تئوریهای یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

پایان‌نامه‌های با رویکرد میان رشته‌ای
پایاننامه کارشناسی ارشد خانم وحیده شاهحسینی با عنوان «نقش آموزش تفکر انتقادی و سواد رسانهای در بازگشایی پیام» طرحی برای آموزش سواد رسانهای بر اساس حلقه کندوکاو و گفتوگو ارائه میدهد. در این پژوهش، پس از بررسی رویکردهای موجود و مطرح آموزش سواد رسانهای، در چارچوب مفهومی، با تلفیق دو دورهی آموزشی تفکر انتقادی (فلسفه برای کودکان) و دانش و مهارتهای رسانه‌ای، سیستم آموزشی نوینی در خصوص آموزش سواد رسانهای ارائه میکند که در این سیستم، آموزش مهارتهای تفکری بر پایه گفتوگو و در بستر حلقهی کندوکاو، زیرساخت و مقدم بر آموزش دانش و مهارتهای رسانهای است که مجموع آنها، مطلوب آموزش سواد رسانهای را تأمین می‌نماید. جهت بررسی سیستم پیشنهادی این پژوهش در خصوص آموزش سواد رسانهای، سه گروه 11 نفره از دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی، گروهی که دوره تفکرانتقادی و دوره سواد رسانهای را گذراندند، گروهی که صرفاً دوره تفکر انتقادی را گذراندند و گروهی که هیچ یک از دو دوره مذکور را نگذراندند، به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. افراد برگزیده گروه 1 و 2، چند سالی است در حال گذراندن دوره تفکر انتقادی هستند و اما برای گروه 1، طرح درسی نیز در خصوص دانش و مهارت‌های رسانهای و بر پایه گفتوگو و به صورت کندوکاو محور و طی 8 جلسه، اجرا و با روش کیفی مشاهده همراه با مشارکت مطالعه شد. سپس در یک جلسه برای هر گروه، نقش آموزش تفکر انتقادی و سواد رسانهای در بازگشایی پیام، با روشهای کمی و روشهای کیفی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. بر مبنای نتایج پژوهش، دانشآموزانی که دو دوره مذکور را گذراندند دقیقتر از دو گروه دیگر توانستند پیام مدنظر (تیزر تبلیغاتی چیپس چیتوز) را بازگشایی نمایند و دانشآموزانی که صرفاً دوره تفکر انتقادی را گذرانده بودند، نسبت به گروهی که هیچ دورهای را نگذراندند، بازگشایی دقیق‎تر و اصولیتری داشتند. همچنین نقش مؤثر گفتوگو و حلقهی کندوکاو در آزمونهای این 3 گروه بارز است.(شاه‌حسینی،1392)
این پایاننامه مبنایی برای پژوهش حاضر بودهاست چرا که الگوی گفتوگویی «فلسفه‎برای‎کودکان» را زیربنای آموزش سواد رسانهای می‌دانسته و پایاننامه حاضر در راستای پیشنهادات این پژوهش سعی در توصیف عملکرد مدل حلقه کندوکاو گفتوگویی دارد که میتواند مبنایی برای آموزش سواد رسانهای نیز باشد.
2-4-2 پژوهشهای خارجی
2-4-2-1 پژوهشهای مرتبط با «فلسفه‎برای‏کودکان»
بسیاری از تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف جهان، بر روی سایت دانشگاه مونتکلر موجود است که همگی تأثیرات قابل توجه این برنامه را بر مهارت‌های فکری و رفتاری کودکان و نوجوانان، تایید کرده‌اند. از جمله‌ مهارت‌های تایید شده در این تحقیقات عبارتند از: رشد مهارت‌های استدلالی و منطقی، تفکر انتقادی، تفکر خلاق، افزایش قدرت قضاوت و داوری، همدلی و بازشناسی احساسات، استقلال اخلاقی، کاهش تعصب و نگرش‌های کلیشه‌ای، افزایش تحمل و بردباری و احترام به دیگران، افزایش نگرش‌های دموکراتیک، رشد مهارت‌های گفت‌وگویی، مهارت‌های بیانی و ارتباطی، مهارت‌های شنیدن، افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس.
