تعارضات زناشویی

دانلود پایان نامه

هر سه مراجع در جلسه پیش از درمان، جلسه سوم، جلسه ششم، جلسه هشتم و پیگیری30 روزه با کمک پرسشنامه میل جنسی ‌هالبرت، احقاق جنسی‌ هالبرت، تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران و ذهن‌آگاهی بائر مورد ارزیابی قرار گرفتند.
3-4- گزارش بالینی بیماران
در ادامه، با ارائه شرح مختصری از بیمارانی که در این پژوهش حضور یافتند، به معرفی آنها می‌پردازیم.
3-4-1- بیمار اول
آزمودنی اول: خانمی‌35 ساله، متأهل و دیپلم که دارای دو فرزند است که حدود 12 سال از ازدواج آنها می‌گذرد، وی از همان ابتدای ازدواج نسبت به برقراری رابطه جنسی با همسر خود شور و اشتیاقی نداشته، اما به‌هرحال هرزمانی که همسرش از او تقاضا می‌کرده به این رابطه تن می‌داده است.
شکایت اصلی بیمار از بی‌میلی شدید او نسبت به رابطه جنسی با همسرش بود. بیمار عنوان کرد که این علائم را از ابتدای ازدواج داشته اما با گذشت زمان رفته‌رفته بدتر شده و در حال حاضر به هر شیوه ممکن از برقراری رابطه با همسرش طفره می‌رود وی همچنین از شکایت همسرش از این شرایط نیز ناراحت بود.‌ این خانم در یک خانواده پرجمعیت دریکی از شهرستان‌های مرزی کشور بزرگ‌شده بود و بعد از ازدواجش به کرج نقل‌مکان کرده بود. او دو فرزند پسر دارد که پسر اول او که 10 ساله است به سندرم داون مبتلا است. به نظر می‌رسید که علائم کم‌کاری میل جنسی او بعد از تولد فرزندش شدیدتر شده و احساس گناهی که وی بابت تولد این فرزند در خود احساس می‌کرد به تشدید کم‌کاری میل جنسی او دامن زده بود. بعد از مصاحبه بالینی و تکمیل پرسشنامه‌ هالبرت، مشاهده شد که بیمار احقاق جنسی بسیار پایینی داشت.
3-4-2- بیمار دوم
بیمار دوم خانمی27 ساله، دارای مدرک کارشناسی حسابداری بود، 2 سال بود که ازدواج کرده بود و شکایت اصلی او عدم تمایل به برقراری رابطه با همسرش بود. فرزندی نداشت و از اینکه نمی‌توانست مثل زنان جوان هم سن و سال خودش برای رابطه جنسی با همسرش اشتیاق داشته باشد ناراحت بود. به‌خصوص همسر او نیز از این مسئله در عذاب و ناراحتی بود. همین مسئله منجر به بروز تعارضات شدید زناشویی بین آنها شده بود و درگیر رفتارهای خشونت‌آمیز با یکدیگر شده بودند. بیمار هنگام مراجعه انگیزه زیادی برای درمان نداشت و بیشتر به پایان دادن به زندگی مشترک خود می‌اندیشید و به اصرار همسرش بود که حاضر به شرکت در جلسات شده بود؛ اما از جلسه دوم به بعد انگیزه تغییر پیدا کرد و در انجام تکالیف و حضور به‌موقع در جلسات همکاری می‌کرد. بیمار در سن 14 سالگی پدرش را ازدست‌داده بود. فرزند سوم از چهار فرزند بود.
3-4-3- بیمار سوم
بیمار سوم خانمی ‌متأهل 24 ساله بود، دیپلم داشت و صاحب یک فرزند 5 ساله بود. شکایت اصلی بیمار نداشتن احساسات جنسی و تمایلات جنسی بود و بنا به اظهار خودش از زمانی که یادش می‌آمده همین‌گونه بوده و هیچ دوره‌ای در زندگی‌اش نبوده که شور و اشتیاق جنسی و تمایل به برقراری رابطه جنسی داشته باشد. بیمار در سن هفت‌سالگی مادرش را ازدست‌داده بود؛ و با نامادری بزرگ‌شده بود، در طول جلسات درمان مشخص شد که بیمار توسط برادر نامادری‌اش در کودکی مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌گرفته است و از ترس تنبیه هرگز جرئت مطرح کردن این موضوع را نداشته و در سن 18 سالگی با اولین خواستگار خود با انگیزه فرار از شرایط نامناسب خانه پدری بدون کوچک‌ترین احساس و علاقه‌ای ازدواج می‌کند و هنگام حضور در جلسات اولیه خیلی بی‌تفاوت به نظر می‌رسید و بیشتر به اصرار همسرش آنجا بود ولی از جلسه سوم به بعد انگیزه بیشتری برای تغییر و ادامه پیدا کرد.
3-5- ابزارهای پژوهش
در ادامه ابزارهایی که در پژوهش حاضر مورد استفاده قرارگرفته‌اند، معرفی می‌شود.
