تحول روان‎اجتماعی

دانلود پایان نامه

یکی از متغیرهایی که در پژوهش‎های مرتبط با آثار مدرسه بر تحول نوجوان مورد بررسی قرار گرفته، پیوند با مدرسه3 است. پیوند با مدرسه به ارتباطی که دانش‎آموز با مدرسه، کارکنان مدرسه و آرمان‎های تحصیلی مورد حمایت مدرسه دارد، اطلاق می‎گردد (موری4و گرینبرگ5، 2001). نتایج پژوهش‎ها نشان داده‎اند که پیوند با مدرسه، موجب افزایش تجربه‎های تحوّلی مثبت و کاهش تجربه‎های تحوّلی منفی می‎شود (کاتالانو6، هاگرتی7، استرل8، فلمینگ9و هاکینز10، 2004). پیوند ضعیف با مدرسه با میزان بالاتر رفتارهای مشکل‎آفرین (مصرف مواد، رفتارهای پرخاشگرانه، بزهکاری، اخراج از مدرسه) در ارتباط است (هاکینز و دیگران، 1997؛ سیمونز ـ مورتون11، کرامپ12، هاینی13و سیلور14،1999؛ اینالو15، استاتین16و نورمی17، 2000؛ کروستو18، 2000، نقل از مادوکس19و پرینز20،2003؛ لی21و اسمیت ـ آدکوک22، 2005؛ شوارتز و دیگران، 2006).
از نظر برزونسکی23و آدامز (1999) محیط مدرسه که حمایت معلمان24 جنبه‎ای از آن را دربر می‎گیرد، بافت مهمی است که در آن هویت نوجوان تحول می‎یابد. استاینبرگ (2001) نشان داد که همان رگه‎های مرتبط با شیوه‎های فرزند‎پروری اقتدارگر25، یعنی، صمیمیت، حمایت، ثبات، پذیرش، آزادی عمل (خودمختاری) روان‎شناختی26، مشخصه معلمان کارآمد نیز هست. افزون بر این، سوننز27و ونتینکیست28 (2005) به این نتیجه دست یافتند که سبک تدریسی که حمایتگر نیاز نوجوان به آزادی عمل باشد، با تعهد29 و اکتشاف30 حرفه‎ای رابطه مثبت دارد. اگرچه پژوهش‎های کمی در مورد نقش معلمان در تحوّل هویّت وجود دارد، مطالعات انجام شده مبیّن ارتباط حمایت معلمان با اکتشاف و تعهد نوجوان است (هال و براسارد، 2008).
روابـط با گروه همسال برای تحـول روان‎اجتماعی در دوره کـودکی و نوجـوانی مهم است، اما طیّ دوره
نوجوانی روابط با همسالان (و دوستی1به‎طور خاص) اهمیت منحصر به فردی دارد. روابط با همسالان به تحول روان‎اجتماعی سالم نوجوان کمک می‎کند (گلداشتاین2، دیویس ـ کین3و اکلز، 2005). دوستی در ظهور هویت من4 نقش مهمی دارد و اغلب با دوستان خوب است که افراد برای اکتشاف موقعیت‎ها، نگرش5‎ها و رفتارهای جدید احساس راحتی زیادی می‎کنند و این دوستان هستند که معمولاً طیّ فرایند هویت، حمایت و پسخوراند6فراهم می‎آورند (ایکرز7، جونز و کویل8، 1998). هامر9و بروخ10(1994، نقل از هال و براسارد، 2008) نشان دادند که شبکه حمایتگر همسالان، در نوجوانان هویت موّفق11را ارتقا می‎بخشد و از هویت بازداشته12 جلوگیری می‎کند.
روابط با گروه همسال، همچنین می‎تواند منبع خطری برای برخی از نوجوانان باشد (گلداشتاین و دیگران، 2005) . نتایج پژوهش‎ها نشان داده است که فقدان حمایت همسالان با نشانه‎های افسردگی و برونی‎سازی‎شده مرتبط است (لوپز13و دوبوئا14، 2005). ریس15و یانیس16(2004) گزارش دادند که تعارض17‎های مستمر با همسالان (مبیّن یک محیط غیرحمایتگر) با سردرگمی هویت ارتباط دارد.
پژوهش‎هایی که تا بدین‎جا مطرح شده‎اند مبیّن رابطه کنش‎وری خانوادگی، بافت مدرسه و گروه همسال با هویت و رفتارهای مشکل‎آفرین‎اند. پیش‎تر نیز به پژوهش‎هایی که نشان می‎دادند هویت به رفتارهای مشکل‎آفرین مربوط است، اشاره شد. این مطالعات به‎طور جداگانه انجام شده‎اند، اما چگونگی تأثیرات همزمان سه بافت خانواده، مدرسه وگروه همسال بر هویت و رفتارهای مشکل‎آفرین در اوایل دوره نوجوانی مشخص نیست. با توجه به مطالب بالا، مسئله اصلی پژوهش کنونی این است که آیا روابط عوامل بافتی، هویت و رفتار مشکل‎آفرین در قالب یک الگوی نظری (شکل 1ـ1) از برازش کافی برخوردار است.
3ـ1 چهارچوب نظری پژوهش
گرچه پیشینه پژوهشی در باب رابطه 1) کنش‎وری خانوادگی و هویت، 2) کنش‎وری مدرسه و هویت، 3) حمایت همسال و هویت، 4) هویت و رفتار مشکل‎آفرین، 5) کنش‎وری خانوادگی و رفتار مشکل‎آفرین، 6)
کنش‎وری مدرسه و رفتار مشکل‎آفرین، و 7) حمایت همسال و رفتار مشکل‎آفرین به‎طور جداگانه مورد نظر
قرارگرفته‎اند، می‎توان بر مبنای :
الف) پژوهش‎هایی که این روابط دوتایی را نشان داده‎اند (در قسمت بیان مسئله به برخی از آنها اشاره شد)؛
ب) نظریه بوم‎تحولی شاپوچنیک و کوتس‎ورت (1999، نقل از کوتس‎ورت و دیگران، 2002) که فرایندهای چندبعدی مداخله‎گر در تحول رفتار مشکل‎آفرین نوجوان را بر اساس بافت‎های اجتماعی چندگانه تأثیرگذار بر تحول (برای مثال، خانواده، مدرسه و همسال) مفهوم‎پردازی می‎کند؛
پ) الگوی زیست‎روان‎اجتماعی1داج2و پتیت3(2003) در باب تحول مشکلات رفتار ارتباطی مزمن4 که بر
اساس آن فرایندهای بافتی بر فرایندهای درونی نوجوان تأثیر می‎گذارند که این امر به‎‎نو‎به ‎خود، آمادگی زیستی5 نوجوان را نسبت به انواع خاصی از رفتارها تغییر می‎دهد و بدین ترتیب، اهمیت متغیرهای درون‎فردی را در تحول مشکلات رفتار ارتباطی برجسته می‎سازد و بالاخره ث) نظریه اریکسون (1950، نقل از شوارتز و دیگران، 2005) که بر اساس آن هویت منسجم به نوجوان کمک می‎کند که به تجربه‎هایش سازمان و معنا دهد و تصمیمات و رفتارهایش را هدایت کند، یک الگوی نظری (شکل1ـ1) را تدوین و آزمون کرد.
-____-
+


+

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.