مدرسه‌ دولتی براندا در بریسبان کوئینزلند، اقدام به اجرای برنامه فلسفه‎برای‎کودکان کرد، این مدرسه در سال 2003 به عنوان برجسته‌ترین مدرسه کوئینزلند شناخته شد و در سال 2005، عنوان پیشرفت ملی کوئیزلند را بدست آورد. افراد حاضر در این مدرسه طی هشت سال اجرای برنامه فلسفه‌برای‎کودکان، در این امر شهرتی پیدا کردند که می‌‌دانستند چگونه بر مشکلات و خشونت غلبه کنند و زورگویی را در مدرسه به حداقل و حتی به صفر برسانند(یونسکو،2007: 26 نقل شده در خطیبی ،1388)
تریکی و تاپینگ در مقاله‌ای با عنوان «فلسفه برای کودکان، یک بررسی نظام‌مند»، ده مورد از تحقیقات معتبری را که طی سال‌های 2002-1970 انجام شده بودند، بررسی کرده‌اند. این تحقیقات نتایج مثبتی را در زمینه‌های استدلال منطقی، روخوانی و درک مطلب، مهارت‌های ریاضی، عزت نفس، مهارت‌های شنیدن، بیان کردن، تفکر خلاق، توانایی‌های شناختی و هوش هیجانی، گزارش کرده بودند. همگی این تحقیقات از روش آزمایشی کنترل شده (پیش‌آزمون- پس‌آزمون) استفاده کرده بودند.(Topping & Trikey,2004)
تاپینگ و تریکی (2007) در پژوهشی با عنوان «تاثیر اجتماع کندوکاو فلسفی بر رفتارهای تعاملی دانش‌آموزان»، تأثیرات این برنامه را بر کمیت و کیفیت گفت‌وگوهای تعاملی 180 کودک 10 ساله در چهار گروه آزمایشی و دو گروه کنترل در شش مدرسه‌ ابتدایی اسکاتلند مورد بررسی قرار دادند. قطعات ویدئویی ضبط شده از گفت‌وگوهای کلاسی میان معلم و دانش‌آموزان و دانش‌آموزان با یکدیگر تا هفت‌ ماه بعد از آغاز مشارکت در این طرح مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از تغییراتی در گروه‌های آزمایشی شامل استفاده‌ی بیشتر معلمان از سؤالات باز، مشارکت بیشتر دانش‌آموزان در گفت‌وگوهای کلاسی، و استدلال‌های بهتر دانش‌آموز در توجیه عقایدشان بود. در حالی که گروه‌های کنترل هیچ تغییری را نشان نداده بودند.(Topping & Trikey,2007 نقل شده در خطیبی، 1388: 14)
آن پیلگرن در پایان‌نامه دکتری خود به مطالعه سمینارهای سقراطی در کلاس درس می‌پردازد. بر اساس مفاهیم این پژوهش، گفت‌وگوی سقراطی جدل یا مباحثه نیست تا یک نفر پیروز میدان شود بلکه در آن افراد، باید «با هم» به نقادانه‌ترین وجه ممکن ایده‎های هم را تحلیل و تحمل نمایند. پرسش‌هایی که در گفت‌وگوهای سقراطی مطرح می‎شوند هیچگاه پاسخ قطعی و درستی در نهایت خود ندارند بلکه هدفشان حرکت دادن افراد در جریان بحث است. این مطالعه شامل هفت گروه از کودکان پنج تا شانزده سال است که در طول سه سال از کلاس درس «فلسفه‌برای‌کودکان» آنان فیلم‎برداری شد و فیلم‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تعاملات دانش‌آموزان در این کلاس تحت تأثیر این روش قرار گرفته‎بود؛ معلم سلطه کمتری داشت و بیشتر دانش‌آموزان صحبت می‎کردند، دانش‎آموزان به تدریج مسئولیت‏های معلم برای اکتشاف در روند گفت‎وگو را بر عهده می‎گرفتند. توانایی استفاده از این روش با تمرین و به‌کارگیری قوانین سمینار ارتقا می‌یابد. دانش‎آموزان از طریق سکوت خود و با حرکات، نگاه‎ها و زبان بدن، حمایت و یا همدلی خود را از سایرین نشان می‌دادند. دانش‌آموزان با همکاری یکدیگر مانع از تلاش فردی برای برهم زدن بحث می‎کردند. (pihlgren,2008)
سایر پژوهشهای مرتبط
در پژوهشی که توسط پاول کینگزلی (2011) با موضوع «گفتوگوی سقراطی در بحثهای آنلاینِ ناهمزمان» در دانشگاه لیورپول انجام شد، رابطه گفتوگوی سقراطی با بحثهای اینترنتی غیرهمزمان و ریشههای این نوع گفتوگو و نیز شیوه آموزش مبتنی بر بحث غیر همزمان بررسی شد؛ شیوهای که در آن معلم به عنوان یک میانجی و واسط عمل کرده و به مانند یک راهنما در کنار افراد دیده میشود، نه یک دانای کل. این رویکرد آموزشی، شیوه یادگیری جمعی را بهکار میگیرد و امکان همکاری و مشارکت گسترده در یک بحث مکتوب را برای تمامی دانشآموزان و نیز فرد واسط (معلم) فراهم می‌کند. بدین ترتیب رویکرد بحثهای ناهمزمان بر مشکل رویکرد مبتنی بر سمینار که در آن عموما تنها یک نفر/گروه امکان شرکت در بحث را مییابد، غلبه میکند. این تحقیق نشان میدهد بحثهای آنلاین ناهمزمان یکی از عالیترین اشکال گفتوگوی سقراطی و رویکردی جدید به آن محسوب می‌شوند. از دید کینگزلی گفت‌وگوی سقراطی به عنوان یک سنت شفاهی و نیز مکتوب، به مرور از کارهای نویسندگانی چون افلاطون به اشکالی نظیر مباحثات و آزمونهای شفاهی دانشگاههای قرون وسطایی، استفاده از سمینار در دانشگاههای پژوهشمحور، مجلات علمی و بحثهای آنلاین ناهمزمان در عصر وب، ارتقا و توسعه یافته است. Kingsley, 2011: 320) نقل شده در نیکخواه، 1391: 108)
پومولرا (2002) در رساله دکتری خود در یک پژوهش پدیدارشناختی به ارزشیابی الگوی آموزش بین رشتهای مبتنی بر مربیگری و گفتوگوی سقراطی پرداخت و اثربخشی این الگو را در رشد مهارت‎های ارتباط اجتماعی در کلاس درس و مهارتهای اندیشه انتقادی نشان میدهد. او با تحلیل کیفی اسناد فردی و آموزشی در حین آموزش و دادههای حاصل از مصاحبه باز با 17 نفر ( دانشجویان، طراحان و مجریان اساتید) نوآوری برنامه گفتوگوی سقراطی را تأیید نموده و آن را در افزایش مشارکت دانشجویان و انگیزه بیشتر برای جستجوگری مؤثر میداند.( Pomerleau ,2002)
«کندوکاو گفتوگویی از تئوری تا عمل» عنوان رساله دکتری «سوان» است. هدف این مطالعه استفاده از تئوریهای یادگیری اجتماعی، گفتوگو و کندوکاو برای گسترش وب سایتهای تعاملی در جهت حمایت از کندوکاو گفتوگویی آنلاین است. پژوهشگر ضرورت انجام کار خود را این میداند که «اغلب ادبیات تولید شده در حوزه آموزش آنلاین بیشتر به حوزه مباحث تکنولوژیکی پرداخته به جای آن که به تعلیم و تربیت در سطح آنلاین بپردازد، این نکته، پیشفرضشان را آشکار میکند که گمان می‌برند دانشجویان امروزی میدانند چگونه از طریق شبکههای اجتماعی بیاموزند. این درحالی است شواهد نشان میدهد این آمادگی وجود ندارد.» بنابراین این پژوهش به دنبال طراحی مدلی است که کندوکاو و آموزش گفتوگو محور از طریق سایتها و فرومها ممکن باشد. پژوهشگر در طی مطالعات خود دریافت که نوعی از حلقه‌های گفتوگویی در فرومهای فعلی موجود است. وی با استفاده از تحلیل گفتمان، نحوه گفتوگوها با مدل ارائه شده این تحقیق و مدلی که از قبل وجود داشته است را تحلیل نموده و به این نتیجه رسیده است که مدل کندوکاو گفتوگو محور امکان و بستر گفتوگوی خلاقانه و انتقادی را فراهم می‌کند.(Swann,2013)
پایان‎نامه کارشناسی ارشد با عنوان «پرکسیس گفت‌وگو، بازاندیشی و تعامل راهی برای قدرت بخشی برنامه درسی» به واکاوی نقش گفت‎وگو به عنوان کلیدی برنامه درسی انتقادی پایه ششم می‌پردازد. یکی از اهداف برنامه درسی انتقادی همچون تغییر ساختار ظالمانه با بررسی مفهوم قدرت، زبان و اقتدار در جریان گفت‌وگوهای کلاسی مکشوف می‌شود. برای نیل به این مفهوم پژوهشگر خود نقش معلم را ایفا نمود تا در تا در بحث‌ها و تأملات انتقادی دانش‌آموزان شرکت داشته باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفت‌وگو با دانش‌آموزان اغلب تأملات انتقادی را در آنان بر می‎انگیخت که این به نوبه خود به کارگیری مشارکت بیشتر در کلاس و روش تدریس گفت‎وگویی و مسئولانه را موجب می‌شد. همچنین این مطالعه پدیدارشناختی به این نتیجه رسید که معلم می‎تواند به ساختن توانش ارتباطی و تقویت مفهوم‎سازی تجربه‎های دانش‌آموزان کمک کند.(Dorsey,2009)
پایان‌نامه‎ کارشناسی ارشد با عنوان «نتایج آموزش ارتباط گفت‎وگویی بر تیم مدیریت شهری» از نوع اقدام‌پژوهی بوده است. این پژوهش قصد بررسی نتایج آموزش ارتباط گفت‌وگویی بر تیم مدیریت شهری را داشته است و برای منظور چهار مرحله اصلی را انجام داده است:
انجام مصاحبههای فردی برای ارزیابی نیازها
جلسه بحث گروهی برای طراحی آموزش
آموزش ارتباطات گفتوگویی
مصاحبههای فردی برای ارزیابی نتایج
نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‎دهد که ارتباط گفت‎وگویی و توسعه سبک گفت‎وگویی رهبری از طریق آموزش ارتباطات گفت‎وگو محور، رویکردی ارزشمند و کاربردی برای تیم‎های مدیریتی ارائه می‎کند که از طریق آن مهارت‎های ارتباطی‎شان بهبود یافته و بیشتر سبک مدیریت مشارکتی را به کار می‏‎گیرند و سطوح بالاتری از رضایت گزارش شده است. همچنین یافته‎های این پژوهش نیاز فعالان را به رشد آموزش ارتباط گفت‎وگویی برجسته می‌کند. (Holopainen,2010)
عنوان پژوهش کارول کلین «مطالعه برای ارزیابی تأثیرات رویکرد گفت‌وگوی کندوکاوی در اجتماعات در رشد مهارت‌ها و تمایل برای به کارگیری قضاوت اخلاقی عقلانی» می‌باشد. این مطالعه مداخله‌جویانه شامل حدود 250 دانشجوی استرالیایی از گروه‎های سنی و آموزشی و اجتماعی متفاوت است. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که آزمایش این برنامه در رشد مهارت‌های خواندن و قضاوت اخلاقی عقلانی دانش‎آموزان مؤثر است و طبیعتاً این الگو با شایع شدن در ساختارهای آموزشی بهتر کار میکند. (Collins, 2005)
نکته قابل توجه در اکثر تحقیقات خارجی که مطالعه نمودم این است که بر روی پژوهشهای طولی و کیفی برای بررسی اثرات گفتوگوی کلاسهای فلسفهبرای کودکان تأکید دارند و به خوبی موضوع گفتوگو، اثرات، شیوههای اجرا و …در ارتباطات میان فردی پرداختهاند.
بخش پنجم: چارچوب مفهومی پژوهش

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.