تشبیه تمثیلی

دانلود پایان نامه

از سوی دیگر، آن دسته کلمات و یا به تعبیری، اداتی که نشانگر تشبیه هستند، ادات تشبیه گفته می‌شوند. شاید اشاره به اداتی که بیشترین کاربرد را دارند، خالی از لطف نباشد از این رو، باید اشاره داشت که، پرکاربردترین این ادات عبارت‌اند از: «مانند، مثل، همانند، به‌ سان، چون، چو، به کردار، پنداری، گویی، به رنگ، به شکل، به اسلوب و…».
در همین راستا، به امر ادعایی که ارتباط مشبّه و مشبّه ‌به را نشان می‌دهد و نحوۀ مانندگی آن‌ها را به نمایش می‌گذارد، وجه شبه می‌گویند.
«استعاره چیست؟»: استعاره نوعی آرایه ادبی برای به کار بردن لفظ یا عبارتی به جای عبارت دیگر بر اساس شباهت بین این دو است. باید دانست که استعاره در ادب و شعر جایگاه مهم و ارزش والایی دارد به گونه‌ای که در زبانی مثل زبان عربی که مورد مناقشه ما می‌باشد، این اهمیت دو چندان می‌باشد.
امروزه برای فهم بهتر و یا تدقیق در استعاره، تقسیم‌بندی‌های برای آن ارائه می‌دهند که از آن جمله می‌توان به دو مورد استعاره مصرحه و استعاره بالکنایه اشاره نمود:
در صورتی که لفظ مستعار در کلام موجود باشد، استعاره را مصرحه می‌گویند و در صورت عدم وجود آن به آن استعاره بالکنایه گویند. در اینجا ذکر این نکته که این تقسیم‌بندی بر اساس یا بر پایه‌ی لفظ می‌باشد، ضروری به نظر می‌آید. اگر چه برای استعاره تقسیم بندی‌هایی دیگر از جمله، از لحاظ کیفیت لفظ مستعار، از لحاظ واحد کلمه و از لحاظ دو سوی استعاره وجود دارد ولی از آنجایی که شناخت شناسی خود استعاره محل نقاش ما نمی‌باشد، به همین مقدار بسنده خواهیم کرد.
تمثیل: تمثیل در لغت به معنای مثل آوردن، تشبیه کردن چیزی به چیز دیگر، نگاشتن پیکر و نمودن صورت چیزی، عقوبت و عبرت دیگران گردانیدن آمده است. وقتی گوینده‌ای برای بیان مقصود خود، مطلبی حکیمانه به کار برد که ادعای او را اثبات کند، او از تمثیل بهره‌ جسته است؛ مثلاً:
«عالم بی‌عمل به زنبور بی‌عسل ماند»؛ (گلستان سعدی)
و یا این جمله که در اسرار التوحید آمده است که:
«شیخ گفت: مثل ادب کردن احمق را، چون آب است در زیر حنظل، هر چند بیش‌تر خورد تلخ‌تر گردد.»
در این جملات گوینده خواسته است با بهره‌گیری از یک عبارت مورد قبول عامه، تأثیر سخنش را دو چندان کند.
واقعیت این است که تمثیل شاخه‌ای از تشبیه است و از همین رهگذر عنوان تشبیه تمثیلی هم در کتاب‌های بلاغت فراوان دیده می‌شود.
در همین راستا باید توجه داشت که، وجه شباهت تمثیل و تشبیه در آن است که در هر دو، بین دو چیز مقایسه و شباهتی صورت می‌گیرد. در تشبیه این شباهت تخیلی است؛ مثل شبیه کردن سخنان شیرین به قند؛ مانند: بگشای لب که قند فراوانم آرزوست؛ (مولوی) اما، در تمثیل این مقایسه براساس استدلالی خیالی از جانب گوینده صورت می‌گیرد؛ که برای نمونه می‌توان به این شعر از صائب تبریزی اشاره داشت که می‌گویند:
سبک مغزی کز اسباب جهان بر خویش می‌بالد
چو حمالی است کز بار گران بر خویش می‌بالد
در این شعر، شاعر فخر کردن به مادیات دنیوی را ـ که عاریتی بیش نیست ـ به بار حمالی مثال می‌زند که از آنِ حمال نیست و اگر او بر آن نازد به خطا رفته است.
تمثیل در بلاغت معاصر، تقریباً معادل «Allgory» فرنگی‌ قرار می‌‌گیرد، که بیش‌تر در حوزه‌ی ادبیات روایی (داستان، حماسه و نمایشنامه) کاربرد دارد.
