بزرگان و اشراف

دانلود پایان نامه

بنابراین دعا وتوبه روش لطیف و حیات بخشی است که به اصلاح ارتباط انسان با خداوند و نیز جهان هستی می پردازد. تا بدین وسیله میل انسان ها در انجام هنجارها کم رنگ و بی رنگ نگردد. از لحاظ روانی، انسان را تقویت می کند ، تا نور ایمان در او شعله زند.در این صورت : «اگر مردم به هنگام نزول بلاها، و گرفتار شدن نعمت ها، با درستی نیت در پیشگاه خدا زاری کنند، و با قلب های پر از محبت از خداوند درخواست عفو نمایند، آنچه از دستشان رفته بازخواهد گشت، و هر گونه فسادی اصلاح خواهد شد.»
البته روش های تأثیرگذاری رهبر، عموم مردم، و حتی عوامل معنوی زمانی از جدیت کافی برخوردار است که به وسیله ی دو عامل مهم زهد و مسئولیت پذیری جهت گیری صحیح گردند.
1- بهره گیری از زهد در شرایط مختلف جامعه: در شرایط اجتماعی، تأثیرگذاری می تواند در پرتو زهد، ظهور کند. در این صورت فرد با حضور در شرایط اجتماعی مختلف رنگ نمی پذیرد و رفتارهای مضر جامعه به او سرایت پیدا نخواهد کرد.خداوند می فرماید :
« ای ایمان آوردگان، به خود بپردازید که اگر هدایت یابید، گمراهان به شما آسیبی نتوانند زد. »
چنین انسان هایی در پناه زهد (شادی واندوه) زندگی می کنند، به طوریکه اگر چیزی از کف نهادند یأس به دل نمی گیرند و اگر به کف آوردند، دل نمی سپارند.
2- مسئولیت پذیری: « مسؤلیت رابطه ی مستقیمی با شناخت ها و شناخت حکمت و شعور در هستی دارد.» هر نوع بی مسئولیتی و سستی در کار دنیا و آخرت، به مفهوم بیرون شدن از مسیر درست شناخت ها و گام نهادن در کجی ها و نادرستی هاست و به عبارتی دشمن ترین مردمان در نزد خدا چنین کسانی اند. لذا امام علی علیه السلام حیطه ی مسؤلیت پذیری را بسیار گسترده تعیین نمودند، با توجه به مسئولیت نسبت به خدا و خود و دیگران، نوع مسئولیت را مشخص می کند. لذا امام علی علیه السلام از کارگزاران و کارکنان خود با قاطعیت خواسته است که نسبت به کلیه کارها و اقدامات و نیز روابط و مناسبات خود مسؤلیت پذیر باشند.
از طرفی چون مسئولیت با حوادث و گرفتاری ها و بحران ها مشخص می شود، بی مسئولیتی فرد زمانی مشخص می شود که طبق این رویه ارائه شده از قرآن، پیش رود : الف) هر گاه به خیر و نعمتی دست یابند اطمینان خاطر پیدا می کند و ب) اگر به دشواری و فقر و آفتی برخورد، از دین خدا روی می گرداند… »
بنابراین مسئولیت مبتنی بر ویژگی مقاومت و تأثیر گذاری بر شرایط، در انسان است و« بیانگر آن است که باید مقاومت فرد را در برابر شرایط افزایش داد و او را چنان گرداند که به جای پیروی از فشارهای بیرونی، از الزام های درونی تبعیت کند.» به همین خاطر امام علی علیه السلام در نخستین خطبه حکومتی شان در اداره ی امور و تعهد نسبت به مسئولیت های خویش می فرمایند : «آنچه می گویم به عهده می گیرم و خود آن را پای بندم.»
امرالمؤمنین علیه السلام حتی خود را در همه ی اعمال و رفتار کارگزاران و کارکنان خویش شریک معرفی می کند و به هیچ وجه مسئولیت امور را تنها به گردن آن ها نمی افکنند، زیرا وی سبب بعید است و کارگزاران و کارکنانش سبب قریب اند.
4-2-4. قاطعیت در اجرای عدالت
قاطعیت، به معنای اجرای مناسب و به موقع قانون و بهره گیری از قدرتِ مشروع در جهت اجرای عدالت است. و عدالت محوری ترین و بنیادی ترین مسأله ی حکومت علی علیه السلام است. چنانکه حضرت عدالت را مایه ی حیات و معیار امور زندگی معرفی می کنند. و آن را لازمه ی حاکمیت و فرمانروایی و ثبات نظام بر می شمرند.عامل گسترش رحمت و نزول برکت می دانند.
حضرت گسترش عدالت را لذت بخش ترین شیوه ی رفتاری می دانند. به طوری که در جهت احیای ارزش های الهی و اقامه ی حدود چنان مجاهدت می نمودند که در شهر کوفه کسی نبود(حتی غیر مسلمان)، که زندگی نا بسامانی داشته باشد. باتوجه به نحوه ی عملکرد امام علی علیه السلام معلوم می شود که اجرای عدالت امری شدنی است،که خداوند متعال واجب کرده است. « ». و امام علی علیه السلام اسوه عدالت با قاطعیت و سر سختانه توانسته اند عدالت را درحکومت خود اجرا نمایند.
