کیفیت روابط زناشویی

پیش از آنکه به تعریف کیفیت زناشویی پرداخته شود  برای روشن شدن هر چه بیشتر مفهوم این سازه، ابتدا باید آن را از سازه های دیگری که در مطالعه ها و پژوهش های زناشویی بیشترین استفاده را دارند، متمایز نمود. در پژوهش های زناشویی شاخص های رضایتمندی، سازگاری و کیفیت زناشویی، سازه هایی هستند که بیش از همه  و بعضی اوقات به جای هم، مورد استفاده قرار گرفته اند(آکاردینو و جورنی، 2003 ، ادیتال و لاوی[1]، 2005).

 

 

2-2-1- رضایتمندی زناشویی

رضایتمندی زناشویی[2] به عنوان نگرش ها یا احساسات کلی فرد نسبت به همسر و رابطه­اش تعریف شده است(کوب[3]، 2002). چنین تعریفی از رضایتمندی زناشویی نشان می دهد که رضایتمندی یک مفهوم تک بعدی است و نشان دهنده ارزیابی کلی فرد نسبت به همسر و رابطه­اش است. بدین ترتیب رضایتمندی زناشویی نشان دهنده ارزیابی کلی فرد است که در آن ویژ گی های مثبت بارز هستند و و یژگی های منفی تقریباً وجود ندارند و عدم رضایتمندی زناشویی منعکس کننده حالتی از ارزیابی است که در آن ویژگی­های منفی بسیار بارز هستند و ویژگی های مثبت نسبتاً وجود ندارد. در نتیجه رضایتمندی زناشویی یک پدیده درون­فردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است و وقتی بکار می رود که واحد تحلیل فرد است(یعنی نگرش ها یا احساسات فرد) و هدف تجزیه و تحلیل نگرش های ذهنی افراد (به جای نشانه های عملی) درباره همسر و رابطه است(برادبوری، فینچام و بیچ[4]، 2000).

2-2-2- سازگاری زناشویی

بررسی پیشینه مفهوم سازگاری زناشویی نشان می دهد که این مفهوم به طور ثابت برای اشاره به فرایندهایی که برای دستیابی به یک رابطه زناشویی هماهنگ و کارکردی ضروری است، در نظر گرفته می­شود(برادبری، فینچم و بیچ، 2000). دراین خصوص، رابطه­ی سازگارانه به عنوان رابطه ای تعریف می­شود که در آن مشارکت کنندگان حتی اگر با یکدیگر مخالفند، به خوبی با هم ارتباط برقرار می­کنند و اختلاف­هایشان را به شیوه­های رضایت بخش و دو جانبه حل و فصل می­کنند(لاک و والاس[5]، 1959). اسپنیر سازگاری را فرایندی تعریف می کند که پیامدهای آن بوسیله میزان اختلافات مشکل آفرین زوجین، تنش­های بین فردی و اضطراب فردی، رضایتمندی زوجین، انسجام و به هم  پیوستگی زوجین و همفکری درباره مسایل مهم زناشویی، مشخص می­شود(گانگ، 2007). بدین ترتیب سازگاری مفهومی چند بعدی است که نه تنها فرد، بلکه رابطه او با همسرش را در نظر می­گیرد و نسبت به رضایتمندی از ویژگی های عینی­تری  برخوردار است(برومن[6]،2005).

اسپنیر بر اساس این تعریف، مقیاس سازگاری زوجی را تدوین کرد که شامل اندازه­گیری چند بعدی سازگاری زناشویی است. اما به دلیل آنکه وجوه متفاوت روابط زناشویی را ارزیابی می­کند، مورد انتقاد تعداد بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته  است(برادبری، فینچم و بیچ، 2000). به همین ترتیب لاک و والاس(1959) سازگاری زناشویی را به عنوان فرایند انطباق کارامد شوهر و زن تعریف می­کنند که از تنش­های ارتباطی اجتناب می­کنند و یا آن را حل می­کنند، آن چنان که از ازدواجشان و از یکدیگر احساس رضایت می­کنند و علایق و فعالیت­های مشترکی دارند و احساس می­کنند که ازدواجشان انتظارات آنها را برآورده کرده است. لاک بر اساس همین تعریف یک آزمون سازگاری زناشویی تدوین کردند که خشنودی همسران از ازدواج و همسرشان، میزان توافق درباره مسائل زناشویی(مثلا” رابطه جنسی، تبادل محبت، فلسفه زندگی و غیره)، میزان همراهی همسران با یکدیگر، توانایی آنان در کنار آمدن با تضادهایشان را ارزیابی می­کند(لسلی و لیتیگ[7]، 2004 ).

