تئوری انتخاب

دانلود پایان نامه

سازگاری جبری از ویژگیهای ذاتی هر واکنشکننده ناشی میشود، ویژگیهایی که برای هر عدد صحیحِ قابل مقایسه که برای ایجاد عملکرد مساوی تحت شرایط مخصوص بررسی میشوند، یکسان هستند. از نظر فلسفی، مواردی که میتواند دست نخورده باقی بماند شامل سؤالاتی مثل چرخه زندگی موارد اولیه و تلفیق آنها به ارگان‌های بزرگتر و محدودههای کنشهای متقابل چند عامله میباشند. چنین موردی توسط ناظر ایمن است – و مختصر؛ تحلیل توصیفی باقی می‌ماند. با وجود این، اگر دامنهی سؤالات توسعه یابد، باید با سؤالاتی از قبیل علت نهایی و نظم عظیمتر رو‌به‌رو شد. این مواجهه، به ناچار به موضوع هدف نیز منتهی میشود.
پاسخ دین یهود مطلق است: نیروها، ویژگیها و تأثیرات متقابلی که مشخص شدهاند، همگی تجلی و شاهدی برای یک برنامه عظیم خلقت و نظارت دقیق بر هستی میباشند. یکی از راههای تعبیر این نتیجهگیری – نتیجهگیری همان است که یک ناظر به ناچار به وسیله مدارک خود طبیعت به سمت آن متمایل میشود – این است که بگوییم ماده و اجزای تشکیل‌دهندهی آن و انرژیها به نحوی طراحی و برنامه ریزی شدهاند تا به سمت احتمالات و انرژیهایی که در جهان مشاهده میکنیم، حرکت کنند. تمام مخلوقات واسطههای خدا برای اجرای طرح خلقت و برای مداخله در امور جهان هستند. در اینجا، هیچ اجبار و اضطراری برای خلاقیت و مدیریت خدا در تعیین رویدادهای طبیعی وجود ندارد و طبیعت دختر خدا و دستاورد او است.]13[ قوانین طبیعت، آشکارسازی رفتاری است که خدا برای اداره جهان اتخاذ کرده است. در این شبکه معین از قوانین طبیعی، خالق نقش رهبر را ایفا می‌کند. او باعث میشود مجموعههای مجزای یک پدیده به طرز پیشرروندهای با هم تلفیق شده و ساختارهای بزرگتر و دارای تعامل را شکل دهند؛ فهم و تشخیص استعدادهای ذاتی برای نظامهای بزرگتر به طور خودکار به انجام نمیرسد، بلکه صرفاً از طریق ویژگیهای اجزای اولیه صورت میگیرد. خالق شرایط و رویدادهایی وضع میکند که واکنشها، که به صورت جداگانه قطعی هستند، به وسیلهی آنها در مسیری هدفمند حرکت و پیشرفت کنند. آب کم عمق، به شکلی قابل پیش بینی، تحت فشار باد شدید به سمتی رانده میشود، چیزی که علم به راحتی آن را پیش‌بینی میکند، اما فیزیک موقعیت نمیتواند به تنهایی جریان نجات بنی اسرائیل را که با شکافته شدن دریای سرخ همراه بود توضیح دهد. این خالق است که شرایط محیطی را در زمان و مکان به نحوی تنظیم میکند که بتواند آنچه را هدف او است انجام دهد. از نظر یهود، میان تعین‌گرایی فرآیندهای طبیعی و قادر مطلق بودن خدا تناقض فلسفی وجود ندارد و، اگر از دیدگاهی صحیح به آنها بنگریم، دارای اثر متقابل هستند. چون هر مخلوقی وسیلهای برای انجام مقاصد خدا است، بنابراین هر مخلوقی میتواند ابزاری باشد در راستای اراده خدا و انسان نیز میتواند به وسیله آنها با به‌کارگیری مسئولیتهای آزادانه خود، در تکامل خلقت، که ناگزیر به انجام آن است، مشارکت نماید.
