تحقیق رایگان درباره ارزش های اسلامی

دانلود پایان نامه

برنامه‏ریزیها عمدتاً بدون ملاحظه ارزش‏ها و اصول پایا و بنیادین دینی انجام میپذیرد. مرجع نهایی در چنین نظام‏هایی خرد ابزاری است. بی اعتنایی به ارزش‏ها موجب میشود که انگاره «هدف وسیله را توجیه میکند»، در عمل به صورت اصل حاکم درآید و آرمان‏ها و اصول اخلاقی را نادیده گیرد؛ مگر آنکه فرهنگ حاکم بر جامعه، ارزش‏های خاصی را تحمیل کند و سرپیچی از آنها را برنتابد. 
البته در پاره‏ای از نظام‏های ایدئولوژیک (مانند سوسیالیسم) بر ارزش‏هایی چون عدالت و برابری تأکید میشود؛ لیکن این نظام‏ها نیز اشکالات عمده‏ای دارند؛ از جمله: 
الف. نبود تعریف دقیق از عدالت و یا دیگر ارزش‏ها، 
ب. یکسونگری، تک ارزشی بودن و قربانی کردن همه ارزش‏ها به پای ارزش واحد؛ چنان که در سوسیالیسم آزادی فردی، فدای عدالت میشود و در لیبرالیسم تیغ آزادی، عدالت را ذبح میکند. 
اما در «حکومت دینی»، استفاده از روش‏های مغایر با کرامت الهی انسان و مخالف ارزش‏های والای اخلاقی و ویرانگر کمال و سعادت جاودانی بشر، مجاز نیست. در چنین نظامی «عقل ابزاری» به کلی کنار نمیرود؛ بلکه در کادر اصول و ارزش‏های عالی انسانی، مجال فعالیت دارد و از لجام‏گسیختگی آن، جلوگیری میشود. 
4-تفاوت در مبدأ قانون‏گذاری: در نظام‏های نامبتنی بر دین، خاستگاه قانون، چیزی جز تمایلات، خواسته‏ها، منافع دنیوی و گرایش‏های فعلی و زودگذر آدمیان نیست. 
در مقابل «حکومت دینی»، مبتنی بر اصل «توحید» در ربوبیت است. منشأ اصلی قانون در این نگرش، تنها خداوند است؛ خدایی که خالق، مالک و رب انسان است. لذا از منظر فلسفه حقوق دینی تنها خداوند، حق تصمیم‏گیری در امور انسان را دارد. از طرف دیگر او از مصالح و مفاسد بشر، بهتر از هر کسی آگاه است و بهترین راه نیک‏بختی و خیر برین را به او مینمایاند. 
بنابراین تنها قانونی رسمیت دارد که از سوی خداوند و یا کسانی که از جانب او مأذونند، جعل شده و با اصول و قواعد مورد قبول شارع، کاملاً سازگار باشد. لاجرم کارکرد مجاری قانون‏گذاری در چنین نظامی، عمدتاً کشف و استنباط قوانین الهی و تطبیق آن بر نیازمندیهای زمان است. 
گفتار دوم : مبانی دخالت دولت اسلامی در فرهنگ
به نظر می‌رسد، پذیرش واقعی دین، لازمه و علامت روشنی دارد که عبارت است از: مراجعه به متون مقدس دینی به عنوان یک منبع معرفتی. به بیان دیگر، ایمان و باور به یک دین، باید به پذیرش روشمند سلسله گزاره‌ها و تعالیم آن دین منجر شود .
اسلام از یک طرف، بنابر اینکه ایدئولوژی انقلابی است،در پی استقرار نوعی فرهنگ است و همچنان که تاریخ گواه آن است، دست به فرهنگ آفرینی زده است و از طرف دیگر ، بنا به محتوای تعالیم و احکام و رسالت دینی خویش، دارای ماهیتی فرهنگی است.همه ی تلاش های نظری و عملی اسلام، در جهت رشد و کمال و تعالی انسانی انسان ها و لزوما رشد و تعالی ظرفی که انسان در آن می بالد(فرهنگ)،قرار دارد.اسلام در آغاز ظهور خود،به منزله ی یک ایدئولوژی انقلابی،به نفی جهان بینی و نظام ارزشی رایج، یعنی فرهنگ جاهلی پرداخت و همواره کوشید با تکیه بر ارزش هایی که الهی- انسانی است،رشد و تعالی مادی و معنوی انسان را تحقق بخشد.چنین هدفی بنا به اندیشه ی بنیادین اسلام، از طریق توجه به زندگی اجتماعی و تکیه بر عناصر فرهنگی جامعه، حاصل می شود.عناصری همچون: خانواده،مدرسه،علم و هنر،اخلاق،تزکیه نفس،اصلاح امور اجتماعی و… .
