تبیین های زیست شناختی

دانلود پایان نامه

«تفاوتهای میان مردم، گوناگونی سرشت آنان است؛ زیرا آدمیان در آغاز، ترکیبی از خاک شور و شیرین، سخت و نرم بودند، پس آنان به میزان نزدیک بودن خاکشان با هم نزدیک، وبه اندازه ی دوری آن، از هم دور و متفاوتند….»برطبق این بیان، «تفاوتها از تفاوتهای مواد مختلف زمینی گرفته شده است وبا توجه به اینکه زمینها و مواد ترکیبی آنها باهم اختلاف دارند، وترکیبهای وجود انسانها از آن مواد با هم متفاوت است وتفاوت آن مواد تأثیر در روحیات وافکار واخلاق آنها دارد، به این ترتیب اختلافاتی ظاهر گشت.»در ادامه امیرالمؤمنینعلی علیه السلام به نمونه های متعددی ازتأثیر متقابل جسم بر اخلاق، فکر وصفات نفسانی اشاره می نمایند. که البته می توان گفت این رابطه ها(رابطه اخلاق وروحیات با اشکال مختلف جسمانی) کلیت ندارند وبه طور قطعی نیست. عوامل اثرگذار دیگری همچون شغل، رفتارخانواده،آب وهوای اقلیمی می تواند بر روح وروان انسان اثر می گذارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در جایی دیگراز رابطه ی ظاهر وباطن صحبت می کنند . البته این مسأله پیرامون شناخت انسان وجوامع بشری کاربرد دارد، چرا که «معمولا اعمال انسانها، بازتاب افکار واخلاق وصفات درونی آنهاست وظاهر آنان تراوشی از باطنشان است.بر این اساس هنگامی که باطن کسی برای ما مشکوک شود، باید در اعمال او دقت کنیم واز لابلای آن به باطن او پی ببریم.»
لذا می توان گفت میان جسم وروح ارتباط تنگاتنگی وجود دارد « دل سلطان تن است وهرگناهی که از شخص سر می زند در اثر بیماری دلش می باشد.» به عبارتی اعمال انسان بازتاب نیات وخواسته ها وسجایای اوست که به صورت طبیعی، ظاهر می شود.حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نمونه ای از این تأثیر را در صفت زشت حسادت بیان می نمایند. البته این تفاوتها ی جسمی، روحی، فکری واخلاقی که وجود دارد، براثر “تعلیم وتربیت” قابل تغییراست وهرگز به سلب اختیار آدمی نمی انجامد.
3-1-1-1.تفاوتهای جسمانی وارتباط آن باوراثت
«اعتقاد به تأثیر عوامل ژنتیک در ساختار و رفتار انسانی و شخصیت انسان‏، از دیر زمان مورد توجه بوده و اغلب مردم در گذشته به علت وجود شباهت زیاد بین صفات ظاهری اولیاء واولاد واستمرار وجود آن صفات در بین چندین نسل که روابط نسبی دارند، معتقد بودند که هر نوع روحیه و رفتاری را فرزند از گذشتگان و پدران خود به ارث می برد.» وهمین عوامل، شخصیت روحی و شاکله ی انسانی وجوامع را سامان می دهد. به همین دلیل امام علیعلیه السلام حتی در فرمان حکومتی خود در امر انتخاب فرماندهان و مدیران ارشد، وراثت را مدّ نظر قرار دادند و چنین سفارش نمودند: « پس از آنان کسانی را بگمار که صاحب مروّتند و گوهری نیک دارند.»
اما در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام وراثت، با دیدی کلی مطرح شده، نه اینکه عاملی برای بروز رفتارهای نامطلوب و ناهنجار؛ حضرت وراثت را در چند حوزه مطرح کرده اند، وراثت در صفات خوب و وراثت درصفات بد. به طوری که ایشان در این رابطه در نامه ای خطاب به معاویه، به مقایسه ای میان خاندان خود، با بهترین وراثت و خاندان اموی با پست ترین وراثت پرداخته اند.
الف)وراثت در صفات و رفتارهای بهنجار : امیرالمؤمنین علیه السلام نمونه هایی از رفتارهای بهنجار، مانند مواسات با دوستان و یکسان گرفتن خود با آنان را، نشان از نیکویی اصل و ریشه در وراثت معرفی می نمایند. همچنینمی فرمایند:« حُسنُ الأَخلاق ِ بُرهانُ کَرَم الأَعراقِ؛ » نیکویی اخلاق دلیل پاکی و فضیلت ریشه ی خانوادگی است. لذا خاندان و دودمان پیامبر صلوات الله علیه بهترین دودمان وبهترین فرزندان می باشند.
ب)وراثت در صفات و رفتارهای نابهنجار : وراثت می تواند زمینه ی ارتکاب به اعمال ناهنجار در جامعه را نیز فراهم سازد، اما امروزه با نگاهی معتدل به وراثت آن را نه عاملی قاطع و نه عاملی فاقد تأثیر می داند.