2-2-3- تعریف کیفیت زناشویی

اگرچه در طول دهه اخیر مفهوم کیفیت زناشویی به طور روز افزونی در پژوهش­های زناشویی استفاده شده و مطالعات بسیاری درباره آن انجام شده است، اما اتفاق نظر اندکی درباره مفهوم سازی و اندازه گیری آن وجود دارد. هنوز به درستی مشخص نیست که آیا کیفیت زناشویی احساس افراد متاهل درباره ازدواجشان است یا یکی از ویژگی­های ارتباط بین همسران است. آیا برای اندازه گیری آن باید از یک بعد ( برای مثال، رضایتمندی کلی) و یا چند بعد پیچیده( برای مثال ، ویژگی­های رفتاری ) استفاده کرد؟ از آنجاییکه به نظر می رسد مردم تمایل ندارند ازدواج هایشان را به طور کلی منفی ارزیابی کنند، اندازه گیری تک بعدی رضایت کلی همسران ممکن است نامناسب باشد( پیمنتل[8] ، 2000). بررسی پیشینه پژوهش­های حیطه روابط زناشویی نشان می دهد که دو جهت  گیری عمده برای مفهوم سازی و کاربرد عملی کیفیت زناشویی وجود دارد. در برخی موارد با کیفیت زناشویی به طور واضح به عنوان مفهومی که از دو جزء تشکیل شده برخورد شده است. یعنی کیفیت زناشویی، هم سازگاری زناشویی و هم شادمانی[9] زناشویی  را در بر می­گیرد. در این صورت سطح بالای کیفیت نشان دهنده­ی وجود ویژگی های عینی رابطه( بین همسران ) همچون همراهی، ارتباط خوب و عدم  تضاد است، که  مشخصه رابطه سازگارآنهاند. همچنین میزان رضایتمندی از رابطه و همسر را نیز در بر می­گیرد. سازه کیفیت زناشویی این سازگاری و رضایتمندی را در یک مفهوم وسیعتر و جامع ترکیب می­کند( لیوایز و اسپنیر، 1979). بدین ترتیب کیفیت زناشویی مفهومی چند بعدی است که نه تنها شامل ویژگی های دورن فردی،  بلکه  شامل ویژگی های بین­فردی  همسران  نیز  هست. براین اساس بوکوالا[10](2005) توافق نسبی زن و شوهر درباره موضوع­های مهم، شریک شدن درکارها و فعالیت­های  مشترک و ابراز محبت به یکدیگر را کیفیت  زناشویی می­داند.

بیشتر اندازه گیری های رضایت، سازگاری و کیفیت  زناشویی در دو گروه جای می گیرند. اندازه گیری های کیفیت سازگاری، که هر دو ویژگی-های عینی و ذهنی روابط زناسویی را ارزیابی می کنند، و اندازه گیری های کیفیت رضایتمندی، که فقط ویژگی ها و نگرش­های ذهنی روابط زناشویی را ارزیابی می­کنند(برومن، 2005).

لازم به ذکر است که در این پژوهش پژوهشگر از مفهوم وسیع و جامع کیفیت زناشویی استفاده کرده است. به عبارت دیگر هم سازگاری و هم رضایتمندی یعنی هر دو ویژگی عینی و ذهنی روابط زناشویی ارزیابی کرده است.

[1] – Adital B., Lavee, Y

[2] – marital satisfaction

[3] – Cobb, R. J.

[4] – Bradbury, T., Fincham, F., & Beach, S

[5] – Locke, H. J., & Wallace, K. M

[6] – Broman, C. L

[7] – Leslie, L. A., & Letiecq, B. L.

[8] – Pimentel, E. F

[9] – marital happiness

[10] – Bookwala, J

Written by