«از طرف دیگر،اسلام ایدئولوژی سیاسی نیز هست.یعنی بنا به اعتقاد به اصل رهبری و ضرورت و لزوم اجرای احکام الهی در جامعه،به ارائه ی یک نظام فکری و نظریه ی سیاسی مشخص در باب حاکمیت پرداخته و به تشکیل دولت و استقرار حکومت سفارش کرده است. اسلام معتقد است که فراهم کردن زمینه های لازم برای رشد انسان و اجرای احکام و تعالیم تعالی بخش اسلام،نیاز به یک قدرت اجرایی و سازمان و تشکیلات دارد.در تفکر توحیدی اسلام،دین و دولت با هم ملازمه دارند.از آنجا که سعادت و کمال اخروی انسان در گرو سعادت و کمال این جهانی است،لذا دولت ابزار ایجاد زمینه لازم برای حاکمیت ارزش های اسلامی است.»
«اسلام جهان را نظامی قانونمند و هدفمند، مبتنی بر اصل از اویی و به سوی اویی می داند و انسان را نیز جزیی از این نظام هستی تلقی می کند که دارای کرامت و شان فوق العاده ای است و برای رسیدن به کمال و عبادت خالصانه و آگاهانه خداوند خلق شده است و همه چیز از جمله نظامات اجتماعی و فردی، اعم از سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و مانند آن که حکومت و نظام سیاسی نیز جزیی از نظامات است، بر مبنای همین نگاه تدوین و تنظیم می شوند. بر اساس این دیدگاه حکومت ابزاری برای حرکت تکاملی انسان تلقی می شود و اهداف و وظایف آن نیز بر اساس همین دیدگاه تنظیم می شود.»
«فلاسفه اسلامی برآنند که برای عالم خالقی و صانعی عالم و قادر و حکیم وجود دارد و این صانع حکیم از برای خلقت خود،غایتی متعالی دارد که بندگان باید بدان سو حرکت کنند.مبتنی بر این نگاه توحیدی ،ملاصدرا نهادحکومت را به عنوان وسیله و محملی در تحقق این اهداف تعریف می کند. وی سیاست را به منزله عبدی در خدمت شریعت می داند که اگر این عبد به اطاعت مولای خود مشغول شد، ظاهر عالم مطیع باطن آن شده و انسان به جانب خیرات کشیده خواهد شد.از نظر ملاصدرا حکومت اسلامی علاوه بر تنظیم امور معیشتی مردم باید به صورت جدی و به عنوان یک وظیفه تخلف ناپذیر نسبت به آموزش و پرورش مردم در امور مربوط به منافع آخرت که منافع اهم و اتم و ابقی هستند، اقدام کند؛به خصوص در دنیایی که آدمی در معرض انواع فتن و مفسده ها قرار دارد.کار خلیفه الهی از نظر ملاصدرا بیش از آنکه سیاسی یا نظامی یا اقتصادی باشد فرهنگی است؛یعنی تمام وجوه ارتباط او با مردم در خدمت آموزش و تربیت مردم در جهت تبدیل شدن به انسان هایی متعالی است و سیاست واقتصاد و نظامی گری،همگی صورتی آلی و وسیله ای می باشند که در خدمت تعلیم و تربیت و ارتقای معنوی انسانها که هدف غایی است، قرار می گیرند.»
