرفته است. تحولات پر شتاب علمی / تکنولو ژیک عامل اصلی چنین وضعیتی است. در چنین وضعی، بنیان ها و شالودهای اصلی زندگی فردی و اجتماعی که به انسان در برقراری تعادل وجودی کمک میکرده اند/به معنای تعدل میان دنیای درون و محیطی که فرد درتعامل با ان قرار دارد /فرو ریخته اند. مهمترین این شالوده ، ارزشها و نا هنجاریهایی است که در گذشته راه گشای فهم و حل مسائل بودند ولی امروزه دیگر چنین نیستند. نسل جدید، هنجارها و معیار ها و ارزشه و سنتهای موجود را منسوخ و مسئله افرین میداند و نه تعادل بخش و کار ساز. مشکل انجاست که نظام جدید و بهتری نیز جایگزین نشده است در نتیجه ، افراد و نهادهای اجتماعی در فضایی حضور دارند که بیشتر به سیاه چالی شباهت دارد که نیروها و انرژهای سازنده ی نسل حاضر و قبلی را در خود می بلعد. شکاف رو به گسترش نسل ها، نشانه بارزی از این واقعیت است . از سوی دیگر در خانواده ، پدر و مادر ، اقتدار خود را که بر خاسته از؛ مرجعیت و مشروعیت شان بود، از دست داده اند. در نسل گذشته ، این مرجعیت و مشروعیت به طورطبیعی از دانسته ها و تجربه هاید مفید پدر و مادر بر می خاست که فرزند در برابر ان تسلیم بود. ولی کودکان و نوجوانان معاصر به دلیل دسترسی راحت و ارزان به منابع گستره ی اطلاعات و دانش و دانایی ، که انقلاب ICTان را میسر ساخته،درباره بسیاری از وموضوع ها بیش از والدین خود می دانند . در نتیجه وقتی پدر ومادر در برابر سوال های عجیب و تازه انان حیرت زده پاسخ می دهند ”نمیدانم”،پایه های ان مرجعیت و مشروعیت ست می شود و دیگر اختیاری نمی ماند که با فرزند ان را طبق الگوی مطلوب خود بار بیاورند. ان الگوی مطلوبی که پدر و مادر برای فرزند در ذهن دارند،نسل جدید برای یافتن الگوی مناسب خود ، به تنوعی گیج کنند از منایع و مراجع متعددی روی میاورد که از اینترنت و ماهواره وامثال ان حاضر و غایب و … بدست اورده است . واغلب ،در میان انها، سردرگم و گیج می ماند و بدون اتکا به مرجعی مطمئن و قابل اعتماد ، در میانه راه دشوار و پر سنگ لاخ زندگی بی پناه و ناتوان رها میشود. اقتدار متمرکز و بلا منازع پدر و مادر در نسلهای قبلی دست کم این حسن را داشت که اگر جوان الگوی تحمیل شده را ، بدلیل نداشتن حق انتخاب و حق نظر ،منتظر میماند تا در سنین بالاتر راه خود را انتخاب کند. از سوی دیگر بشر وارد عصر بحران شده است بحران، وضعیتی است که در ان سیستم از وضعیت تعادل خارج شده و قانون مندی مرسوم بر ان حاکم نیست. و عصر بحران بدان معناست که بحران ها زنجیره وار رخ میدهند. هنوز بحرانی از بین نرفته، بحرانی تازه ظاهر میشود . واقعیت ان است که الگو های ذهنی و رفتاری انسان در عصر ثبات و تعادل شکل گرفته اند و در وضعیت های بحرانی نمیتوانند کار ساز باشند. افزون بران ، هنوز انسان نپذیرفته که وارد عصر بحران شده و بحران امری است طبیعی و تعاد و ثبات عمری است بعید و با احتمال بسیار کم. (امیر حسینی،.1386.)
