تحول روان‎اجتماعی

دانلود پایان نامه

ب) والدگری مثبت، نمره‎ای است که از اجرای زیر مقیاس والدگری مثبت از مقیاس”شیوه‎های والدگری” ( گورمن ـ اسمیت و دیگران، 1996، اقتباس از شوارتز و دیگران، 2005) به‎ دست می‎آید.
پ) ارتباط والد ـ نوجوان، نمره‎ای است که از اجرای مقیاس”ارتباط والد ـ نوجوان”(بارنز1و السون2، 1985، اقتباس از شوارتز و دیگران، 2005) به‎ دست می‎آید.
ت) حمایت خانواده، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس حمایت خانواده از مقیاس “روابط خانوادگی” (تولان، گورمن ـ اسمیت، زلی و هیسمن، 1997، اقتباس از شوارتز ودیگران، 2005) حاصل می‎شود.
ـ بافت مدرسه (متغیر برون‎زا): مدرسه یک سازمان رسمی آموزشی است که دارای ارزش‎ها، هنجارها، فعالیت‎ها و امور روزانه خود است و بر تحول عقلانی، اجتماعی ـ عاطفی و رفتاری نوجوانان تأثیر می‎گذارد. عوامل مرتبط با مدرسه که در تأثیرگذاری بر یادگیری و تحول روان‎اجتماعی طی نوجوانی اهمیت بیشتری دارند، با محیط مدرسه و کلاس درس در ارتباط‎اند. جنبه‎های متفاوت جوّ مدرسه، همچون حمایت معلم و پیوند با مدرسه تأثیرات مهمی بر تحول دانش‎آموزان دارد. در مدارسی که معلمان آن حمایت‎کننده و قاطع‎اند، پیوند دانش‎آموزان با مدرسه قوی‎تر است (استاینبرگ، 2005). پیوند با مدرسه، به پیوندی اطلاق می‎شود که دانش‎آموز با مدرسه، کارکنان مدرسه و آرمان‎های تحصیلی حمایت‎شده از سوی مدرسه دارد (موری و گرینبرگ، 2001). پیوند با مدرسه دارای چهار بعد است: دلبستگی به مدرسه، دلبستگی به کارکنان، تعهد به مدرسه و مشارکت در مدرسه (مادوکس و پرینز، 2003).
درپژوهش حاضر، بافت مدرسه بر حسب نشانگرهای الف) حمایت معلم، ب) پیوند با مدرسه، عملیاتی می‎شود:
الف) حمایت معلم، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس 5 سؤالی حمایت معلم از مقیاس” ارزیابی‎های حمایت اجتماعی3″ (دوبو4 و اولمان5، 1989) به‎ دست می‎آید.
ب) پیوند با مدرسه، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس 8 سؤالی پیوند با مدرسه از مقیاس” اشخاص زندگی من6″ کوک7، گرینبرگ و کوش8(1995، اقتباس از موری و گرینبرگ، 2001) حاصل می‎شود.
ـ بافت همسال (متغیر برون‎زا): در این پژوهش، گروه همسال به دوستان و همکلاسی‎های فرد اشاره دارد. گروه همسال از یکسو برای نوجوان همنشینی، حمایت اجتماعی و عاطفی فراهم می‎کند و از سوی دیگر، می‎تواند منبع خطر برای برخی از نوجوانان باشد. برای مثال، فقدان حمایت همسالان با نشانه‎های برونی‎سازی‎شده مرتبط است (لوپز و دبوئا، 2005).
در پژوهش حاضر، بافت همسال بر حسب نشانگرهای حمایت همسال عملیاتی می‎شود.
الف) حمایت همسال، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس حمایت همسال از مقیاس”ارزیابی‎های حمایت اجتماعی”(دوبو و اولمان، 1989) به‎ دست می‎آید.
ـ هویت (متغیر برون‎زا و درون‎زا): از نظر اریکسون، هویت شخصی به دیدگاه فرد در مورد خودش بر حسب اهداف، ارزش‎ها و باورها اطلاق می‎‎گردد. این بعد از هویت از جنبه‎های متفاوت خود تشکیل شده است که یک فرد را به عنوان شخصی به خصوص معین می‎سازد و کمک می‎کند که او از دیگران متمایز شود (شوارتز، 2001).
قسمت اعظم نظریه هویت و پژوهش‎های مرتبط با این حوزه از نظریّه اریکسون (1950، 1968، نقل از شوارتز ودیگران، 2009) نشئت گرفته است که در آن انسجام هویت و سردرگمی هویت، به منزله دو پیامد بالقوه فرایند تحول هویت، در نظرگرفته می‎شوند. بر این اساس، تحوّل موفقیّت‎آمیز هویت به منزله میزان غلبه انسجام هویت بر سردرگمی هویت عملیاتی می‎شود. شوارتز و همکاران او در چندین پژوهش (برای مثال، شوارتز و دیگران، 2005) نشان داده‎اند که انسجام هویت و سردرگمی هویت، مؤلفه‎هایی جدا از هم ولی همپوش در اوایل نوجوانی هستند. احساس منسجم هویت به سازماندهی تجارب فرد و معنادهی به آن کمک می‎کند و هدایتگر تصمیمات و رفتارهای فرد است در صورتی که احساس پراکنده هویت، فرد را نسبت به رویدادهای خارجی آسیب‎پذیر می‎کند.