«مراجعه به تعالیم اسلامی نشان می دهد که گرچه اسلام در نظام حقوقی خویش چارچوب مشخصی برای حقوق مردم ترسیم کرده و تاکید فراوانی بر حق الناس واحترام به حق مشروع هر فرد دارد، با وجود این کارکرد و وظیفه دولت اسلامی،به حراست از این چارچوب حقوقی و تامین شرایط اولیه و ضروری یک اجتماع سیاسی محدود و منحصر نمی شود، بلکه وظایف و رسالت های گسترده ای دارد و این گستره ی رسالت و مسئولیت دولت اسلامی برخاسته از لزوم متعهد بودن او، به تصویری است که اسلام از خیر جامعه و زندگی مطلوب اسلامی، ارائه می دهد.»
بررسی یک آیه
«الذینَ اِن مَّکَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقاموا الصّلاه  و آتوا الزَکاه  وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ َنهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لله عاقِبَه  الاُمورِ.» کسانی که چون آنان را در زمین قدرت و توانایی دهیم، نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کردارهای ناپسند باز می‌دارند، و فرجام همه  کارها از آنِ خداست. قدرت یافتن در زمین «تمکین فی‌الارض» یا رسیدن به قدرت حکومت از سوی خداوند است. به عبارت دیگر، اصل قدرت در تفکر دینی، الهی است. با توجه به تعدد معنای «فی الارض»، از این آیه برمی‌آید که حکم موردنظر، چه در قدرت‌های کوچک منطقه‌ای و چه در دولت‌های بزرگ و حتی بین‌المللی، یکسان است. از عبارت «اقام الصلوه » فهمیده می‌شود که، مهم‌ترین و اولین کار حکمرانان دینی این است که اولاً، خود به تعالیم دینی عامل و پایبند باشند و ثانیاً، زمینه‌ساز اجرا و ترویج همگانی آن شوند.
در مرحله  بعد، توجه به مشکلات اقتصادی و بالا بردن سطح زندگی ،دغدغه دیگر حکمرانان دینی است. که عبارت «اتوا الزکاه » را می‌توان ناظر به این معنا دانست. امر به معروف، صرف گفتن و پند و اندرز دادن یا امر کردن نیست، بلکه زمینه‌سازی برای ترویج معروف و ارزش‌های دینی است و تقدم آن بر نهی از منکر نیز به معنای اولویت فعالیت‌های فرهنگی ایجابی است.عبارت «و لله عاقبه  الامور» در پایان آیه، شاید می‌تواند بیانگر این پیام باشد که اثربخشی فعالیت‌های فرهنگی در جامعه  دینی، قطعیت تام و تمام ندارد. به عبارت دیگر، در انجام فعالیت‌های فرهنگی، حکمرانان دینی مکلف به انجام وظیفه هستند و اخذ نتیجه را باید به خداوند واگذار کنند. این مضمون در موارد دیگری نیز در قرآن کریم از جمله آیه  کریمه  «اِنَّکَ لاتَهدی مَن اَحبَبتَ وَ لکِنَّ اللهَ یَهدی مَن یَشاءُ»،مورد اشاره قرار گرفته است.
بررسی یک روایت
تمیم داری می‌گوید: خدمت رسول خدا(ص) بودیم. حضرت فرمود: «الدّین النصیحه» دین، نصیحت و خیرخواهی است. تعجب کردیم و عرض کردیم: نصیحت و خیرخواهی برای چه کسی؟ فرمودند: «لله، ولِکِتابِهِ وَ لِرَسولِهِ وَ لاَئِمَّه  المُسلِمینَ وَ عامَّتِهِم». برای خدا، برای کتاب او، برای پیامبر او، برای پیشوایان مسلمانان و برای توده آنها.نصیحت به معنای خیرخواهی است و نه پند و اندرز و موعظه: «النصح تَحرّی فِعلٍ اَو قَولٍ فیهِ صَلاحُ صاحِبِهِ».نصح و نصیحت عبارت است از انتخاب کردار یا گفتاری که به صلاح شخص موردنظر باشد. علی‌رغم وجود معنای اصلی واجد برای نصح و نصیحت، مصداق این معنا در موارد مذکور در حدیث فوق ،متفاوت خواهد شد.برای مثال، نصیحت نسبت به خداوند با نصیحت نسبت به پیامبر و ائمه مسلمانان متفاوت خواهد بود. خیرخواهی نسبت به خداوند می‌تواند به معنای نصرت الهی باشد.