همین چند نکته کافی است تا متوجه شویم که محیط زندگی انسان از بن دگر گون شده است. ولی انسان برای دست و پنجه نرم کردن با مسائل تازه عصر حاضر، به دانش و مهارت و توانایی های لازم مجهزنیست. نظام اموزش زسمی و غیر رسمی و خانواده و جامعه به طور کلی،افراد را برای زمانه ای امادهمی سازد که از دست رفته است. در چنین وضعیتی که اداره زندگی برای همه دشوار میشود در چنین وضعیتی است که طرح بحث کیفیت زندگی میتواند راه گشا باشد. در اینجا می کوشیم مفهوم کیفیت زندگی وکوششهایی که در جهان برای سنجش و مدیریت ان در جریان است، معرفی شوند .
در باره کیفیت زندگی میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
کیفیت زندگی مفهومی است چند وجهی و پیچیده .ولی در عین حال قابل تعریف و قابل سنجیدنی . با ره یافتی میان رشته ای میتوان ان را تعریف کرد و برایش مدل مفهومی ساخت و بر اساس ان مدل ان را سنجید. حتی میتوان خیلی ساده به سراغ مردم رفت و انان پرسید. در باره ی زندگی چه احساسی دارند ایا از زندگی لذت میبرند یا نه.
کیفیت زندگی بیش از هر چیز امری است نسبی و برای تعریف و سنجش ان معیار مطلق و جامع و جهان شمولی وجود ندارد که در همه جا مصداق داشته باشد . مفهومی است که بشدت متاثر از زمان و مکان است. عوامل موثر بر ان، بسته به دوره ی زمانی و مکان جغرافیایی و شرایط فرهنگی تغییر میکنند. مولفه های کیفیت زندگی بر اساس ارزشهای فردی و اجتماعی و ملی تعریف میشوند . شکی نیست که واقعیت ها و شرایط عینی جامعه و وضیعت مادی زندگی فرد نیز در ان نقشی تعیین کننده دارند. اما باید توجه داشت که انسان موجود ی است که بر اساس تصویر ذهنی خود از واقعیت /نه خود واقعیت/زندگی میکند و رفتارش متاثر از برداشت های ذهنی و درکی است که از واقعیت دارد وبرداشتها و ادراکات، الزاما با واقعیت انطباق ندارند. افزون بر ان، تصویر زندگی و برداشت هر فرد درباره ی واقعیتی معین با دیگری تفاوت دارد بر این اساس میتوان گفت که :
1/.برداشت ما از شرایط عینی و واقعیت های زندگی است که اساس ان را درباره ی زندگی و کیفیت زندگی شکل میدهد.پس اسن شخص است که باید احساس کند کیفیت زندگی اش مطلوب است یا نه ؛
2/.برداشت افراد درای باره با یکدیگر یکسان نیست. در ای اساس شاید بتوان نتیجه گرفت که میان ارزیابی جوانا ن از واقعیت های زندگی و مطلوبیت کیفیت زندگی و از ان مهمتر معیار ها یی که برای ارزیابی زندگی خود دارند ، با انچه پدران و مادران وحاکمان و مسئولان جامعه دارند ، تفاوت دارد. واین شکاف،مدام رو به گسترش بوده و عمیق تر خواهدشد.اما واقعیت مهمتر ان است که روانشناسان، دانشمندان مغزو اعصاب و پژوهشگران علوم شناختی به ما میگویند که برداشتها و تصاویر ذهنی /و به معنایی دقیق تر ، مدل های ذهنی /را می توان تغییر داد. مدیریت کیفیت زندگی یعنی تغییر شرایط عینی زندگی در جهت مطلوب ، که وظیفه اصلی حکومت و دولت است، و تغییر مدلهای ذهنی ،و برداشت فرد درباره ی واقعیت که در اختیا ر فرد است؛ ولی اگر فرد و کیفیت زندگی او در محاسبات حکومت جا یی نداشته باشد چه خواهد شد؟ کوشش مستمر فرد در راه تغییر مدلهای ذهنی در شرایطی موثر است و توسیه می شود که شرایط واقعیه زندگی دقدقه ی انرا که وضع را بهبود بخشد.
شاید اشنایی و حساس شدن به مفهوم کیفیت زندگی به دولتها و حکومت ها کمک کند که در راه مطلوب کردن شرایط عینی زندگی و واقعیت ها گام بردارند و به فرد نیز امکان دهند در قلمرو نفوذ خویش مسئولیت کیفیت زندگی خویش را در دست گیرد . مهمترین متغیر های عینی به این شرح اند:
الف/بعد فردی: این بعد شامل متغییر هایی است که رابطه فرد را با شرایط خاص زندگی فرد از جمله امکانات لازم برای برخورداری از زندگی سالم و راحت تعریف میکنند. مهمترین این شرایط به شرح زیراند.
