برنامه های تلویزیونی

دانلود پایان نامه

از طرفی عکس العملهای ناشی از ضعف ایمان در ثروتمندان وآسیبهای ناشی از فقر در فقیران به قدری زیاد می شود، که روابط اجتماعی را نیزدچارخلل می کند.ارتباطات اجتماعی ناسالم ناشی از فقر وغنی هرچه بیشتر به علل ناهنجاریها دامن می زند. آسیب های ناشی از فقر عبارتند از:
– اهانت و بی توجهی به فقیر: « فقیر کلامش شنیده نمی شود و مقامش شناخته نمی شود.» فقیر از به کرسی نشاندن نظرات خود ناتوان می شود ، قدرت دفاع و مدافعه و استدلال و احتجاج بر حقوق خود را از دست می دهد. به طوری که «افراد فقیر در خود احساس حقارت می کنند وهر اندازه فطن وباهوش باشند از گفتن حرف حساب ودفاع از حقوق خویشتن باز می مانند و از سوی دیگر چون می دانند بسیاری از مردم_ چون غالبا دنیا پرستندبرای سخنان آنها بهایی قائل نمی شوند_ برای افراد ثروتمند شخصیت قائلند. همین احساس سبب می شود که فقیران نتوانند حرف حق خود را بیان کنند….در دنیای امروز نیز این حقیقت به چشم می خورد که دولتهای ثروتمند وزورگو با شجاعت سخنان باطل خود راهمه جا مطرح می کنند در حالی که دولتهای فقیر از رساندن حرف حساب خود به گوش جهانیان عاجزند.»
در حقیقت دنیا پرستان از افراد فقیر وتنگدست فاصله می گیرند وآنها را در شهر خود غریب می گذارند .در چنین شرایطی است که امیرالمؤمنین می فرمایند تنگدستی در بلد خود هم عین غریبی است. و گروه فقیر به دلیل تنگدستی شان محل مراجعه و کانون رفت و آمد و مورد مشاوره و نظر خواهی قرار نمی گیرند ودر فرآیند تصمیم گیریها ی جامعه، مورد اعتنا قرار نمی گیرندو در نهایت انسانها در جامعه ها ی فقیربه دست فراموشی سپرده می شوند.
-ضعف اخلاقی ونابهنجاری های اجتماعی: فقر زمینه ی مساعدی برای برخی صفات زشتی همچون حسد می گردد. حسد، حسنات انسان را از بین می برد، که البته نتیجه اش در جامعه به صورت نابهنجاری های اجتماعی بروز می کند.
در جایی دیگر نسبت به بروز ناهنجاریهای اجتماعی آمده «فرزندم، انسانی را که به دنبال نان شب است ملامت مکن؛زیرا کسی که نان شب ندارد بسیار خواهد لغزید.» اما این بدان معنا نیست که همه ی فقرا مجرم وبزهکارند.
-سازش و انعطاف پذیری در مقابل ثروتمندان: طبعاچنین جامعه ای رفتاری می کند که با موازین عقلایی، هنجارها و معیارهای انسانی مطابقت ندارد. از تحرک سیاسی باز مانده، منزوی و غریب و بدون حامی می ماند. ودر مقابلِ ثروتمندان و شروران توان مقاومت پیدا نمی کند، به سوی پذیرش سلطه و استعماربیگانگان سوق داده می شود.فقیر سازش با شروران و استعمار گران را به عنوان یک ارزش وهنجار می پذیرد که در واقع ناهنجاری محسوب می شود.
-طمعکارتر و قدرتمندتر شدن ثروتمندان :گرچه غنای مالی باعث سیادت و برتری و باعث آسودگی خاطر مدیران یک جامعه می باشد، روحیه ی اعتماد و قدرت چانه زنی یک دولت را در معاملات خارجی اش بالا می برد و سرسختی و توان مدافعه از حقوقش را عطا می کند. امادر یک ملت ودر امور داخلی، تأثیرمنفی برجای خواهد گذاشت .
به عبارتی فقیری تهیدستان، با ثروت اندوزی اغنیا، همبستگی منفی دارد. اختلاف طبقاتی در یک جامعه نه تنها اشخاص فقیر را به انحراف می کشاند، بلکه ثروتمندان را نیزبه طمع می اندازد تا از تهی دستی فقرا، و از راه منافع نامشروع و خلاف قانون خود سوء استفاده کنند. فقرا نیز برای رسیدن به منافعشان راههای غیر ارزشی را بر می گزینند که عبارتند از :
1- چاپلوسی و تملق را به عنوان یک ارزش بر می گزینند، توانمندان هم شرایط را به نفع خود تمام می کنند و آنها را به سوی پذیرش سلطه و استعماربیگانگان سوق می دهند. مانند شرایطی که در زمان عمر و عثمان به وجود آمد .
2- به دلیل توزیع ناعادلانه، فقرا پرخاشگری پیشه می کنند وکینه وعداوت در بین آنها موج می زند.
برای همین حضرت در دعای خود به این مسأله توجه نموده و از فقر به خداوند پناه می برند.