در مقابل تعین‌گرایی که برای برخی وقایع طبیعی صدق میکند، این ماهیت برخی رخدادهای انفرادی است که اتفاقی رخ دهند (در سطوح مشخصی از سازماندهیها، در برخی نسبتها و در برخی از شرایط). بنابراین موقعیت کوانتوم و سرعت الکترونی را که دور هسته اتم در گردش است نمیتوان برای یک نقطه زمان خاص پیش‌بینی کرد. همچنین مکان دقیق و ماهیت تغییرات جهشی و ناگهانی یک ناحیه کروموزومی خاص قابل پیش‌بینی نیست. همانگونه که در بخش قبل اشاره کردیم، پیش‌آگاهی از سرنوشت دقیق یک عدد صحیح در مجموعهای مساوی از این اعداد امری قطعی نیست؛ قانون قطعی علیت را نمیتوان در این زمینه تدوین کرد. به بیان آماری، بسیاری از رخدادهای طبیعی، خصوصاً آنها که دارای ماهیت زیستی هستند، شامل رابطههای پیچیده بین واحدهای مجزا هستند که با الگوهای قطعی همخوانی ندارند؛ در عوض این موارد باید به عنوان فرایندهای احتمالات (یا «اتفاقات») مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند:
هر نوع توضیحی از … تغییرات احتمالی که به وسیله گذر زمان صورت میگیرد، باید عهدهدار این واقعیت باشد که اشیاء میتوانند به صورتهای مختلف … ایجاد شوند. در اینجا مدلی احتمالی برای تشریح الگوی رخدادهایی که با احتمالات نسبی شکل میگیرند، ضروری است. بنابراین باید به جای یک ارزش و معیار معین که توسط مدل قطعیت تعیین میشود، … انتظار هر نقطهی از احتمالات توزیعی در هستی را داشته باشیم.]14[
در خصوص اینگونه رخدادها، تقریباً با قطعیت کامل میتوانیم بگوییم که یک کنش متقابل میتواند رخ دهد که یکی از واحدهای فراوان ظاهراً مشابه را شامل شود و غالباً میتوانیم تا حد زیادی میزان و زمان آن را تخمین بزنیم. اما نمیتوانیم عدد صحیح مخصوصی را که در این مجموعه اینگونه تحت تأثیر قرار گرفته را به دقت مشخص کنیم. اینگونه «تصادفی بودن» انفرادی به وفور در طبیعت کاربرد دارد و در بسیاری از موارد، در مجموعهای از لایههای سازمان یافتهی ماده به چشم میخورد. در بعد رفتارهای انسانی، که دارای عناصر منحصر به فرد اراده، انتخاب و وجدان است، پیش‌بینی افعال انفرادی به طور مشخص امکان پذیر نیست، حتی اگر متغیرهای مربوطه شناخته و «کنترل شوند.»
علاوه بر این، در حالتهای خاصی که شریعت قطعیت، قصد دارد که پدیدهای را با طبیعت هماهنگ سازد، این موارد در اصل به نتایج تجمعی کنشهای متقابل و تصادفی انفرادی مربوط میشوند.
اما امکان‌های ادراک فلسفی این گونه تصادفها چیست؟ برای فردی این عکس العمل خاص میتواند به عنوان امری کاملاً اتفاقی تلقی شود – «کاملاً تصادفی بود»؛ تحلیل علیت در یک مجموعه کلی که در آن رخدادی خاص به وقوع میپیوندد، به وسیلهی نیروهای ظاهراً مرتب در همان هنگام محدود میشود. سؤالات مربوط به چرخه ابتدایی زندگی، تغییرات تلفیقی و هدف، دوباره در اینجا نادیده گرفته شده است.
با وجود این، تفکر و تعمق میتواند عمق بیشتری داشته باشد. یک رخداد واحد که با هر معیاری در میان مجموعه‌ای از پدیدههای مرتب به صورت اتفاقی پدید میآید، نمیتواند بهعنوان یک جزء از طرح اولیه جامع باشد. رفتار یک عدد صحیح معین ممکن است کاملاً اتفاقی باشد، اما هنگامی که در یک مجموعه کلی قرار میگیرد، رفتارش هدایت میشود. در این سازمان هماهنگ، تمام احتمالات لازم برای تجلی اراده خدا و اظهار اختیار انسان استنتاج شده است.
ملاحظه دیگری نیز ممکن است اضافه شود. رفتار انفرادی یک واحد که تصور میشود در نتیجه اتفاق به وقوع پیوسته باشد، ممکن است به هیچ وجه بیانگر تأثیر تصادف نباشد. بلکه این رفتار ممکن است بیانگر نتیجه برخی از ویژگیها باشد که برای ناظر ناشناختهاند، که آن عدد صحیح را از نمونههای مشابه آن تشخیص میدهد و آن را موضوع شریعت علیت میسازد. نتیجه‌گیری از این نوع احتمالات به طور قطعی همیشه مشکل است. استناد به آن، بحث را از مسیر تصادف منحرف کرده و آن را در چارچوب تعین‌گرایی قرار میدهد.