«Allgory» از اصل یونانی به معنای نوعی دیگر صحبت کردن است و روایتی است که در آن عناصر و عوامل و اعمال، لغات و گاهی زمینه اثر نه تنها به خاطر خود و در معنای خود، بلکه برای اهداف و معنای ثانوی به کار می‌روند. به عبارت دیگر برخی از عناصر و واژگان، عناصر و واژگان دیگر را نمایندگی می‌کنند. هر تمثل دارای دو رویه و گاه بیش‌تر است و خواننده غالباً با تأمل و دقت در رویه ظاهری، به رویه تمثیلی که معمولاً حاوی نکته‌ای اخلاقی، یا طنزی اجتماعی و یا سیاسی است، پی می‌برد.
در این دیدگاه، تمثیل در حقیقت شگرد و شیوه‌ای است که می‌توان آن را در هر نوع یا شکل ادبی به کار برد، یعنی همان قالبی که در ادب فارسی بسیار رواج دارد و آن بیش‌تر حکایاتی است که در جهت توضیح و تفسیر دیدگاه‌ها و عقاید اخلاقی و عرفانی در پایان مطب ذکر می‌شود. تمثیل به این شکل در ادبیات ما جایگاهی والا دارد و قسمت عمده‌ای از متون منظوم عرفانی ما تمثیلی است. به عنوان نمونه می‌توان گفت که مولانا علاوه بر مثنوی خود، حتی در غزلیاتش «داستان‌های تمثیلی» آورده است.
کنایه چیست؟ در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است که دارای دو معنی نزدیک و دور باشد. گوینده سخن را به نحوی بیان کند که ذهن خواننده یا شنونده به کمک معنی صریح و روشن نزدیک ـ پی به معنی دور آن ببرد. برای مثال، اگر بگوییم در خانه‌ی فلانی همیشه باز است منظور این است که در آنجا رفت و آمد زیاد است. و یا این معنی تداعی می‌شود که ایشان اهل بذل و بخشش و نیکی به دیگران می‌باشند. و یا نمونه‌ای دیگر که به همین معنی می‌باشد این جمله است که گفته می‌شود: «سفره‌ی خانه‌ی فلانی همیشه گسترده است.» این یعنی اینکه ایشان بسیار مهمان نواز می‌باشند. یا نمونه‌ای دیگر از کنایه را می‌توان جمله‌ی «پا توی کفش کسی کردن» گفت که به معنی یا کنایه از دخالت کردن در کار کسی است. اگر چه به موارد بسیاری از کنایه می‌توان اشاره داشت لکن به همین مقدار بسنده خواهیم کرد.
البته لازم می‌دانم که چند نکته را در خصوص کنایه بیان کنم تا بهتر بتوان به مقصود مورد نظر و مطلوب از کنایه نائل آمد؛
نکته‌ی نخست اینکه، در کنایه الفاظ همه حقیقی‌اند اما مقصود گوینده معنای حقیقی و ظاهری آن الفاظ نبوده بلکه قصد راندن ذهن خواننده و یا شنونده به سوی مورد، موضوع و یا مطلب دیگری است.
نکته‌ی دوم اینکه، کنایه معمولاً در یک جمله یا یک ترکیب به کار می‌رود. که نمونه‌ای از آن را می‌توان در این جمله‌ی کوتاه مشاهده نمود که می‌گوید: «هنوز از دهن بوی شیر آیدش.» در توضیح آن باید گفت که این جمله کنایه از این که می‌باشد که هنوز بچه است و بارزترین نشانه‌ی بچگی همان شیر خوردن است. یا مثالی دیگر که ما را بهتر و دقیق‌تر به معنی آن رهنمون می‌سازد این جمله می‌باشد که «که رهام را جام باده است جفت.» در شرح و بسط آن باید گفت که گوینده در این جمله خواهان بیان این است که، او اهل سختی و مصارعه نمی‌باشد در واقع سخنش کنایه از این است که رهام عیاش و خوشگذران است و مرد جنگ نیست. در ادامه چند نمونه را به عنوان کنایه ذکر می‌کنیم. عباراتی نظیر: دست و پا کردن، روی کسی را به زمین انداختن، شکم را صابون زدن، بند از بند گشودن، زبان در کشیدن، عنان گران کردن، دهان دوختن، پای در دامن آوردن، سر زخاک بر آوردن، دست ندادن، دست به سیاه و سفید نزدن، دست روی دست گذاشتن و … همه کنایه هستند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.