امام علی علیه السلام با بیان سابقه ی خانوادگی معاویه و خوارج نقش وراثت را بی تأثیر نمی پندارند. مانند بسیاری از وهابیان، یا کسانی که از طریق صحیح منحرف شدند و فرهنگ مسخط آنها نسل به نسل منتقل شده است.
تبیین های زیست شناختی وتئوری پردازان همچون لمبروزو نیز، با توجه به تجارب کسب شده، بر این عقیده اند که کجروی ارثی و مادرزادی است . ولیکن امیرالمؤمنین علیه السلام به معاویه اظهار می کنند که انسان می تواند با وجود وراثتی ناپاک به پاکی گراید.
بنابراین ملاحظه می شود وراثت بستری است که رفتار های آدمی مطابق با آن شکل می گیرد و یک سری صفات و خصوصیات از آباء و اجداد انتقال می یابد .
3-1-1-2. بیماریهای جسمی و روحی
گاهی بیماری های جسمی وروحی وعدم سلامت آن دو، عامل اساسی در هنجار گریزی های اجتماعی محسوب می شود. به همین دلیل مولای متقیان علی علیه السلام پایدار ماندن تندرستی را از بزرگترین نعمت ها، واعطای الهی و نیز بهره های زندگی معرفی می کنند واز بیماری تن تعبیر به زندان تن می نمایند.
از دیدگاه امام علی علیه السلام‏‏‏‏، اگرچه تندرستی تن از شروط لازم سلامت فرد است؛ ولی کافی نیست. در صورتی که فرد از نظر معنوی بیمار باشد، مال و سلامت تن برای او مفید نخواهد بود و افسارش به دست هوی و هوس های درونی می افتد. در نتیجه از این نعمت ها در جهت خلاف رشد و کمال خود استفاده می نماید و در صورت حرکت در خلاف رشد وکمال، فردی هنجار گریز و ناسالم محسوب می شود.
در این راستا امیرالمؤمنین علیه السلام تقوا و ترس از خدا را، داروی بیماری های دل معرفی می نمایند.این سخن نشان دهنده ی این است که عدم تقوای الهی و معنویت می تواند انسان را از سلامت روان محروم سازد.
البته انسانها هرگز نباید با وقوع بیماری ها و حوادث دچار هنجارگریزی گردند و یا به تندرستی خود مغرور گردند.چرا که، طبیعت دنیا است که به دنبال تندرستی بیماری هم وجود آید. و هر عافیت و تندرستی ای به سوی بلائی پیش می رود. و از طرفی تفاوت در روحیات انسان، سبب تغییراتی در زندگی می شود.
در این راستا امام علی علیه السلام حالات وتغییراتی را که برای روح به وجود می آید را بیان می کنند :
«زندگی اش دانش آن است، مرگش، نادانی آن است؛ بیماری اش تردید آن است؛ سلامتش یقین آن است؛ خوابش غافل بودن آن است ، و بیداری اش نگهداری آن است.»
از جمله مهمترین عوامل مؤثر در بروز بیماریها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
3-1-1-2-1غذاهای غیرطیب
غیر طیب به معنای عدم میانه روی، پاک نبودن از قبایح وزشتی هاست. مخالف عقل، از پسندها ومطلوبها دوری گزیدن است. وحقیقتی که جای انکار نیست این است که غذا در ساختن شخصیت آدمی مؤثر است، حال ممکن است غذای مادی باشد یاغذای معنوی‎.
در روایات اسلامی، تغذیه ی غیر طیب وبه عبارتی حرام، به گونه های مختلف مذمت شده، و آن را مایه ی عدم قبول اعمال و عبادات و ادعیه به شمار آورده است. به عبارتی غذاهای غیر طیب، همان روی آوردن به انواع گناهان است.
به عنوان مثال خوردن اموال یتیمان است از جمله غذاهای حرام است که در قرآن بارهابه آن اشاره شده است. و امیر المؤمنین آن را بسیار بد و ناپسند می دانند:« بئس الطعام الحرام»
نمونه ی دیگر عواملی که سبب بیماریهای تن می شود مربوط به غذاهای غیر طیب، خوردن و اندازه نگه نداشتن است. لذا به میانه روی در خوراکی ها سفارش شده است.علی علیه السلام کم خوردن را از پارسایی و پرهیزکاری؛ و پرخوری را از اسراف و زیاده روی معرفی می کنند.
در هر صورت غذاهای غیر طیب باعث ناهنجاری وبیماری تن وروح می شود. و طبق قانون «بقا ماده و انرژی» همواره در چهره ی واقعی اعمال محفظه ی روزگار باقی خواهد ماند ودر قیامت نیز به شکل مناسب، تجسم پیدا خواهد کرد.اگر غذا حلال باشد به شکل غذاهای گوارا، نمایان خواهد شد و مایه خرسندی و آسایش روحی خواهد گردید. اگر حرام باشد به شکل حمیم و غساق زقوم و آتش تبلور خواهد نمود و مایه ی رنج و عذاب آدمی خواهد شد. لذا باید به نوع غذا وکیفیت آن توجه نمود.
3-1-1-2-2. برآورده نشدن نیازهای روانی واختلالات شخصیتی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.