تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

با وجود این، عبادت در اساس خود ارتباطی با خدایی شخص‌وار است. خدای سنتی حمد و ثنا و درخواست‌های ما را میشنود، حتی افراد بسیار سادهای مثل مرد شیر فروش هم میتواند با وی صحبت کنند. عبادت چارچوبی است که به وسیله آن جامعه برای اهدافی از قبیل رفاقت، تعلیم و تربیت، جشن، عزاداری، آموزشهای حساس و القائات اخلاقی گرد هم میآید، اما موجودی شخص‌وار در کار نباشد که در عبادت با آن ارتباط برقرار کنیم، این اعمال شریف نمیتوانند علاقهی پایداری را در ما ایجاد نمایند. بدون وجود خدایی شخص‌وار عبادت روح و معنای خود را از دست میدهد.
جنبه پایدار عبادت ما باید برای شکل دادن به تصورمان از خدا دارای وزن فلسفی جدی باشد. تجربیات بیناشخصی ما با یکدیگر قرینه‌ای بر واقعیت شخصیت انسانی است، و تلاش ما برای ارتباط با خدا به‌نظر تابع همان الگو است. هلوی به درستی بر این مسئله تاکید کرده بود که تجربیات دینیْ انتزاعی و ذهنی نیستند، بلکه عینی و کلی بوده و تمام شخصیت شخص را به عنوان یک فرد و عضوی از یک گروه شامل میشود.]22[ به تعبیر بوبر، شخص دینی ارتباطی دو طرفه با خدا ایجاد میکند که در آن دیگر خدا موجودی دور و مطلق نیست، بلکه رفیقی است که همان‌گونه که ما بر او تاثیر میگذاریم، او بر ما تاثیر میگذارد.]23[ اگر چه اینگونه تصور از خدا ممکن است باعث گرایش به قائل شدن جنبه انسانی برای خدا گردد تا اینکه یک چهره واقعی از او تصویر کنیم، اما در سنت غربی بسیاری دریافتهاند که رابطه آنها با خدا به وسیله تعابیر شخصی به بهترین شکل اظهار می‌شود، اینکه به نظر می‌رسد حقیقت خدا است که مقولههای شخصی فکر و زبان می‌طلبد. این دیدگاه ممکن است سوء تعبیری از تجربه ما یا حتی توهمی کلی باشد، اما تعداد افرادی که به آن گرایش پیدا کردهاند و مشابهت توصیفات آنها بدین معنا است که تجربه دینی خدایی شخص‌وار می‌تواند مبنایی جدی برای مدعیات معرفی باشد، و چنین نیز هست.
البته تجربیات شرقی خصوصاً، هندوییسم و بودیسم، بسیار متفاوتند، اما به نظر من این اختلافات به این دلیل است که در شرق شخص‌بودن (خصوصاً در عنصر اراده آزاد) نوعی توهم و دام تلقی می‌شود، در صورتی که در غرب همچون واقعیت و مرحمت لحاظ می‌شود. این مغایرت، عمدتا انواع مختلفی از مذاهب و عبادتها را به وجود میآورد. در شرق آموزشهای دینی و اعمال آن طوری طراحی شدهاند تا مردم را از احساس فردیتشان تا حد ممکن رها کنند، در حالیکه در غرب این آموزشها و اعمال برای ارتباط با خدا از راهی فعال و کاملاً شخصی، هم در کلمات و هم در افعال، طراحی شده‌اند. اگر بر آنیم که غرب شخص‌بودن را در موضوعات غیردینی ارزشمند تلقی می‌کند، نباید از ورود آن به الاهیات هم شرمنده باشیم.
در مقابل، باید حس کنیم که مجبوریم این کار را انجام دهیم. از نظر هلوی، خدای فلاسفه و خدای ابراهیم کاملاً با هم متفاوت هستند، زیرا فلسفه طوری فهمیده می‌شد که تنها معرفتی را دربر بگیرد که در تلاش برای توصیف تجربه از بی‌طرفانه‌ترین راه ممکن به دست میآید. اما چون ما از طریق تعامل با جهان نیز حقایقی عینی نیز درباره آن می‌آموزیم، بنابراین از نظر عقلی به شمار آوردن آن عنصر از تجربه در تصورمان از خدا کاملاً قابل توجیه است. علاوه بر این، از نظر عقلی لازم است که این کار را انجام دهیم، چون در غیر این صورت تصور ما از خدا بخش عمدهای از تجربه ما را مدنظر قرار نداده است. در واقع، ممکن است در این حالت باشد که تجربیاتی از قبیل عشق، خشم، امید، وفاداری و دوست داشتن پیش‌نیازهای منطقی برای فهم مناسب از خدا باشند. مطمئناً درست است که بگوییم روحهای حساس به اندازه ذهنهای بزرگ درباره ماهیت خدا با ما صحبت کردهاند، هم خدای انتزاعی عقل و هم خدای شخصی عمل، وحی و عبادت همگی تصوراتی مشروع و مکمل از خدا هستند و ما باید هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک یهودی در موردکلیت تجربه خود صادق باشیم.]24[
یادداشت‌ها
در اینجا می‌خواهم از دکتر نل لیگمن و دکتر گوردون تاکر به دلیل توضیحات مفیدشان درپیش‌نویس قبلی این مقاله تشکرکنم. البته نظراتی که در اینجا تشریح می‌شود، به وضوح مربوط به من هستند، نه آنها، اما آنها به من کمک کرده‌اند تا این دیدگاه را واضح‌تر بررسی و بیان نمایم.