رفاه مادی: داشتن شغل و درامد مناسب
تغذیه مناسب: پژوهشها نشان می دهد که میان تغذیه نامناسب سالهای اول زندگی ، بویژه تا 2 سالگی و تحریکاتی که در این سن مغز دریافت میکنند، با رشد ذهنی و از ان مهمتر کسب مهارتهای اساسی ، بویژه مهارت دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی ، رابطه ای قوی وجود دارد. می گویند کمبود چنین مهارتهایی پیش از سیگار و کلسترول باعث مرگ ناشی از سکته ی قلبی و سکته ی مغزی شدهاست. بر پایه این پژو هشها فراهم اوردن شرایط برای تغذیه مناسب کودکان و نوزادن مهمترین وظیفه ی دولیت است زیرا اینان سرمایه های انسانی اینده هستند که در ان مسائل بیش از پیش تکنولوژیک میشود و فرد ،بدون مهارتهای لازم ، نمیتواند زندگی خود را اداره کند
خوشبینی و کیفیت زندگی:
در ابتدا سلیگمن مفهومی به نام درماندگی آموخته شده را ابداع کرد که به طور گسترده ای درمجامع علمی مورد پذیرش قرار گرفته است. او این مفهوم را مطرح کرد و نتیجه ان شد که مفهوم خوشبینی آموخته شده ابداع گشت .)پولو سایز کی و همکاران.،2009.) سطوح خوش بینی در سلامت فرد واحساس بهزیستی به واسطه ی تفکر خوشایند، اثر میگذارد و این سبک تفکر بانگرش های مثبت رابطه دارد. سطح کیفیت زندگی را از طریق احساس بهزیستی درونی کیفیت رفتار ها ی مقابله ای برای کاهش خلق و خوی منفی و کاهش فرسودگی هیجانی را ارتقاء می دهد. خوشبینی به طور معنا داری با سلامت جسمانی بهتر ،تعهد شخصی،اجتماعی ،تحصیلی بالاتر ،عزت نفس بیشتر و احساس تنهایی کمتر رابطه دارد(پولو سایز کی و همکاران.، 2009.)
کیفیت زندگی در سالمندان:
اگرچه عوامل موثر در کیفیت زندگی نباید جدا از هم مورد بررسی قرار گیرند اما این مقایسه بیشتر به اثرات فعالیتهای جسمانی روی سلامت افراد سالمند متمرکز است. رشد چشمگیر میانگین امید به زندگی در قرن بیستم به شکل غیر تصوری میانگین سن را افزایش داده است. امروزه نسبت افراد مسن نسبت به هر دوره از تاریخ بشر بیشتر شده است. در حال حاضر جمعیت بالای 60 سال در انگلستان 12% و در امریکا مثلا در کانزاس 14درصد کل جمعیت کشور را تشکیل میدهد. ودر انگلستان در حدود یک سوم جمعیت را در سال 2030میلادی افراد بالای 60 سال تشکیل خواهند داد. اگر چه برخی از افراد افزایش امید به زندگی را بعنوان یکی از بزرگترین موفقیت ها در قرن بیستم میدانند، عده ای نیز معتقد اند که تامین اگاهی واموزش می تواند راهی برای رسیدن به شرایط زندگی بهتر باشد و گروهی دیگر به اهمیت کاهش هزینه های نربوط به سالمندی توجه دارند. در این راستا طبق بررسی های انجام شده عامل اصلی اولیه 63درصد از مرگ و میر های در کانزاس به نامناسب بودن شرایط سلامتی و شیوه ی زندگی انها مربوط است. تحقیقات نشان داده اند که خانوار هایی که از نظر شرایط زندگی و خانوادکی از استحکام و ثبات بیشتری برخوردار بودند.