آیت‌الله مهدوی کنی در ذیل آیه  مذکور می‌فرمایند: دایره نصیحت از آنچه آن مرحوم [محدث قمی] نوشته‌اند، گسترده‌تر است. مثلاً نمی‌توان نصیحت نسبت به خدا و رسول‌خدا(ص) و ائمه(ع) را به تصدیق و پیروی منحصر کرد؛ بلکه هر مفهومی که در چارچوب خیرخواهی و اخلاص و صداقت قرار گیرد، در دایره نصیحت وارد است.به طور مثال، اگر اطلاع از جریانات و حوادث موجود در کشور یا کیفیت عمل کارگزاران و مسئولان حکومت برای رهبر مفید است، گزارش وضع موجود از مصادیق «النصیحه  لِأئمه  المسلمین» است. هرچند گزارش‌کننده ،نسبت به این کار مأموریت و مسئولیت خاصی نداشته باشد. پس، هر سخن و عملی که به منظور خیرخواهی با صراحت و بدون پیرایه اظهار شود، نصیحت است.
باید توجه کرد که در حدیث مذکور، نصیحت و خیرخواهی از منظر آحاد مردم مورد توجه و توصیه قرار گرفته است. از این‌رو، می‌توان به طریق اولی استنباط کرد که نصیحت و خیرخواهی مورد توصیه در حکمرانان و پیشوایان جامعه  اسلامی نیز وجود دارد یا باید وجود داشته باشد.مدعای مذکور مؤیدات روشنی از قرآن کریم دارد و آن اینکه، در آیات متعدد برخی از پیامبران الهی عملکرد خود را در نصیحت و خیرخواهی خلاصه‌ نموده‌اند.

مانند حضرت نوح(ع) به عنوان پیامبری صاحب شریعت، خطاب به قوم خود فرمود: «اُبَلِّغُکُم رِسالَه  رَبّی وَ اَنصَحُ لَکُم».«… وَ لایَنفَعُکُم نُصحی».و یا سخن حضرت صالح(ع) به عنوان پیامبری تبلیغی، خطاب به قوم خود فرمود: «وَ نَصَحتُ لَکُم وَ لکِن لاتُحِبّونَ النّاصِحین».با توجه به آنچه گذشت، نکته‌ای که لازم به یادآوری است اینکه، نصیحت و خیرخواهی انبیا و سایر پیشوایان دین عمدتاً چیزی است که به تعبیر امروزی در عرصه‌های فرهنگی مصادیق و تجیلات خود را نشان می‌دهد و می‌توان برای آن دو رکن اساسی برشمرد؛الف.: آزاد کردن انسان‌ها از سلطه  طاغوت‌ها (نحل: 36) ب. تزکیه و تعالی اخلاقی (جمعه: 2).
گفتار سوم : رسالت دولت اسلامی در عرصه فرهنگ (اهداف و وظایف)
مکتب حیات بخش اسلام بر اساس جهان بینی و نگاهی که به انسان و جهان دارد برای نظام سیاسی و حاکمان جامعه اهداف و وظایفی در نظر گرفته است تا بدین سان نظام سیاسی مورد نظر اسلام جامعه را به سمت آرمان های مطلوب هدایت کند.
بند اول : اهداف دولت اسلامی در عرصه فرهنگ
در اینجا به مهم ترین اهداف حکومت در اسلام در بعد فرهنگی، اشاره می شود:
«تکامل همه جانبه انسان: اولین و مهم ترین هدف بعثت انبیا رشد،کمال و حرکت انسان در هر دو بعد مادی و معنوی به سوی خداوند متعال است . پس حاکمیتی که مبنی بر این آموزه ها باشد، باید محوری ترین هدف خود را رشد و کمال انسان قرار دهد به گونه ای که نتیجه قهری برقراری چنین حکومتی،حرکت شتابان انسان و جامعه او در همه ابعاد، به سمت توسعه باشد. پس یکی از حقوق مردم بر حکومت اصلاح و هدایت جامعه آنها در مسیر کمال است.
