ترکیب واژه

دانلود پایان نامه

«أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ مَا أَکْرَهْتَ نَفْسَکَ عَلَیه؛
«افضل اعمال عملى است که خودت را بر آن مجبور کرده‏اى.»
و این جا نیز «تکاره» مکروه داشتن به بعضى از فرماندهان نوشته:
«فَإِنَّ الْمُتَکَارِهَ مَغِیبُهُ خَیرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ وَ قُعُودُهُ أَغْنَى مِنْ نُهُوضِه؛
آن‌که چیزى را ناخوش دارد، غائب بودنش بهتر از حضور و نشستن‏اش بهتر از قیام است.»
و «کَرَائِهُ الْأُمُور»؛ کارهاى ناپسند.
نتیجه: با توجه به سیاق کلام، مراد حضرت همان عدم رضایت و اشتیاق است.
5. 2. نامۀ 5
من کتاب له × إلى أشعث بن قیس عامل أذربیجان
«وَ إِنَّ عَمَلَک لَیسَ لَک بِطُعْمَهٍ وَ لَکنَّهُ فِی عُنُقِک أَمَانَهٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَک لَیسَ لَک أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیهٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِیقَهٍ وَ فِی یدَیک مَالٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّى تُسَلِّمَهُ إِلَی وَ لَعَلِّی أَلَّا أَکونَ شَرَّ وُلَاتِک لَک وَ السَّلَامُ.»
به اشعث بن قیس:
«به اشعث پسر قیس (عامل آذربایجان) کاری که به عهده توست نانخورش تو نیست بلکه بر گردنت امانتی است. آن‌که تو را بدان کار گمارده، نگهبانی امانت را به عهده‌ات گذارده. تو را نرسد که آنچه خواهی به رعیت فرمایی، و بی دستوری به کاری. دشوار درآیی. در دست تو مالی از مال‌های خداست عز و جل، و تو آن را خزانه داری تا آن را به من بسپاری. امیدوارم برای تو بدترین والیان نباشم، والسلام.»
1. 5. 2. ترکیب واژه‌ها
«وَ مِن کِتَابٍ لَهُ × إِلَی الاَشعَثِ بِن قَیس وَ هُوَ عامِلُ آذُربِیجَانِ
وَإنّ: (و) استثناف، ح. نسخ؛ عَمَلَکَ: اسم ان، (ک) مضاف إ؛ لَیسَ: ف م ب (ـَـ)، اسم لیس [هر]؛ لَکَ: جار و مجرور؛ بِطُعمَهٍ: (ب). جر زائد، خبر لیس، خبنَ [مل]؛ وَ لِکنَّهُ: (و) عطف، ح. نسخ، (ه) اسم لکن
فِی: ح. جرّ؛ عُنُقِکَ: مجرور، (ک) مضاف إ؛ أَمَانَهٌ: خبر لکن؛ وَأَنتَ: (و) عطف؛ مُستَرعیً: مبتدأ؛ لِمَن: خبر؛ فَوقَکَ: جار و مجرور، م. فیه، (ک) مضاف إ؛ لَیسَ: ف م ب (ـَـ)
لَکَ: جار و مجرور، خبر لیس[م]؛ أََن: ح. نصب؛ تفتَاتَ: ف ض ن (ـَـ)، فاعل [أنت]، اسملیس [مل]؛ فِی: ح. جرّ؛ رَعِیَّهٍ: مجرور؛ وَلا: (و). عطف، ح. نفی؛ تُخاطر: ف ض ن (ـَـ)، فاعل [أنت]
إِلا: ح اسثناء،؛ بِوَثِیقهٍ: جار و مجرور؛ وفی: (و). عطف، ح جزّ؛ یدیک: مجرور، (ک) مشاف، خبر مقدم [م]؛ مال: مبتدأ؛ من: ح. جرّ؛ مال: مجرور؛ الله: مضاف إ؛ عزّ: ف م ب (ـَـ)، فاعل [هر]
وَجَلَّ: (و). عطف، ف م ب (ـَـ)، فاعل [هر]؛ وَأانتَ: (و). حالیه، مبتدأ؛ مِن: ح. جرّ؛ خُزَّانِهِ: مجرور، (ه) مضاف إ، خبر [م]؛ حَتی: ح. نصب؛ تُسَلِّمَهُ: ف ض ن (ـَـ)، (ه) م. به، فاعل [أنت]
إلی: جار و مجرور؛ وَلعلی: (و). عطف، ح. نسخ، (ی) اسملعل؛ أآلا: (أن). نصب، ح. نفی؛ أَکُونَ: ف ض ن (ـَـ)، اسم کان [أنا]؛ شَرَّ: خبر کان
وُلاتِکَ: مضاف إ، (ک) مضاف إ، خبر لعل [مل]؛ لَکَ: جار و مجرور؛ وَالسَّلام: (و) استثناف، مبتدأ، خبر [م]
نُهوُضِهِ = از نَهَضَ از باب م برخاستن ـ بالا رفتن نُهُوضِهِ = برخاستن آن ـ نهضت آن

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.