در زیر به نمونه هایی از رفتارهای عادلانه ی امام که همراه با جدیت بوده اشاره می شود:
4-2-4-1. اجرای عدالت بدون درنظرگرفتن مصلحت
امام علی علیه السلام در اجرای عدالت و مبارزه با ظلم هیچ مصلحتی را در نظر نمی گرفتند به تعبیر شهید مطهری : « تبعیض و رفیق بازی و باندسازی و دهان ها را با لقمه های بزرگ بستن و دوختن، همواره ابزار لازم سیاست قلمداد شده است … .هدف و ایده امام مبارزه با این نوع سیاست بازی است.»
در ادامه شهید مطهری می افزاید : « دوستان خیراندیش امام علیه السلام به حضور حضرتش آمدند و با نهایت خلوص و خیرخواهی تقاضا کردند که به خاطر مصالح مهم تر، انعطافی در سیاست خود پدید آورد …. (وگفتند) تو فعلاً در مقابل دشمنی معاویه قرار داری که ایالتی زرخیر مانند شام را در اختیار دارد. چه مانعی دارد که به خاطر «مصلحت» فعلاً موضوع مساوات و برابری را مسکوت بگذاری.»
اما امام علی علیه السلام در جواب کسانی که از خیرخواهی و مصلحت جویی از امام علیه السلام خواستند، به طور موقت، بزرگان و اشراف را بر دیگران برتری دهد، فرمودند : «آیا به من دستور می دهید برای پیروزی خود، از جور و ستم درباره امت اسلامی که برآن ها ولایت دارم، استفاده کنم؟به خدا سوگند! تا عمر دارم، و شب و روز برقرار است، و ستارگان از پی هم طلوع و غروب می کنند، هرگز چنین کاری نخواهم کرد! اگر این اموال از خودم بود به گونه ای مساوی در میان مردم تقسیم می کردم تا چه رسد که جزو اموال خداست.»
توصیه هایی که یارانشان، هم چون ابن هلال ثقفی، مورخ گرانقدر نقل می کند که : «جمعی از یاران علی علیه السلام نزد او رفتند و گفتند: «یا امیرالمؤمنین علیه السلام، این اموال را به مردم ده و در تقسیم آن، اشراف عرب و قریش و آنان را که بیم آن است که به مخالفت تو برخیزند و از نزد تو بگریزند بر موالی و عجم برتری ده. آن جماعت این سخن را از آن رو می گفتند که معاویه به هر که نزد او می رفت چیزی عطا می کرد.»
اما امام علیه السلام طبق سیره ی پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله وسلّم عمل نمودند، برای رسیدن به اهداف، خیانت و پیمان شکنی را به سود و صلاح نمی دانستندومعتقد بودند اجرای عدالت، مصلحت برنمی دارد.
4-2-4-2.اجرای عدالت بدون در نظر گرفتن منفعت طلبی ها
گاهی گروههای صاحب نفوذ، از در بیعت و صلح وارد می شوند تا موقعیت گذشته خود را – به دلیل تغییر در شرایط قبلی –دوباره دریابند؛ ولی با این حال پایبند به سیره و روش ناپسند خویشند وقصداین را دارند که شرایط را به نفع خویش تمام کنند. دیدگاه این افراد چنین است :« با تو به این شرط بیعت می کنیم که به سیره ی ابوبکر و عمر رفتار کنی…»
اما امام علی علیه السلام با توجه به شناختی که دارند، و از نیت های منفعت جویانه ی بی کفایتان آگاه است؛قاطعانه مخالفت می کنند و بدون هیچ معامله ای با منفعت جویان، درخواست های آنان را رد می کنند وحتی در برابر گلایه های آنان سیاست عدالت خواهانه ی خویش را برای آن ها تشریح می کنند.
مقابله سرسختانه امام علی علیه السلام با خواسته‏های نامشروع طلحه و زبیر جهت احراز منصب و قدرت در حکومت، عدم تعهد طلحه و زبیر و … را به دنبال داشت، به طوری به جنگ علیه امام منتهی شد.این مسأله نشان می دهد که مهمترین هدف اجتماعی امام علی علیه السلام یعنی گسترش عدالت اجتماعی و گرفتن حق ستمدیدگان، تحقق یافته بود؛ و این همان داروی حیات بخشی است که غالباً در کام افراد بی خبر، تلخ است. در نظر امام علی علیه السلام، انسان های منفعت طلب هیچ قدر ومنزلتی ندارند، گرچه باطل به آن ها سود رساند و بر قدر آنها بیفزاید.
اجتناب از حاکمان باطل :گاهی منفعت طلبی ها انسان را از مسیر زندگی معقول خارج می کند و به سمت افراد و یا حاکمان منحرف و باطل سوق می دهد. به همین خاطر حضرت علی علیه السلام به کمیل می فرمایند :« هرگز در خانه ستمگران را نکوب برای دوستی و مصاحبت با آنان و نیز برای به دست آوردن منافع مادی به سراغ آنان مرو، از بزرگداشت آنان بپرهیز و در محافل و جلسات آنان حاضر نشو.»
اجتناب از این حاکمان به این دلیل است که دوستی و مودّت از جانب پادشاهان و حاکمان دوام نخواهد داشت.و از طرفی تواضع او براى رسیدن به مطاع دنیایى، در مقابل حکام جور، موجب تخریب دین او می شود.
انسان به مقدار همکاری با حکّام جور، به دین خود ضربه وارد می سازد.و همراه با حکّام جور در سیطره ی قهر و عذاب الهی قرار می گیرد.
لذا امام علی علیه السلام همکاری با ستمکاران و دولت های ظالم در جهت منافع مادی را نهی نموده اند و با جدیت به مقابله با آنها می پردازند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.