3-5-1- پرسشنامه میل جنسی ‌هالبرت (HISD)
‌این آزمون در سال 1992 توسط دیوید فارلی‌ هالبرت برای سنجش میزان تمایل جنسی بارز در فعالیت‌های جنسی ساخته‌شده است. یکی از ویژگی‌های این آزمون این است که تحت تأثیر پاسخ‌های مبتنی بر تمایل جامعه قرار نمی‌گیرد. آزمون شامل 25 سؤال است و در انتخاب گزینه‌های آن از مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. گزینه‌ها از همیشه تا هرگز متغیر است و هر سؤال بین 0 تا 4 نمره می‌تواند داشته باشد.‌این شاخص توسط شفیعی (1384) روی 40 دانشجوی زن متأهل اجرا شد که ضریب آلفای کرونباخ آن 92/0 به دست آمد. در اجرای شاخص تمایل جنسی ‌هالبرت اعتبار آزمون-بازآزمون 86/0 به دست آمد. در اجرای آن توسط شفیعی (1384) روی 40 دانشجوی زن متأهل ضریب آلفای کرونباخ 92/0 بود. در اجرای مجدد آن توسط بای (1387) بر روی 15 زن تحصیل‌کرده متأهل ضریب آلفای کل آزمون به دست آمد.‌این شاخص دارای روایی محتوایی ساختاریافته با ثبات درونی 89/0 است. بنا به نظرسنجی اساتید و صاحب‌نظران از روایی محتوایی مناسبی برخوردار است (ثنایی و همکاران، 1387).
3-5-2- پرسشنامه احقاق جنسی ‌هالبرت (HISA)
‌این آزمون در سال 1992 توسط دیوید فارلی ‌هالبرت برای سنجش میزان احقاق جنسی زنان در تعامل با دیگران تدوین شد (اپت و ‌هالبرت، 1992). آزمون شامل 25 سؤال است و در انتخاب گزینه‌های آن از مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. گزینه‌ها از همیشه تا هرگز متغیر است و هر سؤال بین 0 تا 4 نمره می‌تواند داشته باشد. شاخص احقاق جنسی ‌هالبرت توسط شفیعی (1384) روی 40 دانشجوی زن متأهل اجرا شد که ضریب آلفای کرونباخ آن 87/0 به دست آمد.‌این شاخص دارای روایی محتوایی ساختاریافته با ثبات درونی 91/0 است. بنا به نظرسنجی اساتید و صاحب‌نظران از روایی محتوایی مناسبی برخوردار است (ثنایی و همکاران، 1387).
3-5-3- پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ)
پرسشنامه تعارضات زناشویی یک ابزار 54 سؤالی است که برای سنجیدن تعارض‌های زناشویی و بر مبنای تجربیات بالینی دکتر باقر ثنایی ساخته‌شده است.‌این پرسشنامه 8 بعد از تعارضات زناشویی را می‌سنجد که عبارت‌اند از کاهش همکاری، کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنش‌های هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر، جدا کردن امور مالی از یکدیگر و کاهش ارتباط مؤثر (ثنایی، براتی و بوستانی‌پور، 1386). هر سؤال دارای 5 گزینه است که از 1 تا 5 نمره‌گذاری می‌شوند. حداکثر نمره قابل کسب در پرسشنامه 270 و حداقل آن 54 است. در این ابزار نمره بیشتر به معنی تعارض بیشتر و نمره کمتر به معنی رابطه بهتر است. هنجار (نرم)‌این پرسشنامه بر حسب نمرههای استاندارد برای گروه‌های مطالعه و زنان و مردان به تفکیک محاسبه‌شده است. محتوای مؤلفههای پرسشنامه به‌گونه‌ای تهیه‌شده که با متغیر موردنظر (تعارضات زناشویی) ارتباط نزدیک و مستقیمی دارند. مطالعات روان‌سنجی نشان داده است که این پرسشنامه دارای روایی محتوایی مطلوب است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 71/0 و برای هفت مقیاس آن از60/0 (کاهش رابطه جنسی) تا 81/0 (کاهش رابطه با خانواده همسر) متغیر بوده است (ثنایی، 1379). براتی و ثنایی به‌منظور اندازه‌گیری پایایی و روایی، پرسشنامه مذکور را روی یک گروه 111 نفری متشکل از 53 مرد و 58 زن که برای رفع تعارضات زناشویی خود به مراجع قضایی یا مرکز مشاوره مراجعه کرده بودند و نیز یک گروه گواه 108 نفری زوجهای عادی متشکل از 53 مرد و 55 زن اجرا کردند. مقایسه میانگین دو گروه سازگار و ناسازگار در مردان و زنان بیانگر وجود تفاوت معناداری بین آنها میباشد که می‌تواند دال بر قدرت تمیز آزمون در تشخیص زوجهای متعارض از نامتعارض باشد (ثنایی و همکاران، 1379).
3-5-4- پرسشنامه ذهن‌آگاهی بائر و همکاران (FFMQ)
این پرسشنامه یک مقیاس خود سنجی 39 ماده‌ای است. بررسی‌ها نشان داده است که همسانی درونی عامل‌ها مناسب بوده و ضریب آلفا در گستره‌ای بین 75/0 (در عامل غیر واکنش بودن) تا 91/0 (در عامل توصیف) قرار دارد. همبستگی بین عامل‌ها متوسط و در تمام موارد معنی‌دار بوده و در طیفی بین 15/0 تا 34/0 قرار دارد (نئوسر، 2010). در مطالعه‌ای که بر روی اعتباریابی ‌و پایایی ‌این پرسشنامه در ایران انجام‌گرفته است، ضریب همبستگی پیش‌آزمون ـ باز آزمون این پرسشنامه در نمونه ایرانی بین 57/0 (غیر قضاوتی بودن) تا 84/0 (مشاهده) مشاهده شد. همچنین ضریب آلفا در حد قابل‌قبول 55/0 (در عامل غیر واکنش بودن) تا 83/0 (در عامل توصیف) به دست آمد (احمدوند و همکاران، 1391). نمره بیشتر در این پرسشنامه به معنای ذهن‌آگاهی بالاتر است.
3-6- فرایند درمان
در این پژوهش از شیوه شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی استفاده شد که در ادامه به توضیح آن می‌پردازیم.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.