حال چنین جامعه ای که در مایحتاج و نیازمندیهای اولیه خود دچار نقصان و کمبود است، تغذیه ی کافی نمی شود، بهداشت و درمان کافی ندارد ، از آموزشگاه و فضای تحصیلی شایسته ای بهره مند نیست، به فقر علمی و آموزشی و تحقیقاتی و فرهنگی مبتلا می باشد و طبعا تحقیقات و مواد آموزشی و معلومات علمی و…حتی شیوه امرار معاش و نحوه ی گذران زندگی اش را از جای دیگری تکدی می کند، از نقش های اصلی خودش باز مانده، « فکرش آنقدر مشغول تأمین نیازهای اولیه زندگی است که کمتر فرصتی برای برآوردن نیازهای فرهنگی وتربیتی خود وخانواده اش دارد.اگر هم فرصتی برای این کار پیش بیایدامکانات آن برایش فراهم نیست.در نتیجه بسیاری از مواهب واستعدادهای خدادادی وی به فعلیت نمی رسد وبهره برداری درستی از آنهاصورت نمی گیرد.» چنین اجتماعی عذاب زده و نفرین شده و بلاگرفته می شود. و به بالاترین مرگ اجتماعی دچار می شود.گرچه جوامع می توانند سعادت مند باشند به شرطی که حاکمان خود را درست بر گزینند.
از دیدگاه امام علی علیه السلام حکومت موظف است نیازهای اولیه مردم را برآورده سازد. بدیهی است اگر حکومت به نیازهای منبعث از جامعه توجه نکند و به مردم، ظلم و ستم روا دارد، عده ای به مقابله دست خواهند زد . این مقابله در ابتدا ممکن است با اعلان «نارضایتی» باشد. در صورتی که به نتیجه نرسد زمینه ی جدال و شورش را فراهم می آورد. لذا باید توجه نمود که« روز انتقام مظلوم از ظالم ، شدیدتر از روز ستم کردن ظالم بر مظلوم است.»به همین مولای متقیان در ضمن گفتاری طولانی خطاب به زیاد بن ابیه فرمودند :
« عدالت را بگستران و از ستمکاری پرهیز کن که ستم، رعیت را به آوارگی کشاند و بیدادگری، به مبارزه و شمشیر می انجامد. »
3-4.فشار و جبر حوادث وپیروی اکثریت از شیوه ی رفتارهای اجتماعی
واقعیت این است که انسان ها به خاطرخصایص وگرایشات ومحرکاتی که در آنها است در یک سری رفتارهای جمعی یارای مقاومت ندارند، تحت تأثیر تلقینات وتبلیغات قدرتهای حاکم، قرار می گیرند« انما الناس مع الملوک والدنیا الامن عصم الله» و نیرومندان، ناتوانان راتحت فشار قرار می دهند و آنها را می بلعند، و چون از روی عقل وحسابگری عمل نمی کنند؛ ترس و عوامل غریزی ومادی در شخصیت آنها برجسته می شود لذا مجبورند که خود را شبیه و همشکل دیگران کنند.
در چنین جامعه ای فرهنگ، براساس فشارهای قوم گرایی ها وشخصیت ها و…شکل می گیرد، در نتیجه هنجارهای فرهنگی آن جامعه نیز به همان سمت و سو می رود و به عنوان یک ارزش و اعتقاد جلوه می نماید .
در زیر به چند نمونه ازعواملی که سبب همشکلی و پیروی افراد از اکثریت جامعه می شود، اشاره دارد :
3-4-1.تأثیرات رسانه بر رفتارهای اجتماعی
رسانه یکی از قدرتمندترین وسایل ارتباط جمعی برای آموزش است. در میان برنامه های تلویزیونی پربیننده ترین برنامه ها، سریال ها و فیلم ها هستند. چون داستانی را روایت می کنند و مخاطب را با خود همراه می سازند، قابلیت این را دارند تا به امرآموزش بپردازند و چیزی را به مخاطب خود بیاموزند.
در عین حال رسانه ماهیتی غفلت آفرین دارد چرا که مخاطبین ناخودآگاه خواسته هایشان را با خواسته های رسانه تطبیق می دهندو چه بسا با آموزشهای غیر ارزشی خود، سبب ناهنجاری گردند.
«رسانه با طرح و برنامه ریزی های حساب شده با تسخیر ذهن مخاطب، به طور نسبتا نامحسوسی بر او مسلط می شود و به این ترتیب رسانه قدرتمند می شود و به انتخاب های مخاطبین جهت می بخشد. در این میان امکان پذیر است که نیازهای واقعی جامعه گم شود و جایش را به نیازهای کاذب بخشد. در جامعه ای که انسان توسط رسانه مسخ شده است به راحتی می توان افکار و رفتارهای مورد نظر را به آنها القا نموده و انتظار داشت همان کاری را انجام دهند که برای آنها برنامه ریزی شده. طبیعی است که در چنین شرایطی جایی برای اخلاق و ارزشهای انسانی و دینی باقی نمی ماند .
در این میان تمام هم و غم انسانها پیروزی در رقابت های ناعادلانه برای رسیدن به امیال انسانی و منفعت های بیشتر و رفع همان نیازهایی است که از سوی رسانه و فن آوری به آنها تحمیل شده است.»
باید توجه داشت که انسان تحت تأثیر محیط است نه محکوم به آن.چنانکه انبیاء الهی در محیط های ناسالم به تربیت پرداختند وتوانستند بر محیط اثر گذار باشند. پس تمام ناهنجاری ها را نمی توان به گردن محیط آلوده ی رسانه انداخت، بلکه می توان از همین تکنولوژی به عنوان ابزاری مفید در جهت اهداف متعالی بهره جست.
3-4-2. بهره گیری رهبر جامعه از روشهای زورمدارانه و اجبار

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.