درنکات زیر M یعنیMishnah ،T یعنی Tosefta، B یعنی تلمود بابلی و MTیعنی تورات میشنه.
1. مقایسه کنید با والترکافمن، نقد دین و فلسفه (گاردن سیتی، نیویورک: دابل‌دِی، 1958، 1961)، صص 13-16. در اینجا او توضیح می‌دهد که چگونه فقدان تواضع معرفت‌شناختی مناسب باعث فیلسوفانی بدون حس مزاح می‌شود.
2. به عبارت دیگر، من «منظرگرای نرم» هستم. مقایسه کنید با فان ای هاروی، مورخ و معتقد (نیویورک: مک‌میلان، 1966)، صص 205-230. جیمز مک کلندون و جیمز ام اسمیت، فهم عقاید دینی (نتردام: انتشارات دانشگاه نتردام)، صص 6-7.
3. میلتون اشتاینبرگ نیز رویکرد مشابهی در پیش گرفته است. مقایسه کنید با اثر او: یهودی معتقد (نیویورک: Harcourt, Brace and Company, 1951)، صص 13-31؛ و اثر دیگر او: آناتومی دین، ویراسته آرتور ای کوهن (نیویورک: Harcourt, Brace and Company، 1960)، صص 73-79.
4. نخست این بحث را در این مقاله طرح کردم: «دو راه برای نزدیکی به خدا،» در یهودیان محافظه‌کار 30: 2(زمستان 1976). صص 58-67، که در این اثر بازچاپ شد: سیمور سیگل و الیوت گرتل (ویراستاران)، خدا در تعالیم یهودیان محافظه‌کار (نیویورک: Rabbinical Assembly، 1985)، صص 30-41.
5. جووا هالوی، Kuzari، کتاب چهارم، بخشهای 3، 13، 15-17؛ کتاب پنجم، بخشهای 16 و 21: بلز پاسکال، اندیشه‌ها، قطعه 555؛ مقایسه کنید با قطعه 430.
6. ویل هوبوگ، یهودیت و انسان مدرن (Cleveland and New York: World Publishing
Company, and Philadelphia: Jewish Publication Society of America, 1951, 1959)، فصل 7، صص 57-68 این صفحات در این حوزه برای من اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند.
7. T، سنهدرین، B سنهدرین و قوانینMT (تورات میشنه) درباره قضاوت (سنهدرین) 2: 3.
8. Pesiktad Rav kahana ، فصل 15. همچنین نسخه خطی دارای Seor «خمیرمایه» است. پروفسور رابرت گوردیس اشاره کرده که این احتمالاً اشتباه است. کلمه «خمیرمایه» در مورد تورات اطلاق نمی‌شود، چون کاربرد استعاری آن به گناهکاری اشاره دارد. احتمالاً کلمه اسمی Maor «نور» بوده است.
9. B کیدوشین،a 31؛ باواکاما، a38-a87؛ آوودا زاراه a3.
10. M، براخوت2: 2.
11. T، شووت، 3: 6.
12. MT، قوانین پادشاهان8: 11.
13. مقایسه کنید با تمایزی که فرانز روزنتسوایگ در مقاله خود میان شریعت و فرمان قائل می‌شود – شریعت فاقد ارتباط الاهیاتی موجود در فرمان است. «سازندگان» در فرانز روزنویگ، در آموزش یهودی، ویراسته ناهوم گلاترز، (New York, NY: Schocken, 1955) ص 75 به بعد؛ بازچاپ در الیوت ران دورف، قوانین یهود و ایدئولوژی مدرن (New York: United Synagogue of America, 1970) صص 120-121.
14. در انقطاع پیشگویی: ب. سنهدرین 11a؛ عالم شماره 14: 4. در برتری مکاشفه موسی: تلمود ملیگا 14a. سفر خروج Rabbah 28:6, 42:8; Leviticus Rabbah 1:14.
15. برای مطالعه بحثی جامع درباره عالمان یهودی و موضع معاصر اصلی در مورد طبیعت و اختیار مکاشفه، مقایسه کنید با اثر من: یهودیت محافظه‌کار: نیاکان ما تا فرزندانمان (New York: United Synagogue Youth, 1977, second edition, 1996) فصل 3، قسمت C و D.
16. ویلیام تمپل، طبیعت، انسان و خدا (New York: St. Martin’s Press, 1934)، خطابه 12، صص 304-318؛ بازچاپ در جان هیک (ویراستار)، قرائت‌ کلاسیک و معاصر فلسفه دین (Englewood Cliffs, N.J.: Prentice-Hall, 1970)، صص 271-281.
17. من آن را به تفصیل در «وحی» توضیح داده‌ام. یهودیت محافظه‌کار، 31: 1-2 (Fall-Winter,
1976-77)، صص 58-59. پاراگراف قبلی و بقیه این قسمت از آن برگرفته شده‌اند. همچنین، این مطلب پایه و اساس بخش وحی در این کتابم است: شناخت خدا: سفرهای یهودی به ناشناختنی، صص 91- 128.
18. تلمودShabbat ، a31؛ تلمودRosh Hashanah ،25a-b؛ تلمود Sotah،b 47؛ تلمود Bawa Metiza59b. همین نکته در مورد توده‌ها نیز صدق می‌کند، هر چند در شریعت‌گذاری رسمی مجسم شود؛ مقایسه کنید با مناهم الون، «مینهنگ،» دایره‌المعارف جودائیکا، 12: 23-25، « Takkanot Ha-Kahal،» همان، 15: 732-35.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.