در این پژوهش، هویت بر حسب نشانگرهای الف) انسجام هویت و ب) سردرگمی هویت، عملیاتی می‎شود.
انسجام هویت و سردرگمی هویت، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس هویت از مقیاس”مراحل روان‎اجتماعی اریکسون1″( روزنتال2، گورنی3 و مور4، 1981) به‎ دست می‎آید.
ـ رفتار مشکل‎آفرین (متغیر درون‎زا): رفتار مشکل‎آفرین، رفتاری است که از نظر اجتماعی مشکل، منبع نگرانی یا طبق هنجارهای جامعه متعارف، نامطلوب تلقی می‎شود و وقوع آن معمولاً نوعی پاسخ مهار اجتماعی را موجب می‎گردد (جسور و جسور، 1977، نقل از لی5، استانتون6 و شولی7، 2007). سه مقوله از رفتارهای مشکل‎آفرین در دوره نوجوانی بر طبق نظر آخن‎باخ و ادلبراک8 (1987، نقل از استاینبرگ، 2005) عبارت‎اند از سوء مصرف مواد، مشکلات درونی‎سازی‎‎شده و مشکلات برونی‎سازی‎شده. مشکلات برونی‎سازی‎شده مشکلاتی هستند که به بیرون از شخص نوجوان جهت دارند و در مشکلات رفتار ارتباطی، از جمله بزهکاری و پرخاشگری ضد اجتماعی، متجلّی می‎شوند. رفتار پرخاشگرانه، رفتار نقض قانون و مشکلات توجه، از تظاهرات متداول رفتار برونی‎سازی‎شده در اوایل نوجوانی هستند (ریو1و دیگران، 1989، نقل از سالیوان2و دیگران، 2007).
در پژوهش حاضر، برای فائق آمدن بر چندبعدی بودن نشانه‎‎های برونی‎سازی‎‎شده نوجوان، این نشانه‎ها با بهره‎گیری از چندین نشانگر سنجیده می‎شوند؛ بدین ترتیب که رفتار مشکل‎آفرین برونی‎سازی‎شده بر حسب نشانگرهای الف) رفتار پرخاشگرانه، ب) مشکلات توجه و پ) رفتار نقض قانون عملیاتی می‎شود.
الف) رفتار پرخاشگرانه، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه از پرسشنامه”خودگزارش‎دهی نوجوان3″(برای گزارش نوجوانان) و”سیاهه رفتاری کودک4″(برای گزارش والدین) (آخن‎باخ و رسکورلا، 2001، اقتباس از آخن‎باخ، 2001)، به‎ دست می‎آید.
ب) مشکلات توجه، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس مشکلات توجه از پرسشنامه”خودگزارش‎دهی نوجوان” (آخن‎باخ و رسکورلا، 2001، اقتباس از آخن‎باخ، 2001)، به‎ دست می‎آید.
پ) رفتار نقض قانون، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس رفتار نقض قانون از “خودگزارش‎دهی نوجوان” (برای گزارش نوجوانان) و” سیاهه رفتاری کودک” (برای گزارش والدین) (آخن‎باخ و رسکورلا، 2001، اقتباس از آخن‎باخ، 2001)، به‎ دست می‎آید.
گستره نظری و پیشینه
پژوهشی مسئله مورد بررسی
فصل دوم
1ـ2 نوجوانی: تعریف‎ها و مفهوم‎پردازی‎ها
به لحاظ تأثیرپذیری تجربه نوجوانی از عوامل تاریخی، اقتصادی و فرهنگی، ارائه تعریفی جهانی از نوجوانی، دشوار است. اصطلاح نوجوانی برای اولین بار در قرن پانزدهم مورد استفاده قرار گرفته است. ریشه لاتینی واژه نوجوانی فعلadolescere به معنی”رشد کردن1″است. نوجوانی را می‎توان مرحله‎ای از زندگی در نظرگرفت که با بلوغ آغاز می‎شود و هنگامی که فرد حقوق و مسئولیت‎های بزرگسالان را به دست می‎آورد و از سوی خانواده، قانون و جامعه به رسمیت شناخته می‎شود، پایان می‎پذیرد (آدامز، 2005؛ لرنر2و استاینبرگ، 2009 ).
نوجوانی دوره‎ای از گذر3هاست. این دوره اگرچه گاه مترادف با سال‎های 13 تا 19 سالگی در نظرگرفته شده، در قرن گذشته به‎طور قابل ملاحظه‎ای طولانی شده است؛ زیرا نوجوانان از نظر جسمانی زودتر رشد یافته می‎شوند، همچنین ورود بسیاری از افراد به دنیای کار و ازدواج تا اواسط دهه بیست سالگی با تأخیر همراه است. به دلیل همین تغییرات، شروع نوجوانی حدود 10 سالگی و خاتمه آن اوایل دهه بیست سالگی در نظرگرفته می‎شود (استاینبرگ، 2005).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.