بینش و گرایش

دانلود پایان نامه

این‌که سخن شاهکار باشد ولى در یک زمینه، البته زیاد نیست و انگشت شمار است، ولى به هر حال هست. این‌که در زمینه‌هاى گوناگون باشد ولى در حد معمولى نه شاهکار، فراوان است، ولى این‌که سخنى شاهکار باشد و در عین حال محدود به زمینه‌اى خاص نباشد، از مختصات نهج البلاغه است. بگذاریم از قرآن کریم که داستانى دیگر است؛ کدام شاهکار را مى‌توان پیدا کرد که به اندازه نهج البلاغه متنوع باشد؟
سخن نماینده روح است. سخن هر کس به همان دنیایى تعلق دارد که روح گوینده‌اش به آنجا تعلق دارد. طبعاً سخنى که به چندین دنیا تعلق دارد نشانه روحیه‌اى است که در انحصار یک دنیاى به خصوص نیست. و چون روح على × محدود به دنیایى خاص نیست، در همه دنیاها و جهان‌ها حضور دارد و به اصطلاح عرفا انسان کامل و کون جامع و جامع همه حضرات و دارنده همه مراتب است، سخنش نیز به دنیایى خاص محدود نیست از امتیازات سخن على این است که به اصطلاح شایع عصر ما چند بعدى است، نه یک بعدى. خاصیت همه جانبه بودن سخن على و روح على مطلبى نیست که تازه کشف شده باشد، مطلبى است که حداقل از هزار سال پیش اعجاب‌ها را بر مى‌انگیخته است سید رضى که به هزار سال پیش تعلق دارد، متوجه این نکته و شیفته آن است، مى‌گوید:
«از عجایب على × که منحصر به خود اوست و احدى با او در این جهت شریک نیست، این است که وقتى انسان در آن‌گونه سخنانش که در زهد و موعظه و تنبه است تأمل مى‌کند، و موقتاً از یاد مى‌برد که گوینده این سخن، خود، شخصیت اجتماعى عظیمى داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالک الرقاب عصر خویش بوده است، شک نمى‌کند که این سخن از آن کسى است که جز زهد و کناره گیرى چیزى را نمى‌شناسد و کارى جز عبادت و ذکر ندارد، گوشه خانه یا دامنه کوهى را براى انزوا اختیار کرده، جز صداى خود چیزى نمى‌شنود و جز شخص خود کسى را نمى‌بیند و از اجتماع و هیاهوى آن بى‌خبر است. کسى باور نمى‌کند که سخنانى که در زهد و تنبه و موعظه تا این حد موج دارد و اوج گرفته است، از آن کسى است که در میدان جنگ تا قلب لشکر فرو مى‌رود، شمشیرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن است، دلیران را به خاک مى‌افکند و از دم تیغش خون مى‌چکد، و در همین حال این شخص زاهدترین زهاد و عابدترین عباد است.»
سید رضى آن گاه مى‌گوید:
«من این مطلب را فراوان با دوستان در میان مى‌گذارم و اعجاب آن‌ها را بدین وسیله بر مى‌انگیزم.»
شیخ محمد عبده نیز تحت تأثیر همین جنبه نهج البلاغه قرار گرفته است، تغییر پرده‌ها در نهج البلاغه و سیر دادن خواننده به عوالم گوناگون بیش از هر چیز دیگر مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته است، چنان‌که خود او در مقدمه شرح نهج البلاغه‌اش اظهار مى‌دارد:
«از همه این‌ها گذشته نکته‌ی جالب دیگر این است که على × با این‌که همه درباره‌ی معنویات سخن رانده است، فصاحت را به اوج کمال رسانیده است. على از مى و معشوق و یا مفاخرت و امثال این‌ها که میدان‌هاى باز براى سخن هستند، بحث نکرده است. بعلاوه او سخن را براى سخن و اظهار هنر سخنورى ایراد نکرده است. سخن براى او وسیله بوده نه هدف. او نمى‌خواسته است به این وسیله یک اثر هنرى و یک شاهکار ادبى از خود باقى بگذارد. بالاتر این‌که سخنش کلیت دارد، محدود به زمان و مکان و افرادى معین نیست. مخاطب او انسان است و به همین جهت نه مرز مى‌شناسد و نه زمان. همه‌ی این‌ها میدان را از نظر شخص سخنور محدود و خود او را مقید مى‌سازد.»