عدالت: حکومت اسلامی یکی دیگر از اهداف عالیه خود را برقراری عدالت در جامعه می داند. عدالت اگرچه یک ارزش است اما به گونه ای بر جامعه تاثیر دارد که رواج و نهادینه شدن بسیاری از ارزش های دیگر را ،به خود متکی کرده است . عدالت، زمینه ساز هدایت و رشد فضایل اخلاقی در جامعه است و نمی توان بین کمال انسان و عدالت تفکیک قایل شد و این دو مکمل هم هستند. به عبارت دیگر حاکمان صالح در بستری از عدالت قادر به تربیت جامعه و پیش بردن آن به سمت کمال هستند.
آزادی: اسلام با توجه به نگاهی که به انسان دارد او را در هر دو بعد تکوینی و تشریعی موجودی آزاد می داند . زیرا هدف حکومت اسلامی تربیت انسان های متکی به خود و آزاده ای است که در عین حال با بصیرت و عقلانیت سره را از ناسره تشخیص داده و با اختیار کامل راه مستقیم الهی را برگزیند.»
«آنچه موردنظر متون دینی است آزادی مثبت یا آزادی برای است که در نقطه مقابل تلقی لیبرالی از آزادی یعنی آزادی منفی یا آزادی از، قرار دارد.از آنجا که آزادی مثبت مقوله آزادی را در حصار تنگ وجود یا فقدان تحمیل و فشار فیزیکی، خلاصه نمی کند و از منظری عمیق تر، وجود شرایط عینی خودشکوفایی افراد و تحقق غایات و آمال معقول افراد را نیز مد نظر دارد. و به طور طبیعی، دخالت بیشتر دولت در کنترل شرایط و فراهم آوردن مقدمات تحصیل آزادی را موجه می داند.نظریه آزادی مثبت، جامعه آزاد را جامعه ای می داند که امکان شکوفایی افراد و مجال بروز استعدادها و خواست های واقعی آنان به حداکثر برسد. این نگرش در مواردی اقتضا دارد که دولت در اموری مداخله کند یا آزادی عمل پاره ای افراد و گروه ها سد شود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برای نمونه در مقوله فرهنگ، آزادی عمل کسانی که با تولید محصولات غیر مجاز جنسی ،سعی در تخریب اخلاق و ترویج ابتذال دارند، سد راه آزادی واقعی افراد یک جامعه است. در چنین فضایی فرصت و قدرت انتخاب زندگی اخلاقی و معنوی، از جوانان و نوجوانان تا حد زیادی سلب می شود و حق رستگاری آنان پایمال می شود. در نظام ارزشی اسلام ، استقلال فردی و آزادی در عین برخورداری از جایگاه رفیع، هرگز به عنوان ارزش مطلق و فوق همه ارزشها تلقی نمی شود.»

حکومت اسلامی،تضمین کننده ی حق انتخاب مردم است. در عین اینکه باید تمام تلاش خود را برای هدایت و تربیت انسان های با فضیلت،به کار بندد و جامعه ای رها از قید و بندهای طواغیت،فراهم کند.
بند دوم : وظایف دولت اسلامی در عرصه فرهنگ
یکی از اهداف مهم بعثت پیامبران، تعلیم و تربیت جامعه، ارتقای‌ دانش و بینش مردم و اصلاح امور اجتماعی، سیاسی و اخلاقی جامعه در مسیر شناخت و بندگی خداوند متعال است. این اهداف برای حاکمان اسلامی به صورت طبیعی، در قالب وظیفه مقرر شده است، به‌گونه‌ای که امام علی(ع)، عمده‌ترین وظیفه حکومت اسلامی را همین موضوع می‌داند و می‌فرماید:«حق شما بر من این است که شما را در مقوله‌های گوناگون آموزش دهم تا آگاهی شما افزایش یابد و دچار جهل و گمراهی نشوید و اینکه شما را به‌گونه‌ای تربیت کنم که راه و رسم چگونه زندگی‌کردن را بیاموزید.»
کارگزاران دولت دینی، عهده‌دار تأمین علم و دانش شهروندان قلمرو حکومت خود هستند. آنان موظف‌اند؛ زمینه‌های کسب دانش و افزایش آگاهی‌های مردم را در عرصه‌های گوناگون ،فراهم سازند. در این مورد آیاتی مانند:هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیّنَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِه وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ». به خوبی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید