بعد از انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه

با نگاهی به تاریح تحولات و تحرکات سیاسی شیعیان اسلام گرای این کشور در دهه های اخیر در می یابیم که گروههای شیعی اسلام گرای جمهوری آذربایجان چند دوره فعالیت سیاسی را پشت سر گذاشته اند که به اجمال مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
7-2. گروههای شیعی اسلام گرا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران
وضعیت سیاسی- اجتماعی مردم جمهوری آذربایجان فعلی در گذشته همچون ایران بوده و حتی بعد از جدایی از ایران و قرار گرفتن در ترکیب روسیه تزار ، اگرچه از نظر فیزیکی از ایران جدا بودند ، اما تعاملات و تبادلات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بسیار زیادی وجود داشت.سیاستهای ضد دینی و ممنوعیتهای تزار برعلیه مسلمانان بیشتر جنبه نظری ـ تبلیغی داشت.
با حاکمیت کمونیستها سیاستهای حکام ملحد اتحاد جماهیر شوروی بر مردم این کشور بخصوص برمناطق شیعه نشین این منطقه تغییر می کند.سرکوبها ، قتل عامها و برخوردهای دیکتاتوری بر علیه شیعیان شروع و خفقان فوق العاده ای حاکم می گردد و جلوی هرگونه فعالیت دینی گرفته می شود. حکومت شوروی جهت تقویت حزب کمونیست، در راستای کسب دو هدف؛1- قطع پیوندهای دینی وتاریخی مردم این خطه، از گذشته اسلامی و همچنین محیط مسلمان ایرانی آن و جایگزینی ارامنه و روسها بجای مسلمانان درمناطق مسلمان نشین بخصوص آذربایجان 2- گسترش و صدور انقلاب کمونیستی در خاور نزدیک که منطقه قفقاز به عنوان بهترین پایگاه محسوب می شد ، برنامه ریزی می کند. روسها برای مطیع ساختن مسلمانان راهبرد؛ 1-تاسیس مهاجرنشینهای روستایی روسی2- ترویج مسیحیت با حفظ سیمای ملی و بدون تحمیل زبان و فرهنگ روسی 3-تغییر دین و جذب مسلمانان در محیط اجتماعی وفرهنگی روسی4-اسلام ستیزی و اقدام جدی برای محو اسلام بصورت نظری و تئوری 5- بیرون راندن، کوچانیدن، کشتار جمعی و تحقیر مسلمانان ، در دستور کار قرار می دهد.
با وجود شدت ممنوعیتها و خفقان های صورت گرفته بر علیه مومنین و روحانیون شیعه ،در خاطرات تاریخی شاهد مجاهدت علما و مجاهدین این خطه در راه گسترش مبانی دینی و مبارزه با ملحدین و منحرفین بسیاری بوده ایم که نباید از تلاشها و مبارزات آنان غافل ماند. انسانهایی که در این راه شربت شهادت نیز نوشیده اند. از اوایل دهه سی میلادی به بعد ، مدارس ، مساجد ، حسینیه ها و تکایا بسته شده و روحانیون بسیاری در اثر اعدام ، تبعید به سیبری و حبس در زندانها از بین رفتند. مطابق اسناد فاش شده از سازمان امنیت شوروی سابق که پس از فروپاشی شوروی اعلام گردید ؛ بیش از 800 نفر از عالمان و فضلای دینی که از حوزه های نجف اشرف ، کربلا ، تهران ، مشهد و اردبیل فارغ التحصیل شده و در شهرهای جمهوری آذربایجان فعلی به تبلیغ و ارشاد دینی مشغول بودند، در اندک زمانی دستگیر و از بین رفتند.{از این تعداد، 17 روحانی مجتهد بودند که آیت الله سید غنی بادکوبه‌ای و آیت‌الله شیخ قدرت‌الله ابراهیمی نماینده مرجع تقلید آن زمان یعنی آیت‌الله اصفهانی، و دهها عالم دینی با پسوندهای نامهای ایروانی ، لنکرانی ، نخجوانی از آن جمله هستند}بر اساس اظهارات یکی از ناخدایان لنجهای دریای خزر که پس از استقلال آذربایجان اعلام گردید وی شاهد بوده است که چگونه 300 تن از روحانیون که دستها و پاهایشان بسته شده بود توسط ماموران امنیتی در دریا غرق گردیدند. از سال 1928 و با روی کارآمدن استالین که از قدرت مسلمانان به عنوان اسلام انقلابی واهمه و با اقشار روحانی و علمای دینی عناد ویژه ای داشت، شکل مبارزه با دین، حالت همه جانبه، افراطی و در قالب قتل عامهای وسیع دینداران و روحانیون،تبدیل و تخریب مساجد و… شروع می گردد. این دهه را بایدیکی از مصیبت بارترین دوره های تاریخ بشری بخصوص تاریخ اسلام قلمداد بکنیم. با از سرگیری جنگ دوم جهانی و شرایط سخت جنگی که لزوم حضور داوطلبانه نیروها و از جان گذشتگی سربازان را طلب می کرد، آزادیهای محدودی برای ظاهر فریبی و در جهت نشان دادن آزادی دینی برای مسلمان نشین شوروی داده می شود وهمزمان برای تحت کنترل درآوردن امورات دینی، سیاستها واقدامات دیگری از جمله احیاء اداره روحانیون قفقاز را جزو برنامه های خود قرار می دهد .
با وجود این محیط خفقان؛ تحرکات و فعالیتهای اسلامی شیعیان اگرچه دچار فراز و نشیبهای بسیار زیادی می شود اما هیچ وقت متوقف نمی شود. نمونه هایی از این فعالیتها که توسط مومنین و ریش سفیدان این کشور بیان می شود؛ به شرح ذیل است: « عزاداریها بخصوص در ماههای محرم و صفرهمیشه برپا بود. در این ایام از برگزاری مجالس جشن و عروسی خودداری می شد ودر اعیاد رسوم مذهبی بطرز باشکوهی برگزار می گردید. « تا قبل از فروپاشی شوروی ، جنبشهای زیزمینی بنام جهاد مقدس علیه نظام شوروی فعالیت می کرد. مسلمانان شوروی خود را نسبت به حکومت فعلی بیگانه و نسبت به جامعه اسلامی آشنای دیرین حس می کردند. جنبشهای اسلامی شروع به کار کردند و بعید نبود که روزی فریاد الله اکبر مسلمانان شوروی کاخ کرملین را هم به لرزه اندازد» « مردم مسلمان شوروی سابق با افتخار از ریشه های اسلامی خویش یاد می کنند و خود را فرزندان امت اسلامی می خوانند. آنان به شدت با روسی شدن فرهنگ جامعه خود مقابله و در اندیشه ارتباط با دنیای اسلام هستند. بطور کلی مبارزه با دین برای دولت شوروی سابق کار آسانی نبود زیا مسلمانان در برابر این مبارزه سخت مقاومت می کردند. به رغم تمام کوششهای آنها ، مسلمانان سخت به دین خود پایبند بودند» « به عقیده تحلیل گران سیاسی ، کوششهای حکام شوروی در قطع هویت اسلامی مسلمانان این کشور بی نتیجه بود چرا که آنان قبل از هر چیز با افتخار خود را مسلمان وابسته به امت اسلامی می دانستند و جنبش اسلامی در شوروی سابق به مثابه آتش زیر خاکستر بود . اسلام به عنوان دینی که حامل بیشترین پیامهای اجتماعی و سیاسی است، توانسته بود، موقعیت خاصی را برای خود باز کند» « همه قربانیان دوره حاکمیت استالین ، کسانی بودند که نخواستند به هر قیمتی زندگی کنند و به تملق و چاپلوسی از سرکردگان ظالم نظام کمونیستی بپردازند. این قربانیان مظلوم و این آزادگی به قیمت جان آنها تمام شد. بعضی از عالمان بزرگ نیز که امکان مبارزه نیافتند با لباس شخص در انزوا زندگی کردند . بعضی ها دق مرگ شدند چون امکان مبارزه نیافتند و وضع پیش آمده را نتوانستند تحمل کنند.» «در دوره حاکمیت شوروی داشتن کتب دینی و خرید و فروش و ترویج آن جرم بود با اینحال چون مردم مسلمان بودند و هر لحظه دغدغه روحی نسبت به امور دینی و مذهبی داشتند ، در حد امکان برای حفظ دین می کوشیدند. قرآن ، کتابهای تاریخ اسلام ، کاب حدیث ، دیوان شعرای نوحه سرا ، رساله های عملیه فقها و مراجع قدیمی و کتابهای احکام مخفیانه در منازل نگهداری می شد. رساله مراجع معاصر آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله خوئی، آیت الله شریعتمداری و… بصورت قاچاق و بسیار مخفیانه از طریق ایران و عراق به شوروی و آذربایجان می آمد».
پس در این دوره شیعیان در فعالیت سیاسی خود در تقیه کامل بودند. تحرک سیاسی– اجتماعی نداشته و خانه نشین شده بودند و علماء دینی و رهبران مذهبی هم به شدت سرکوب و تبلیغات ضد دینی و امحاء نمادهای مذهبی بخصوص تشیع در بالاترین حد خود انجام می شد. این خفقان اگرچه در سالهای ابتدایی بسیار شدید بوده است اما بعد از مرگ استالین و جنگ جهانی دوم از آن کاسته می شود و مردم می توانند اعمال دینی خود را انجام دهند. در عین حال فعالیتهای فرهنگی – دینی همچون برگزاری عزاداری در ماههای محرم و صفر ، مراسم اعیاد اسلامی ، حضور در اماکن دینی ، و… مخفیانه و یا آشکارا و در مناطق مختلف اگرچه با انحرافاتی این کشور برگزار می شد. ارتباط با دنیای اسلام و جهان تشیع تقریباً قطع بود .
وضعیت سیاسی گروههای شیعی اسلام گرا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی سبب خیزش و خودآگاهی ملل مسلمان شد و در این مسیر سرزمین جمهوری آذربایجان با سابقه وابستگی ارضی و مشترکات فرهنگی با ایران بیشترین تاثیرات را پذیرفت و بقول اسلام گرایان این کشور، انقلاب ایران بـرکتـی برای ملت بود.
اگرچه در طول تظاهرات مردمی ایران بر علیه رژیم طاغوت ، حاکمان کمونیستی با این پیش بینی که انقلاب ایران مقابله با غرب و تمایل به کمونیستها می باشد، اذهان مردم این منطقه نسبت به جریانات ایران را با دیدگاههای خود تبلیغ می نمودند، اما بعد از پیروزی انقلاب وبرپایی حکومت اسلامی غیروابسته به شرق و غرب ، موضع گیریهای حکومت شوروی تغییر و حتی جمهوری اسلامی ایران، کشوری مخالف عنوان گردید. فعالیتهای سیاسی شیعیان اسلام گرا از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا کسب استقلال را می توان در محور های زیر خلاصه نمود:
تاثیرات معنوی انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی موجب تغییردیدگاههای مسلمانان نسبت به دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی گردید. قبلاً وقتی حرف ازدین زده می شد، قبرستان ها، ملاهای گرسنه، ارتجاعی، منحرف کننده دین و… در اذهان مردم تداعی شده و دین به عنوان یک وجود منفی تلقی می گردید. اما وقتی در ایران انقلاب شد، این دیدگاه عوض گردید. انقلاب اسلامی ایران موجب جوشش درونی مسلمانان می شود . « بعد از انقلاب اسلامی ایران یک نوع جوشش درونی وعدم خوف از کمونیزم در میان مومنین بوجود آمد. یک نوع تحرک درونی وبیداری ذاتی درمردم حس گردید. انقلاب اسلامی موجب آزادی معنوی گردید. از برکات انقلاب اسلامی ایران، ما آزادی معنوی پیدا کردیم. انقلاب اسلامی ایران سبب دگرگونی دیدگاهها ،حتی دیدگاه ملاهای درباری و بیسواد نیز گردید.اسلام معنای جدیدی پیداکرد و بطور کلی انقلاب اسلامی ایران موجب فعال شدن تحرکات دینی و وحدت اسلام گرایان شد»
تاثیر ایدئولوژی و شعارهای انقلاب
به اعتقاد مردم جمهوری آذربایجان شروع فعالیتهای سیاسی اسلام گرایانه متاثر از ایران بوده است و با پیروزی انقلاب، آنها نیز تعلیمات دینی و معارف اسلامی را با تاسی از امام خمینی(ره) تحرک خاصی می بخشند بطوریکه ترس و واهمه گذشته ار بین رفته و حس شجاعت و نترسی در آنها ظهور می یابد.«آنها بصورت قاچاق رادیوتهیه کرده وبرنامه های مذهبی صدای جمهوری اسلامی ایران بخصوص سخنرانیهای روحانیون استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی همچون آیت الله مروج، آیت الله ملکوتی ، آیت الله بنی فضل، حجه الاسلام شهنامی، حجه الاسلام قاضی و… را گوش داده و آنها را ضبط کرده و در بین مومنین مناطق مختلف کشور توزیع می کرده اند.
دلبستگی و محبت مومنین جمهوری آذربایجان به امام خمینی (ره)آنقدر بود که نیروهای امنیتی حکومت کمونیستی و حتی هم اکنون نیز، آنها را در مطبوعات و محافل خصوصی وعمومی به خمینی چی ها شهرت داده بودند و اگرچه این مارک نوعی اتهام جاسوسی، ازخودبیگانگی و بار ارزشی بسیار منفی داشت، اما مومنین این مارکها را با افتخار یاد می کنند .
کتاب جنگ بی صدا ( سس سیز محاربه- sassiz mohariba) بازدن اتهام جاسوسی اعضای حزب اسلام به نفع ایران ، موسسان این حزب را خمینی چی هایی معرفی می کند که در سالهای قبل ازفروپاشی شوروی سابق فعالیت می کرده اند: «بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در آوریل 1980 با تلاش گروهی از مردم دریکی از قصبات باکو (نارداران) تشکیلات خمینی چی ها ایجاد گردید. در اوایل، این تشکیلات با هدف تبلیغ و بازگشت به اصل دین فعالیت می نمود ولی بعدها ، به تدریج تغییر مسیر داده و در جهت اهداف انقلاب اسلامی ایران حرکت نمودند. اصلیترین و فعالترین عضو این تشکیلات حاج علی اکرام بود. خلاصه کلام حزب اسلام با فعالیت همین تشکیلات خمینی چی ها ایجاد شد.
به نظر اسلام گرایان «با توجه به اینکه حکومت و عوامل امنیتی می خواستند با این عنوان ما را درپرونده خود و درمیان مردم بشناسانند، وابسته به امام خمینی(ره) معرفی می کردند. می خواستند یک نوع اکراه در بین مردم ایجاد کنند. بدلیل اینکه ما طرفدار و مبلغ اهل بیت(ع) بودیم،آنها درصدد ایجاد نفرت مردمی درما بودند. چون امام خمینی(ره) را تبلیغ می کردیم و اورا نائب امام زمان(عج) معرفی می نمودیم، مارکهای جاسوسی به ما می زدند.
خود باوری ، شجاعت و تهور
روحیه شجاعت و عدم هراس از دژخیمان کمونیستی ، بعد از انقلاب اسلامی ایران چنان تحولی در شیعیان حقیقی و مردم مومن این کشور انداخته بود که حاضر بودند هرگونه فشار و اذیت و حبس را تحمل کنند اما از آرمانهای دینی خود دست بر ندارند. بعد از انقلاب که تنها منبع ارتباطی آنها با جمهوری اسلامی ایران، رادیو تبریز و رادیو اردبیل و گاهی رادیو رشت و رادیو ارومیه بود و هر از چند گاهی نیز بعضی از طلاب کشورهای عربی و یا مسافرین بازگشته از اروپا که از اخبار جهان بیشتر آگاهی داشتند ، اوضاع ایران و جنگ تحمیلی را تشریح می کردند. مومنین برای نیل به اهداف شیعی، به شهرهای مختلف کشور مسافرت نموده و تعلیمات و تبلیغات اسلامی را سرلوحه خود قرار داده بودند و در این محیط خفقان دیکتاتوری کمونیستی هراسی به دل راه ندادند.
فعالیتهای فرهنگی – دینی
اصلی ترین فعالیتهای شیعیان اسلام گرای این کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران توجه ویژه به فعالیتهای فرهنگی – دینی با عنایت به خلاء اعتقادی و دور ماندن از آموزه های شیعی در طول نزدیک به یک سده گذشته بود. چاپ و نشر بروشورهای کوچک ، تهیه رادیو و توزیع صدها دستگاه رادیو در بین مومنین برای استماع احکام دینی و عقاید اسلامی از مراکز صدا و سیمای استانهای مرزی حتی به قیمت حبس و یا اعدام برای اطلاع از احکام شرعی، از جمله کارها بود «نفرات مختلفی دراردوباد ومناطق جنوبی آذربایجان وسایرمکانها داشتیم که ضمن ضبط مطالبی که ازایران پخش می شد،آنهارا درتیراژهای بالایی چاپ ودربین مردم پخش می نمودیم.صدها دستگاه رادیو خریدیم و در اختیار مردم قرار دادیم تا اخبار ج.ا.ایران را گوش کنند. از طریق ارامنه – بدلیل عدم حساسیت به آنها- عکسهای شخصیتهای انقلاب خصوصاً حضرت امام (ره) رادر لنینیگراد بزرگ کرده و درخانه ها نگهداری می کردیم. نوارهای ضبط شده را درمجالس ترحیم،مراسم خانوادگی و… دراستفاده مردم قرار می دادیم.. به شهرهای مختلف آذربایجان می رفتیم و تبلیغ دین اسلام و انقلاب ایران را می کردیم.
برگزاری کلاسهای کوچک احکام و عقاید بصورت مخفیانه در منازل شخصی، برگزاری مراسم عزاداری اهل بیت عصمت و طهارت و اعیاد اسلامی بصورت آشکار و پنهانی ، گستردن سفره های احسان و نذورات شرعی و بیان احکام عبادی، برگزاری مجالس دعا ، تشریح مسائل دینی در هنگام فوت یکی از مردم ، و… که در محافل مختلف بصورت کوچک و بزرک و آشکارا و پنهانی انجام می پذیرفت، از دیگر اقدامات شیعیان این کشور بود.
حساس شدن نیروهای امنیتی و حکومتی و اذیت و آزار شیعیان
فعالیتهای فرهنگی – اجتماعی و حتی در پیش گرفتن اهداف سیاسی موازی با انقلاب اسلامی ایران موضوعی نبود که نیروهای امنیتی شوروی به سادگی آن راتحمل نمایند.اکثرفعالیتهای اسلام گرایان، مخفیانه انجام می گرفت و افرادی هم که مطلع بودند و گرایشات دینی سنتی داشتند و نمی خواستند خود را مغضوب خدا و اهل بیت(ع) قلمداد نمایند. بدلیل جو پلیسی حاکم بر این منطقه، اسلام گرایان تحت فشار و آزار و اذیت و تهدید و تحقیر قرار داشتند. در کل اسلام گرایان ازدو طریق؛ 1- حکومت بخصوص عوامل امنیتی و اطلاعاتی شوروی (ک.گ.ب) 2- اداره روحانیون قفقاز و ملاهای حکومتی تحت فشار و مجبور به تحمل سختیها،گرفتاریها بودند. « از سال 1978 تا 1986 دهها بار ما را به مراکز ک.گ.ب احضار کرده و تحت فشار قرار داده انـد. مـا قبل از خارج شدن از خانه وصیت می کردیم و با آنها نیز با سادگی وصداقت صحبت می کردیم. ما را حتی به جرم تقلید از امام خمینی(ره) و عدم تقلید از شریعتمداری ،احضار و بازجویی می کردند. ریشمان را تراشیده و پهلوها وسرهایمان را می شکستند.» (همان ،ص 75 ) ولی این آزار و اذیتها تغییری در روحیه کاری مؤمنین بوجود نیآورده بود و به قول خودشان، هرچقـدر فشـارحکومتـی بیشتری می شـد، اسلام گرایان مصمم تر و پخته تر می شدند. « اداره روحانیون و ملاهای درباری ما را بی لیاقت و نجس معرفی می کردند .ما را بدعت گذار و آورنده دین جدید معرفی می نمودند. از گذاشتن ریش و استماع رادیو ایران محروم بودیم. کار بعضاً به درگیری کشیده می شد و با مقلدین و پیروان امام(ره) به سختی مقابله می شد. خیلی توهین و تحقیر دیدیم ولی به یاری خداوند مقاومت کردیم. هر چه فشار آوردند، مقاومت ما بیشتر شد.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.