با این حال، در جایگاه فلسفی یهودیت نیازی به تشکیک در تصادفی بودن بالفعل رخدادهای طبیعی عینی، با معیارهای علمی، وجود ندارد. کاملاً برعکس. این بدان معنا است که رخدادی که از نظر علمی کاملاً تصادفی است، می‌تواند از دید دینی به عنوان قضا و قدر تلقی شود که بازتاب تصمیمات ارادهای است که فراتر از ما قرار گرفته است. فردی در حال پایین آمدن از نردبان سقوط میکند و با زمین برخورد کرده و عابری را هم که از زیر وی عبور می‌کند، میکشد.]15[ در این مجموعه رخدادها هیچ طرح و برنامه ملموسی دیده نمیشود. مردی که روی نردبان است در یک آن سر میخورد و فرد دیگر در آن لحظه کشنده زیر آن قرار میگیرد. با وجود تمام شریعتی که عکس العملهای طبیعی را هدایت میکنند، این مسئله کاملاً اتفاقی است. اما از دیدگاهی دیگر، این مسئله به هیچ وجه تصادفی نیست، بلکه قضا و قدر است. نبودِ علتهای قابل تشخیص برای رخدادهای خاص زمانی، چه کوچک و چه بزرگ، نوعی نتیجه‌گیری است که به یکی از ابعاد واقعیت وابسته است. این امر از حقیقت دیگری تخطی نمیکند. آنچه که باید حادث شود به وقوع پیوسته است، چون این رخدادها توسط طراحی که طبیعت در دست او است هدایت میشود. این نتیجه‌گیری از یک بعد متفاوت و دارای هماهنگی با واقعیت ناشی میشود.
ذات و مفهوم پدیدههای مادی، دست‌کم تا حدی، همان چیزی است که توسط ناظران دیده میشود. آنها به عنوان فیلترهای شناختی که از منشور فهم اولیه ناظر از هستی عبور کردهاند شکل میگیرند. درک پیچیدگی واقعیت فقط میتواند از طریق زبانهای اندیشهای شکل گیرد که هرکدام از این زبانها با مواردی که ادعا میکنند مطابقت دارند. با وجود این، در کمبود کلمات، از یک نامگذاری مشابه برای ادراکات و ارزیابیهای متفاوت استفاده میشود. برای تعیین مفاد هر نام‌گذاری باید احتیاط لازم صورت گیرد. «تعین‌گرایی» و «صدفه» از سویی از نظر علّیت علمی و پیش‌بینی پدیدههای مادی و از سوی دیگر از حیث سؤالات مربوط به قدرت برتر و اهمیت آن با هم تفاوت دارند. در طبیعت هیچگونه رویداد تصادفی وجود ندارد که با اراده و قدرت خدا بیارتباط باشد. هیچگونه تعین‌گرایی مربوط به نظم طبیعی خود مختار وجود ندارد که از اراده خدا مستقل بوده و با آن در تقابل باشد. در تمام رویدادها، چه آنها که با استانداردهای مادی علوم طبیعی جبرگرایانه و چه آنها که با مدل‌های احتمالاتی همخوانی دارند، دین یهود میتواند نقش هدفمند خالق و حاکم جهان را تشخیص دهد.
یادداشت‌ها
ادلمن جرالد ام. و مونکاستل ورنون بی.، مغز آگاه: سازمان نقاد و تئوری انتخاب گروهی عملکردهای عالی مغز (انتشارات ام.آی.تی، کمبریج، 1982).
استوارد اسکار ام.، فیزیک (چاپ چهارم، نیویورک،1944) ص 759.
ویس دیوید دابلیو.، «صدفه و تعین‌گرایی در طبیعت: زبان و دیدگاهها،» تردیشن، 20 (1982)، صص 101-105. [بازچاپ در انتهای این فصل.]
ویس دیوید، «یهودیت و فرضیههای تکامل در زیست‌شناسی: تأملات دانشمندی یهودی درباب یهودیت،» تردیشن، 19 (1981)، صص 3-27.
ویسکوپف ویکتور اف.، «مبدأ جهان. مقدمهای بر پیشرفتهای نظری اخیر که با کیهان‌شناسی و فیزیک ذرات در ارتباط است،» امریکن ساینتیست، LXXI (1983) صص 473-480.
ویس دیوید، «نیروهای طبیعت، نیروهای روح،» جودائیسم، 32 (1983)، صص 477-487.
ویس دیوید، «بازتابهای شریعت حاخامی: آغازها و ابعاد (بخش 1)،» تردیشن 20 (1982)، صص 205-227.
جان اکلسن.، روان آدمی (اشپرینجر اینترنشنال، هیدلبرگ،1980).
میشنا آووت 2: 21.
میشنا آووت 2: 6.
ابن‌میمون، میشنه تورات، کتاب معرفت، بخش دهم.
ویس دیوید، «یهودیت و فرضیههای تکامل در زیست‌شناسی: تأملات دانشمندی یهودی درباب یهودیت،» تردیشن، 19 (1) (بهار 1981) صص 3-27.
Meir Simchah Hacohen of Dvinsk (Meshech Chochmah). Commentary on Pentateuch, on Leviticus 26:3.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.