در همین راستا باید گفت که عمده جهت در اعجاز لفظى قرآن کریم این است که با این‌که یکسره موضوعات و مطالبش با موضوعات سخنان متداول عصر خود مغایر است و سرفصل ادبیات جدیدى است و با جهان و دنیایى دیگر سر و کار دارد، زیبایى و فصاحتش در حد اعجاز است. نهج البلاغه در این جهت نیز مانند سایر جهات متأثر از قرآن و در حقیقت فرزند قرآن است.
در این بخش لازم به ذکر است که نهج البلاغه چشمه‌اى است از خورشید حقیقت که رایحه وحى الهى و شمیم کلام نبوى از آن استشمام مى‌شود. کتابى که در بر گیرنده حکمت‌هاى متعالى، قوانین راستین سیاسى، مواعظ نورانى، سلوک الهى، نظام تربیتى، آیین حکومتدارى، سنت‌هاى تاریخى و عرفان حقیقى است.
10. 2. 1. روش‌هاى مرور و مطالعه نهج البلاغه
به منظور مرور و مطالعه نهج البلاغه و سیر در معارف والاى آن مى‌توان به یکى از سه روش زیر یا ترکیبى از آن‌ها عمل کرد:
1. روش ترتیبى
2. روش تجزیه‌اى
3. روش موضوعى
1. 10. 2. 1. روش ترتیبى
هدف از این روش مرور و غورى است به ترتیب از ابتداى نهج البلاغه تا انتهاى آن و بررسى ترتیبى خطبه‌ها و سخنان، نامه‌ها و مکتوبات، حکمت‌ها و کلمات قصار آن حضرت، چنان‌که شارحان بزرگ نهج البلاغه بدین روش نهج البلاغه را شرح کرده‌اند، چونان: ظهیرالدین ابوالحسن على بن زید بیهقى معروف به فرید خراسان، در گذشته به سال 565 هجرى، در معارج نهج البلاغه؛ قطب الدین ابوالحسن سعید بن هبه الله بن حسن راوندى معروف به قطب راوندى، در گذشته به سال 573 هجرى، در منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه؛ ابوالحسن محمد بن حسین بیهقى نیشابورى معروف به قطب الدین کیذرى، از عالمان بزرگ شیعه قرن ششم، در حدائق الحقائق فى شرح نهج البلاغه؛ على بن ناصر سرخسى، از عالمان بزرگ قرن ششم، در أعلام نهج البلاغه؛ عزالدین عبدالحمید بن هبه الله ابن ابى الحدید معتزلى، در گذشته به سال 656 هجرى، در شرح نهج البلاغه؛ کمال الدین میثم بن بحرانى، در گذشته به سال 679 هجرى، در شرح نهج البلاغه؛ مولى فتح الله کاشانى به سال 988 هجرى، در تنبیه الغافلین و تذکره العارفین، میر حبیب الله بن محمد خویى، در گذشته به سال 1324 هجرى، در منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه.
این شارحان بزرگ و گرانقدر هر یک با توجه به بینش و گرایش خود از منظرى به نهج البلاغه نگریسته‌اند و هر یک به شرح و تفسیر وجوهى از این مجموعه پرداخته‌اند و با توجه به نوع دیدگاه خود برخى از جنبه‌ها را گسترده‌تر مطرح نموده‌اند.
سخنان امیر مؤمنان على × داراى وجوه گوناگون و جلوه‌ها و جاذبه‌هاى مختلف است و براى درک مفیدتر و همه جانبه آن بهتر است آن سخنان از زوایاى مختلف و جهات گوناگون مورد بحث و بررسى قرار گیرد، از جمله:
1. از جنبه‌ی لغت و ادب و بلاغت
2. از جنبه‌ی شأن صدور
3. از جنبه‌ی تاریخى
4. از جنبه‌ی اجتماعى و سیاسى

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.