به هر حال لازم است چگونگی مراقبت از تعداد را به ازدیاد افراد مسن رامورئ مطالعه قرار دهیم. اما این جنبه بحث مربوط به تحقق در زمینه طراحی راهبردهای بهداشتی در مورد سالمندان را تحت شعاع قرار داده است. این مفهوم منفی در درک غلط در مورد تن درستی افراد سالمند میتواند به صورت عامل متحرک عمل کند . یقینا افراد مسن از سلامتی کمتری نسبت به افراد جوان برخوردار اند و این تا اندازه ای مربوط به ابتلای بیشتر افراد مسن به بیماریها می شود اینکه مثلا شیوع بیماریهای قلبی با افزایش سن میشود به این معنی نیست که سالخوردگان ، عامل بروز بیماریهای قلبی را همراه دارند همچنین نمیتوان گفت که بیماریهای قلبی در افراد پیر اجتناب ناپذیر است . اختلاف اساسی بین اثر سن به تنهایی و اثر بیماریها در افکار عمومی و متخصصان امور بهداشتی باید اصلاح شود. در نهایت اگر بیماریهای سالمندی را فردی بدانیم انگاه پیشرفت قابل توجه در زمینه ی مراقبتهای بهداشتی سالمندان را بدست می اوریم. اگر مفهوم سن گرایی را کنار بگذاریم، ترس دیرگی که در رابطه با افزایش جمعیت افراد مسن وجود دارد ریشه در رابطه های عمیق بین بالا رفتن سن و وابستگی است. این بالا رفتن میانگین سن ، سوال مهمی بوجود میاوردکه ایا با افزایش جمعیت سالمندان ، سلامت یکی بهبود میابد و یا اینکه تنزل پیدا میکند )هجک.،2001).موضوع، میانگین سن شروع ناتوانی در رابطه با میانگین سن مرگ ومیر است اگر امکان داشته باشد که شروع ناتوانی را به تعویق بیا ندازیم نتیجه ی ان سالم تر باشد و قبل از مرگ دوران وابستگی کوتاهی داشته باشند بحث دیگر این است که بهبود کیفیت زندگی سالمندان نیست .بلکه در درازا کشیدن دوره ی حیات افراد ناتوان و مریض است. در این سناریو سالمندانی هستند که دارای چشم اندازی غم انگیز اند و یک دوران طولانی وابستگی قبل از مرگ را دارند. این موضوع به عنوان دلایلی مربوط به بهبود سلامتی زندگی در بین افراد مسن مورد بحث قرار میگیرد، بطوری که برخی معتقد اند که این اقدامات تنها منجر به افزایش تعداد سالهای ناتوانی های هاد و وخیم وافراد مسن میشود . شواهدی در دست است که نشان میدهد در افراد تحصیل کرده و ثروتمند ، اسیب پذیری جسمانی کاهش میابد . همچنین حفظ سلامتی در خلال افزایش سن قابل دست یابی است بر این اساس سازمان جهانی بهداشت تعریفی از کیفیت زندگی ارائه داده است که زندگی سالم به حالتهایی میگویند که افراد از سلامت کامل جسمانی و روانی و رفاه اجتماعی اولیه برخوردار باشند و صرفا نبود بیماری بستگی ندارد. یا در مطالعه ای مشاهده ای در دانشگاه پنسیلوانیا بهبود امید به زندگی را از سن چهل سالگی تا اواسط 70 سالگی دنبال کرده اند.مطالعه ای روی سه عامل خطر زای بالغوه اصلاح پذیر شامل : سیگار کشیدن شاخص توده ی بدن و الگوهای ورزشی انها متمرکز شده بود . افرادی که بیشتر به این عوامل خطر زا روبرو بودند در سن 60 سالگی در معرض خطر بیماریهای زیادی قرار داشتند بطوری که هم دوران ناتوانی عمومی انها زودتر شروع شده بود و هم سالهای وابستگی انان افزایش یافته بود (کارلوسن.، 1377.)برخلاف این گروه گروهی که با عوامل خطر زای کمتری روبرو بودند یعنی سیگاری نبودند شروع ناتوانی در انها بتعویق افتاده بود بدین ترتیب نه تنها طول عمر بیشتری داشتن بلکه باعث شده بود که از سلامت

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید